​دفعه قبل امریکایی‌ها غنی را نجات داد، این بار دومین مغز متفکر چه کار خواهد کرد؟

غنی یک بار دیگر با چراغ سبز امریکایی‌ها تلاش دارد با مهندسی کردن انتخابات راه تمدید حضور خود در ارگ را هموار سازد؛ هدفی که به نظر می‌رسد با ثبت بیش از 9 میلیون رای دهنده مشکوک نیمی از آن را پیموده باشد.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۶ سنبله ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۰۷
​دفعه قبل امریکایی‌ها غنی را نجات داد، این بار  دومین مغز متفکر چه کار خواهد کرد؟
نگاهی گذرا به انتخابات گذشته ریاست جمهوری در کشور نشان می‌دهد که بروز تقلبات گسترده مسیر اراده و خواست مردم را تغییر داد و تشکیل دولت وحدت ملی که براساس یک توافق سیاسی سست و شکننده و با فشار امریکا صورت گرفت، هرگز آن چیزی که مرد انتظارش را داشتند. قرار بود دو سال پس از روی کارآمدن این حکومت لوی جرگه با هدف تعدیل قانون اساسی و تبدیل نظام ریاستی به صدارتی تشکیل گردد و اصلاحات اساسی در نظام انتخاباتی کشور صورت گیرد. با بزرگ‌تر شدن کودک معلول حکومت وحدت ملی، ناکارآمدی اعضای ناقص آن نیز بیش از پیش آشکار شد؛ مغز معلول این حکومت توافقی همان دومین متفکر جهان بود، کسی که با موانع‌تراشی‌های فراوان به هیچ یک از مفاد توافق‌نامه سیاسی عمل نکرد. غنی و حلقه اطراف وی که در قالب تیم تحول و تداوم در رسیدن او به کرسی ریاست جمهوری نقش کلانی ایفا کرده بودند در یک عطش قدرت سیری ناپذیر و با استناد به نتیجه جعلی اعلام شده از سوی کمیسیون به اصطلاح مستقل انتخابات خود را برنده بی‌چون و چرای انتخابات ریاست جمهوری 2014 کشور می‌دانستند. رئیس جمهور و اطرافیانش برسر تقسیم پنجاه پنجاه قدرت با تیم اصلاحات و همگرایی که اینک داکترعبدالله عبدالله را در سمت ریاست اجرایی می‌دید به مشکل خورد: داستان عزل و نصب‌ها در حکومت وحدت ملی تا جایی ادامه یافت که صدای رئیس اجرایی در اعتراض به انحصارگرایی‌های رئیس جمهور بلند شد. داستان اختلافات عبدالله و غنی بر سر تقسیم چوکی‌ها و پست‌ها مدتی تیتر یک رسانه‌های داخلی و خارجی بود. سناریوی تلخ جنگ زرگری رئیس جمهور و رئیس اجرایی اما در ادامه با سکوت معنا دار داکتر عبدالله کمرنگ شد: اطرافیان عبدالله در اعتراض به مواضع ضعیف وی کم‌کم از وی فاصله گرفتند، بسیاری از حامیان قدرتمند عبدالله به شمول عطا محمد نور، والی پیشین بلخ، و استاد محمد محقق، معاون دوم رئیس اجرایی، که دستان خود را از رسیدن به پست‌های و موقعیت‌های مورد نظرشان کوتاه می‌دیدند به مخالفت با داکتر عبدالله برخاستند و بهای شمشیرهایی که در دوران کار وزارهای انتخاباتی در سپاه عبدالله زده بودند را طلب کردند. رئیس اجرایی که توان پاسخگویی به هواداران خود را نداشت گوشه عزلت انتخاب کرد و به حفظ مقام خود اکتفا نمود. اینک اما داستان مشابهی برای غنی اتفاق افتاده‌است؛ رئیس جمهور با انحصارگرایی‌های خود بیشتر حامیان دوران انتخابات
غنی در انتخابات گذشته آراء مردم را دزدید و الا براساس گفته‌های اسپنتا، مشاور امنیت ملی در زمان کرزی، در خاطراتش، داکترعبدالله عبدالله در انتخابات گذشته ریاست جمهوری 53.8 درصد آراء را برده بود و عملا رئیس جمهور افغانستان محسوب می‌شد.
خود را از دست داده‌است و با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری آینده معلوم نیست با چه حربه‌ای می‌خواهد وارد صحنه شود. با استناد به شواهد موجود و بررسی رویه غنی می‌توان گفت که رئیس جمهور احتمالا قصد دارد یا با یک تیم جدید و یا با استفاده از جنگ نرم که همان مهندسی انتخابات است به عرصه انتخابات آینده ریاست جمهوری پای بگذارد. پذیرش استعفای حنیف اتمر، مشاور امنیت ملی، از نزدیک‌ترین چهره به غنی که تلاش‌های زیادی هم در به قدرت رسیدن وی و هم در تحکیم دولت وحدت ملی انجام داد، بی‌تفاوتی به خواسته‌های احزاب و جریان‌های سیاسی کلان، جابه جایی مهره‌های خودی در پست‌های مهم به بهانه جوانگرایی، شکستن جزایر قدرت، تلاش برای به سرانجام رساندن پروسه صلح با طالبان، صلح با گلبدین حکمتیار و ورود دوباره زلمی خلیل‌زاد به صحنه سیاست افغانستان از جمله شواهدی است که رفتار مشکوک و ظهور مرموز غنی در انتخابات آینده ریاست جمهوری را تقویت می‌کند. 
استعفای اتمر، برخورد ناجوانمردانه غنی با جنرال دوستم، معاون اول رئیس جمهور، کنار گذاشتن احمد ضیاء مسعود، نماینده خاص رئیس جمهور در امور حکومتداری خوب، و چندین و چند مورد مشابه نشان داد که غنی روحیه کار تیمی را ندارد. بسیاری از کارشناسان از دست دادن مهره‌های کلیدی را ناشی از انحصارگرایی و غرور غنی در تصمیم‌گیریها می‌دانند. غنی قدرت تعامل با دیگران را ندارد و سعی می‌کند خود را ارباب افکار دیگران جلوه دهد. 
روزنامه «هشت صبح» در این مورد می‌نویسد بیرون شدن حنیف اتمر از کابینه‌ی اشرف غنی را باید بخشی از ریزش نیروهای اصلی تیم ارگ به حساب آورد. تصور همه این است که رفتن اتمر ضربه‌ی کلان سیاسی برای اشرف غنی به حساب می‌آید. او یکی‌یکی تمام چهره‌های با تجربه و موفق خود را از دست می‌دهد؛ کسانی که در زمان انتخابات به او کمک کردند تا از توفان بحران پس از انتخابات پر تقلب سال ۲۰۱۴ میلادی جان سالم به‌در ببرد و در طول چند سال گذشته ماشین سیاسی و اداری حکومت را می‌چرخاندند. اشرف غنی بدون چنین تیمی نمی‌توانست تا حال دوام بیاورد.
 اشرف غنی کنترل خود را بر متحدانش از دست داده است، بی‌اعتمادی و نارضایتی در تیمش افزایش یافته‌است. شرف غنی به رغم تصوری که از خود به عنوان یک شخصیت مدیر، با هوش و چیزفهم دارد، برای اطرافیانش جالب نیست و کسی بالایش حساب نمی‌کند. در حال حاضر، اشرف غنی بر تیم امنیتی و نظامی خود اعتماد سیاسی و کاری ندارد. تا جایی که علاوه بر مشاور امنیت ملی، وزیران داخله، دفاع و رییس امنیت ملی نیز استعفای خود را پیش کشیده بودند. همین موضوع به خوبی نشان می‌دهد که اشرف غنی تیم امنیتی خود را در سقوط غزنی و حمله‌ی راکتی بر ارگ مقصر و کاهل محسوب می‌کند. به نظر می‌آید که این دو حادثه در کابینه‌ی اشرف زلزله‌ی سیاسی به وجود آورده بود. 
دلیل دومی که جنگ نرم غنی برای پیروزی در انتخابات آینده ریاست جمهوری را قوت می‌بخشد بی‌توجهی به خواسته‌های احزاب و جریان‌های سیاسی کلان کشور می‌باشد. احزاب خواستار تغییر نظام انتخابات از سیستم تک رای غیرقابل انتقال به سیستم فراگیر قابل انتقال می‌باشند، احزاب به بروز تقلب در انتخابات آینده مشکوک هستند و در تایید شک خود به تذکره‌های تقلبی و نصب استیکر روی آنها و آمار غیر واقعی در ثبت‌نام رای دهندگان اشاره می‌کنند. غنی اما در پاسخ در یک رفتار و گفتار مرموز بر برگزاری انتخابات شفاف
اسپنتا می‌افزاید ما بخشی از ظلمی بودیم که بر ملت افغانستان روا داشته شد.
و عدم دخالت دولت در کار کمیسیون‌های انتخاباتی تاکید می‌کند.
دشمنی غنی با چهره‌های برجسته قومی که به  نوعی بانک‌های رای در کشور محسوب می‌شوند دلیل دیگر حرکات مرموزانه غنی است. رئیس جمهور با تخریب این چهره‌ها قصد دارد آراء توده‌ای را بشکند. غنی در این راستا حتی به معاون اول خود نیز رحم نکرد و با عطا محمد نور نیز برخوردی خائنانه داشت. 
رئیس جمهور چندی پیش به بهانه جوانگرایی بسیاری از جنرالان ارتش و پلیس را بازنشته کرد، این جنرالان یا خود از چهره‌های جهادی بودند و یا با جهادی‌ها رابطه نزدیک  داشتند. این اقدام رئیس جمهور نمی‌تواند با  اهداف شوم او بی‌ربط باشد. 
صلح با گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، اقدام دیگری بود که رئیس جمهور برای سازماندهی برنامه‌های مخفی خود انجام داد؛ حکمت‌یار یک چهره قوم‌گرای جنجالی‌ست و در زمان‌هایی که به تحریک احساسات قومی نیاز باشد، حکمتیار مهره خوبی‌است. با اضافه شدن حکمتیار به صفحه سیاسی افغانستان حضور یک قوم خاص پررنگ‌تر می‌شود. 
تلاش برای به ثمر نشاندن مذاکرات صلح با طالبان بدون توجه به اجماعی ملی هم می‌تواند حرکات مشکوک غنی را تقویت کند. طالبان اگر از کانال پروسه صلح با دولت افغانستان کنار بیایند، احتمالا با غنی مخالفت چندانی نخواهند داشت و به خوبی اوامری که از سوی امریکایی‌ها به آنها داده می‌شود را انجام می‌دهند، اوامری که قبلا توسط لابی‌گران پشتو به صورت پیشنهاد به امریکا داده شد و اکنون به  نظر می‌رسد بخشی از استراتژی واشنگتن در قبال  افغانستان باشد.
ورود دوباره زلمی خلیل‌زاد به سیاست کشور در سمت نماینده خاص امریکا در امور افغانستان نیز خود می‌تواند گواه دیگری بر بی‌کار ننشستن غنی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری باشد. 
با این همه غنی و حلقه خاص وی که اینک بسیار کوچک شده به خوبی می‌دانند که تنها راه باقی ماندن در قدرت تمسک به انتخابات است، همان شیوه‌ای که وی با همکاری امریکا از آن برای ورود به ارگ استفاده کرد، غنی در انتخابات گذشته آراء مردم را دزدید و الا براساس گفته‌های اسپنتا، مشاور امنیت ملی در زمان کرزی، در خاطراتش، داکترعبدالله عبدالله در انتخابات گذشته ریاست جمهوری 53.8 درصد آراء را برده بود و عملا رئیس جمهور افغانستان محسوب می‌شد. اسپنتا می‌افزاید ما بخشی از ظلمی بودیم که بر ملت افغانستان روا داشته شد. اینک غنی یک بار دیگر با چراغ سبز امریکایی‌ها تلاش دارد با مهندسی کردن انتخابات راه تمدید حضور خود در  ارگ را هموار سازد؛ هدفی که به نظر می‌رسد با ثبت بیش از 9 میلیون رای دهنده  مشکوک نیمی از آن را پیموده باشد. 
حفیظ الله رجبی، پیام آفتاب 
کد مطلب: 83495
مولف : حفیظ‌الله رجبی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل