۴
 

عبدالقهار عاصی

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۷ قوس ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۹

زندگی
عبدالقهار عاصی‌، در سال ۱۳۳۵ خورشیدی در روستای «ملیمه» از توابع ولایت پنجشیر دیده به جهان گشود و درهمان جا بزرگ ‌شد. او در شهر کابل درس ‌خواند و به عنوان یک شاعر آگاه و مبارز مسلمان در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد خورشیدی‌ ظهور کرد. 
 عاصی شاعری بود نوگرا که در قالبهای کهن نیز می‌سرود. او شاعرمردم دوست و دردمندی بود که به جهاد شکوهمند ملت مسلمان افغانستان عشق می ورزید و در این رابطه شعر های وزینی سرود. 
قهارعاصی، شاعرعصیان گر و مجاهد افغان برای آزادی و آزادگی سرود، سر افراز زندگی کرد و در میان مردم و با مردم سرو قامتش به خاک و خون غلتید.
عاصی هنگام جنگ های کابل مجبور به مهاجرت به ایران شد، اما در ایران کسی به او اقامت نداد و دوباره به کابل بازگشت تا این که دراثر اصابت راکت به خانه اش درتاریخ (۶/۷/۷۳) به شهادت رسید. روحش شاد.

 آثار
"مقامه گل سوری‌"، "لالایی برای ملیمه‌"، "دیوان عاشقانه باغ‌"، "غزل من و غم من‌"، "تنها ولی همیشه‌"، "از جزیره خون‌" و "از آتش از بریشم‌"، شش مجموعه شعر عاصی است و "آغاز یک پایان‌" خاطرات اوست از جریان سقوط کابل به دست اشرار و جنگهای داخلی‌.

 
 عاصی از دیدگاه  شخصیت های ادبی و فرهنگی
 واصف باختری
 می گویم در شبان روزانی که تو نتوانی با سایه ی خویش هم تناجی کنی و کسانی  تندر آسا غریو بردارند ، غریوی که سر ها رااز زانوی اندوه به بالا برانگیزد ، روانها را به تموج آرد وگوشه نشین ترین گوشه نشینان را از هزار توی انزوای شان بدر آورد. انصاف ده چنین کسانی را شایسته ی گرامیداشت می پنداری یا نی!
 حیدری وجودی
در سروده های عاصی ... در کلیت دو روح غیور (عاشقانه وحماسی) با گرمی و روشنی جریان دارد که نمایانگر طبع فوران او است.
 دکترسید مخدوم رهین
 عاصی شاعر مردم خود و بازگو کننده ی دردهای مردم خود بود وتا مردم ، این انبوه پاک روستایی وشهری کشورما ، در آن عهد پاکان خون آلود ، حضور تاریخ ساز دارند، او نیز با آنان ودر سینه هایشان خواهد ماند.
 عبدالله بختانی خدمتگار
دلیکوالو دتولنی په یوه مشاعره کشی ، دیر توند ولار له ادبی او شاعرانه جرأت صخه یی کار واخست  او خپله دیره زره ورتیا وشودله او... سه موده وروسته خبر شو چی په راکت ولگید، شهید شو ... لنده داچه دشهید قهار عاصی  یادونه او خاطری زما صخه نه هیریژی...
 عزیزالله ایما
... با نگهداشتِ جایگاهِ آن قامتِ بلندِ فارغ از بندِ هرگونه تعلق ـ استاد واصف باختری ـ  در روزگاری که ارتشِ سیاست ، درفش آزاد گی شعر و ادب را تیر باران میکرد ؛ این قهار عاصی ، افسر رهبین و چند تن دیگر بودند که غرور ایستادن و شهامتِ افراشتن را فریاد میزدند.
 لطیف پدرام
غم عاصی غم مرد هفتاد ساله نبود ، غم شاعر جوان ، بلند پرواز و عاشق زند گی بود. غم خوشیها ، پیروزیها، دیوانه گی ها،  پرواز بالاتر بر فراز قله های بلند تر، شور مندی آفرینش شعر....
  صدیق برمک
 سینمای ما در نبود عاصی بزرگ چه بسا قصه ها و تصویر ها را از دست داد. او بود که هر شعرش میتوانست قصه و تصویری کامل وزیبا  برای یک فلم با عظمت باشد. افسوس که چند تا نمایشنامه و فلمنامه ی خوبش ناتمام ماند. سینمای ما هنوز سوگوار است.
 عبدالغفورلیوال
شهید عاصی له هغه شاعرانو او لیکوالانو صخه و، چه له پشتو ادب په تیره بیا لندیو سره یی زانگره مینه درلود... دشعر په نامه هغه مجله چی په ایران کی خپریژی...د( لندی و چند ترجمه از آن) په نامه ددغه ارواشاد په قلم ده....
 دکتر سید عسکر موسوی
واقعی ترین اجتماعیات زمان و جامعه و مردم خودش را ، عاصی  توانسته است که با چیره دستی تمام  به ماندگار ترین و خیال انگیز ترین گونه در شعر هایش بسراید و شعرش وهنرش را در خدمت  ایمانش ومردمش قرار بدهد واز قیام و جهاد مردمش حماسه هایی بسازد و بسراید که ظاهرش به یک غزل زیبا می ماند وباطنش صدای رسای شورش و عصیان.
 رازق فانی
وقتی سروده های قهار عاصی را خواندم ، دلم شد، همه نوشته هایم را درآتش اندازم.
 مرحوم نیلاب رحیمی
عاصی سروده هایی در قالب رباعی که  هموزن سنگردیهای پنجشیر است ، سرود  و با سرایش این دو بیتی ها  تأثیر خودرا از فرهنگ اصیل و زبان سنگردی نمودار کرد....
 شیر محمد خارا
شعر عاصی شعریست که صراحت دارد و خشمگین است و سالهاست که  پوسته های سخت محافظه کاری را ترکانده....
 دلجو حسینی
عاصی یک پدیده ی بی نظیر و تکرار نشدنی در تاریخ ادبیات ماست. او کوه است که برای تماشای آن باید ازش فاصله بگیری . هر قدر زمان بگذرد ، جلال و مقام عاصی برجسته خواهد شد.
 پرتونادری
شعرهای عاصی گاهی چنان گلزاری ، گلهای اندوه وآوارگی مردم و ویرانی دهکده ها و عشق های پرپر شده را در خویش دارد و گاهی همچنان کاجستانی ، کاج غرور ، استقامت و مردانگی ملت مسلمان افغانستان را در خویش می پرورد.
 افسررهبین
من به این باورم که عاصی و چند تا دیگر از سخنوران عاشق همزمانه ی او که علم آزادی  شعربر افراشتند و همچون سنگ صبور در برابر هرگونه تهاجم وتجاوز موضع مردانه ی  شان را حفظ کردند، تاریخ را با خون خود نقاشی کرده اند وسنگ زدن خصمانه بر موضع این ها چنان ابلهانه است که سنگ زدن به هندوکش!
 فرهاد دریا  
عاصی کهستان زاده با دل صاف وبزرگ روستایی ، عشق تولدش داد ودرد شاعرش کرد وتا نفس واپسین به نام  ملتی سرود که « مرگ های شان بازار می شود» و « در تب زرد سیاست » پوده می شوند.
---------------------------
 منابع:
۱- آغاز یک پایان
۲- پیمان ملی
۳- بی بی سی
کد مطلب: 5336
 


 
محمد اعظم
۱۳۸۷-۰۹-۰۷ ۱۶:۵۹:۰۰
اگرگویم که درددارم،غم دارم و غشق دارم چه کسی تسکنین انین همه راکه مبتلاان بودم رهاکرد ورها شدم .
شهید قهار عاصی کسی بود که برای وطن برای من و مردم انین وطن جنگیدوبرای صلح وآزده گی شعر سرود .
روحش شاد باد . (1104)
 
اندیشه شاهی
۱۳۸۷-۰۹-۰۷ ۱۶:۵۹:۰۰
عاصی عزیز هر چه از ات یاد کنم باز هم حرفهایم برایت کم است.
همیشه در هر محفل از شعر هایت یاد میکنم تو عالی بودی استی و خواهی بود و جاویدان در دلهای مان.
تو بودی که امروز من یک شاعر شدم. (1282)
 
حسيب الله تاجيكزاده احمدي
۱۳۸۷-۰۹-۰۷ ۱۶:۵۹:۰۰
قهارعاصي يك شاعر تكرار نشدني كشور ماست كه تحولات و واقعات دروان خويش را نوشته است. (3597)
 
abdul ghafoor
۱۳۸۷-۰۹-۰۷ ۱۶:۵۹:۰۰
سلام به تمامی کاربران این سایت
من یکی از علاقمندان این شاعر چیره دست هستم خیلی علاقمندی به اشعار این شاعر بدون مرزها دارم و از شما تقاضا می کنم که اشعار این شاعر مرد را در سایت خود درج نماید ممنونم از شما........ (3732)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل