مرور نیم قرن شورش در فرانسه

هرچند فرانسه با پشت سر گذاشتن چهار جمهوری و رسیدن به جمهوری پنجم به نظر می‌آمد که دوره انقلاب و شورش‌ها را سپری کرده، اما شواهد و قرائن نیم قرن گذشته نشان می‌دهد که با گذشت 229 سال از انقلاب هنوز رگه‌هایی از شورش و انقلاب در این کشور وجود دارد.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۷ قوس ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۶
مرور نیم قرن شورش در فرانسه
اشاره: انقلاب فرانسه در 5 مه سال 1789 به پیروزی رسید و پس از تصرف زندان باستیل به دست انقلابیون، پادشاه لویی شانزدهم در سال 1793 اعدام شد. بعدها این انقلاب به خشونت گرایید و از درون آن اعدام افراد با گیوتین (سر بریدن) بیرون آمد. هرچند فرانسه با پشت سر گذاشتن چهار جمهوری و رسیدن به جمهوری پنجم به نظر می‌آمد که دوره انقلاب و شورش‌ها را سپری کرده، اما شواهد و قرائن نیم قرن گذشته نشان می‌دهد که با گذشت 229 سال از انقلاب هنوز رگه‌هایی از شورش و انقلاب در این کشور وجود دارد.
کشوری که بارها طی سیصد سال اخیر دچار تحولات عمیق اجتماعی-سیاسی شده و هر بار هزینه‌های سنگینی بابت آن پرداخت کرده است. از اعدام‌های انقلابی و خونین در انقلاب‌های معاصر این کشور گرفته تا به آتش کشیدن هزاران خودرو و دیگر وسایل عمومی در اعتراضات دهه‌های اخیر، همگی نشان از میزان بالای حساسیت اجتماعی این کشور نسبت به مسائل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد. زمانی که در مه سال 1968 دانشجویان فرانسوی جرقه اعتراضاتی گسترده و بی‌سابقه در این کشور که از زمان «کمون پاریس» در سال 1848 نمونه نداشت را زدند، کمتر صاحب‌نظری می‌توانست باور کند که توسعه و رشد سریع فرانسه در سال‌های رهبری شارل دوگل اینچنین به یک‌باره با آشوب‌های اجتماعی روبه‌رو شود. آشوب‌هایی که درنهایت منجر به استعفای ژنرال دوگل شد، اما میراث اعتراضات مدنی و آشوب‌های اجتماعی هیچ‌گاه بر زمین گذاشته نشد و در سال‌های 1995، 1997، 2003 و 2005-2009 باز هم تکرار شد.
حال با گذشت 50 سال از جنبش مه 68، فرانسه بار دیگر دچار التهاباتی شده که از آن زمان تاکنون بی‌سابقه بوده است. جنبش موسوم به جلیقه زردها، افرادی که از روستاها و حومه‌های پاریس و دیگر شهرهای فرانسه علیه سیاست افزایش مالیات، افزایش قیمت سوخت و گرانی به‌پا خواسته‌اند. شدت اعتراضات طی روزهای گذشته به حدی بوده که دولت مکرون نسبت به سیاست‌های اقتصادی خود ابتدا برای شش ماه و سرانجام به طور کلی از سیاست های خود صرفنظر و عقب‌نشینی کرد، اما معترضان اعلام کرده‌اند امروز نیز اعتراضات بی‌سابقه‌ای در سطح فرانسه رقم خواهند زد. در همین راستا نخست‌وزیر فرانسه اعلام کرده است 89 هزار نیروی امنیتی در سراسر فرانسه مستقر خواهند کرد و به پلیس دستور داده با شدت با معترضان برخورد کنند.

جنبش مه 1968
فرانسه در ماه مه سال 1968 میلادی شاهد یکی از بزرگ‌ترین تحولات اجتماعی خود بود که از زمان «کمون پاریس» در سال 1848 تا آن زمان بی‌سابقه محسوب می‌شد. تنها ظرف مدت چند روز خیزشی دانشجویی–کارگری اقتصاد فرانسه را تا مرز فروپاشی پیش برد و دولت فرانسه را تا مرز سقوط سوق داد. نیروهای محرکه اصلی این حرکت دانشجویان دانشگاه‌های فرانسه بودند.
جنبش مه 68 ماهیتی چپ‌گرایانه داشت. ایدئولوژی آن متأثر از مانیفست «کارل مارکس» درباره کمونیسم بود، اما طیف گسترده‌ای از اندیشه‌های چپ را در برمی‌گرفت. هر یک از این مکاتب فکری بخشی از دانشجویان را در جنبش مه 68 با خود همراه ساخته بودند و دانشجویان سازماندهی آن را به عهده گرفتند.
در سال‌های منتهی به خیزش مه 68 اقتصاد فرانسه همانند اقتصاد اکثر کشورهای صنعتی شده شاهد توسعه‌ای عظیم بود. توسعه‌ای که یکی از آثار آن افزایش تساعدی تعداد دانشجویان دختر و پسر بود. در فاصله سال‌های 63-1962 میلادی تعداد دانشجویان در مقطع تحصیلات عالیه 280 هزار نفر بود این میزان، اما در فاصله سال‌های 68-1967 به 605 هزار نفر رسید. این افزایش جمعیت دانشجویی نقش مهمی در روند افزایش حساسیت نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی در دانشگاه‌ها ایفا کرد.
دانشجویان فرانسوی در اعتراض به وضعیت سلسله مراتبی نظام اجتماعی فرانسه، کیفیت پایین زندگی کارگران و شرایط آموزشی پس از جنگ جهانی دوم جرقه اعتراضات مه 68 را زدند. آغاز این جنبش به تظاهرات روز 22 ماه مارس بازمی‌گردد. ساختمان اداری دانشگاه نانت توسط 150 نفر از دانشجویان اشغال شد. دولت این عده را آنارشیست نامید و در پی آن تعداد زیادی از دانشجویان توسط پلیس بازداشت شدند. پس از آن دانشجویان راهپیمایی مسالمت‌آمیزی را به منظور بیان مطالبات خود برپا کردند. توجه رسانه‌ها به سرعت به شورش جلب شد. در 3 مه 1968 دانشجویان دانشگاه سوربن در پاریس نیز در اعتراض به تعطیل شدن دانشگاه نانت و بازداشت بسیاری از دانشجویان آن دانشگاه توسط پلیس، دست به تجمع اعتراض‌آمیز زدند. در 6 مه، اتحادیه ملی دانشجویان فرانسه و اتحادیه استادان دانشگاه‌های فرانسه در اعتراض به تهاجم پلیس به دانشگاه سوربن به برپایی راهپیمایی و اعتصاب پرداختند. همچنین بیش از یک میلیون نفر در روز 13 مه به راهپیمایی پیوستند و پلیس این تحرکات را زیر نظر داشت. نخست‌وزیر وقت «جورجیوس پامپیدو» شخصاً خبر آزادی بازداشت شدگان و بازگشایی مجدد دانشگاه سوربن را اعلام کرد، اما با این حال در 16 مه، کارگران که پس از اعتراضات دانشجویی به این جنبش پیوسته بودند، 50 کارخانه را تصرف کردند. در روزهای بعد گفته می‌شود میلیون‌ها کارگر به موج اعتراضات پیوسته بودند.
درمجموع تحولات منتهی به جنبش مه 1968 فرانسه را می‌توان به سه مرحله تقسیم کرد. نخست پیدایش بیش از پیش کارگران بدون تخصص و خارج از نفوذ سندیکاهای مسلط، مرحله دوم تلاقی این مبارزات با اشتباهات و سرکوب دولتی که فضای عمومی در جامعه فرانسوی را به سمت یک انفجار تاریخی پیش برد. سومین مرحله جنبش مه گشایشِ اعتراض به سوی تمامی جوانب زندگی است. برخلاف ادعاهای سطحی و رسانه‌های مسلط جهانی، جنبش مه ۶۸ نه نفی مبانی جنبش قدیمی کارگری و انقلابی، بلکه بسط و گسترشِ آن بود، یعنی این آگاهی که دیگر تغییر روابط تولیدی کافی نیست؛ آنچه باید نابود شود روابط سلطه است در تمامی وجوه آن. درنهایت جنبش مه 1968 موجب شد تا «شارل دوگل» که پیش از آن به قهرمان ملی فرانسویان شهرت داشت، در سال 1969 استعفا دهد و در انتخابات ریاست جمهوری نخست‌وزیر میانه‌رو و محافظه‌کار وی، «ژرژ پمپیدو» به ریاست جمهوری رسید و کابینه‌ای را تشکیل داد که در آن تعدادی از راست‌گرایان جدید که مخالف حکومت اقتدارگرایانه دوگل بودند به کار گمارده شدند. یکی از این وزرا (والری ژیسکاردِستن) در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۷۴ رئیس‌جمهور فرانسه شد.

تداوم اعتراضات خیابانی
در سال 2005 میلادی دو مهاجر آفریقایی‌تبار در اثر برق‌گرفتگی در یک ایستگاه برق محلی در فرانسه کشته شدند؛ گفته می‌شد این دو در هنگام حادثه تحت تعقیب پلیس بودند. این امر شورش و ناآرامی گسترده‌ای را در سراسر مناطق حومه پاریس به همراه آورد. بسیاری این موج ناآرامی را نشانه مشکلات و گرفتاری‌های حل نشده‌ای دانستند که بیشتر مهاجران فرانسه که مجبور به سکونت در مناطق حومه‌ای شهرهای بزرگ هستند، با آن مواجه‌اند. قتل این دو جوان موجب شد تا فرانسه یک‌بار دیگر پس از مه 1968 وارد یک سری التهابات و شورش‌های اجتماعی شود که دامنه آن از حقوق مهاجران ساکن در این کشور به مسائل معیشتی و اقتصادی و نیز کشیده شد.
خیابان‌های فرانسه بار دیگر مملوء از معترضانی شد که از فرط خشم نسبت به سیاست‌های دولت شیراک خیابان‌های این کشور را به آتش می‌کشیدند و برخورد خشن پلیس به شدت این التهابات اجتماعی می‌افزود. حوادث این سال به سه هفته تظاهرات گسترده انجامید که در جریان آن قریب به 10 هزار خودرو و 300 ساختمان به آتش کشیده و وضعیت اضطراری ملی اعلام شد. طی سال‌های 2005 و 2006 کارگران، کارمندان و بخش‌هایی از اقشار جامعه فرانسه دست از کار کشیده و به خیابان‌ها می‌آمدند. اعتراضات مردم بار دیگر در سال 2007 و زمانی که نیکولای سارکوزی رئیس‌جمهور فرانسه بود، تکرار شد. سارکوزی پس از شروع اعتراضات گسترده مردمی در تلویزیون ظاهر شد و گفت: «ما یک دموکراسی قدیمی هستیم و اجازه نمی‌دهیم عده‌ای با تهدید امنیت عمومی و آتش زدن خودروها در خیابان، نظر خود را به جامعه تحمیل کنند».
در این سال نیز با اعتصاب کارگران پالایشگاه‌ها، توزیع بنزین در فرانسه مختل و صف‌های طویل خودروها در مقابل پمپ‌بنزین‌ها تشکیل شد. پس از آنکه سارکوزی دستور استفاده از زور علیه کارگران اعتصابی را صادر کرد، رهبران اتحادیه‌های کارگری، مطبوعات و احزاب چپ فرانسه با اشاره به قانون اساسی به ویژه قانون کار، اعتصابات کارگران را حق قانونی آن‌ها برشمردند. آن‌ها به دولت یادآوری کردند که اجازه ندارد علیه کارگران اعتصاب کننده از زور استفاده کند. درمجموع سال‌های 1995، 1997، 2003، 2005، 2006، 2007 و 2009 سال‌های اعتصابات و اعتراضات گسترده مردمی در اعتراض به برنامه‌های اقتصادی دولت و افزایش شکاف اقتصادی و اجتماعی در فرانسه بود. طی این سال‌ها در پی تداوم اعتصابات و اعتراضات، با آنکه لوایح اقتصادی دولت فرانسه در دو مجلس تصویب شده بود، دولت ناگزیر شد آن‌ها را پس بگیرد.

شورش جلیقه زردها
جنبش «جلیقه زردها» از روز ۱۷ نوامبر در اعتراض به افزایش مالیات بر سوخت و با مسدود کردن جاده‌های بین‌شهری شروع شد. این جنبش که بدون شکل، خودانگیخته و انفجاری آغاز شد، اکنون با پیشروی تا قلب پاریس، خواستار برگزاری همه‌پرسی برای استعفای رئیس‌جمهوری فرانسه، امانوئل مکرون شده است. اکثریت قریب به اتفاق فرانسوی‌ها سیاست اقتصادی مکرون را غیرعادلانه و غیر انسانی ارزیابی می‌کنند.
بر اساس آخرین آمار ۷۴ درصد فرانسوی‌ها از این اعتراضات حمایت کامل می‌کنند و 62 درصد بر این اعتقادند که تقویت قدرت خرید مردم و وضعیت مالی آن‌ها مهم‌تر از کنار گذاشتن سوخت‌های فسیلی است. سیاستی که مکرون تحت عنوان «عدم مصرف سوخت‌های فسیلی» جلو می‌برد از سوی مردم با شک و تردید ارزیابی می‌شود. جلیقه زردها بیشتر شهروندانی هستند که با وجود کار و درآمد، در گذران زندگی و معاش به مشکل برمی‌خورند.
کارمندان، کارگران و خانواده‌هایی که در حومه شهرهای بزرگ یا مناطق روستایی زندگی می‌کنند و برای رفت‌وآمد و زندگی روزمره به خودروی شخصی وابسته هستند. معترضان خود را وابسته به طیف سیاسی یا حزب خاصی نمی‌دانند و نمی‌خواهند خواسته‌هایشان با مطالبات حزبی و رهبری جناحی منحرف شود. جناح‌های مختلف فرانسه از چپ تا راست حمایت خود را از حرکت جلیقه زردها اعلام کرده‌اند.
با این حال «فرانک بولر» یکی از اعضای شناخته‌شده این جنبش می‌گوید: «ما نمی‌خواهیم کسی جنبش ما را به نام خود مصادره کند. ما رهبر جنبش نمی‌خواهیم. انقلاب فرانسه با جنگ آرد آغاز شد. اکنون این جنگ برای ما، جنگ مالیات سوخت است». جنبش جلیقه زردها با اعتراض به افزایش قیمت سوخت آغاز شد، اما اکنون این جنبش اعتراضی تبدیل به جنبشی علیه مالیات شده است. جنبشی که به گفته تحلیل‌گران اولین و مهم‌ترین چالش فراحزبی برای دولت مکرون محسوب می‌شود.
طبق آخرین نظرسنجی‌ها بیش از ۵۰ درصد از رأی‌دهندگان به مکرون در انتخابات رئیس‌جمهوری از این اعتراضات حمایت می‌کنند. اعتراضات به گرانی سوخت و مواد غذایی و بالا بودن مالیات همچنان ادامه دارد. طی روزهای گذشته در پاریس کشمکش‌های خشونت‌آمیزی میان معترضان و مأموران پلیس روی داد که گفته می‌شود در ۵۰ سال گذشته بی‌سابقه بوده است. در این اغتشاشات شماری خودرو آتش گرفت و چندین مغازه غارت شدند و به بنای طاق پیروزی در پاریس آسیب رسید. در پاریس و مارسی پلیس با شدت با تظاهرات‌کنندگان برخورد و حدود ۴۰۰ نفر را بازداشت کرد. بامداد سه‌شنبه گذشته نیز یک زن سالخورده که در مارسی کپسول گاز اشک‌آور به صورت او برخورد کرده بود، در بیمارستان درگذشت. پلیس گزارش داده بود که در دو هفته ابتدایی اعتراضات سه نفر دیگر کشته شده‌اند.
رسانه‌های جمعی از بزرگ‌ترین بحران در زمان زمامداری مکرون سخن می‌گویند. رئیس‌جمهور فرانسه در واکنش به موج اعتراضات در فرانسه به‌ویژه در پاریس گفت: «من هیچ‌گاه با اعتراض مشکلی نداشته‌ام، من همیشه حاضر هستم به تقاضاهای اپوزیسیون گوش دهم، اما من هرگز خشونت را نمی‌پذیرم». مکرون گفت کسانی که با چنین خشونتی دست به اعتراض می‌زنند، خواستار تغییر و بهبود شرایط نیستند، آن‌ها خواستار ایجاد هرج‌ومرج و اغتشاش هستند. رئیس‌جمهور فرانسه گفت که هیچ‌چیز یورش به مأموران پلیس، اغتشاش و غارت فروشگاه‌ها را توجیه نمی‌کند. ادوارد فیلیپ، نخست‌وزیر فرانسه نیز گفته است که چنین سطحی از خشونت در ناآرامی‌ها به‌ندرت در فرانسه اتفاق افتاده و این میزان خشونت او را شوکه کرده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که پلیس فرانسه اینبار به دانش آموزان هم رحم نکرده و تعداد زیادی از آن‌ها را بازداشت کرده است. اعتراضات موسوم به جلیقه زردها از نظر شدت و وسعت از سوی کارشناسان با جنبش مه 1968 مقایسه می‌شود.

منبع: ستاره صبح
کد مطلب: 86568
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/UoRwsB
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل