۱
 

تحریک اسلامی طالبان

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۴ قوس ۱۳۸۶ ساعت ۰۷:۳۳
تحریک اسلامی طالبان
تحریک اسلامی طالبان  (Islamic Movement of Taleban): تحریک اسلامی طالبان، در زمانی که مردم افغانستان از جنگ های تنظیمی بین گروههای نام نهاد جهادی و درگیری های خونین و ویرانگر قومی و باندی به ستوه آمده بودند، با حمله ی گروه مسلحی در آن زمان ناشناس، به منطقه ی مرزی« اسپین بولدک» در ولایت قندهار در تاریخ ۲۲/۷/۱۳۷۳، ابراز وجود کرد. این گروه که با شعار تأمین امنیت و اجرای شریعت اسلامی پا به عرصه ی بحران افغانستان گذاشت، به زودی شهر قندهار را بدون درگیری به تصرف خود در آورده و آن جا را مرکز قرار داد. هرات در تاریخ ۱۴/۶/۱۳۷۴ و کابل در تاریخ ۵/۷/۱۳۷۵ به تصرف طالبان در آمد و مزار شریف و بامیان نیز در سال ۱۳۷۷، به دست این گروه سقوط کرد. تا سال ۱۳۷۹، تقریباً هشتاد در صد خاک افغانستان تحت کنترل طالبان قرار گرفت. طالبان، اداره ی به شدت متمرکزی بوجود آورده بود که شامل نهاد هایی به این شرح می گردید: ۱- مقام امارت. ملا محمد عمر مجاهد، رهبر طالبان در مورخه ی ۱۴/۱/۷۴، از سوی حدود ۱۵۰۰ تن از علمای پشتون در قندهار، با دریافت عنوان امیر المؤمنین، به مقام امارت گماشته شد. ۲- شورای عالی مرکزی. این شورا که مرکز آن در قندهار قرار داشت، متشکل از سران و رهبران تحریک طالبان بود. شورای عالی مرکزی که رهبری آن به عهده ی ملا محمد عمر مجاهد، قرار داشت، هسته ی اصلی رهبری طالبان را تشکیل می داد. ۳- شورای عمومی امارت اسلامی افغانستان (شورای قندهار) . این شورا که در مورد مسائل کشوری تصمیم گیری می کرد متشکل از نمایندگان ولایت های تحت کنترل طالبان بود. ۴- شورای سرپرست امارت اسلامی افغانستان. این شورا مسؤولیت هدایت و رهبری کابینه ی طالبان را در کابل به عهده داشت. اولین رئیس شورای سرپرست و کابینه ی طالبان ملا محمد ربانی بود. کابینه ی طالبان در سال ۱۳۷۶ متشکل از ۲۵ وزارت بود. نشریه ی« میثاق ایثار» ارگان نشراتی حزب اسلامی حکمتیار، در رابطه با طالبان و چگونگی ایجاد و اهداف آن چنین می نویسد: « ... این حرکت از نخستین روز تولدش طبق پلان [= طرح ] سفیر سابق انگلستان در اسلام آباد و به دست جنرال بابر، پا به عرصه ی وجود گذاشت. جنرال بابر و انگلیس ها در نتیجه ی مساعی مشترک، امریکا و سعودی را متقاعد ساختند که سرپرستی و تمویل این پروژه را به عهده بگیرند ... بابر، این وظیفه را به عهده گرفت و از طریق « آی. اس. آی » و مولوی فضل الرحمان، با آن عده از قوماندانان [= فرماندهان ] قندهار تماس گرفتند که استعداد و آمادگی ایفای نقشی در چنین پروژه در آنان سراغ می شد. پس از دیدار های متعدد در کویته،  پیشاور و اسلام آباد، بر نقاط آتی توافق صورت گرفت : ۱ـ تصرف قندهار به عنوان پایگاه اصلی. ۲ـ تصفیه ی منطقه از گروههای جهادی و خلع سلاح مردم. ۳ ـ بازگشایی راه تجارتی به سوی آسیای مرکزی از طریق قندهار _ تورغندی. ۴ ـ توافق با عودت شاه مخلوع. ۵ ـ تنظیم همه افسران کمونیستی که توسط ( آی. اس. آی) در پاکستان تنظیم گردیده و سپردن ماشین جنگی به آنان و استفاده اعظمی از مهارت ها و استعداد های جنگی آنان. پاکستان، چند وظیفه را به عهده گرفت : ۱- آموزش افراد ؛ ۲- کمک های مالی، تیل [سوخت]، البسه و مواد غذایی ؛ ۳- چند صد نفر کماندوی ورزیده از افسران متقاعد اردوی پاکستان برای این منظور که هرگاه حرکت در خطوط اول با مقاومت جدی مواجه گردد این قطعه ی مجهز و ورزیده در تاریکی شب به منطقه اعزام گردد، مقاومت را بشکند و راه را باز کند ؛ ۴- کار اپراتیفی میان قوماندانان جهادی غرض انضمام با حرکت طالبان و تقبل همه مصارف لازمی این بخش. »  (۱) .
میثاق ایثار، با برشمردن چند مورد از اسناد دخالت امریکا و پاکستان در ایجاد تحریک طالبان، با استناد به روزنامه های پاکستانی می افزاید: « کنگره ی امریکا غرض تضعیف جمهوری اسلامی ایران، مبلغ ۲۰ میلیون دالر را اختصاص داد که یک مقدار این بودجه به مخالفین ایران سپرده شد، بقیه از طرف جنرال بابر و مولانا فضل الرحمان، برای تقویه ی حرکت طالبان اختصاص یافت. مطبوعات پاکستان، این جریان را افشا نموده با خطوط جلی نوشتند که مولانا فضل الرحمان، برای حصول این مبلغ مدت دو ماه را در امریکا سپری کرد.» (۲ ) .
نیروهای تشکیل دهنده ی طالبان در ابتدا بطور کلی عبارت بودند از : ۱- طالبان افغانی مدارس پاکستان از قوم پشتون؛ ۲ ـ ملیشیاهای قومی پشتون افغانی ؛ ۳ ـ طالبان پاکستانی ؛ ۴ ـ عرب ها ؛ ۵ ـ مجاهدین پشتون افغانی؛ ۶ ـ کمونیست های پشتون افغانی؛ ۷ ـ ملیشیا ها و مشاورین نظامی پاکستانی. (۳)
اعضای مهم تحریک طالبان در ابتدا به این شرح معرفی شده بودند : ملا محمد عمر رهبر، ملا محمد ربانی رئیس شورای سرپرست در کابل، ملا محمد حسن آخوند، ملامحمد غوث، ملا عبدالرزاق، ملا سید غیاث الدین، ملا خیرالله خیرخواه، احسان الله احسان، مولوی عبدالستار سنایی، ملا محمد عباس، عبیدالله، ملا دادالله، محمد اثر آخوند، ملا امیر خان متقی، عبدالطیف منصور، ملا محسن عیسی، الله داد آخوند، ملا نورالدین ترابی، ملا حمیدالله نعمانی، ملا احمدجان، مولوی جلال الدین حقانی، ملا صادق آخوند، قاری دین محمد، مولوی کلام الدین، مولوی جلیل الله مولوی زی، ملا محمد حسن، مولوی وکیل احمد متوکل، شیر محمد استانکزی و عارف الله عارف.
بعد از حادثه ی یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ ( =۲۰/۶/۱۳۸۰) ، در امریکا و تسلیم نشدن طالبان به خواست جورج بوش، مبنی بر تحویل دادن اسامه بن لادن، حملات سنگین موشکی و هوایی امریکا به افغانستان، در تاریخ ۱۶/۷/۱۳۸۰ آغاز شد و پس از پنج هفته بمباران بی وقفه، نیروهای طالبان مجبور به عقب نشینی از شمال افغانستان شدند و سر انجام هرات و بامیان را در تاریخ ۲۱/۸/۱۳۸۰ و کابل را در تاریخ ۲۳/۸/۱۳۸۰ تخلیه کردند. قندهار نیز بعد از اجلاس بن و تعیین حامد کرزی، به عنوان رئیس جمهوری افغانستان، در تاریخ ۱۷/۹ /۱۳۸۰ سقوط کرد و رهبران طالبان مخفی شدند.  
____________________
۱- نشریه ی میثاق ایثار، شماره ی ۳۳، ص ۷.
۲- همان منبع، شماره ی ۳۴، ص ۵.
۳- تنویر ، دکتر محمد حلیم،تاریخ و روزنامه نگاری افغانستان، جدی ۱۳۷۸،ص ۶۲۵- ۶۲۶.
کد مطلب: 456
 


 
Roz udin Kharoti
۱۳۸۶-۰۹-۱۴ ۰۷:۳۳:۰۰
برادر محترم ! در شام روز دوشنبه در تلویزیون شمشاد فی ما بین کوهدامنی نماینده حبیب الله بچه سقاء شر و فساد و یک انجینیر بنام خروتی مشاجره بود . لزفآ انرا تماشا کنید. (2729)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل