​کلاف سردرگم صلح افغانستان!/خانه از پای بست ویران است!

اجماع نظر امریکا و پاکستان در مورد صلح افغانستان می‌تواند راهگشا باشد. اگر پاکستان تحت فشار یا در توافق با امریکا حاضر شود از جنگ نیابتی خود در افغانستان دست بکشد و دیگر طالبان را تمویل فکری و مالی نکند و اطمینان طالبان به مشارکت در قدرت سیاسی توسط دولت کابل حاصل گردد، احتمال دارد صلح در افغانستان برقرار ‌شود؛ در این میان میانجی‌گری بی‌طرفانه قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی می‌تواند مفید واقع شود: این میانجی‌گرها در دهه‌ی 1980 میلادی و در پروسه طولانی خروج 120 هزار نیروی نظامی اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان نیز نقش مهمی ایفا کردند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۳ میزان ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۵۶
​کلاف سردرگم صلح افغانستان!/خانه از پای بست ویران است!
زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در پروسه صلح افغانستان، در یک سفر یازده روزه مأموریت خود را آغاز کرد؛ وی در اولین توقفگاه خود وارد افغانستان شد و با سران دولت وحدت ملی و برخی چهره‌های سیاسی و بزرگان قومی تأثیرگذار در افغانستان پیرامون چگونگی پیش‌برد پروسه صلح کشور و در نهایت ختم طولانی‌ترین جنگ امریکا در  افغانستان دیدار و گفت‌وگو کرد.
خلیل‌زاد در ادامه به پاکستان، امارات متحده عربی، قطر و عربستان سعودی سفر نمود.
نماینده وزارت خارجه امریکا در امور صلح افغانستان در دوحه قطر با نمایندگان طالبان نیز ملاقات نمود. 
طالبان دیدار نمایندگان خود با خلیل‌زاد در دوحه قطر را تأیید و اعلام کردند قرار است این مذاکرات در آینده ادامه یابد. 
سیداکبر آغا، از مقامات پیشین طالبان، در صحبت با رسانه‌ها نسبت به دیدار اخیر نمایندگان طالبان با خلیل‌زاد ابراز خوش‌بینی نمود و افزود دو طرف موافقت نموده‌اند در دیدارهای آینده در مورد خروج نیروهای خارجی از جمله نظامیان امریکایی از افغانستان گفت‌وگو کنند. 
این مقام پیشین طالبان برقراری صلح در افغانستان بدون خروج نیروهای خارجی را غیرممکن دانست.   
باید گفت دیدار خلیل‌زاد با نمایندگان طالبان در دوحه دومین مذاکره مستقیم امریکا با این گروه در چهار ماه اخیر می‌باشد. 
به باور کارشناسان امر مذاکره مستقیم ایالات متحده امریکا با طالبان سبب ارتقاء روحیه و جایگاه بین‌المللی این گروه و در نتیجه پیش ‌شرط‌ها و خواسته‌های بیشتر آنها شده‌است؛ این آگاهان تاکید می‌کنند علاوه بر امریکا دیگر سهامداران جنگ در افغانستان از جمله روسیه نیز به طالبان متمایل گشته‌اند و این خود می‌تواند معادله صلح در افغانستان را پیچیده‌تر کند. 
در کنار توجه قدرت‌های خارجی به طالبان، دولت کابل نیز در رفتاری یک جانبه اعلام کرده حاضر است بدون قید و شرط با طالبان گفت‌وگو کند: اعلام آتش بس با طالبان در روزهای عید سعید فطر گذشته و در ادامه عید سعید قربان در همین راستا قابل توجیه است. 
گره اصلی کلاف سردرگم پروسه صلح افغانستان اما در عدم شفافیت استراتژی امریکا در قبال افغانستان می‌باشد: تناقض در موضع ترامپ نسبت به افغانستان سبب تداوم جنگ شده‌است. ترامپ در مبارزات انتخاباتی خود با ادامه حضور نظامی امریکا در افغانستان به قیمت هدر رفتن خون و مال امریکایی‌ها مخالفت کرد و پس از رسیدن به قدرت بلافاصله به فکر خروج نیروهای امریکایی از افغانستان افتاد اما تیم امنیت ملی ترامپ در ماه آگوست 2017 وی را به اعلام یک استراتژی تازه در قبال افغانستان مجاب ساخت. 
در این استراتژی تازه قرار بود با افزایش حملات هوایی امریکا علیه طالبان در افغانستان، این گروه به مذاکره با دولت کابل وادار گردد. راهبرد تازه ایالات متحده در مورد افغانستان در ادامه به دلیل اختلاف دیدگاه سیاسیون و فرماندهان نظامی امریکا در مورد افغانستان با مشکل تطبیق روبرو شد: دستگاه دیپلوماسی واشنگتن به مذاکره معتقد بود در حالیکه فرماندهان نظامی امریکا به پیروزی در میدان جنگ امید داشت.
با آغاز مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان، حملات هوایی ایالات متحده بر مواضع طالبان در افغانستان اگر نگوییم متوقف که به میزان قابل توجهی کاهش یافت. 
طالبان نیز در واکنش به راهبرد تازه امریکا در افغانستان از شیوه مشابهی استفاده کردند: این گروه با افزایش حملات تهاجمی و انتحاری خود تلاش می‌کند زمینه امتیازگیری‌های بیشتر در میز مذاکره با امریکا را فراهم سازد.
 استراتژی جنگ و صلح که به طور همزمان توسط دولت وحدت ملی و امریکا در قبال طالبان پیاده می‌شود دقیقا توسط طالبان نیز دنبال می‌شود: طالبان در کنار حمله به ولسوالی‌ها و انجام حملات انتحاری در مرکز و ولایات، مذاکره با امریکا را نیز کنار نگذاشته‌اند. 
در چنین فضایی، طالبان، دولت افغانستان و امریکا به این نتیجه رسیده‌اند که از طریق جنگ نمی‌توانند بر یکدیگر غلبه کنند و بهتر است برای ختم جنگ حول محور مذاکره بچرخند.   
چیزی که در این میان کار پیش‌برد پروسه صلح را برای دولت کابل و طالبان سخت کرده وابستگی آنهاست: دولت کابل گوش به فرمان امریکا و طالبان مطیع پاکستان می‌باشد اما بازار اتهام یه یکدیگر گرم است؛ دولت کابل، طالبان را برده پاکستان می‌داند و طالبان دولت کابل را دست نشانده و مزدور امریکا قلمداد می‌کند. 
در چنین حالتی، اجماع نظر امریکا و پاکستان در مورد صلح افغانستان می‌تواند راهگشا باشد. اگر پاکستان تحت فشار یا در توافق با امریکا حاضر شود از جنگ نیابتی خود در  افغانستان دست بکشد و دیگر طالبان را تمویل فکری و مالی نکند و اطمینان طالبان به مشارکت در قدرت سیاسی توسط دولت کابل حاصل گردد، احتمال دارد صلح در افغانستان برقرار ‌شود؛ در این میان میانجی‌گری بی‌طرفانه قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی می‌تواند مفید واقع شود: این میانجی‌گرها در دهه‌ی 1980 میلادی و در پروسه طولانی خروج 120 هزار نیروی نظامی اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان نیز نقش مهمی ایفا کردند. 
خلیل‌زاد در مأموریت تازه خود اگر بتواند بین سهامداران جنگ در افغانستان و بین طالبان و دولت وحدت ملی اعتماد سازی کند، می‌تواند پروسه صلح افغانستان را به سرمنزل مقصود برساند، کاری که اخضر ابراهیمی، به عنوان نماینده سازمان ملل در امور افغانستان، در دهه 1980 میلادی انجام داد و در نتیجه آن ارتش سرخ پس از سالها حضور در  افغانستان سرانجام کشور را ترک کرد.   
کد مطلب: 84981
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/PvGcy2
مولف : حفیظ‌الله رجبی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل