سخنی پیرامون پیشینهٔ احزاب سیاسی در افغانستان / سید ضیا فرهنگ

میرمحمدصدیق فرهنگ در کتاب «خاطرات» خود می‌گوید که اعضای مؤسس کوشیدند که یک نفر از روحانیون کشور نیز در جملهٔ مؤسسان شامل باشد و در این مورد با دو نفر از اعضای خانوادهٔ مجددی، میاجان و محمدهاشم جان مفاهمه به عمل آمد؛ ولی چون ایشان با پافشاری در مورد پرنسیپ‌های دموکراسی اسلامی خواستار محدودساختن صلاحیت‌های قوهٔ مقنن بودند، مفاهمه به ناکامی انجامید.
تاریخ انتشار : جمعه ۲۰ حوت ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۵۵
سخنی پیرامون پیشینهٔ احزاب سیاسی در افغانستان / سید ضیا فرهنگ
اخیراً ضمن صحبت بر تاریخ‌چهٔ تأسیس احزاب سیاسی در افغانستان، فرهیختگان حاضر در برنامهٔ «گفتمان» تلویزیون طلوع، حاضران به این عقیده بودند که شروع تشکل احزاب سیاسی در افغانستان به دورهٔ مسما به «دههٔ دموکراسی» یعنی به سال‌های بین ۱۳۴۳ و ۱۳۵۳ برمی‌گردد. این عقیده استوار بود بر تعریفی که آن‌ها از «حزب سیاسی» داشتند که می‌توان آن را چنین خلاصه کرد: «گردهم‌آمدن یک تعداد اشخاص به دور یک مفکوره، در یک دستگاه سازمان داده شده که دارای یک منبع مالی معلوم‌الحال و مشروع باشد و آن هم به منظور به دست آوردن قدرت سیاسی در کشور.» در این تعریف مختصر این که آیا این تعریف جامع و کامل است یا نه مطرح نیست. آنچه در این‌جا مطرح است این است که آیا با قبول‌نمودن تعریفی که در بالا یاد شد، اولین حزب سازمان‌دهی‌یافته در افغانستان در دههٔ دموکراسی بنیان‌گذاری شده است یا قبل از آن؟
آگاهان حاضر در «گفتمان» معتقد بودند که جنبش اول مشروطیت در زمان امیر حبیب‌الله خان سراج‌الملت والدین (حوالی ۱۲۸۶ – ۱۲۸۸ هش) و جنبش دوم در دورهٔ صدارت سردار شاه‌محمود خان که از ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۰ دوام کرد، ناشی از تلاش یک تعداد اصلاح‌طلبانی بودند که در چوکات دیدوبازدیدهای شخصی شکل گرفته بودند. گر چه نویسندهٔ این سطور ادعای دسترسی کامل به تاریخ سیاسی معاصر افغانستان را ندارد، ولی با آن هم بر مبنای چشم‌دید شخصی و مطالعه‌ای کم‌وبیشی که در زمینه دارد، به‌خود اجازه می‌دهد که با این سروران هم‌عقیده نباشد.
درست است که حرکت اصلاح‌طلبی‌ای که به‌نام «جنبش مشروطیت اول» یاد می‌گردد، در عصر امیر حبیب‌الله سراج‌الملت به راه افتاد، در اثر خیانت یکی از اعضای آن به درجهٔ قوام نرسید و در نطفه منکوب گردید، ولی در مورد جنبش دوم یعنی در عصر صدارت شاه‌محمود خان به صراحت می‌توان گفت که تلاش‌های جوانان اصلاح‌طلب از مرحلهٔ دیدوبازدیدهای شخصی پا فراتر گذاشته و اقلاً دوتای آن به شکل احزاب دارای مشخصات حزبی ظهور کردند که عبارت بودند از حزب دموکرات ملی و حزب وطن. بانیان حزب دموکرات ملی دو سردارِ برادر، یعنی سردار محمد داوود خان و سردار محمدنعیم خان و یک سرمایه‌دار بزرگ کشور یعنی عبدالمجید خان زابلی بودند. این سازمان که با وجود نبود قانون احزاب تحت نام «حزب» عرض اندام کرد، دارای یک مقر و یک اساس‌نامه بود و از جانب آقای زابلی تمویل می‌شد. حزب دموکرات ملی از برکت ارتباط با دو شخصیت نهایت مقتدر افغانستان، داوود خان و نعیم خان، صریحاً خواستار احراز مقام صدارت، که همانا به دست آوردن قدرت سیاسی است، بود. می‌توان گفت که یگانه هدف این حزب خاتمه‌بخشیدن به صدارت شاه محمود خان و احراز آن مقام توسط سردار محمد داؤود خان بود. از جملهٔ روشنفکرانی که با این حزب همکاری کردند، می‌توان از آقایان داکتر عبدالظاهر که بعدها به حیث صدراعظم در دههٔ دموکراسی ایفای وظیفه می‌کرد، داکتر عبدالقیوم (بعدها وزیر داخله در کابینهٔ داکتر محمدیوسف) و سید شمس‌الدین مجروح (رئیس کمیتهٔ تدوین قانون اساسی ۱۳۴۳ و وزیر عدلیه در کابینهٔ داکتر محمد یوسف) نام برد.
حزب وطن که در نبود قانون احزاب، تحت نام «جمعیت وطن» تأسیس شد، نیز دارای یک مرام‌نامه و یک مقر بود و توسط تادیهٔ حق‌العضویت، فروش جریدهٔ «وطن»، ارگان رسمی حزب و کمک شخصی اعضا، تمویل می‌شد. مرام‌نامهٔ این حزب ایجاد یک نظام شاهی مشروطه و پارلمانی، تفکیک قوای سه‌گانه، انتخابات آزاد، احترام به حقوق افراد، آزادی بیان و انکشاف اقتصادی و فرهنگی را در صدر اهداف خود قرار داده بود. «جمعیت وطن» توسط آقایان میر غلام‌محمد غبار، میرمحمدصدیق فرهنگ، غلام‌سرور جویا، عبدالحی عزیز، برات‌علی تاج، فتح‌محمد بهسودی و نورالحق هیرمندی تأسیس شد.
میرمحمدصدیق فرهنگ در کتاب «خاطرات» خود می‌گوید که اعضای مؤسس کوشیدند که یک نفر از روحانیون کشور نیز در جملهٔ مؤسسان شامل باشد و در این مورد با دو نفر از اعضای خانوادهٔ مجددی، میاجان و محمدهاشم جان مفاهمه به عمل آمد؛ ولی چون ایشان با پافشاری در مورد پرنسیپ‌های دموکراسی اسلامی خواستار محدودساختن صلاحیت‌های قوهٔ مقنن بودند، مفاهمه به ناکامی انجامید.
قابل توجه است که اعضای مؤسس «جمعیت وطن» مرکب بودند از تاجیکان، پشتون‌ها و هزارگان. هم‌چنان تلاش اعضای مؤسس برای جذب یک نماینده از قشر روحانی کشور نشان می‌دهد که آن‌ها کوشش نهایی به خرج داده بودند تا در زمرهٔ مؤسسان حزب، حتی‌المقدور از همه ملیت‌ها و از قشرها عمده و منسجم افغانستان نمایندگانی شامل باشند. «جمعیت وطن» که در تعدادی از ولایات، خاصتاً در شمال کشور، دفتر داشت، در تابستان سال ۱۳۳۰ مطابق به اساس‌نامه‌اش، اولین مجمع عمومی خود را دایر کرد که طی آن، پس از یک رای‌گیری سری، اشخاص ذیل به حیث هیئت عامل انتخاب شدند: میرغلام‌محمد غبار، میرمحمدصدیق فرهنگ، عبدالحی عزیز، برات‌علی تاج، علی‌محمد خروش، علی‌احمد نعیمی، عبدالعلیم عاطفی و حاجی عبدالخالق. هیئت عامل از جملهٔ اعضای خود آقای غبار را به حیث منشی، آقای تاج را به حیث خزانه‌دار و آقای فرهنگ را به حیث مدیر مسؤول «جریدهٔ وطن» انتخاب کرد. در جنبش مشروطیت دوم تشکیلات سیاسی دیگری نیز عرض اندام کردند که مهم‌ترین آن‌ها را سازمان‌های «ویش زلمیان»، «خلق» و «ولس» تشکیل می‌داد؛ ولی این سازمان‌ها فقط در چوکات «حلقه» های دوستانه و فامیلی و در مورد «ویش زلمیان» قومی منحصر و فعالیت‌شان به نشر یک جریده محدود ماند. اگر خواسته باشیم که از آنچه در بالا آمد نتیجه‌گیری‌ای داشته باشیم، می‌توان گفت که در افغانستان اولین حزب سیاسی دارای یک سازمان و دارای مشخصات حزبی به شکل امروزی «جمعیت وطن» بوده است در حالی‌که «حزب دموکرات ملی» که از نگاه سازمان‌دهی حزبی به پیمانهٔ «جمعیت وطن» تکامل نکرده بود، از نگاه تاریخی در مقام اول قرار دارد و اما تلاش‌های گروه مسمی به «ویش زلمیان» که از همه اول‌تر در صدد تأسیس یک حزب برآمده بود در نهایت به ناکامی انجامید و این سازمان شکل یک حلقهٔ روشنفکران پشتون را به خود گرفت.
- سید ضیا فرهنگ
کد مطلب: 66206
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/HOUPBt
مرجع : 8am.af
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل