۱
 

حزب همبستگی افغانستان

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۴ قوس ۱۳۸۶ ساعت ۰۷:۳۳
حزب همبستگی افغانستان
حزب همبستگی افغانستان، یکی از گرو ه های مربوط به جریان مائوئیستی شعله ی جاوید، است که در تاریخ ۲۸/۱/۱۳۸۳ در کابل به ریاست آقای عبدالخالق نعمت، اعلام موجودیت کرد. عبدالخالق نعمت فرزند عبدالوهاب، در سال ۱۳۲۳، در ولسوالی (= فرمانداری) کوز کنر، در ولایت ننگر هار در شرق افغانستان به دنیا آمده و در شته های مهندسی ساختمان و شهرسازی در افغانستان، هند و پولند ( = لهستان ) تحصیل کرده است. ایشان در وزارت دفاع ملی، شعبه مهندسی دانشکده ی مهندسی دانشگاه کابل تا سال ۱۳۶۸ کار کرده و بعد از آن تا سال ۱۳۸۲ در کشور های آلمان و پاکستان مهاجرشده است. وی بعد از تأسیس دولت جدید افغانستان به ریاست حامد کرزی به عنوان مشاور فنی تعمیرات و مسؤول تیم انجنیران (= مهندسان) سیار پروژه های همبستـگی در وزارت احیا و انکشاف دهات افغانسـتان کار می کند. هفته نامه ی "روزگاران" که از سوی مائوئیست ها در کابل منتشر می شود و مسؤولیت آن را در ابتدا آقای"داد نورانی" به عهده داشت، تحت عنـوان « میلاد حـزب همبستِگی افغانسـتان» در رابط با تأسیـس این حزب چنیـن می نویسد : « دیگر تنظیم بازی با معاملات پست و خایینانه ی قوم گرایی و سوء استفاده از مذهب که ۲۵ سال گذشته با خون و آتش تجربه شدند، در میان ملت ما جایی ندارد. با گذشت هر روز افق های تازه ای بر فضای تیره و تار کشور ما باز و زمینه مساعد می گردد تا آخرین میخ را بر تابوت تنظیم های پوسیده ی جنگ سالار [منظور تنظیم های مجاهدین است] ، این تخم حرام ملت ما بکوبند. در این میان "حزب همبستگی افغانستان" یکی از تشکلاتی است که با فعالیت طیف وسیعی از روشنفکران آزاده و وطن پرست از چند سال به این سو ، بالاخره در ۲۸ حمل ۱۳۸۳ به بار نشست. شرکت نمایندگان وسیعی از ۲۸ ولایت ، نمایندگان مهاجرین ایران، پاکستان و اروپا از هر طبقه و ملیتی در کنگر ی مؤسسان، به این حزب ترکیب سراسری بخشیده، نقش برجسته ی زنان در تأسیس آن بر تبعیض خفت بار جنسی خط بطلان کشید. نمایندگان حزب ، روز ۲۹ حمل در یک کنفرانس مطبوعاتی ضمن ارائه ی مواضع « حزب همبستگی افغانستان » به سؤالات خبرنگاران پاسخ دادند. جشنواره ی اعلام حزب، عصر آن روز که کتله ی وسیعی (۱۵۰۰ نفر) از اعضا ، هواداران و دوستداران حزب در آن شرکت نموده بودند با سخنرانی آقای عبدالخالق نعمت، رئیس منتخب حزب همبستگی آغاز گردید. وی در سخنرانی وزین خود آلام و بدبختی های دو دهه ی اخیر مردم ما را به کاوش گرفته، دستاوردها و کمبودهای دولت فعلی را ارزیابی و ضرورت ایجاد حزب همبستگی افغانستان را تشریح نمود. سپس حبیبه سرابی، وزیر امور زنان از نقش و ضرورت کار بین زنان و تشکل پذیری شان صحبت نموده تأسیس حزب همبستگی افغانستان را قدمی میمون و مؤثر در اوضاع فعلی کشور خواند. آقای قسیم اخگر، یک تن از فعالان سیاسی کشور با سخنرانی پرشوری نقش احزاب در استقرار دموکراسی را جدی دانسته و دموکراسی واقعی را نه تحفه ی اهدا شده بلکه حاصل خون مبارزانی چون سرور واصف، عبدالرحمن لودین ، محمودی فقید و دیگر قهرمانان راه آزادی دانسته که باید احزاب دموکرات و مردم اندیش در شرایط کنونی آن را پاس بدارند. آقای فضل الرحمن اوریا ، مدیر مسؤول نشریه ی "مشعل دموکراسی" ، مصایب دو دهه ی اخیر و جنگ های خانمان سوز پایتخت را ارزیابی کرده، نقش احزاب و سازمان های معتقد به دموکراسی را در شرایط کنونی ارزشمند دانسته، تأسیس حزب همبستگی افغانستان را گام مبارک و میمون خواند. آقای ظاهر حسن، معاون اداری وزارت اطلاعات و فرهنگ به نمایندگی از شورای شهروندان کابل، طی سخنرانی ای تأسیس حزب همبستگی را مبارک باد گفته، پیام شورای شهروندان کابل را با شور خاصی قرائت نمود. در پایان عبدالوهاب کروخی، یک تن از معلولین کشور، پیام معلولین و معیوبین را خواند که با کف زدن های حضار بدرقه شد. محفل با آواز خوانی صفدر توکلی، نورستانی ها، بیلتون و محمود کاروان یکی از هنرمندان پر آوازه ی کشور که با رقص و پایکوبی جوانان همراه بود پایان یافت. » (۱) .
بعد از کنگره ی مؤسسان حزب همبستگی افغانستان، اعلامیه ی اعلام موجودیت این حزب، به این شرح منتشر شد:
« اعلامیه ی حزب همبستگی افغانستان . بسم الله الرحمان الرحیم . کشور ما در آستانه ی بیرون رفت از جنگ های خانمان سوز و وحشیانه ی اشغالگران، انحصار گران متعصب و تروریست ها قرار گرفته است. مداوای زخم های جانکاه که طی بیش از دو دهه یکی پی دیگری بر این پیکر مجروح وارد آمده اند، نیاز به طبیب حاذقی دارد تا بتواند آن را مرهم گذاری نموده، التیام بخشد. ائتلاف جهانی ضد تروریزم که برای زدودن بقایای القاعده و طالبان به سرزمین ما پا گذاشته، جهت تأمین صلح و آرامش در کشور و بر پایی نظام مردم سالار متأسفانه بر نیروهایی تکیه کرده است که تعدادی از انان لکه های خون در آستین دارند و عامل بر بادی وطن بوده اند. با در نظر داشت همین نکات عده ای از فرزندان میهن که عمری را در سنگرهای مقاومت ضد تجاوز در کنار مردمش ایستادند و هرگز در رقابت های ویرانگر برای قدرت دست نیازیدند، ابتکار را به دست گرفته با افراد ملی و آگاه به مقیاس وسیعی در سطح کشور، کمپ های مهاجرین و افغان های مقیم خارج که در جستجوی راه بیرون رفت از این بن بست بودند به تبادل نظر پرداختند تا بتوانند آنانی را که دردی در دل و شیمه ای در پا دارند به دور برنامه ی عملی ای که بر محور دموکراسی و استقلال چرخیده، تفنگ سالاری را با مجریان و حامیان آن طرد نماید، متشکل سازند. تشکلی که اینک در عرصه سیاسی کشور اعلام موجودیت می نماید با آگاهی کامل از دشواری ها یی که در راه پیاده نمودن ارزش های دموکراسی پیشرو دارد بر آن است که: با قاطعیت از استقلال، آزادی، تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور دفاع نموده هر گونه تبعیض ملیتی، جنسی، قومی، دینی، مذهبی، لسانی و منطقه ای را مردود می شمارد؛ خواستار محاسبه دارایی های باد آورده تفنگ سالاران و متحدین شان؛ خواستار محاکمه جنایت کاران جنگی و خاینان ملی و طرفدار اعلامیه حقوق بشر و منشور سازمان ملل متحد بوده، در پی ایجاد زمینه برای رشد فرهنگ بالنده ی ملی و پیشرفته و تأمین واقعی حقوق زن می باشد. این تشکل خواستار برچیده شدن کامل تروریزم، مواد مخدر،‌ فقر و بی سوادی بوده، خود را مکلف به پیروی از احکام قانون اساسی کشور علی رغم کمبودهای معین آن می داند و قاطعانه مصمم است برای تحقق اهداف خود که در واقع بیان ناگفته ی مردم ستم دیده و محروم از همه چیز ما است، بطور خستگی ناپذیر مبارزه نموده، برای رشد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور سهم شایسته ایفا نماید . نیل به این اهداف و آرمان ها میسر نیست ، مگر با مبارزه ی قاطع، صادقانه، پیگیر و متحدانه ی تمامی نیروهای طرفدار دموکراسی بر ضد تروریزم و جنگ سالاری ای که به علت مدارا و سازش دولت، یکی مناطق شرقی و جنوبی کشور را به مرکز آشوب مبدل ساخته است و دیگری در شمال و غرب کشور زورگویی و بحران آفرینی نموده، از کشور ما محشر سوزانی ساخته اند. زنده باد اتحاد همه نیروهای طرفدار دموکراسی ! مرگ بر جنگ سالاران و اجنبی پرستان ! زنده و شکوفان باد افغانستان مستقل، آزاد و دموکرات ! ۲۸ حمل ۱۳۸۳.» (۲)
در نشریه ی« شعله ی جاوید» ، مائوئیست های رقیب حزب همبستگی، در باره ی این حزب و مفاد اعلامیه ی اعلام موجودیت آن تحت عنوان «حزب سازان فریبکار و اغوا گر » چنین نوشته اند: « بعد از تجاوز امپریالیست ها به رهبری امپریالیزم امریکا بر افغانستان، احزاب، سازمان ها و شورا های نام نهاد تحت نام های گوناگون ولی با برنامه ها و خط مشی های همانند و مشابه، همچو قارچ یکی پس از دیگری [ سر بر آوردند ] . آنها تجمع خاینین ملی در بن را "مظهر ارده ی ملت افغانستان" قلمداد می نمایند و تجاوز امپریالیزم امریکا بر افغانستان را "بارقه ی امید در چشمان اشکبار ملت" می خوانند و به این ترتیب در صف داوطلبان خدمتگذاری به اشغالگران امپریالیست ایستاده اند تا جا و مقامی در کنار خوان یغمای امپریالیستی و ارتجاعی بیابند و به پاره های گوشت و استخوانی دست یابند. یکی از این به اصطلاح تشکلات سیاسی "حزب همبستگی افغانستان" است که گویا در بیست و هشتم حمل ۱۳۸۳ با انتشار اعلامیه ای موجودیت خود را اعلام نموده است. در این اعلامیه با شور و شعف فراوان از تجاوز امپریالیست ها به رهبری امپریالیزم امریکا بر افغانستان استقبال گردیده و اتحاد امپریالیست ها در تجاوز به افغانستان" ائتلاف جهانی ضد تروریزم" نامیده شده است. تروریست کیست ؟ در منطق امپریالیست ها و نوکران شان، آن که از زندگی سیر آمده و با بمب کوچک خانه سازی انتحار می کند تا با خود یکجا تنی چند از دشمنان حقیقی و یا فرضی اش را از میان ببرد، تروریست است و سزاوار نکوهش و سرکوب ، اما در این منطق تجاوز بر ملل ضعیف و اشغال سرزمین دیگران، دفاع از خود نامیده می شود و استفاده از مخربترین و کشنده ترین سلاح های مدرن علیه انسان ها ، حق مشروع و قانونی زورمندان جهان به حساب می آید. در این منطق که منطق نویسندگان اعلامیه ی حزب همبستگی افغانستان است، بزرگترین تروریست ها، تروریست محسوب نمی گردند و الا کیست که نداند کشور اشغال شده توسط بزرگترین دهشت افگنان جهان، یعنی امپریالیزم امریکا و متحدین امپریالیستی اش نمی تواند "در آستانه ی بیرون رفت از جنگ های خانمانسوز و وحشیانه ی تروریست ها " قرار داشته باشد. از قرار معلوم نویسنگان اعلامیه ی حزب همبستگی افغانستان خود را همان "طبیبان حاذقی" می دانند که قادر اند زخم های جانکاه کشور بیمار را مرهم گذاری نموده و التیام بخشند. اما این "طبیبان حاذق" بیماری را که به شدت مریض است ، در حال "بیرون رفت" از مریضی تشخیص می دهند و به روشنی نشان می دهند که نه مداوا کننده ی بیمار بلکه دشمن جان آن هستند. در شرایطی که افغانستان مورد تجاوز امپریالیستی قرار گرفته است، طرح مطلب به این صورت که " امپریالیزم برای تأمین صلح و آرامش و بر پایی نظام مردم سالار به این کشور پا گذاشته " خیانت به کشور و مردمان کشور بوده و جز امضای سند خیانت ملی چیزی دیگری محسوب نمی گردد . با چه شور و شعفی تجاوز امپریالیست ها به افغانستان را " پا گذاشتن ائتلاف ضد تروریستی به کشور" اعلام می کنند و با چه لحن خایینانه ای اشغال کشور را " تأمین صلح و آرامش و بر قراری نظام مرد سالار در کشور" می خوانند. گله ی نویسندگان اعلامیه از این " فرشتگان نجات" بخاطر "تکیه ی آنها بر نیروهای که تعداد از آنان لکه های خون در آستین دارند و عامل بربادی وطن بوده اند" در واقع اعلام آشکار این موضوع است که آنها حاضر اند جای دامن آلودگان متذکره در رژیم دست نشانده را اشغال نموده و در جهت تأمین صلح و آرامش مورد خواست امپریالیست های اشغالگر در افغانستان و بر قراری دم و دستگاه خدمتگزار آنها از "صمیم قلب" کوشش و تلاش نمایند . واقعیت این است که این گله بیشتر به یک "رنجش دوستانه " می ماند تا یک نا رضایتی عمیق. چه کسی نمی داند که هم اکنون تعدادی از سر دمداران حزب همبستگی افغانستان در پهلوی دامن آلودگان عامل بر بادی وطن، بر تخت پرخون رژیم دست نشانده تکیه زده اند و در جرگه ی خاینین ملی جا و مقامی دارند. حزبی که مقدم تجاوزکاران و اشغالگران امپریالیست را گرامی می دارد ادعا دارد که "با قاطعیت از استقلال ، آزادی و تمامیت ارضی کشور دفاع می نماید". این شعار آن چنان فریبکارانه و اغواگرانه است که فقط و فقط یک چیز را نشان می دهد و آن دیده درایی و بی آزرمی مافوق تصور نویسندگان اعلامیه است. دموکراسی خواهی شعار کاذبی است که در سر لوحه ی کار زار تجاوزگرانه و اشغالگرانه ی کنونی امپریالیست های امریکایی قرار دارد تا زیر پوشش آن استقلال و آزادی خلق ها و ملل تحت ستم را بیشتر از پیش پامال نموده و سلطه ی جهانی شان را تحکیم نمایند. حزب همبستگی افغانستان با شوق و علاقه پیاده سرباز این تخته ی شطرنج را پذیرا گردیده و سایرین را نیز درپیوستن به این "بازی بزرگ" فر می خواند.» (۳)
حزب همبستگی افغانستان، به دلیل ماهیت کمونیستی و غیر اسلامی که دارد با حاکمیت سیاسی مبتنی بر اسلام مخالف است و به همین دلیل با برخی مواد قانون اساسی که در آنها به نقش اسلام در قانونگذاری، هویت ملی و حاکمیت سیاسی توجه شده است موافقت ندا رد و این مسأله را حد اقل یکی از « کمبود های معین » قانون اساسی افغانستان می داند که در بند بیستم مرامنامه ی این حزب ذکر شده است. مخالفت با اسلام، با صراحت در مرامنامه و اساسنامه ی حزب همبستگی و احزاب مشابه دیگر که نفس کشیدن در سایه ی شمشیر های خونین لیبرال دموکراسی غرب را « گامی به جلو» می خوانند مطرح نشده است، اما کسانی که با ادبیات کمونیستی و روشنفکران چند زیستی مرعوب شده ی غرب، آشنا هستند منظور آنها را « از بر انداختن مناسبات عقب مانده ی اقتصادی، فرهنگی و دفاع از حقوق تمامی زحمتکشان و اتحادیه های صنفی»، « سوء استفاده از معتقدات مذهبی مردم»، « احترام به معتقدات مذهبی مردم »، « دفاع از جنبش های آزادی خواهانه» ، « بنیاد گرایی و تروریزم » و ... که در مرامنامه ی حزب همبستگی و گروه های دیگر ذکر شده اند می دانند. این عدم صراحت کمونیستها، اعم از مائوئیست ها و سویتیست های آنان ناشی از دو چیز است، یکی ترس و دیگری عدم صداقت. آنها از گروه ها و احزابی که راست یا دروغ نام اسلام را یدک کشیده اند و بیشتر از دشمنان به اسلام ضربه زده اند نمی ترسند و با این گروه ها سال ها است که جنگ تبلیغاتی و مسلحانه داشته اند. ویرانی افغانستان تنها نتیجه ی جنگ های تنظیمی بین گروه های نام نهاد جهادی نیست بلکه به اعتراف خود کمونیست ها، آنها از هر جناحی که بودند در بر افروختن آتش جنگ در افغانستان و حتی در میان قدرت طلبان تنظیم های جهادی نقش داشتند. کمونیست ها از قدرت های خارجی هم نمی ترسند، چرا که قدرت های خارجی حامیان اصلی آنها هستند، چنانچه در سال ۱۳۵۷ کمونیست های سویتیست با حمایت و بعداً لشکر کشی روس ها قدرت را در افغانستان غصب کردند و در سال ۱۳۸۰ جناح های از مائوئیست ها و سویتیست ها در نتیجه ی لشکر کشی امریکا به افغانستان، با غارت گرانِ دستاورد های جهاد اسلامی مقدس مردم افغانستان که آنها را « جنگ سالار» می نامند در قدرت شریک ساخته شدند. کشور های اروپایی و حتی پاکستان، هنوز لانه های گروه های مختلف کمونیستی و بخصوص مائوئیست های افغانستان هستند. پس، ترس آنها برای پنهان نگهداشتن چهره های واقعی شان، تنها و تنها از مردم مسلمان افغانستان است و این نشانه ی بیگانگی آنان با مردم می باشد در حالی که خود شان را وابسته به مردم و حامی آنها معرفی می کنند. از سوی دیگر، در افغانستان، چه گروه های سیاسی سابق و چه جدید التأسیس از هر طرز تفکر و اندیشه ای، به دلیل عقب ماندگی اجتماعی و عدم اعتقاد عملی و پایبندی رهبران و دست اندرکاران این گروه ها، به اصول فکری و اعتقادی شان، بر اساس گرایش های قومی و زبانی شکل گرفته اند. گرچه ممکن است در ویترین این گروه های افرادی از اقوام مختلف نمایش داده شوند، اما نیروی های غالب و رهبری کننده ی اصلی دارای گرایش ویژه ی قومی هستند که در عملکرد و برنامه های آنان به نحوی از انحا انعکاس یافته است. گروه های مائوئیستی هم از این قاعده مستثنی نیستند، بر رسی دقیق اختلاف ها و تصفیه حساب های داخلی و ترکیب اجتماعی این گروه ها نشان می دهد که گرایش های قومی و زبانی حد اقل در تشدید و تقویت این اختلاف ها به عنوان وسیله ای جهت دست رسی به برتری جویی شخصی و باندی نقش دارد. بنا بر این، به نظر می رسد که در حزب همبستگی افغانستان گرایش به قومیت برجستگی دارد و این امر در جهت گیری های سیاسی این حزب و نشریه « روزگاران » چه در مسائل داخلی و چه خارجی احساس می شود و حتی در مسأله ی هموطنان کوچی [= چادرنشینان] در بند ۱۷ مرامنامه ی این حزب انعکاس یافته است. در مرامنامه ی حزب همبستگی تنها به حمایت از کوچی ها در امر تأمین شرایط مناسب زندگی و ارائه ی خدمات به آنها اشاره شده، اما به حل اساسی مسأله کوچی ها در رابطه با استفاده ی آنان از علفچرهایی که متعلق به دیگران می باشد و به یک مسألة ملی تبدیل شده است توجهی مبذول نگردیده است.
--------------------------
پانوشت ها :  ۱- هفته نامه « روزگاران »، صاحب امتیاز : عبدالناصر فقیری، مدیر مسؤول : نورانی؛ شماره ۱۵ی ، ۱۵ ثور ۱۳۸۳ (می۲۰۰۴) ، ص ۱-۲ . ۲- همان منبع ، ص ۲ . ۳- شعله ی جاوید، ارگان مرکزی حزب کمونیست ( مائوئیست) افغانستان، شماره ی دوم، دوره ی سوم، جوزای ۱۳۸۳، جون ۲۰۰۴ ، ص ۱۶ - ۲۱ .
کد مطلب: 459
 


 
شيما
United States
۱۳۹۴-۰۱-۲۱ ۲۳:۲۵:۴۸
زن قهرمان( سيلي جان ) افتخار زن هاي افغان (15743)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل