حزب ترقی ملی افغانستان

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۰
حزب ترقی ملی افغانستان (National Progress Party of Afghanistan)، در سال ۱۳۸۳ توسط آقای دکتر محمد آصف بکتاش، تأسیس شده است. اساسنامه ی این حزب در هفت فصل و ۲۴ ماده و مرامنامه ی آن در بخش های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تدوین شده است. از مطالعه ی مجموع مرامنامه و اساسنامه ی حزب ترقی ملی بر می آید که این حزب از بقایای گروه های روشنفکری چپِ کمونیستی افغانستان می باشد. حزب ترقی ملی مانند دیگر گروههای روشنفکری چپی با توجه به شرایط جدید ملی و بین المللی شکل و محتوای خود را آرایش داده ، اما زیر بنا های فکری آن هنوز ریشه در گرایش های فکری و ایدئولوژیک سابق کمونیست ها دارد. برای روشن تر شدن طرز تفکر و گرایش سیاسی جدید حزب ترقی ملی، بخش هایی از اساسنامه و مرامنامه ی آن در این جا ذکر می شود.
در مرامنامه ی حزب ترقی ملی از واژه ها و اصطلاحاتی که ریشه در فرهنگ مارکسیستی دارند استفاده شده و به صراحت اصل سکولاریستی جدایی دین از سیاست با عبارت های مخالفت با « به کار بردن دین به مثابه ی ابزار سیاسی» و « دولت ایدئولوژیک» مطرح شده که با قانون اساسی افغانستان که نظام سیاسی کشور را نظام اسلامی تعیین کرده است ، مغایرت دارد. شکی نیست که استفاده ی ابزاری از دین حرام و خیانت به دین است ، اما دینی شدن سیاست در جامعه ی اسلامی یک ضرورت غیر قابل انکار است که کمونیست ها و سکولار ها با آن مخالف اند. سؤال این جا است که روشنفکران کمونیست و سکولار چرا تنها با استفاده ی ابزاری سیاسی از دین توسط دیگران مخالف اند، نه سوء استفاده ی خود شان از دین در تمامی زمینه ها برای فریب مردم ؛ و مهمتر از همه چرا تنها مسأله ی استفاده ی ابزاری از دین اسلام را مطرح می سازند و با استفاده ی ابزاری از دموکراسی، حقوق بشر، جامعه ی مدنی، حقوق زن، تروریزم، بنیادگرایی، میثاق های بین المللی و ادیان دیگر چون مسیحیت و ...  توسط دولت های غربی بخصوص امریکا مخالفت نمی ورزند و در عوض شعار های دروغین آنها را در موارد پیش گفته نشخوار می کنند. حزب ترقی ملی افغانستان، با وجود مخالفت با اسلام سیاسی و حکومت دینی، خود را پیرو دین اسلام و پابند به قانون اساسی می داند و با این تناقض گویی از دین به عنوان ابزار سیاسی و تبلیغاتی استفاده می کند. متأسفانه گرو های به اصطلاح روشنفکری مشابه دیگر نیز گرفتار همین تناقض و نا راستی با مردم افغانستان هستند که در مرامنامه های شان انعکاس یافته است. در مرامنامه ی حزب ترقی ملی افغانستان، بعد از ارائه ی تصویری نسبتاً واقعگرایانه از وضعیت دیروز و امروز افغانستان، البته با توجه به گرایش سیاسی و فکری خاص، در رابطه با دلایل تأسیس این حزب چنین نوشته اند :
« حوادث یازدهم سپتامبر و مرتبط با حاکمیت طالبان و تروریزم ، ائتلاف بین المللی ضد تروریزم ، تحت رهبری ایالات متحده ی امریکا را غرض مقابله با آن به کشور ما فرا خواند و اقدامات آنها نه تنها به سقوط رژیم طالبان در کشور انجامید بلکه زمینه را برای عقد توافقات بن و فعالیت های نیرو های ملی و دموکرات کشور نیز فراهم ساخت. در حقیقت کنفرانس بن به مثابه ی یک رویداد تاریخی تولد دگر باره ی کشور ما را سبب گردید و زمینه را برای برداشت قدم هایی در راه ایجاد حاکمیت قانون در کشور ما فراهم ساخت و اکنون که قریب دو سال از عقد توافقات بن می گذرد و پروسه ی تحولات سیاسی و همپا با آن آرایش جدید نیرو ها سریعاً در حال شکل گیری است، فضای موجود مسلط نظامی بر کشور به عامل باز دارنده ی تحولات دموکراتیک در کشور ما مبدل گردیده است. وجود مافیای حاصل امتزاج حاکمیت تفنگ، قاچاق مواد مخدر و غارت دارایی های عامه که با گذشت هر روز نیرومند تر می گردد اعتماد و باور مردم را در وجود روند یاد شده عمیقاً خدشه دار ساخته است . نبود سازمان سر تا سری رهروان جنبش دموکراتیک [بقایای جنبش کمونیستی] و پراکندگی نیرو های ملی و دموکرات کشور، ضعف ساختار های متعلق به جامعه ی مدنی و عدم واکنش مؤثر این نیرو ها در برابر انکشافات منفی، عقب گرایانه، ضد ترقی و ضد دموکراسی در روند یاد شده زمینه را برای رشد مزید بنیاد گرایی در کشور فراهم ساخته است. چنین فضایی ایجاد سازمانی سر تاسری رهروان جنبش دموکراتیک در کشور را به عنوان یک ضرورت مبرم و تاریخی در برابر همه نیرو های ملی دموکراتیک ، وطن دوست و ترقی خواه کشور مطرح می سازد و نبود چنین سازمانی زمینه را بیش از پیش برای تسلط بنیاد گرایی در شکل اریستو کرأسی نو به دوران رسیده که با رأی مردم به گونه ای مشروعیت می یابد مساعد می سازد. برخاسته از این نیاز است که حزب ترقی ملی افغانستان، به عنوان یک ضرورت مبرم تاریخی و نتیجه ی قانونمند مبارزات متداوم رهروان جنبش دموکراتیک پا به عرصه ی وجود می گذارد تا وظایف و رسالت تاریخی خویش را در برابر مردم به خون نشسته و کشور جنگ زده و ویران شده ی خویش انجام دهد. ایجاد حزب ترقی ملی افغانستان، نتیجه ی مبارزات روشنفکران و حاصل وحدت یک تعداد سازمان هایی است که در فوق از آنها یاد گردید [؟؟] و در دوران بحران فاجعه بار کشور به عنوان نتیجه ی واکنش روشنفکران در برابر این بحران بوجود آمده اند. این سازمانها بعد از نشست ها، مذاکرات طولانی و کار مشترک، با تشخیص خطوط مشترک مرامی و همسویی عمیق فکری میان خویش، تصمیم اتخاذ نمودند تا با پایان دادن به پراکندگی میان خویش و تشکل در یک سازمان واحد سرتاسری (حزب ترقی ملی افغانستان ) نقش خویش را  به مثابه ی سازمان سرتاسری رهروان جنبش دموکراتیک، سازمان خدمتگذار مردم و حامی و مدافع منافع ملی در کشور ایفا نماید. حزب ترقی ملی افغانستان، در بر رسی خویش از حوادث و رویدادهای بیش از دو دهه ی کشور و عوامل آن بر آن است که سیاست های مقابله و حذف مخالفین، عدم تحمل دگر اندیشی، حل مسائل از طریق توسل به زور و اسلحه، تکیه بر انحصار قدرت و تأمین منافع گروهی [ که] تا کنون نتوانسته است به منازعه ی رقت بار کشور پایان بخشد و در آینده نیز چنین خواهد بود و با در نظر داشت آن، سیاست تفاهم را نه تنها به عنوان یک رویکرد بی بدیل و راه ختم منازعه ی رقت بار افغانستان مطرح سازد [بلکه] ایجاد تفاهم منطقوی و جهانی را غرض پایان بخشیدن به معضلات منطقوی و جهانی نیز مفید می داند. افغان ها طی سالیان متمادی سیاست مقابله و حذف مخالفین را آزمایش کردند، لازم است سیاست تفاهم بر بنیاد منافع ملی کشور را نیز تجربه نمایند. باور کامل داریم که چنین سیاستی می تواند به منازعه ی رقت بار افغانستان نقطه ی پایان بگذارد. حزب ترقی ملی افغانستان آرزو می نماید راهی را که می پیماید و خط فکری که بر بنیاد آن حرکت می نماید ، جایگاه و سنگر مطمئن همه وطن دوستان و مبارزان راه دموکراسی و عدالت اجتماعی در کشور ما باشد. و در حالی که خود را مخالف هیچ حزب و سازمانی در کشور نمی داند صرفاً آن هایی را به عنوان دشمن می شناسد که با وطن، مردم و منافع ملی ما دشمنی و خصومت می ورزند و با در نظر داشت آن دست دوستی، صفا، صمیمیت و برادری را برای تأمین تفاهم تا سطح وحدت سازمانی به همه نیرو های ملی و دموکرات کشور پیش نموده و با پیروی از دین مبین اسلام، [!!] رعایت سنن و ارزش های پسندیده ی ملی، حمایت از آزادی اجرای مراسم و مناسک دینی برای پیروان ساسر ادیان، مخالفت با هر نوع دولت ایدئولوژیک و به کار بردن دین به مثابه ی ابزار سیاسی  [؟ ! ] ،  بی هرأس در راه تحقق آرمانهای والای انسانی و نجیبانه ی خود می رزمد و .... »
دکتر محمد آصف بکتاش، فرزند محمدآجان، آن طوری که در زندگینامه ی خود نوشته است در ۱۴ جدی سال۱۳۳۰در میدان شهرِ ولایت وردک به دنیا آمده و دوره های تحصیلی ابتدایی و متوسطه را در شیندند هرات و لیسه ی احمد شاه بابا، در قندهار به پایان رسانده و دانشکده ی طب را درکابل خوانده است. وی در سال ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ به اتهام فعالیت های سیاسی زندانی شده و بعد از رهایی از زندان در شعبه ی طب وقایوی دانشکده ی طب کابل مشغول به کار شده است. آقای بکتاش می گوید که بیشتر وقت خود را صرف مطالعات علمی و نوشتن مقالات علمی در مطبوعات داخلی و خارجی نموده و بعد از سقوط طالبان اقدام به ایجاد حزب سر تا سری نیرو های به اصطلاح ملی و دموکرات نموده است.
کد مطلب: 223
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل