مصاحبه با استاد دانشگاه هرات به بهانه سالروز اشغال افغانستان (۳)

تمنا: اگر احمدشاه مسعود زنده می‌ماند تحولات افغانستان به نحو دیگری رقم می‌خورد

فرامرز تمنا استاد دانشگاه هرات گفت: هر زمان انگلیسی‌ها در هلمند یک مزرعه خشخاش را نابود کردند روز بعد چند نفر از این نیروها مورد حمله شورشیان قرار می‌گیرند. لذا سکوت در این قضیه به عنوان یک مفاهمه، معامله یا مذاکره بین نیروهای خارجی و قاچاقچیان مواد مخدر تلقی می‌شود.
تاریخ انتشار : شنبه ۲۷ میزان ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۰۲
تمنا: اگر احمدشاه مسعود زنده می‌ماند تحولات افغانستان به نحو دیگری رقم می‌خورد
* سئوال: گفته می‌شود آمریکا حتی قبل از حوادث ۱۱ سپتامبر درصدد لشکرکشی به افغانستان بود. نظر شما در این زمینه چیست؟
- تمنا: در عرصه علمی زمانی‌ که در مورد یک پدیده سیاسی اظهارنظر می‌شود باید یک پایه تئوریک داشته باشد.
در مباحث ژورنالیستی و غیرعلمی می‌توان چنین حدس‌هایی را مطرح کرد ولی من یک فرد «استقرایی» هستم و متدلوژی من استقرایی است یعنی حرکت از جزء به کل. من برای این مواردی که شما می‌گویید شواهد و اسناد معتبری ندیده‌ام که آمریکا از قبل برای حمله به افغانستان برنامه داشته است.
اما یک مسئله دیگر وجود دارد و آن پیوند ۱۱ سپتامبر با شهادت احمدشاه مسعود در روز نهم سپتامبر است.
در این شک ندارم که اگر احمدشاه مسعود زنده می‌ماند تحولات افغانستان به نحو دیگری رقم می‌خورد. نه آن گونه که آمریکا می‌خواست و نه آن گونه که در حال حاضر در جریان است.
تصور می‌کنم اگر احمدشاه مسعود زنده می‌بود حضور آمریکا و ناتو در افغانستان با این تسهیلات مواجه نمی‌شد و علاوه بر آن، ساختار قدرت و تشکیل دولت فعلی به شکل کنونی، نبود.
یعنی حضور مجاهدین در ساختار قدرت پررنگ‌تر بود و مبارزه با تروریسم جدی‌تر انجام می‌شد، زیرا بافت سیاسی - نظامی داخلی افغانستان نیز در مبارزه با تروریسم همگام‌تر بود و تفکرات احمدشاه مسعود و تجربه‌ای که در طی سالیان گذشته در ایشان ایجاد شده بود به نظرم تحولات را به نحو دیگری رقم می‌زد که برای افغانستان مثبت‌تر بود.

* سئوال: فکر می‌کنید اگر آمریکا و ناتو نیروی بیشتری به افغانستان اعزام کنند قادر به حذف طالبان خواهند بود؟
- تمنا: درست است که نیروهای فعلی کم هستند ولی طالبان نیز زیاد نیستند. در صورت جدیت به‌ خرج دادن در این مبارزه، با تعداد کنونی نیروهای نظامی آمریکا و ناتو هم می‌توان با ۲۰ هزار نیروی طالب مبارزه کرد.
ولی آمریکا و ناتو باید ارتش ملی افغانستان را بیشتر تقویت کنند و توانمندی‌های ارتش ملی افغانستان را بالا ببرند. زیرا یک سرباز ارتش ملی افغانستان باید حس قوی ناسیونالیستی در مبارزه با شورشیان طالبان و القاعده داشته باشد. حس ناسیونالیستی و افغانستان دوستی در یک نیروی انگلیسی، آمریکایی و فرانسوی وجود ندارد. عزم یک افغان که در ارتش و پلیس ملی افغانستان حضور دارد جدی‌تر است و اهدافش با تقدس همراه است، چرا که او برای آزادی کشور و رفاه مردمش خواهد رزمید.

* سئوال: بعد از گذشت هفت سال از سقوط طالبان و علیرغم حضور نیروهای خارجی در افغانستان و از جمله انگلیسی‌ها که مسئول مبارزه با مواد مخدر هستند، شاهدیم که کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان رو به گسترش است. آیا کشورهای عمده غربی با توجه به امکانات و دانشی که دارند قادر به از بین بردن مزارع کشت این مواد نیستند؟
- تمنا: همان گونه که در ابتدای بحث مطرح کردم، ارزیابی تحولات افغانستان بعد از ۱۱ سپتامبر از دید من از دو منظر امکان‌پذیر است یکی از منظر مباحث امنیتی و دیگری از منظر بازسازی. بحث فعلی شما به ابعاد بازسازی بر می‌گردد.
در این شکی نیست که افغانستان در قسمت بازسازی در طول هفت سال گذشته دستاوردهای زیادی داشته است. بسیاری از جاده‌ها و راه‌ها ساخته شده، در زمینه رشد صنعت، ساختار اقتصادی افغانستان، استراتژی توسعه ملی افغانستان و ... قدم‌های مثبتی برداشته شده، ولی اینها کافی نبوده است.
زمانی می‌فهیم کافی نبوده که می‌بینیم رشد مواد مخدر در چند سال گذشته افزایش یافته و این نشان می‌دهد هنوز بخش عمده‌ای از مردم افغانستان به درآمدهای ناشی از کشت و قاچاق مواد مخدر متکی هستند و این نشانگر آن است که سیاست‌های کلان اقتصادی دولت و برنامه‌های بازسازی زیرساخت‌های اقتصادی هنوز به مرحله کمال نرسیده است.
ولی در بحث خاص مواد مخدر و رشد این مواد در افغانستان که باعث تاسف دولت افغانستان هم بود، متاسفانه چنین آماری صحت دارد که بیش از ۹۳ درصد مواد مخدر جهان در افغانستان تولید می‌شود. اما چند بحث در این زمینه وجود دارد:
یکی اینکه در مورد رشد مواد مخدر در افغانستان نیروهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تاثیرگذارند. شبکه بین‌المللی مافیای قاچاق مواد مخدر بسیار فعال و قدرتمند است و آنها نمی‌خواهند کشت مواد مخدر در افغانستان قطع شود و آنها با کشورهای قدرتمند لابی می‌کنند که جلوی اقدامات جدی مبارزه با تروریسم گرفته شود.
موضوع دوم نیاز اقتصادی مناطق جنوبی افغانستان به کشت و قاچاق این مواد است و موضوع سوم این است که همه مواد مخدری که از افغانستان خارج می‌شود مواد مخدری نیست که در افغانستان کشت می‌شود. در جنوب شرق آ‌سیا کشور برمه و حتی در شمال پاکستان نیز اقدام به کشت مواد مخدر می‌‌شود و افغانستان معبر ترانزیت این مواد است و من نسبت به آمار منتشر شده توسط سازمان ملل مبنی بر اینکه آمار مواد مخدر تنها مربوط به افغانستان است، شک دارم.
اگر ۹۳ درصد مواد مخدر جهان در افغانستان تولید می‌شد باید درآمد حاصل از فروش این ۹۳ درصد بر سفره مردم نمود پیدا می‌کرد و در روند توسعه اقتصادی افغانستان تاثیر آن را شاهد می‌بودیم، ولی این چنین نیست. یا اینکه مواد مخدر در افغانستان از کشاورز افغان به بهای ناچیز خریداری می‌شود و یا مواد مخدری که از سایر کشورها از افغانستان ترانزیت می‌شود جزو تولیدات افغانستان محسوب می‌شود.
من فکر می‌کنم نیروهای خارجی در مبارزه با مواد مخدر کم توان بوده‌اند.
در هر یک از ولایت‌های جنوبی اگر با قاچاقچیان و تولیدکنندگان مواد مخدر مبارزه شده در پی آن نیروهای خارجی به شدت مورد حمله قرار گرفته‌اند. در استان هلمند که تیم‌های بازسازی منطقه‌ای (PRT) انگلیسی و بیش از هفت هزار نیروی نظامی این کشور برای تامین امنیت و بازسازی این ولایت حضور دارند، ۴۳ درصد مواد مخدر جهان تولید می‌شود.
جالب این است که در خبرگزاری‌ها منتشر شده بود بیش از نیمی از مواد مخدر بازار لندن از افغانستان وارد می‌شود. اگر شما این‌ها را به هم پیوند بزنید نقش شبکه‌های مافیای بین‌المللی مواد مخدر بیشتر روشن می‌شود.
هر زمان انگلیسی‌ها در هلمند یک مزرعه خشخاش را نابود کردند روز بعد چند نفر از این نیروها مورد حمله شورشیان قرار می‌گیرند. لذا سکوت در این قضیه به عنوان یک مفاهمه، معامله یا مذاکره بین نیروهای خارجی و قاچاقچیان مواد مخدر تلقی می‌شود. چون قاچاقچیان مواد مخدر موتور مالی طالبان را به حرکت در می‌آورند، هر زمان قسمتی از مزارع مواد مخدر نابود می‌شود واکنش طالبان، حمله به نیروهای خارجی است. به نظر می‌رسد برای کاهش خسارات جانی، یک معامله ضمنی بین نیروهای خارجی و طالبان محلی در این زمینه وجود دارد.
هر چند گاهی اوقات اقداماتی انجام و برخی مزارع نابوده شده ولی گویا این اقدامات ناچیز بوده که حجم تولیدی این مواد به ۹۳ درصد رسیده است.
در واقع مبارزه جدی نبوده است و به دلیل نیاز اقتصادی کشاورزان، آنها به کشت این مواد ادامه داده‌اند.
می‌توان سیاست‌های بهتر اقتصادی را تبیین و زیرساخت‌های اقتصادی را در افغانستان تقویت کرد. می‌توان از نیروهای متخصص‌تر در عرصه اقتصاد و سیاست افغانستان بهره برد و دانش را به ویژه در مناطق جنوبی افغانستان گسترش داد و همچنین کشت جایگزین را ترویج کرد که در این زمینه کشورهای همسایه می‌توانند نقش خوبی ایفا کنند. مثلاً در استان هرات زعفران جایگزین مواد مخدر شده و در سال گذشته این استان جزو بزرگترین صادرکنندگان زعفران جهان بود که نشان می‌دهد این عزم در بین ملت وجود دارد، ولی نیازمند حمایت‌های دولتی، منطقه‌ای و بین‌المللی است.

* سئوال: به نظر می‌رسد دولت افغانستان در مبارزه با مواد مخدر ناموفق بوده، علت آن چیست؟
- تمنا: شاید دولت آن قدر توانمند نبوده است، به هرحال دولت ما یک دولت جوان است. مبارزه با این مواد خیلی هزینه‌‌بر است و کشت جایگزین برای تولید کنندگان درآمدزا نیست.
دولت در زمینه اقتصادی با چند مشکل مواجه بوده است. کمک‌های فراوانی که از سوی جامعه بین‌المللی به افغانستان داده شد،‌ در زیرساخت‌ها خرج نشد و بیشتر روبنایی بود و در سطح مصرف شد.
علاوه بر آن گسترش فساد اداری در داخل دستگاه دولتی به ویژه در چند سال گذشته باعث شد عزم جدی در مبارزه با مواد مخدر وجود نداشته باشد و شایعات موجود مبنی بر اینکه بخشی از بدنه اجرایی دولت در قاچاق مواد مخدر دست دارند عواملی بود که باعث می‌شد دولت نتواند در مبارزه با کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان خیلی موفق باشد.

* سئوال: شما گفتید که در چند سال آینده افغانستان روی ثبات و آرامش را نخواهد دید. در حقیقت با توجه به دخالت بدنه اجرایی دولت در قاچاق مواد مخدر نمی‌توان برای افغانستان آینده خوبی ترسیم کرد.
- تمنا: به نظر من حداقل در یک دهه آینده اوضاع چنین است و تحول مثبت‌تری رخ نخواهد داد. اگر تحول عمده‌ای باشد در سطح داخلی، تغییر وزرا و کابینه و اقدامات روبنایی است.
اگر دولت افغانستان بخواهد در مسائل زیرساختی موفق باشد باید استراتژی‌های زیربنایی تدوین شود. پول‌ها در اقدامات زیربنایی هزینه شود. زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی افغانستان بازسازی شود و حتی از نو ایجاد شود. در سطح کلان و ملی اشتغال زایی شود. حقوق مامورین دولت افزایش یابد و دولت در مبارزه با فساد اداری عزم جدی داشته باشد که این موارد باعث افزایش موفقیت دولت می‌شود.
چون فکر نمی‌کنم در یک دهه آینده نیز این اقدامات کلان در سطح دولت عملی باشد، لذا در ۱۰سال آینده نیز وضعیت به همین منوال خواهد بود.
کشت و قاچاق مواد مخدر پیامد جنگ داخلی در افغانستان است. این مواد در طول ۳۰ سال گذشته قسمت عمده‌ای از معیشت مردم و هزینه جنگی قسمت عمده‌ای از نیروهای شبه نظامی در افغانستان را تامین می‌کرد و نمی‌توان این پیوند را در ظرف پنج سال تا ۱۰ سال قطع کرد. نهایتاً ممکن است این ۹۳ درصد به ۸۰ یا ۷۰ درصد کاهش یابد ولی محو کامل آن نیازمند زمان بیشتر از ۱۰ سال است.
فراگیر کردن کشت جایگزین و موفقیت دولت در همه عرصه‌های اقتصادی و سیاسی که در پی آن توسعه پایدار اقتصادی - سیاسی در سراسر افغانستان مشاهده شود، نیازمند زمانی بیش از ۱۰ سال است و دولت فعلی به علت در حالت گذار بودن، در حال حاضر با مشکلات فراوانی در این زمینه مواجه است. اگر دولت جدیدی در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ روی کار آید و چرخش مثبتی در نخبگان حاکم ایجاد شود می‌تواند گام‌های موثری در این راه بردارد.

* سئوال: فکر می‌کنید آیا آقای کرزی در انتخابات سال ۱۳۸۸ دوباره به ریاست جمهوری انتخاب ‌شود؟ برخی اخبار حاکی از آمدن فرد دیگری است که مورد نظر آمریکاست.
- تمنا: در مورد هر کشور جهان سومی و کشوری چون افغانستان که در سال‌های گذشته نظام‌های سیاسی مختلفی را تجربه کرده و حکومت‌ها بسیار زود عوض شدند خیلی نمی‌توان اوضاع سیاسی را پیش‌بینی کرد، ولی آنچه بیشتر احتمال دارد این است که دولت فعلی خیلی مورد پذیرش عامه نباشد و البته این در صورتی است که یک جایگزین برای دولت فعلی پیدا شود.
کاندیداهایی مطرح شده‌اند مثل آقای جلالی، ثابت و یا آقای بشردوست. آقای علی احمد جلالی در کابینه آقای کرزی وزیر داخله (کشور) بود و به دلیل اینکه فکر می‌کرد خللی در روند حکومتداری دولت آقای کرزی وجود دارد، استعفا داد. به نظر من اگر ایشان (جلالی) قویاً وارد کارزار انتخاباتی شود اقوام مختلف از وی حمایت خواهند کرد و دولت جدیدی روی کار خواهد آمد. ولی اگر آقای جلالی روی کار نیاید کماکان دولت آقای کرزی در برابر سایر رقبا پیروز شده و باقی خواهد ماند. البته باید ببینیم در چند ماه مانده به انتخابات چه اتفاقاتی رخ می‌دهد و مسائل اقتصادی و امنیتی چگونه رقم می‌خورد.
فعلاً اوضاع امنیتی بسیار نامطلوب است و آرامش مردم در برخی از ولایات به شدت به ‌مخاطره افتاده است.
تصورم این است که دو سه ماه مانده به انتخابات، دولت به صورت گسترده به تامین امنیت روی خواهد آورد و این اقدامی برای کسب مشروعیت و جذب آراء است. چرا که می‌تواند در روحیه مردم تاثیرگذار باشد. مردم حوادث نزدیک‌تر به یادشان می‌ماند.
تصمیم مبتنی بر نگرش تاریخی در جامعه سنتی بر دوره‌های کوتاه مدت بنیان گذاشته می‌شود. لذا تصور می‌کنم در یکی دو ماه مانده به انتخابات، امنیت بیشتر شده و برخی تحولات در عرصه اقتصادی انجام و کمک‌هایی به طبقات محروم داده شود و یا مذاکراتی با گروه‌هایی از طالبان که اصلاح طلب هستند، برگزار خواهد شد.
ولی من با این نظر که هر کس که آمریکا بخواهد در افغانستان رئیس جمهور می‌شود، موافق نیستم. به هر حال اذهان و رای عمومی موثر بوده و تجارب گذشته نشان داد. هر چند آقای کرزی مورد حمایت جامعه بین‌الملل قرار داشت ولی مردم واقعاً دوست داشتند که آقای کرزی رئیس جمهور شود و به آن رای دادند.
البته توقعاتی که مردم داشتند برآورده نشده است. در جامعه دانشگاهی آسان و پسندیده است که ما میزان موفقیت کشور را به برهه‌های پنج ساله و ۱۰ ساله تقسیم بندی کنیم، ولی در بطن جامعه این تقسیم بندی معنا ندارد. مردم خواستار تحول آنی هستند. در طول هفت سال گذشته مردم شاهد این تحول آنی نبودند و یا اگر بودند باز هم نظر آنها را تامین نکرده است. تصور می‌کنم دولت فعلی نسبتاً با بحران مشروعیت مواجه شده است. مردم جامعه توقعات دیگری داشتند و آن توقعات برآورده نشده و احتمال می‌رود مردم علاقمند به تغییر ساختار و نظام تصمیم گیری افغانستان باشند. تعداد بیشماری از تحصیلکردگان و متخصصین افغان نیز از دولت فعلی ناراضی‌اند، چرا که برخی از حلقه‌های متعصب اطراف رئیس جمهوری و یا تعدادی از دوستان وی به این گروه کاردان مجال نقش‌آفرینی در تحولات سیاسی کشور را نداده‌اند و این بزرگترین ضعف دولت آقای کرزی است.

* سئوال: به نظر شما ریاست جمهوری آصف علی زرداری در پاکستان بر اوضاع افغانستان چقدر تاثیرگذار خواهد بود؟
- تمنا: هنوز پیش بینی زود است. گرچه خط مشی دولت ایشان اندکی مشخص است، ولی باید منتظر آینده بود.
دولتی که روی کار آمده اگر عزم حمایت از روند دموکراتیزاسیون در پاکستان را داشته باشد و این دموکراتیزاسیون منجر به حضور همه احزاب در ساختار قدرت پاکستان و رقابت‌های داخلی شود، گروه‌های اسلامی و بنیادگرایان علاقمند می‌شوند که وارد رقابت‌های سیاسی داخل کشورشان بشوند و اگر توجه آنها از افغانستان معطوف به رقابت‌های سیاسی داخل کشورشان شود، به نفع ماست.
هنوز نمی‌دانیم و قابل پیش بینی نیست که تعامل زرداری با اسلامگرایان و احزاب اسلامی پاکستان مثل جمعیت علمای اسلام و یا جماعت اسلامی پاکستان چگونه خواهد بود و یا گروه‌هایی مثل جریان متحده عمل چه جایگاهی در دولت فعلی خواهند داشت.
ولی اگر این گروه‌ها مورد پذیرش دولت زرداری قرار بگیرند و در ساختار قدرت سهم داده شوند و در ایالت‌های شمالی به ویژه در ساختار قدرت نقش ایفا کنند، به نفع افغانستان است و جنبش طالبان در افغانستان ضعیف‌تر خواهد شد.

* سئوال: پیروزی اوباما و مک کین چقدر بر اوضاع افغانستان تاثیرگذار خواهد بود؟
- تمنا: فرق عمده‌ای ندارد، چون در کشورهای توسعه یافته و قدرت‌های بزرگ مثل آمریکا سیاست را سیستم تدوین و اجرا می‌کند. اگر اشخاص عوض شوند در روبنای اقدامات اجرایی آنها تغییر ایجاد می‌شود و در مسائل زیربنایی و در استراتژی سیاست خارجی آنها که برای افغانستان تدوین شده، تغییر‌ عمده‌ای ایجاد نخواهد شد.
با توجه به سیاست‌هایی که در بینش نومحافظه‌کاران آمریکا در افغانستان وجود دارد و نگاه خاصی که به تسلیحات، نفت و صهیونیسم دارند، تصورم این است اگر جمهوری‌خواهان و تیم نومحافظه‌کاران باز به قدرت برسند بیشتر به نفع افغانستان خواهد بود، چرا که آنها برای حضور در منطقه جدی‌تر هستند.
قبل از ۱۱ سپتامبر دو گرایش بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در آمریکا وجود داشت. در آن زمان نگاه جمهوری خواهان بیشتر داخلی بود و معتقد بودند آمریکا دیگر یک پلیس جهانی نیست که هر کشوری در موقع نیاز به آن زنگ بزند و آمریکا نیز به یاری آن بشتابد. ولی دموکرات‌ها علاقمند به گسترش دموکراسی، لیبرالیسم، ارزش‌های حقوق بشری و حقوق زنان و انجام اقدامات برون مرزی به ویژه در آسیا، چین، ایران و ... بودند.
اما بعد از ۱۱ سپتامبر جمهوری‌خواهان تغییر عقیده داده و نومحافظه کاران به این نتیجه رسیدند که حضور موثر آمریکا در تحولات جهانی می‌تواند باعث بقای آمریکا به عنوان هژمون جهانی بشود و این نقش آفرینی جهانی آمریکاست که می‌تواند باعث تداوم قدرت آمریکا باشد، زیرا قدرت اگر راکد باشد می‌گندد و برعکس دموکرات‌ها نگاهشان داخلی شد.
اگر دوباره تیم جمهوری‌خواهان به پیروزی برسند، نگاه برون گرایانه دارند. نفت، صهیونیسم و تسلیحات اصول بنیانی سیاست خارجی نومحافظه کاران آمریکاست و این موارد در منطقه‌ای که افغانستان هم در آن جا قرار دارد تامین می‌شود. نفت و صهیونیسم که نزدیک ماست و کشورهای عربی هم که خریداران تسلیحات آمریکا هستند.
اگر جمهوری خواهان در رأس قدرت قرار گیرند، مبارزه آنها با تروریسم جدی‌تر خواهد بود و علاقمندی آنها برای حضور در افغانستان قوی‌تر است.
اگر آمریکایی‌ها و ناتو از افغانستان خارج شوند اوضاع افغانستان به همان بحران داخلی قبلی دچار خواهد شد، زیرا هنوز زیرساخت‌های لازم برای تشکیل یک دولت منسجم ملی در افغانستان شکل نگرفته و بحران هویت به شدت در ساختار جامعه فعلی افغانستان رو به رشد است.
با یک نگاه به تاریخ و علل خشونت‌های داخلی به ویژه در دهه گذشته افغانستان، فکر می‌کنم کماکان به تداوم حضور نیروهای بین‌المللی به عنوان نیروی حائل بین گروه‌های درگیر نیاز باشد. دولت افغانستان هم تشخیص داده که فعلا به حمایت جامعه بین‌المللی از روند رشد، توسعه و دموکراسی در افغانستان و تثبیت صلح و امنیت در این کشور نیاز دارد.

* سئوال: به نظر می‌رسد باراک اوباما پیروز شود. البته معاون مک کین هم توانسته محبوبیت زیادی کسب کند.
- تمنا: قبل از اینکه خانم سارا پالین به عنوان معاون مک کین انتخاب شود احتمال می‌رفت اوباما به دلیل اینکه سیاهپوست است و به خاطر حمایت خانم کلینتون از ایشان و زنان آمریکا از دموکرات‌ها، پیروز شود، ولی در یک رقابت جدی مک کین با انتخاب سارا به عنوان معاون، بخش عمده‌ای از آراء زنان و قسمتی از دموکرات‌های سفیدپوست را به سمت خود جلب کرد.
تحولات جهانی به سمتی در حال حرکت است که احتمال پیروزی جمهوری‌خواهان در آمریکا بیشتر وجود دارد.
بردی که افغانستان دارد به خاطر حضور آقای زلمی خلیل‌زاد است که یکی از چندین نومحافظه‌کار برجسته آمریکاست که افغانی الاصل است و نماینده آمریکا در سازمان ملل می‌باشد. او می‌تواند توجه آمریکا را بیشتر به داخل افغانستان معطوف کند و تصمیم‌گیری‌های آمریکا در افغانستان را خردمندانه‌تر کند.
خلیل‌زاد کسی است که می‌تواند روند تحولات افغانستان را بیشتر و بهتر از سایر آمریکایی‌ها مدیریت ‌کند.

* سئوال: فکر می‌کنید برای آمریکا، افغانستان از اهمیت بیشتری برخودار است یا عراق؟
- تمنا: دو بعد دارد، زمانی‌ که بحث صهیونیسم به میان می‌آید و بحث نفت و اقتصاد مطرح می‌شود، عراق خیلی مهم است.
افغانستان بیشتر موقعیت ژئواستراتژیک دارد و جغرافیای سیاسی افغانستان برای آمریکا و ناتو مهم است. نزدیکی افغانستان به ایران، چین و روسیه تاثیرگذار است.
یک موضوع افغانستان را متمایز می‌کند و آن اینکه ناتو به افغانستان توجه ویژه دارد، اما عراق این موقعیت را ندارد. افغانستان می‌تواند تأمین کننده اهداف و سیاست‌های درازمدت ناتو باشد.
حتی اگر ایالات متحده روزی به افغانستان بی‌ علاقه شود ناتو هرگز افغانستان را رها نخواهد کرد. همچنین در کنار مثلث چین، روسیه و ایران یک مربع دیگری که اضلاع آن هنوز کمرنگ است و آمریکایی‌ها علاقمندند آن را در مقابل مثلث مذکور طراحی کنند، مربع افغانستان - هند - اسرائیل - ترکیه است و اگر پاکستان به آن بپیوندد پنج ضلعی تشکیل می‌شود.
اگر آن مربع تشکیل شود حضور و هژمونی آمریکا در منطقه تضمین شده است. روابط هند و اسرائیل در یک سال گذشته به شدت افزایش یافته، رابطه هند و آمریکا بعد از قرارداد اتمی ۱۲۳ که منعقد کردند، افزایش یافته است و ترکیه نیز همین طور، چنانکه شاهد حضور پر رنگ ترکیه در روند بازسازی افغانستان هستیم.
هرچند اضلاع این مربع کم رنگ است، ولی احتمال تشکیل آن بعید به نظر نمی‌رسد.
عراق نه در آن سه ضلعی (مثلث) و نه در مربع افغانستان - ترکیه - اسرائیل - هند قرار دارد.
اگر این مربع شکل گیرد اهمیت عراق به شدت کاهش می‌یابد، چون همه مباحث صهیونیسم، رقابت‌های اقتصادی آمریکا با هند و چین، روسیه، هسته‌ای شدن ایران و دموکراتیزه شدن ترکیه، مبارزه با بنیادگرایی در افغانستان و ... همه در دل این مربع است و عراق خارج از این مربع و مثلث قرار دارد.

* سئوال: اوضاع اجتماعی افغانستان به چه نحوی است. برخی از تبدیل افغانستان به تایلند دوم سخن می‌گویند.
- تمنا: علیرغم اینکه افغان‌ها خیلی زمینه سکولاریزه شدن را دارند، بافت اجتماعی و سنتی افغانستان به شدت دینی است. ممکن است افغان‌ها در همه چیز سکولاریزه شوند، ولی در مورد مسائل مربوط به خانواده و زن سکولاریزه نمی‌شوند. زیرا با فرهنگ و سنت‌های عمیق آنها گره خورده است.
در عرصه‌های مختلف زندگی ممکن است سکولاریزه شوند ولی در مورد خانواده و زنان به شدت رادیکال برخورد می‌کنند و سخت گیر هستند و اینکه افغانستان تایلند دیگری در آسیا شود، بسیار بعید به نظر می‌رسد.
دولت با ترویج فساد اخلاقی مبارزه می‌کند. در هر کشوری سطحی از فساد وجود دارد حتی در بنیادگراترین کشورهای اسلامی، ولی اینکه در افغانستان بیش از حد گسترش پیدا کند، بسیار غیرمحتمل به ‌نظر می‌رسد.
تهدید بسیار جدی و مهمی که در عرصه اجتماعی در افغانستان با آن مواجهیم، «بحران هویت» است. این بحران تهدید جدی امنیتی برای آینده افغانستان است که در حال حاضر رو به رشد می‌باشد و متاسفانه دولت به آن توجهی ندارد، حتی در دستگاه اجرایی برخی از افراد بانی و تداوم دهنده آن هستند.
بعد از ۱۱ سپتامبر خودبیداری در بین اقوام ایجاد شد و مردم افغانستان در حال حاضر به سطحی رسیده‌اند که دیگر فضای متصلب پیشین برای آنها قابل تحمل نیست و سیطره یک قوم بر سایر اقوام را نمی‌پذیرند. هر کدام خواهان ایفای نقش در روند دولت سازی و ملت سازی هستند و این خودبیداری قومی در افغانستان باعث شده که آنها خواستار به دست آوردن جایگاهشان شوند. این خودبیداری ملی باعث شده هویت‌هایشان پررنگ شود و در تعارض و مواجهه با منافع تمامیت‌ خواهانه سایر اقوام قرار گیرد.
امروز یک هزاره خودش را به عنوان یک هزاره مستحق سهم گیری در ساختار قدرت می‌شناسد، یک تاجیک هم همین گونه و ....
همه چیز مبتنی بر توانمندی‌های علمی هر قوم شده و این بحران هویتی که ایجاد شده مورد پذیرش اقوامی که خود را به لحاظ کمی اکثریت می‌دانند، نیست و این بزرگترین چالش ماست. قدرت عملی و اجرایی در دست اقوام اکثریت است و خودبیداری ملی که در اقوام اقلیت ایجاد شده مبتنی بر توانمندی‌های کیفی آنهاست، این باعث تنش بین اقوام می‌شود و این بزرگترین تهدید امنیتی ما در دهه‌های آینده خواهد بود.
حتی اگر طالبان، القاعده و تمام تهدیدات امنیتی از افغانستان کاسته شود این بحران کماکان ادامه خواهد داشت و روز به روز پررنگ‌تر می‌شود و دولت در این قسمت استراتژی‌های خوبی ندارد و این برای دولت دغدغه نیست. متاسفانه برای جامعه دانشگاهی افغانستان نیز موضوعیت تحقیقی پیدا نکرده است.

* سئوال: چگونه می‌توان این بحران را حل کرد؟
- تمنا: فقط با گذشت زمان و افزایش ارتباطات بین اقوام مختلف افغانستان و همچنین با فراگیری معارف و گسترش سواد عمومی این مسئله حل می‌شود که البته این امر زمان‌بر است و پیش‌بینی می‌شود در نسل بعدی حداقل در ۱۵ سال آینده این مسائل کمرنگ‌تر باشد.
کد مطلب: 5064
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل