گفت وگوی با کمال باشتورک محقق و نویسنده ترک

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۹ سرطان ۱۳۸۷ ساعت ۰۷:۱۲
گفت وگوی با کمال باشتورک محقق و نویسنده ترک
 گفت وگوی با کمال باشتورک محقق و نویسنده ترک
حجاب ، محور رویارویی اسلام و لائیسیته در ترکیه
محسن یزدی قلعه
س- شاید در ابتدای مصاحبه مناسب باشد که مقدمه ای از بحث حجاب در ترکیه و اساساً سیاست های اسلام زدایی که از زمان آتاتورک آغاز شد بیان کنید تا بهتر بتوانیم سیر این مسئله را در این کشور مسلمان دنبال کنیم... لطفاً بفرمایید؟
ج - در سال ۱۹۲۳ که جمهوری ترکیه توسط آتاتورک تشکیل شد و حکومت عثمانی از بین رفت، آتاتورک یکسری تغییرات اساسی و ریشه ای را در ترکیه صورت داد که در این کشور به انقلاب های آتاتورک معروف است. این تغییرات وقتی ماهیت ضددینی خود را نشان داد اعتراض ها گسترش پیدا کرد چرا که آتاتورک از همان ابتدا نیت خود را آشکار نساخت. این اعتراض ها مربوط به یک قشر خاص هم نبود و تقریباً در تمام اقشار وجود داشت. مثلاً آتاتورک دو رفیق بسیار نزدیک داشت به نام مارشال فوزی چاک ماک و کاظم کازابکر که نظامی هم بودند و او را در تشکیل جمهوری ترکیه همراهی می کردند. این دو نفر اتفاقاً به اصول و عقاید اسلامی پایبند بودند و وقتی دیدند که سیر تغییرات به این شکل درآمده اعتراض کردند ولی به هر حال آتاتورک به نوعی آنها را تبعید کرد. منظور این که این تغییرات به راحتی صورت نگرفت.
به هر حال یکی از این تغییرات اساسی نوع پوشش زن و مرد بود. طبق این تغییرات پوشیدن قبا، عمامه و کلاه های سنتی ممنوع شد. حتی الآن هم که بیش از ۸۰ سال از آن زمان می گذرد روحانیون نمی توانند غیر از مسجد لباس روحانی بر تن کنند. به هر حال لباس های غربی جایگزین لباس های سنتی مردم شد.
س -  استناد قانونی این کار چه بود ؟
ج - این مسئله در قانون مدنی ترکیه آمده و استناد آن هم به انقلاب های آتاتورک است. در مورد پوشش زنان هم استفاده از چادر و پوشیه منع گردید و خلاصه حجاب به این شکل برداشته شد.
س -  واکنش مردم ترکیه به این تغییرات چه بود ؟
ج - قیام های شدیدی بوقوع پیوست که تعداد آن در تاریخ ترکیه بسیار زیاد است. مردم در بحث تغییر حروف، تغییر لباس، بحث حجاب و... اصلاً کوتاه نیامدند و شهدای بسیاری هم دادند. عکس هایی وجود دارد که تعدادی از آنها یکی از خیابان های اصلی آن زمان آنکارا را نشان می دهد که در سرتاسر آن در دو طرف خیابان اجساد به دار آویخته مردم و خصوصاً روحانیون وجود دارد که به دلیل اعتراض به اقدامات ضددینی آتاتورک اعدام شده بودند. یا در سال ۱۹۳۰ شهر «منمن» به واسطه قیام علیه آتاتورک به توپ بسته شد و با خاک یکسان شد. موارد اینچنینی بسیار است و آمارهای وحشتناکی هم در این مورد وجود دارد. شاهدان آن وقایع بعدها در خارج ترکیه خاطرات خود را به رشته تحریر درآوردند که این کتاب ها امروز در ترکیه ممنوع است.
اینها می گفتند که چطور در فلان محل صدها روحانی و مردم عادی اعدام شدند. اتفاقاً آتاتورک برای این موارد دادگاه هایی تشکیل داده بود به نام «دادگاه استقلال» که قاضی آن را شخص خودش تعیین می کرد و آنها هم علیه کسانی که در برابر انقلاب های آتاتورک می ایستادند به اتهام ارتجاع احکام اینچنینی را صادر می کردند. نگهداری قرآن، به عربی خواندن اذان و حتی نماز و دست برنداشتن از پوشش اسلامی و حجاب ، جرم های مردم در این دوران بود.
س -  با این شرایط متدینین خود را چطور حفظ می کردند؟
ج - آنهایی که این شرایط را نپذیرفتند دو دسته بودند؛ یا این که قیام کردند و بدون استثنا کشته و یا تبعید شدند و یا به زندان افتادند. آنهایی که قیام نکردند تقیه کردند و سعی کردند به شکل مخفیانه به وظایف خود عمل کنند.
س -  تا قبل از به قدرت رسیدن آتاتورک وضعیت حجاب در بین مردم ترکیه چگونه بود ؟
ج - طبعاً دولت عثمانی یک دولت شریعت خواه معرفی شده بود و مردم هم مسلمان بودند. در آن زمان بیش از ۹۰ درصد مردم چادری و کاملاً محجبه بودند و غیرچادری ها هم محجبه بودند و اساساً بی حجابی یک عمل زشت و ناپسند بود.
س -  بعد از آتاتورک وضعیت به چه شکل پیگیری شد ؟
ج - در سال ۱۹۳۸ آتاتورک مرد و جانشین او به نام «عصمت اینونو» بر سر کار آمد. تا سال ۱۹۵۰ حزبی به نام حزب جمهوریخواه خلق که مؤسس آن خود آتاتورک بود در ترکیه حاکم بود و این کشور تا این زمان تک حزبی بود. بعد از سال ۱۹۵۰ «عصمت اینونو» وقتی دید که گرایش به اسلام شدید شد و مردم آرام آرام از فضای بعد از مرگ آتاتورک استفاده کرده و اعتراض را گسترش دادند او که خود از طرفداران سرسخت آتاتورک بود مجبور شد که کمی فضا را برای مردم باز کند. به این شکل «عصمت اینونو» اجازه داد که حزب دومی هم در ترکیه فعالیت کند. این حزب به نام حزب دموکرات به ریاست «عدنان مندرس» تشکیل شد و مردم به سمت این حزب هجوم آوردند و از آن حمایت کردند. اعضای این حزب انسان های مسلمانی بودند که به کشورشان علاقه داشتند. به هر حال اعضای این حزب با حمایت گسترده مردم به مجلس راه یافتند و برای نخستین بار بود که در جمهوری جدید اشخاصی غیر از حزب آتاتورک وارد مجلس شدند. «عدنان مندرس» وقتی نخست وزیر شد دستور داد مساجدی که به آخور تبدیل شده و یا به هر شکل به غیر مسجد تغییر داده شده به همان شکل مسجد بازگردد تا مردم بتوانند عبادت کنند. قانون اذان را عوض کرد و به عربی برگرداند. مسئله مهمی که مطرح کرد این بود که پوشش مردم به ما مربوط نیست و هرکس هرطوری که می خواهد پوشش خود را انتخاب کند؛ چه محجبه و چه بی حجاب. او به بهانه این که دولت لائیک است و نباید به این امور مردم کاری داشته باشد این موارد را آزاد کرد. در دوره دوم هم اینها دوباره با قاطعیت بیشتری رأی آوردند و دوباره حزب طرفدار آتاتورک شکست سختی خورد.
س -  واکنش لائیک ها به این تحولات چه بود ؟
ج - کودتا. واکنش ارتش و خود «عصمت اینونو» به عنوان عنصر اصلی به این تحولات کودتا بود که پس از ۱۰ سال و در سال ۱۹۶۰ صورت گرفت. واکنش آنها به قدری شدید بود که منتخبان مردم را به جزیره کوچکی منتقل کردند و عده زیادی از آنها را بشدت شکنجه و اعدام کردند. نکته جالب این که وقتی آنها را در دادگاه فرمایشی نظامی محاکمه می کردند «عدنان مندرس» دو اتهام داشت که یکی از این اتهامات این بود که برای سگ فلان شخص غذای امریکایی گرفته است! یعنی می خواستند بگویند که اینها خائن هستند و می بینید که چقدر دلیلشان هم مسخره بود.
به این شکل گرایش به اسلام سرکوب شد و دوباره زیرزمینی گردید. به هر حال دولت کودتا برای این که مردم را گول بزند سلیمان دمیرل را به عنوان یک شخص غیرنظامی و با ظاهری مثبت به قدرت رساند در صورتی که دمیرل عضو لژهای فراماسونری بود.
س -  در این شرایط وضعیت مردم مسلمان چگونه بود؟
ج - به هر حال شرایط اینگونه پیش رفت که اسلامگرایی بشدت ضعیف شد چرا که افکار غیراسلامی به طور فزاینده ای در حال گسترش بود اما اتفاقی افتاد و ورق را کاملاً به نفع اسلام و اسلامگرایان برگرداند و آن انقلاب اسلامی ایران بود. خیلی از مسلمانان ناامید و گوشه نشین و برخی ملی گراها به یکباره از ناامیدی درآمدند و وارد صحنه شدند. فقط در شهر کوچک قونیه ۱۲۰ هزار نفر با پلاکاردهای زنده باد خمینی در طرفداری از انقلاب اسلامی ایران تظاهرات کردند. در آنکارا و استانبول هم همین طور. انقلاب اسلامی مثل یک معجزه خمودگی مسلمانان ترکیه را به یکباره از بین برد. یعنی همان طوری که آتاتورک یک شبه قانون را عوض کرد، انقلاب ایران هم یک شبه همه چیز را عوض کرد. مردم کم کم و سینه به سینه پیام انقلاب را به هم می رساندند و از این که یک روحانی در رأس کار یک حکومت است شگفت زده و خوشحال بودند. آنها خوشحال بودند که انقلابی رخ داده که ثابت می کند دین هم می تواند حکومت تشکیل دهد و جامعه را اداره کند و به هر حال گویی یک انفجار بزرگ در ترکیه صورت گرفته باشد ، نوارهای سخنان امام، مطهری و شریعتی به سرعت در ترکیه ترجمه و پخش می شد. ارتش برای جلوگیری از گسترش انقلاب ایران در ترکیه و برای دفع اثرات آن در سال ۱۹۸۱ یعنی کمتر از ۱‎/۵ سال بعد از انقلاب ایران کودتا کرد و به شکل گسترده ای شروع به دستگیری و اعدام افراد نمود. این شرایط به شکل وحشتناکی ادامه یافت تا شرایط را برای به قدرت رساندن «تورگوت اوزال» آماده دیدند و او به رئیس جمهوری رسید.
س -  اجازه بدهید به بحث حجاب برگردیم. وضعیت ممنوعیت حجاب در ترکیه با استناد به کدام قانون صورت می گیرد ؟
ج - در قانون اساسی ترکیه و در قوانین آن چیزی به نام ممنوعیت حجاب وجود ندارد. اتفاقاً در قوانین ترکیه لباس و پوشش زن و مرد کاملاً آزاد است و تنها چند چیز ممنوع است. اول عمامه داشتن مردها، دوم چادر و پوشینه زن ها در ادارات دولتی، سوم پوشیدن لباس روحانی در خارج از مسجد و چهارم نگذاشتن نوعی از کلاه های غربی برای مردان که البته الآن نگذاشتن این کلاه ها به صورت عرف درآمده و کسی هم کاری با این مسئله ندارد.
ممنوعیت حجاب در ترکیه یک امر قانونی نیست بلکه مسئله ای است که به پشت پرده مربوط می شود. یعنی ارتش می خواهد که مثلاً در دانشگاه ها حجاب نباشد پس این مسئله صورت می گیرد. دو واقعه پیش آمد در طی سال های پس از آتاتورک که با این دو واقعه امروز خیلی درگیر هستیم. یکی تشکیل دادگاه قانون اساسی است که با کودتای سال ۱۹۶۰ به وجود آمد و کار آن رصد قوانین و جلوگیری از تضاد آن با قانون اساسی بود و اتفاق دیگر تشکیل شورای عالی دانشگاه ها است. این شورا نیز محصول کودتای سال ۱۹۸۱ است. این شورا در دست ماسون ها و صهیونیست ها بود. جالب این که نخستین رئیس این شورا شخصی بود به نام «احسان دوراماکی». او یک ترک لبنانی الاصل و مارونی مذهب است. یعنی این شخص مسلمان هم نبود. الآن هم اکثریت قریب به اتفاق این شورا ماسون و طرفداران صهیونیزم هستند.
س -  چرا این شورا تشکیل شد ؟
ج - بعد از انقلاب اسلامی ایران اینها دیدند که گرایش به اسلام در تحصیلکرده ها در حال گسترش است چرا که قبل از انقلاب اسلامی ایران گرایش تحصیلکرده ها به اسلام بسیار اندک بود. مثلاً در بزرگترین دانشگاه پزشکی ترکیه که جزو دانشگاه های درجه اول در خاورمیانه است ۳-۲ نفر محجبه بودند یا در یکی از بزرگترین دانشگاه های ترکیه که شعبه هایی هم در شهرهای این کشور دارد در کل ۱۶ دختر محجبه حضور داشتند. البته بعضی وقت ها برخی رؤسای دانشگاه ها اجازه می دادند که دختران با حجاب وارد دانشگاه شوند اما این دانشگاه ها بسیار اندک بودند. یک مرتبه با انقلاب ایران این تعداد از افراد محجبه به شکل تصاعدی افزایش یافت به طوری که الآن ۶۷ درصد مردم ترکیه طرفدار حجاب و ۶۰ درصد این میزان محجبه هستند که عده زیادی از این ۶۰ درصد یا محصل و یا دانشجو هستند و یا تحصیلات عالیه دارند.
س -  پراکندگی افراد محجبه در ترکیه بیشتر در روستاهاست یا در شهرها هم حجاب وجود دارد؟
ج - حجاب هم در روستاها و هم در شهرهای ترکیه وجود دارد و این طور نیست که فقط زنان روستایی محجبه باشند. اتفاقاً سیستم به این دلیل نگران است که حجاب در شهرهای بزرگ بسیار گسترش داشته است. اگر این مسئله فقط محدود به روستاها می شد که این همه جنجال به وجود نمی آمد و آنها هم کاری نداشتند. نگرانی سیستم لائیک ترکیه این است که حجاب در بین تحصیلکرده ها و ادارات دولتی در حال گسترش است. امروز خانم هایی حجاب دارند که وکیل هستند، دکتر یا مهندس هستند و مثلاً اگر فلان خانم وکیل مجبور هم باشد به عنوان تقیه روسری خود را باز کند و در دادگاه شرکت نماید همه می دانند که این خانم طرفدار حجاب است و فعلاً مجبور است که حجاب نداشته باشد. یا خانم هایی که قاضی هستند ولی طرفدار حجاب هستند و خارج از دادگاه نیز محجبه هستند.
به هر حال «شورای عالی دانشگاه ها» به واسطه این نگرانی به وجود آمد. این شورا به وجود آمد که محجبه ها به دانشگاه ها راه پیدا نکنند و پیشرفت نکنند. ببینید حجابی که از نظر عده ای اهمیتی ندارد و از روسری به عنوان یک پارچه یک متری یاد می کنند چقدر تأثیر دارد و چقدر برنامه ریزی ها و کودتاها و... را به دنبال داشته است.
س -  کار این شورا چیست ؟
ج - در ترکیه دانشگاه ها مستقل هستند ولی این شورا به وجود آمد و امور مربوط به دانشگاه ها به این شورا واگذار شد و لائیک ها از این طریق حجاب را در دانشگاه ها کنترل کردند. رئیس این شورا را هم رئیس جمهور انتخاب می کند و البته رئیس فعلی آن را آقای عبدالله گل رئیس جمهور فعلی ترکیه که اسلامگرا است انتخاب کرده و این مسئله لائیک ها را به تکاپو انداخته است چرا که تا به حال رئیس جمهورها همه لائیک بودند و ارتش از این بابت نگران نبود اما امروز «پروفسور اوزجان» رئیس این شوراست و نخستین رئیسی است که ماسون نیست بلکه مسلمان است و نماز می خواند و همسرش محجبه است. اینهایی که عرض می کنم هرکدام یک انقلاب است و نباید آن را ساده گرفت.
«پروفسور اوزجان» اول که آمد طی یادداشتی اعلام کرد که طبق قانون ترکیه پوشش آزاد است. این جزو اختیارات او بود ولی دانشگاه ها آن را اجرا نکردند. این اتفاقات همه مغایر با قانون اساسی و خلاف قانون است. بحث آزادی پوشش (که طبعاً حجاب نیز جزئی از آن است) در قانون اساسی آمده و رئیس شورای عالی دانشگاه ها نیز که طبق قانون چنین وظیفه ای دارد به آن تأکید کرده است الآن اجرا نمی شود چرا که ارتش بر دانشگاه ها و مسئولان آن سیطره دارد.
س -  اجازه بدهید بحث را به روزتر کنیم. الآن شما وضعیت حزب اسلامگرای حاکم ترکیه را چطور می بینید ؟
ج - به نظر من الآن یک سالی است که علیه حزب اسلامگرای آقای اردوغان کودتای خزنده آغاز شده است.
س -  یعنی کودتایی برای مبارزه با حجاب...؟
ج - به نظر من محوریت این مسئله حجاب است. لائیک ها می گویند ما کاری به حجاب نداریم دروغ می گویند. اردوغان چاره ای ندارد که جوری موضع گیری کند که در تناقض با لائیسم نباشد چرا که در غیر این صورت آخر کار زندان و تعطیلی حزب و... است. لائیک ها هم از گرایش اسلامی مردم می ترسند به همین خاطر به دروغ می گویند ما کاری به حجاب نداریم ولی حجاب سیاسی شده است و طرفداران خمینی می خواهند در ترکیه حاکم شوند. اخیراً رئیس حزب جمهوریخواه خلق که مؤسس اولیه آن آتاتورک بود صریحاً موضع گرفت و گفت که اینها می خواهند حجاب را مطرح کنند تا ترکیه را تبدیل به «ایران خمینی» کنند. البته لائیک ها این مسئله را مطرح می کنند تا بتوانند از آن بهره برداری سیاسی کنند.
به هر حال این حزب الآن با یک اکثریت قاطع از سوی مردم طرفداری می شود ولی ارتش با سیطره ای که دارد مانع از کار این حزب (حزب حاکم) می شود. اینطور شد که حزب جمهوریخواه خلق با شکایت به دادگاه قانون اساسی عنوان کرد که اگر این قوانین منجر به آزادی حجاب در دانشگاه ها شود و اردوغان سیاست های خود را ادامه دهد، ترکیه تبدیل به «رژیم خمینی» می شود. آنها گفتند که حزب عدالت و توسعه (حزب حاکم) تبدیل به حزب شریعت خواهی شده و با لائیسم مبارزه می کند پس باید تعطیل شود و اسم افراد را هم داده که اردوغان نخست وزیر و عبدالله گل رئیس جمهور و وزرا هم جزو آن هستند که باید دستگیر و محاکمه شوند. دادگاه قانون اساسی ترکیه هم گفته که به این دلیل باید حزب عدالت و توسعه تعطیل شود در صورتی که این کار خلاف قانون است و کار این دادگاه این نیست که بخواهد فلان حزب تعطیل شود. مجلس در ترکیه بالاترین مقام و مبتنی بر رأی مردم است. چطور می شود حزبی که مردم به آن رأی داده و وارد مجلس شده اند را تعطیل کرد. الآن بحث حقوقدانان همین است. اینها هم کارهای غیرقانونی است که با فشار در حال انجام است.
س -  شما از کودتا علیه اردوغان سخن گفتید. در این باره بیشتر توضیح دهید.؟
ج - همان طور که گفتم الآن مدتی است که کودتا علیه دولت فعلی ترکیه کلید خورده است. شکل این کودتا جدید است و نظامی ها برای این که وجهه خود را میان مردم خراب تر نکنند وارد این ماجرا نشدند. این بار این کودتا توسط رؤسای دانشگاه ها، دادگاه قانون اساسی ترکیه که ۱۱ نفر قاضی عضو آن هستند که دو نفر از آنها مسلمان و باقی ۹ نفر لائیک هستند و برخی رسانه های داخلی و خارجی ترکیه در حال شکل گیری است و مرحله به مرحله پیش می رود. الآن بسیاری از مطبوعات ترکیه اسم این کودتا را، کودتای قضات و یا کودتای ارتش در پوشش قضات گذاشته اند. س -  گروه های دیگری هم در پس پرده کودتا وجود داشتند ؟
ج - بله. اتفاقاً در اینجا نکته جالبی وجود دارد. آقای اردوغان وقتی بر اصول خودش پافشاری کرد و از آن طرف نظامی ها هم بر حرف خودشان اصرار کردند، نظامی ها آماده شدند تا علیه اردوغان کودتا کنند. طبق نوشته مطبوعات ترکیه معلوم شد که گروهی مأمور کشتن اردوغان و برخی وزرای او شده است. بعد از مدتی کار اطلاعاتی، دولت اردوغان متوجه شد که گروهی به نام «ارگنکن» هستند که افراد آن از امریکایی های ترک تبار تشکیل شده اند. این گروه، به گروه سوپرناتو یا همان گلادیوی معروف هستند که ارتش سری امریکا در کشورهای عضو ناتو است.
البته این گروه قبلاً هم در ترکیه بوده و الآن هم هست و فعالیت می کند. این گروه خیلی قدرتمند و مخفی عمل می کند و از آن به عنوان دولت پشت پرده ترکیه یاد می کنند. نکته ای که پیش آمد این بود که اردوغان این گروه را افشا کرد و عده ای از آنان را دستگیر نمود. فلان نویسنده، فلان رئیس دانشگاه، فلان ارتشبد بازنشسته و... را از هر قشری که عضو این گروه بودند افشا کرد. الآن این گروه به هر حال از جمله گروه های فعال و اصلی در کودتا علیه دولت فعلی هستند.
این کودتایی که کلید خورد چند نکته مهم را با خود داشت. اول این که برای نخستین بار یک راهپیمایی بزرگ در استانبول به نام ۷۰ میلیون قدم برای جلوگیری از کودتا اتفاق افتاد. قبل از این در ترکیه هیچ گاه علیه کودتا، تظاهراتی صورت نگرفته بود چرا که با آن بشدت برخورد می شد. دوم این که مشخص شد یک سازمان اطلاعاتی غیررسمی مخفی به نام گروه فعال جمهوریت در ترکیه وجود دارد. این سازمان غیر از سازمان اطلاعاتی ارتش است و یک سازمان جداگانه ای است که البته غیرقانونی هم هست. ارتش زیرنظر رئیس جمهور و وابسته به نخست وزیر است ولی نه رئیس جمهور و نه نخست وزیر هیچ کدام از این سازمان خبردار نیستند. کار این گروه مخفی این است که در رده های مختلف ارتش افراد اسلامگرا و مخالف امریکا و اسرائیل را شناسایی می کند و در مواردی کودتا هم می کند. مطبوعات ترکیه این مسئله را افشا کردند که این سازمان مخفی غیرقانونی به ریاست یک فرمانده نظامی بازنشسته به نام ژنرال «اریرگور» اداره می شود. اخیراً در مطبوعات ترکیه فاش شد که این گروه طرح عملیاتی به نام «لاهیکا۱» را برای کودتا در دست اجرا دارد و هر اقدامی که علیه دولت و حزب حاکم صورت گرفته توسط این گروه سازماندهی شده است. مواردی که پیگیری می کردند این بود که باید کاری کنیم که مطبوعات طرفدار ارتش باشند، نباید در اذهان طوری وانمود شود که ارتش ضددین است. باید برای این موارد کار فرهنگی صورت گیرد و سریال های تلویزیونی ساخته شود و...
س -  به نظر شما فرجام طرح کودتا به کجا می انجامد ؟
ج - راستش نمی توان قاطع به این سؤال جواب داد ولی شرایطی که الآن در ترکیه حاکم است یک شرایط کاملاً جدید و بی سابقه است. به هر حال الآن در ارتش هم به دلیل نفوذ برخی مسلمانان در آن انشعاباتی وجود. مثلاً از رده های پائین وارد ارتش می شوند و وقتی به درجه سرهنگی می رسیدند و مشخص می شد که آنها نماز می خوانند از ارتش اخراج می شدند و نمونه های این مسئله بسیار زیاد است. ولی به هر حال ارتش علی رغم این که هنوز قدرتمند است ولی قدرت آن مانند قبل نیست.
الآن این درگیری به اوج رسیده است. آن گروه امریکایی ـ اسرائیلی بشدت فعال است. در خبرها آمده بود که گروهی از دانشمندان مسلمان ترک که فعالیت های محرمانه تسلیحاتی داشتند و روی سلاح هایی که اسرائیل به ترکیه نفروخته بود کار می کردند تا خودشان بتوانند به تکنولوژی آن دست پیدا کنند ربوده و یا کشته شدند. مشخص است که اینها را موساد دزدیده و کشته است که مشخصات دو تن از آنان در مطبوعات آمد که یکی از آنها «مهندس حسین باش بیلن» نام داشت. این درگیری ها جدی و ابعاد آن وسیع است. این درگیری، درگیری قدرت های داخل و خارج ترکیه در برابر اسلام است. به هر حال به نظر من اردوغان و حزب او در این درگیری آسیب خواهند دید و در مقابل گمان نکنم که تا آخر هم ارتش به شکل مستقیم و علنی وارد معرکه شود. اگرچه فرمانده نیروی زمینی ترکیه که طبق عرف رئیس بعدی ستاد ارتش نیز خواهد شد و جالب است بدانید پدر و پدربزرگش در اسرائیل دفن هستند و خودش هم کنار دیوار ندبه در فلسطین اشغالی عکس دارد، از این که اخبار مربوط به شرایط جدید و کودتا در مطبوعات منعکس شده احساس نارضایتی کرد و دولت و اسلامگرایان را نیز به شکل ضمنی تهدید نمود.
به هر حال اینها یک رویارویی است؛ رویارویی بزرگ اسلامگرایان با لائیک ها در داخل و خارج ترکیه.
کد مطلب: 3596
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل