​خلیل‌زاد، یک طالب واقعی!/ صلح با طالبان، جنگ در افغانستان را به پایان نمی‌رساند!

اگرچه با گماشته‌شدن زلمی خلیل‌زاد در پست نماینده ویژه‌ی امریکا در پروسه صلح افغانستان و آغاز سفرهای وی به افغانستان، پاکستان و دیگر کشورهای منطقه به نظر می‌رسد روزنه‌های امید برای رسیدن به یک صلح و ثبات پایدار در دل مردم افغانستان باز شده‌باشد اما نگاهی به رویه‌ی سیاسی ایالات متحده امریکا نسبت به طالبان و پاکستان به ویژه پس از سال 2001 و بررسی کارنامه سیاسی زلمی خلیل‌زاد نشان می‌دهد تلاش‌های انجام شده در راستای به ثمر نشاندن پروسه صلح افغانستان با حسن نیت انجام نمی‌شود و حتی در صورت کنار آمدن طالبان با امریکا و دولت کابل از کانال مذاکرات صلح، جنگ در افغانستان به پایان نمی‌رسد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۶ میزان ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۳۱
​خلیل‌زاد، یک طالب واقعی!/ صلح با طالبان، جنگ در  افغانستان را به پایان نمی‌رساند!
زلمی خلیل‌زاد در مقام نماینده ویژه‌ی وزارت خارجه امریکا شب گذشته با سران دولت وحدت ملی در کابل  دیدار نمود؛ در این دیدار که علاوه بر رئیس جمهور و رئیس اجرائی، معاون دوم رئیس جمهور و تعدادی از مقامات دولتی نیز حضور داشتند راه‌های رسیدن به صلح به رهبری و مالکیت افغان‌ها مورد بحث و تبادل نظر قرار  گرفت. رئیس جمهور غنی در مورد تلاش‌های افغانستان برای موفقیت پروسه صلح و تأمین امنیت سراسری توضیحاتی ارائه کرد و خلیل‌زاد نیز اهداف سفرش به افغانستان و دیگر کشورهای منطقه از جمله پاکستان، عربستان، امارات و قطر را تشریح کرد، صلح را یک پروسه مقدس دانست و از حمایت کامل مردم و دولت امریکا از پروسه‌ی صلح افغانستان خبر داد. نماینده ویژه امریکا در پروسه صلح افغانستان، در ادامه سفرش به کابل با عبدالرب رسول سیاف از چهره‌های جهادی نیز دیدار نمود؛ منابع نزدیک به سیاف گفتند دو طرف در این دیدار در مورد وضعیت کنونی کشور و پیش‌برد مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان گفت‌وگو کرده‌اند.
اگرچه با گماشته‌شدن زلمی خلیل‌زاد در پست نماینده ویژه‌ی امریکا در پروسه صلح افغانستان و آغاز سفرهای وی به افغانستان، پاکستان و دیگر کشورهای منطقه به نظر می‌رسد روزنه‌های امید برای رسیدن به یک صلح و ثبات پایدار در دل مردم افغانستان باز شده‌باشد اما نگاهی به رویه‌ی سیاسی ایالات متحده امریکا نسبت به طالبان و پاکستان به ویژه پس از سال 2001 و بررسی کارنامه سیاسی زلمی خلیل‌زاد نشان می‌دهد تلاش‌های انجام شده در راستای به ثمر نشاندن پروسه صلح افغانستان با حسن نیت انجام نمی‌شود و  حتی در صورت کنار آمدن طالبان با امریکا و دولت کابل از کانال مذاکرات صلح، جنگ در افغانستان به پایان نمی‌رسد. 
اولین دلیل این ادعا، عدم اتخاذ یک سیاست روشن از سوی امریکا در قبال طالبان از سال 2001 تاکنون می‌باشد؛ امریکا به طالبان به چشم یک گروه معتبر افغانی که می‌تواند در امنیت افغانستان نقش تعیین کننده‌ای داشته باشد نگاه می‌کند و نه به چشم یک گروه تروریستی. بررسی دقیق‌تر حمله امریکا به افغانستان پس از حادثه یازده سپتامبر 2001 با هدف مبارزه با تروریزم ابعاد این دیدگاه واشنگتن نسبت به طالبان را روشن‌تر می‌سازد؛ هدف اصلی امریکا از حمله به افغانستان در سال 2001 نابودی القاعده، مظنون اصلی حمله تروریستی به برج‌های دوقلو، بود و طالبان به طور ناخواسته و تنها به این دلیل که برخلاف دستور امریکا خود را از القاعده جدا نکرد مورد حمله قرار گرفت. 

اگرچه بسیاری در سراسر جهان پس از حادثه یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی و حملات به برج های دوقلوی نیویورک از وجود شبکه القاعده، شیوه آنها در اقدامات تروریستی در نقاط مختلف جهان و تصمیم امریکا برای نابودی این گروه آگاه شدند، اما نقطه شروع دشمنی ایالات متحده با القاعده به انفجارهای سه سال قبل از آن یعنی سال ۱۹۹۸ میلادی بر می‌گردد: در این سال انفجارهایی در نزدیکی سفارتخانه آمریکا در دو شهر نایروبی در کنیا و دارالسلام در تانزانیا رخ داد و دست‌کم ۲۵۰ نفر کشته برجای گذاشت؛ دوازده آمریکایی در این حملات کشته شدند اما بیشتر قربانیان مردم محلی کنیایی و تانزانیایی بودند. در این دو حمله بیش از ۴ هزار نفر نیز زخمی شدند. این بمب گذاری‌ها گروه القاعده را به کانون توجه افکار عمومی کشاند و نام اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده را در راس فهرست افراد تحت تعقیب پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) قرار داد.
اسامه بن لادن و دیگر سران القاعده در سال 1996 میلادی و در زمان اوج قدرت طالبان به افغانستان بازگشتند؛ دوستی القاعده و طالبان به مذاق امریکا خوش نمی‌آمد.
امریکا قبل از حمله به افغانستان در سال 2001 به طور مستقیم و از طریق پاکستان به طور غیر مستقیم از طالبان خواسته بود از القاعده فاصله بگیرد. پس از حمله امریکا به افغانستان در سال 2001، جرج دبلیوبوش، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، طی سخنانی در ماه می 2003 گفت القاعده زخمی شده اما نابود نگردیده‌است؛ امریکا در ادامه برای نابودی القاعده به حمایت پاکستان دلخوش کرد و در این راستا کمک‌های مالی و نظامی فراوانی در اختیار اسلام‌آباد قرار داد. اسلام‌آباد علی‌رغم اظهارات شفاهی، در عمل با متحد خود به طور صادقانه عمل نکرد و کشته شدن اسامه بن لادن، رهبر القاعده، در منطقه «ابت‌آباد» پاکستان در سال 2011 توسط نیروهای امریکایی گواهی بود بر شیطنت‌های پاکستان در عمل به تعهداتی که به امریکا در مبارزه با تروریزم داده بود. مقامات پاکستانی اما از زندگی اسامه بن لادن در خاک خود اظهار بی‌اطلاعی کردند. 
جرج دبلیوبوش در سخنرانی سال 2003 خود همچنین اعلام کرد در حمله امریکا به افغانستان در سال 2001 طالبان را نابود ساخته‌است؛ این ادعای بوش نادرست بود چراکه پس از حمله امریکا به افغانستان، بسیاری از رهبران طالبان و عناصر القاعده به پاکستان گریختند و پاکستان نیز نه تنها آنها را پذیرفت که مورد حمایت فکری و تسلیحاتی قرار داد. طالبان پس از تجدید قوا و سربازگیری تازه یک بار دیگر و این بار با حمایت مستقیم سازمان استخباراتی پاکستان(آی‌اس‌آی) وارد  افغانستان شدند. طالبان همچون ابزاری در دست پاکستان افتاد تا جنگ نیابتی این کشور در افغانستان را به پیش ببرد. 

دو رنگی امریکا! 
امریکا پس از سال 2001 نابودی طالبان از راه جنگ را در دستور کار خود قرار نداد، واشنگتن از این سال به بعد راه‌های دیپلماتیک و مذاکره با طالبان را در پیش گرفت، سیاستی که تاکنون نه تنها ادامه یافته که این روزها شدیدتر از سوی دولت وحدت ملی و خود امریکا دنبال می‌شود. مذاکره مستقیم امریکا با نمایندگان طالبان در قطر این ادعا را تایید می‌کند. 


خلیل‌زاد، طالب واقعی!  
دومین دلیلی که نشان می‌دهد حتی با پیوستن طالبان به دولت کنونی کابل جنگ در افغانستان به پایان نمی‌رسد عملکرد منفی خلیل‌زاد در گذشته‌است؛ بسیاری از کارشناسان، خلیل‌زاد را به تعصب‌گرایی و حفظ استیلای یک قوم خاص در افغانستان متهم می‌کنند. به باور این کارشناسان، خلیل‌زاد از اعضای فعال یک گروه لابی‌گر از یک قوم خاص در امریکاست، گروهی که اشرف غنی و کرزی و چند مهره‌ی دو تابعیتی دیگر نیز در آن عضویت دارند. به باور این آگاهان امور، خلیل‌زاد در شکل‌گیری سیاست «مهربان بودن» با طالبان در اذهان امریکایی‌ها نقش داشته‌است. خلیل‌زاد، طالبان را متعلق به یک قوم خاص می‌داند و راضی به نابودی آنها نیست؛ صلح دولت وحدت ملی با حزب اسلامی و آمدن گلبدین حکمتیار به کابل به همراه سپاه و حشمش نیز در راستای افزایش تعداد یک قوم خاص قابل توضیح است. 

امریکا با طالبان مهربان بوده‌است! 
دیدگاه توأم با رحمت امریکایی‌ها نسبت به طالبان در زمان اوج حکومت این رژیم در افغانستان نیز دیده شده‌است؛ دولت ترکمنستان در آن سال به پاس قدردانی از مجاهدت‌ها و دلاوری‌های افغان‌ها در نابودی اتحاد جماهیر شوروی و رها ساختن این کشور از چنگال شوروی تصمیم گرفت قرار داد مهم ساخت لوله گاز ترکمنستان به پاکستان و هند از خاک افغانستان(تاپی) را به افغانستان واگذار کند اما چون خود توانایی ساخت پروژه را نداشت از شرکت‌های بزرگ خواست پروژه را تطبیق کند؛ در این میان امریکا که مخالف حضور یک شرکت نفتی آرژانتینی در این پروژه بود، شرکت امریکایی «یونیکال» را به طالبان نزدیک ساخت. این شرکت از سران طالبان دعوت کرد برای مذاکره بیشتر به امریکا بروند. 
وحید مژده، از مقامات پیشین طالبان، در این مورد می‌گوید هدف شرکت یونوکال نشان دادن توان مالی‌اش به گروه طالبان بود، طالبان نیز خواستار امتیازهایی مانند ساخت همزمان جاده کابل-هرات، ساخت شهرک‌ها در مسیر عبور خط لوله برای کارگران و محاسبه قیمت حق العبور متناسب با افزایش قیمت گاز بود.
مشخص نیست که هیات گروه طالبان با یونوکال به چه نتیجه رسیدند، ولی گزارشهای هم وجود دارد که طالبان در بدل عبور این خط لوله خواستار به رسمیت شناخته شدن حاکمیت این گروه به عنوان دولت رسمی افغانستان از سوی آمریکا بوده، اما آقای مژده این گزارش‌ها را بی‌اساس می‌داند.
زلمی خلیل زاد، سفیر و نماینده سابق آمریکا در افغانستان و سازمان ملل، میزبان هیأت طالبان بوده و مقام‌های طالبان گفته که در این سفر آقای خلیل زاد به دلیل احترام به آنها بر روی درخت کریسمسی که در خانه‌اش بوده یک پارچه انداخته بوده‌است.
آقای خلیل زاد نیز تایید می‌کند که در نشست طالبان و مسئولین یونوکال حضور داشته و صحبت‌های تندی نیز با امیرخان متقی، از رهبران طالبان، درباره برخورد آنان با زنان داشته است.
خلیل زاد در کتابش(نماینده) نوشته که در اواسط دهه ۱۹۹۰ نهاد انرژی کمبریج از او خواسته در یک تحقیق امکان سنجی شرکت نفتی یونوکال شرکت کند.
با این همه و با در نظرداشت شرایط موجود که حمایت پاکستان از طالبان همچنان ادامه دارد، بین دولتمردان و فرماندهای نظامی پاکستان دیدگاه مشتریک نسبت به طالبان وجود ندارد (نظامیان پاکستانی منافع خود را در تداوم جنگ در افغانستان می‌بینند در حالیکه دولت ملکی این کشور خواستار روابط نیک با افغانستان است)، امریکا حاضر نیست به پاکستان فشارهای لازم را وارد کند، القاعده همچنان به عنوان یک تهدید باقی مانده‌است و بدتر از همه گروه تروریستی داعش در افغانستان جای پا باز کرده و براساس شواهد موجود مورد حمایت امریکایی‌هاست، می‌توان به جرأت گفت که صلح دولت افغانستان با طالبان نمی‌تواند جنگ را در کشور به پایان برساند. 
بیهوده نیست اگر بگوییم خلیل‌زاد، امریکا و پاکستان از آب گل‌آلود پروسه صلح افغانستان هر یک ماهی‌های منافع خود را صید می‌کنند و آنچه باقی می‌ماند ملت مظلوم ماست که در آرزوی صلح شب و روز خود را به تلخی و در جنگ و انتحار سپری خواهند کرد. 

 
کد مطلب: 84742
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/3wXhiQ
مولف : حفیظ‌الله رجبی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل