نتایج جالب نظرسنجی جدید مرکز مطالعات استراتژیک:

بیش از 70 درصد مردم گفتگوهای صلح را ناکام می‌دانند

پیام آفتاب: یک نظر سنجی تازه با عنوان «نگرش و برداشت مردم افغانستان از گفتگوهای صلح دولت با طالبان» که به تازگی توسط مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان انجام شده است، نشان می دهد 70.6 درصد مردم مذاکرات صلح دولت با طالبان را ناکام می دانند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۴ حوت ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۰۴
بیش از 70 درصد مردم گفتگوهای صلح را ناکام می‌دانند
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب، در این نظر سنجی که با هدف تحلیل و بررسی دیدگاه‌ها و برداشت های مردم از پروسه صلح در پانزده ولایت کابل، هرات، بلخ، قندهار، بامیان، بادغیس، بدخشان، کندوز، ننگرهار، جوزجان، غور، زابل، هلمند و پکتیا و غزنی انجام شده است، 21.5 درصد شرکت کنندگان دولت را تا حدودی در پروسه صلح موفق و مابقی (1540 نفر) دولت را در این امر ناموفق می دانند.
 
مهمترین نگرانی شرکت کنندگان در مورد گفتگوهای صلح
  1. فی صد شرکت کنندگان معامله‌شدن حق و حقوق مردم، 20 فی صد برقرار نشدن صلح، 19 درصد شفاف نبودن مذاکرات صلح و 13.7 درصد نادیده گرفتن قانون اساسی و 14.3 درصد نادیده گرفته شدن حقوق زنان را از نگرانی‌های خود در مورد مذاکرات صلح عنوان کرده اند.
در این تحقیق 68 درصد پاسخ دهندگان برنامه جذب مخالفین مسلح به روند صلح را موفق ندانسته‌اند.
 
بزرگترین موانع برقراری صلح در افغانستان
34 درصد شرکت کنندگان دولت ضعیف و فساد اداری، 20 درصد طالبان، 11.4 درصد قوم و قبیله گرایی، 11.2 درصد فقر و بیسوادی، 8.2 درصد زورمندان محلی و مافیای مواد مخدر و 6 درصد حضور نیروهای خارجی را از موانع بزرگ صلح در افغانستان عنوان کرده اند.
 تقریباً 48 درصد پاسخگویان بر این عقیده‌اند که «پاکستان و کشورهای منطقه» بیشترین سود را از جنگ و ناامنی افغانستان می‌برند. «آمریکا و کشورهای غربی» با 20 درصد و «دولت‌مردان فاسد» با تقریباً 17 درصد در رده دوم و سوم قرار دارند.
بر اساس این نظرسنجی:
33.6 درصد پاسخگویان معتقدند که «دخالت کشورهای همسایه و منطقه» عامل اصلی ناکامی گفتگوهای صلح دولت با طالبان است.
 تقریباً 31 درصد پاسخگویان معتقدند «ضعف دولت افغانستان» عامل ناکامی است. نزدیک به 14 درصد پاسخگویان «دخالت آمریکا و کشورهای غربی» را عامل ناکامی دانسته‌اند و از دید 9.4 درصد پاسخگویان هم «سهیم نبودن مردم در مذاکرات صلح» عامل ناکامی معرفی شده است.
 
مهم‌ترین نقاط ضعف شورای عالی صلح
19.9 درصد شرکت کنندگان شورای عالی صلح را سمبلیک، 16.4 درصد این شورا را فاسد، 16.2 درصد شورای عالی صلح را فاقد صلاحیت و استقلال لازم، 14 درصد این شورا را فاقد حمایت مردمی و 11.4 درصد شرکت کنندگان شورای عالی صلح را محلی برای دخالت خارجی ها عنوان کرده اند.
 
یافته های دیگر تحقیق
در نتایج این نظرسنجی آمده است:
اکثریت پاسخگویان (70.7 درصد) معتقدند که «مقامات دولت دربارة صلح با طالبان وحدت نظر ندارند».
تقریباً 86 درصد پاسخگویان اهمیت نقش مردم در برقراری صلح را خیلی زیاد (54.4 درصد) و زیاد (31.4 درصد) متصور شده‌اند.
تقریباً 62 درصد پاسخگویان اهمیت نقش زنان در برقراری صلح را زیاد (34.5 درصد) و خیلی زیاد (27.3 درصد) توصیف کرده‌‌اند.
 تقریباً 28 درصد پاسخگویان (17.4 درصد و 11 درصد) اهمیت نقش زنان را «کم» و «خیلی کم» می‌دانند و نزدیک به 10 درصد پاسخگویان معتقدند که نقش زنان در برقراری صلح «هیچ مهم نیست».
60.2 درصد پاسخگویان بر این باورند که بعد از صلح دولت با طالبان «وضعیت زنان بدتر می‌شود».
 10.8 درصد پاسخگویان معتقدند که «وضعیت زنان بهتر می‌شود». 18.7 درصد پاسخگویان نیز معتقدند که وضعیت زنان «تفاوتی نمی‌کند».
تقریباً 77 درصد پاسخگویان معتقدند که اعمال طالبان «هیچ قابل قبول نیست».
اکثریت نسبی پاسخگویان (28.4 درصد) دلیل اصلی جنگیدن طالبان را «تأمین منافع پاکستان» می‌دانند.
 25.9 درصد پاسخگویان بر این باورند که آنها برای «رسیدن به قدرت» می‌جنگند. تقریباً 13 درصد معتقدند آنها برای «تأمین منافع کشورهای خارجی» مبارزه می‌کنند.
63.3 درصد پاسخگویان، عنوان‌های دشمن (24.4 درصد)، تروریست (19.9 درصد) و مزدور (19 درصد) را برای نام‌گذاری طالبان مناسب دانسته‌اند. فقط 1.8 درصد پاسخگویان با عنوان «مجاهد» برای نام‌گذاری طالبان موافق بوده‌اند.
از دید پاسخگویان نظرسنجی، شورای علمای افغانستان می‌تواند بیشترین تأثیر (با میانگین 3.48) را در موفقیت‌ گفتگوهای صلح داشته باشد. همچنین رسانه‌های جمعی مثل تلویزیون، رادیو و روزنامه‌ها (با میانگین 3.38) و سران جهادی و بزرگان قومی (با میانگین 3.1) از دید پاسخگویان در رتبه‌های دوم و سوم قرار دارند.
قابل ذکر است این تحقیق از نوع نظر سنجی است که با شیوه توصیفی-کاربردی انجام شده است. از لحاظ نوع روش، پیمایشی می‌باشد و برای جمع‌آوری اطلاعات مورد نظر تحقیق، از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. روش انتخاب نمونه‌ها مبتنی بر روش‌های احتمالی چندمرحله‌ای بوده است. این نظرسنجی از اوایل ماه میزان 1394 (اکتوبر 2015) با مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای شروع شده است و در اواخر ماه حوت 1394 به پایان رسیده است. جامعه مورد مطالعه و واحد تحلیل این تحقیق، تمام ساکنین بالای 18 سال در پانزده ولایت تحت پوشش نظرسنجی را شامل می‌شود. برای برآورد جمعیت بالای 18 سال در هر ولایت از آمارهای تخمینی سازمان ملل که به تفکیک گروه‌های سنی ارائه شده است، استفاده شد. حجم نمونه در این نظرسنجی 1500 نفر در نظر گرفته شده بود که رقم آن بعد از محاسبات دقیق جمعیتی متناسب با جمعیت هر ولایت، به 1540 نفر رسید.
 پیشنهادات تحقیق به دولت برای بهتر دنبال کردن پروسه صلح
1) اهمیت قائل شدن به نقش مردم در برقراری صلح:
هر توافقی در این زمینه باید مورد حمایت مردم باشد و آنها حق دارند در تصمیم‌گیری‌های ملی سهیم باشند. ایجاد یک صلح دوام‌دار و مطلوب، بدون در نظرداشت خواست و ارادة مردم پایدار نخواهد بود. از همین رو دولت افغانستان باید آنها را از فرایند گفتگو با طالبان مطلع سازد. دولت باید نگرانی‌های اقشار مختلف جامعه را در نظر بگیرد. این حق آنان است و به هر دلیلی نباید از آن چشم‌پوشی کرد.
 
 
2) اهمیت‌دادن به نقش زنان در برقراری صلح:
یکی از نگرانی‌های جدی پاسخگویان در این نظرسنجی وضعیت زنان است. آنها نیمی از جامعة افغانستانند و آیندة روشن برای این کشور بدون مشارکت و سهم‌دادن به آنان ممکن نیست. باید نقش و جایگاه آنان را در روند گفتگوهای صلح ارتقا بخشید.
 
3) در نظرگرفتن نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی در برقراری صلح افغانستان:
این یک واقعیت است که برخی کشورهای منطقه‌ و جهان، منافعی را در افغانستان برای خود تعریف کرده‌اند و به خود حق می‌دهند تا نگران این منافع باشند. دولت افغانستان باید تلاش کند تا این حساسیت‌ها و نگرانی‌ها را فهم و شناسایی کند، تا در نهایت بتواند آنها را با منافع مردم افغانستان هم‌سو و هم‌جهت سازد.
 
4) حفظ دستاوردهای 14 سال گذشته:
یکی از نگرانی‌های اصلی مردم حفظ دست‌آوردهای سال‌های گذشته مثل قانون اساسی، آزادی بیان، حقوق بشر، حقوق زنان و ... است. به عبارتی این موضوعات خط سرخ مردم برای هر گونه مذاکره با طالبان است. دولت افغانستان در فرایند گفتگوهای صلح، باید متعهد به پاسداری از این ارزش‌ها باشد.
 
5) شفافیت در روند گفتگوهای صلح:
صلح پایدار و مطلوب با پنهان‌کاری و مخفی‌کاری امکان‌پذیر نیست. اگر قرار است صلحی صورت بگیرد، معامله‌ای انجام شود یا هر بهایی برای صلح پرداخت شود، این حق مردم است که از تمام جزئیات آن آگاه باشند. باید به خِرد و دانایی مردم احترام گذاشت و شرایطی را فراهم ساخت تا تصمیم‌گیری مردم در این مورد دخیل باشد. یقیناً هر نوع مذاکرة غیر‌شفاف نتیجه‌ای جز آشفته‌شدن وضعیت سیاسی ـ اجتماعی جامعه نخواهد داشت.
 
6) اصلاح و تغییر جدی در شورای عالی صلح:
چندین سال از شروع کار شورای عالی صلح به عنوان آدرس رسمی دولت برای پیشبرد مذاکرات صلح می‌گذرد. با آنکه هزینه‌های زیادی صرف این شورا شد و اهداف مشخصی برای آن تعریف شد، این شورا نتوانسته است انتظارات مردم را برآورده سازد. در موفقیت‌آمیز بودن «برنامة جذب مخالفین مسلح به روند صلح» تردیدهای جدی وجود دارد. چنانچه دولت افغانستان قصد دارد مذاکرات صلح را از این آدرس پیش ببرد، باید وضعیت حقوقی این شورا را بازتعریف کند، ساختار آن را اصلاح نماید و صلاحیت و استقلال لازم را به آن بدهد.
 
7) استفاده از ظرفیت علمای افغانستان در برقرای صلح:
جامعة افغانستان، دیندار و سنتی است و علمای دینی در میان مردم، پایگاه اجتماعی ارزشمند و بانفوذی دارند. با توجه به اینکه اکثراً، خشونتی که توسط گروه‌های مسلح اعمال می‌شود، رنگ و بوی شرعی و دینی به‌ خود می‌گیرد، آنها می‌توانند نقشی اساسی در خوانش صحیح محتوای منازعه و آگاهی‌بخشی مردم داشته باشند. ما نیاز داریم تا از تمام ظرفیت‌های جامعة خود در برقراری صلح استفاده کنیم. یقیناً استفاده از این سرمایة اجتماعی ما را در برقراری یک صلح پایدار یاری خواهد کرد.
 
 
 
8) استفاده از رسانه‌های جمعی در برقراری صلح:
یکی از مهمترین کارکردهای رسانه، بازتاب‌ پیامدها و زشتی‌های جنگ و به تصویر کشیدن خوبی‌ها و ویژگی‌های صلح و امنیت در زندگی است. این رویکردی است که جامعة امروز افغانستان به‌شدت به آن نیاز دارد. رسانه‌ها می‌توانند با تقویت ارزشهای ملی و عاری از خشنونت به برقراری صلح در جامعه کمک کنند. بنابراین، با توجه به رسانه‌های جمعی در تغییر نگرش، افکار و عقاید عمومی، باید به استفاده و تقویت از آن در راستای برقراری صلح، تلاش ورزید.
 
9) تقویت نیروهای نظامی افغانستان:
آنچه تاکنون مشخص است، این است که سیاست مدارا و صلح‌جویانة دولت با طالبان، نتیجه‌ای جز قدرت‌یافتن بیشتر آنها نداشته است. ادامة این سیاست نیروهای امنیتی و نظامی کشور را در موضع ضعیفی قرار خواهد داد. بنابراین دولت افغانستان و شرکای بین‌المللی آن باید در این رویکرد خود، تجدید نظر اساسی ایجاد کنند. نباید از هیچ کوششی در جهت تقویت نهادهای امنیتی و نظامی کشور غفلت کرد و باید با طالبان قاطعانه برخورد نمود. در غیر این صورت ما دوباره شاهد تکرار حادثة قندوز خواهیم بود.
 
حفیظ الله رجبی، خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب در کابل 
کد مطلب: 49484
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل