فاصلهٔ ما با صلح چقدر است؟

«ما بیش از هر زمان دیگر به صلح نزدیک شده‌ایم». این سخنی است که این روزها به کرَات از زبان محمد اشرف غنی رئیس حکومت وحدت ملی شنیده می‌شود. او اخیرن وقتی در بادغیس سخنرانی می‌کرد، افزون بر دیگر وعده‌های سرخرمن که مثل همیشه تلاش می‌کند، مردم را با آن‌ها بفریبد، که در جای خود به آن‌ها در زمانی دیگر خواهیم پرداخت، با تأکید و امیدواری تمام گفت که» افغانستان بیش از هر زمان دیگری به صلح نزدیک شده‌است».
تاریخ انتشار : دوشنبه ۸ اسد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۳۵
فاصلهٔ ما با صلح چقدر است؟
«ما بیش از هر زمان دیگر به صلح نزدیک شده‌ایم». این سخنی است که این روزها به کرَات از زبان محمد اشرف غنی رئیس حکومت وحدت ملی شنیده می‌شود. او اخیرن وقتی در بادغیس سخنرانی می‌کرد، افزون بر دیگر وعده‌های سرخرمن که مثل همیشه تلاش می‌کند، مردم را با آن‌ها بفریبد، که در جای خود به آن‌ها در زمانی دیگر خواهیم پرداخت، با تأکید و امیدواری تمام گفت که» افغانستان بیش از هر زمان دیگری به صلح نزدیک شده‌است». آقای غنی باور دارد که در زمان او این رؤیا به واقعیت مبدل خواهد شد و مردم افغانستان شاهد به آغوش گرفتن صلح در کشور شان پس از چهار دهه جنگ و خون ریزی خواهند بود. اما آیا واقعاً این سخنان آقای غنی با واقعیت‌های موجود جامعه هم خوانی دارند؟ آیا وقتی او از صلح سخن می‌گوید، منظور اش از تأمین امنیت سراسری در کل افغانستان است؟ این باور از کجا نشات گرفته و آقای غنی بر پایهٔ چه واقعیت‌های عینی سخن از تأمین صلح سراسری می‌زند؟ سخن از تأمین صلح حرف تازهٔ نیست که از زبان زمام داران کشور بیرون می‌شود. در چهار دهه اخیر هم‌زمان که در افغانستان جنگ به عنوان یک واقعیت وجود داشته، در کنار آن امیدواری برای صلح نیزکاملن از میان نرفته‌است. به ویژه زمام داران کشور همواره این امید را در دل‌های مردم کاشته‌اند، که به زودی شاهد تأمین صلح در کشور خود خواهند بود. اما در طول این چهار دهه چیزی که کاملاً متوقف نشده، جنگ بوده و چیزی که به دست نیامده و به عنوان یک آرمان باقی مانده، تأمین صلح بوده‌است. مردم افغانستان به یاد دارند که در زمان جهاد، زمام داران وقت که به حمایت کشور شوروی سابق بر افغانستان حکومت می‌راندند، در هر بیاینه و سخنرانی شان از نزدیک شدن به صلح سخن می‌گفتند. همه خوب به خاطر داریم که مهم‌ترین چهره‌های سیاسی پس از کودتای خونین هفتم ثور که بر افغانستان سلطه رانده‌اند، از نزدیک بودن زمان تأمین صلح سخن می‌گفتند. ببرک کارمل زمام دار وقت افغانستان در این میان شهره است. او در هر بیانیهٔ خود به مناسبت سال نو که از رسانه‌های حکومتی کشور پخش می‌شد، می‌گفت امسال، سال تأمین صلح و شکست مخالفان در افغانستان است. پس از او، آرزوی تأمین صلح را با شیوه و برخوردی دیگر، داکتر نجیب الله در سر داشت و تلاش‌های زیادی نیز در این زمینه به خرچ داد. تلاش‌های او شاید از کم پیشنه‌ترین تلاش‌ها در زمینه تأمین صلح در افغانستان بوده باشد، زیرا او برای این که مجاهدین را به پای میزگفتگوهای صلح بکشاند، حاضر شد، تغییرات اساسی در نظام سیاسی افغانستان به وجود آورد، قانون اساسی بسازد و به صورت نسبی کشور را با معیارهای برابر سازد که بیشتر چنگ به دل غربی‌ها بزند. او به گونهٔ آزادی بیان و رسانه‌ها را وارد فضای جامعه کرد و گذاشت که احزاب سیاسی دیگری نیز در کنار حزب بر سرقدرت در جامعه حضور داشته باشند. این تلاش‌ها با همه فراگیر بودن آن‌ها نتوانست منجر به تأمین صلح در افغانستان شود. پس از شکست رژیم متمایل به شوروی در افغانستان نیز تلاش‌های ممتدی از سوی رهبران وقت کشور برای تأمین صلح انجام شد که هیچ‌کدام نتیجه بخش نبوده‌اند. پس از سقوط طالبان و به وجود آمدن نظام سیاسی جدید در کشور بارقهٔ تازهٔ برای تأمین صلح در میان اکثریت باشنده گان کشور گل کرد. مردم افغانستان فکر می‌کردند که پس از سال‌ها به آرزوی همیشه گی خود دست یافته‌اند و پس از این دیگر شاهد به خاک و خون کشیده شدن جگر گوشه‌های خود نخواهند بود؛ ولی دیری نپایید که چراغ این امیدواری نیز متأسفانه کم سو شد، و با به میدان آمدن دوباره طالبان و دیگر گروه‌های خشونت گرا و جنگ طلب آرزوی صلح به یاس مبدل شد. حامد کرزی رئیس‌جمهوری پیشین کشور با گرته برداری از برنامه صلح داکتر نجیب الله آشتی ملی اعلام کرد و طالبان را برادر خواند. اما طالبان به ندای صلح او نه تنها پاسخ مثبت ندادند، بل آن را دلیل حقانیت خود و شکست آمریکا و متحدان آن در افغانستان تعبیر کردند. حالا هم وقتی آمریکایی‌ها از گفتگوهای صلح خود با طالبان سخن می‌گویند یا آقای غنی آن را آرزوی نزدیک توصیف می‌کند، هیچ‌کدام بنیاد عینی و واقعی نمی‌توانند داشته باشند. به فرض این که طالبان، البته فرض محال، از جنگ دست بکشند، آیا واقعاً افغانستان به صلحی که انتظار آن را می‌کشد، خواهد رسید؟ پاسخ این سؤال متأسفانه یک «نه» بزرگ است. یک «نه «ی که از درون داده‌ها و تحلیل‌های عینی و واقعی وضعیت بیرون می‌شود و ما را متقاعد می‌سازد که رهبران افغانستان یا فهم درست واقعی از وضعیت ندارند یا عملن همه چیز را می‌دانند ولی دروغ به خورد مردم می‌دهند. ما نه تنها که به صلح واقعی نزدیک نشده‌ایم، بل با گذشت هر روز از آن دور و دورتر می‌شویم. طالبانی که در سال‌های نخست حکومت آقای کرزی هیچ حضور ملموس و قابل توجهی در کشور نداشتند، امروز به یک قدرت با الفعل و با القوه در برابر نظام و متحدان استراتژیک آن مبدل شده‌اند. طالبان امروز خود را پیروز میدان معرفی می‌کنند و حتی حاضر نیستند که در پای میز مذاکره با نماینده گان و حتی سران دولت بنشینند. آیا به چنین وضعیتی می‌توان بُرد خطاب کرد؟ آیا می‌توان گفت که ما به صلح نزدیک شده‌ایم؟ آقای غنی هم چون نجیب الله حاضر است که همه چیز را با طالبان تقسیم کند، اما آیا طالبان هم حاضر اند که در حکومتی شریک شوند که صلح را از آن‌ها گدایی می‌کند. البته فراموش نباید کرد که نجیب الله با تغییر برخی ساختارها جامعه را یک گام به جلو برد ولی آقای غنی می‌خواهد با عقب‌گرد ارتجاعی جامعه را چندین گام به عقب براند. عملکرد داکتر نجیب الله در آن زمان جامعه را تا حدودی از استبداد و ایدیولوژی حاکم نجات بخشید اما عملکرد آقای غنی یک بار دیگر می‌خواهد جامعه را به سوی استبداد و نظام ایدیولوژیک طالبان و متحدان آن ببرد. آیا چنین وضعیتی را می‌توان خواست جامعه نامید؟ به هیچ صورت! آقای غنی فکر می‌کند که با سیاست‌های عوام فریبانه می‌تواند خاک به چشم مردم بزند و بدون آن که از صلح خبری باشد، آن‌ها را در دام سیاست‌های قومی خود قربانی کند. صلح حتی با آمدن طالبان نیز در کشور تأمین نمی‌شود، چون آقای غنی و اطرافیان او تا هنوز نمی‌دانند که جنگ افغانستان تنها در گرو طالبان نیست. صلح آقای غنی یک صلح ناتعریف شده و بدون سرانجام است. صلحی که می‌تواند فقط اسارت و ذلت با خود به ارمغان آورد و بس. به فرض این که طالبان به صدای آقای غنی لبیک گفتند و آن گونه که او همه چیز را به قمار گذاشته‌است وارد گفتگوهای صلح شدند، آیا او حاضر است که به خواست‌های آن‌ها پاسخ مثبت دهد؟ اگر طالبان بخواهند که دیگر نظام فعلی بر کشور حاکم نباشد و براساس افکار خود آن‌ها حکومتی ساخته شود، آن وقت پاسخ آقای غنی به آن‌ها چه خواهد بود. آیا خواهد گفت که بلی ما نیز حاضریم برای تأمین صلح به قانون امارت اسلامی طالبان گردن نهیم؟ این جاست که می‌بینیم کمیت صلح آقای غنی می‌لنگد و به اصلی‌ترین سؤال‌ها بی پاسخ می‌ماند.
احمد عمران / ماندگار
کد مطلب: 82518
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل