نگاهی تحلیلی به مواضع طالبان در نشست پاریس

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۷ جدی ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۴۸
نگاهی تحلیلی به مواضع طالبان در نشست پاریس
به گزارش پیام آفتاب و به نقل از فارس، مواضع چالشی نماینده طالبان در نشست پاریس، بیانگر توقعات سیاسی و امنیتی فزاینده‌‏ای است که طالبان عملاً حاضر نیست متناسب با آن، تغییر فکری و رفتاری بیشتری را در پیش گیرد.
در «نشست پاریس» که در 29 و 30 آذر برگزار شد و تقریباً تمامی طرف‏‌های مختلف منازعۀ افغانستان حضور یافته بودند، هر جریان و گروه با استفاده از این فرصت، به ابراز نظرات و مواضع خود درباره آیندۀ افغانستان پرداختند.
«مولوی شهاب‏‌الدین دلاور» نیز به نمایندگی از دفتر سیاسی طالبان موضوعاتی بیان داشت که به‏‌رغم تکراری بودن، با شفافیت بیشتری مطرح شد، اما در نوع خود قابل تأمل و به همان اندازه مورد مناقشه است.
به نظر می‏‌رسد، بخش مهمی از این نظرات، دارای زوایا و معانی پنهان است که در الفاظ «رسمی» و «دیپلماتیک» ملفوف شده است.
در ادامه تلاش می‏‌شود، با تحلیل محتوای بخش‏‌هایی از این مواضع، درک روشن‏‌تری از رویکردهای آتی طالبان حاصل شود.
1- رد قانون اساسی و نفی نظام سیاسی؛ خواسته‏‏‌های‏ ساختارشکنانه
نماینده طالبان در نشست پاریس اعلام داشت: برای ایجاد توازن در حکومت آینده، تدوین قانون اساسی جدید لازم است. این قانون باید کامل و روشن بوده و بر تعالیم اسلام نهاده شده باشد که حقوق تمام اتباع کشور را ضمانت کند.
نمایندۀ طالبان همچنین تمام انتخاباتی که بعد از سرنگونی «امارت اسلامی» برگزار شده را «فاقد مشروعیت» دانست، زیرا این انتخابات در دوران اشغال و در حضور نیروهای خارجی صورت گرفته است.
طبق قانون اساسی فعلی افغانستان، نوع نظام سیاسی حاکم «جمهوری اسلامی» است و حتی‏‌المقدور موازین شرعی در آن لحاظ شده است.
با این توصیف، تأکید مجدد و مکرر طالبان بر «تدوین قانون اساسی مبتنی بر آموزه‏‌های اسلام» نمی‏‌تواند معنایی جز احیای شریعت و سیستم قضایی مورد نظر «امارت اسلامی» طالبان داشته باشد.
به نظر می‏‌رسد، طالبان بیش از 10 سال جنگ و کشته‏‌های فراوان را تحمل نکرده است که اکنون بخواهد به بهای ناچیزی چون «مذاکره»، «مصالحه برای حفظ جان» و «ورود حداقلی به ساختار قدرت» رضایت دهد.
البته واضح است که این قانون در فقدان طالبان و با این تصور که آن‌ها دیگر به عنوان یک مدعی سیاسی باز نخواهند گشت، تدوین شده است.
طالبان حتی به «اصلاح و تعدیل» قانون اساسی با حفظ چارچوب‏ کلی آن نیز قانع نیست و بر «تغییر» این قانون اصرار می‏‌ورزد.
اکنون طالبان ضمن این که برای مشروعیت‏‌بخشی به خود در سطح بین‏‌المللی تلاش می‏‌کند و یکی از اهداف اصلی آنها از شرکت در نشست‏‌های بین‏‌المللی نیز همین است، همچنان بر مشروعیت‏‌زدایی از دولت کرزی و ساختار سیاسی حاکم مصرّ است.
در این راستا، نمایندۀ طالبان، امارت اسلامی را یک حقیقت می‏‌داند که «عملاً در افغانستان فعال است».
وی اعلام کرد: مردم به محاکم طالبان مراجعه می‏‌کنند و بخش بزرگی از خاک افغانستان در کنترل امارت اسلامی است که در آن تشکیلات اداری طالبان فعال است.
معنای راهبردی این پیام، این خواهد بود که طالبان همچنان مشتاق است که در بلندمدت خود را به عنوان «گزینه برتر» و «تنها انتخاب موجود» برای صلح و ثبات در افغانستان به جامعه بین‏‌المللی بقبولاند.
در چنین مسیری حتی آمریکا و جامعه بین‌المللی در 3 سال گذشته قدم‌به‌قدم به طالبان امتیازات گسترده‏‌ای داده‏‌اند.
طالبان تأکید کرده است که انتخابات افغانستان و بالتّبع ساختار سیاسی برآمده از آن به دو دلیلِ «فقدان حضور طالبان» و «سلطه اشغالگران» مشروعیت نداشته است.
معنای دیگر این گزاره آن است که از نظر طالبان انتخابات آینده هم مانند گذشته خواهد بود و چون تحت سیطره بیگانگان است مشروعیت ندارد،لذا طالبان نیز در آن شرکت نخواهد کرد بنابراین طالبان بدین گونه تلویحاً «تقسیم قدرت» را رد می‏‌کند.
در چنین فضایی، دولت «کابل» گرچه طبق قانون اساسی جاری مشروعیت دارد اما در بین طالبان «مقبولیت» ندارد و آنان حاضر به سهیم شدن با چنین دولتی نیستند و تا زمان خروج بیگانگان نیز هر دولتی مقبولیت نخواهد داشت.
با نظر داشت انتظارات ساختارشکنانه طالبان، هیچ مبنا و تکیه‏‌گاه مشترک و ارزش‏‌های سیاسی مورد اجماع برای آغاز گفت‌وگو و پیشبرد توافقات احتمالی بین دولت و مخالفان وجود نخواهد داشت که بتوان بر اساس آن به درک نسبتاً واحد یا حداقل نزدیک به هم، از تحولات جاری دست یافت.
این در حالی است که هرگونه صلح پایدار در افغانستان، مستلزم درک متقابل افغان‏‌ها از منافع مشترک است.

2-نفی تمامیت‏‌خواهی و پذیرش «تقسیم قدرت»
برخی مواضع «اعلامی» طالبان در نشست پاریس ناظر بر بروز نشانه‏‌های تغییر در رفتار و رویکردهای رهبران این گروه است.
نمایندۀ طالبان در این اجلاس تاکید کرده است که آن‌ها درصدد انحصار قدرت نیستند و تأکید می‏‌کنند که نظام آینده افغانستان باید افغان شمول باشد و همه گروه‏‌ها و اقوام کشور اشتراک داشته باشند.
این عبارات گرفتار نوعی تناقض و دوگانگی درونی است که رهبران طالبان آگاهانه یا ناآگاهانه آن را همواره تکرار می‏‌کنند.
طالبان چگونه از ساختار سیاسی «افغان شمول» دم می‏‌زند اما حاضر به پذیرش نقش و جایگاه نیروهای سیاسی کنونی در هیأت حاکمه نیستند.
به نظر می‏‌رسد، هدف غایی طالبان از طرح چنین نظراتی، از این بابت نیست که آن‌ها نگران سهم، نقش و حقوق سیاسی سایر اقوام و گروه‏‌ها هستند، زیرا خود آن‌ها بزرگترین ناقض حقوق سیاسی سایر اقوام بوده‏‌اند، بلکه این تعدیل ظاهری در رویکرد آنان، باز هم به معنای تأکید بر ضرورت ورود تمام طیف‏‌های طالبان در ساختار سیاسی آینده افغانستان است.
پافشاری طالبان بر چنین باوری در نهایت ممکن است به شکل‏‌گیری حاکمیت 2گانه و حتی تجزیه جغرافیای سیاسی در کشور منجر شود.

3-تأکید بر خروج اشغالگران
نمایندۀ طالبان در نشست مذکور اذعان کرد: خارجی‌ها و ادارۀ کابل فاقد برنامه و علاقه به تأمین صلح در کشور هستند و اشغالگران باید کشور را ترک کنند. وی افزود: خارجی‌ها دست به هر کاری می‌زنند، اما اداره کابل قادر به جلوگیری از آن نیست.
وقتی طالبان به این باور رسیده‏‌اند که آمریکا و ناتو جدیتی برای ایجاد صلح در افغانستان ندارند، چرا همچنان آن‌ها را طرف اصلی مذاکره می‏‌دانند؟ در این شرایط وادادگی طالبان در برابر آمریکا تنها موجب تسهیل امضای «پیمان امنیتی» کابل- واشنگتن و تثبیت حضور دائم آمریکا در افغانستان خواهد شد.
آنگاه پافشاری طالبان بر خروج بیگانگان نیز اثر و معنایی نخواهد داشت.
4- ادعای رد تسلط پاکستان بر طالبان
نمایندۀ طالبان همچنین این تصور را که طالبان از خود اراده‏‌ای ندارند و پاکستان زمام رهبری آنان را بدست دارد، رد می‏‌کند و تصریح می‏‌کند: طالبان به خاطر موقف مستقل و اسلامی‏‌شان در داخل و خارج از کشور از جمله در پاکستان به زندان افتاده و کشته شده‏‌اند، آیا چنین کسانی می‏‌توانند مزدور و تابع ارادۀ دیگران باشند؟
به نظر می‏‌رسد، اصرار بر این سطح از استقلال عمل طالبان از نهادهای امنیتی پاکستان ادعای گزافی بوده اما بیانگر بخشی از واقعیت است.
چندین رهبر برجسته طالبان از جمله «مولوی عبدالکبیر»، «مولوی عبیدالله»، «استاد یاسر»، «مولوی عبدالغنی برادر» و... بعلاوه در حدود 1000 تن از فرماندهان میانی و نیروهای عملیاتی طالبان، در زندان‏‌های پاکستان در بازداشت به سر می‏‌برند.
تردیدی نیست در مقاطعی طالبان فرمانبری زیادی از «آی.اس.آی» داشته‏‌اند، اما به تدریج این پیوندها تضعیف شد.
شاید نهادهای امنیتی پاکستان، در قالب همکاری برای مبارزه با تروریسم و رعایت ملاحظات سیاسی، عناصر مؤثری از طالبان را حبس کرده‏‌اند اما آن اقدام در واقع نوعی دوراندیشی امنیتی برای مواقعی همانند وضعیت کنونی بود.
پاکستان اکنون این سرمایه گران‏بها را برای کسب منافع سیاسی بیشتر هزینه می‏‌کند.
5-طرح مذاکره با اپوزیسیون سیاسی
نماینده طالبان همچنین گفته است: چون حکومت کنونی افغانستان دست نشانده است، با آن مذاکره نمی‏‌کند اما طالبان حاضرند با نمایندگان جناح‏‌های اپوزیسیون سیاسی در کشور مذاکره کنند.
پیشتر شماری از سران نهادهای منتقد حکومت از جمله «احمد ضیا مسعود» اعلام کرده بود که این جبهه آماده مذاکره با گروه طالبان است.
این وضعیت را می‏‌توان بروز نشانه‏‌های جدید در مورد ماهیت رقابت‏‌ها و منازعه سیاسی بین‏ افغان‏‌ها تلقی کرد که می‏‌تواند در آینده نزدیک به کاهش چالش بین طرفین و افزایش تمایلات سیاسی طالبان منجر شود.
معنای دیگر این وضعیت ناظر بر یأس طالبان از رسیدن به توافق نهایی با آمریکا و ناتو نیز هست.
6- تغییرات رفتاری طالبان؛ بسیار کند و محدود
برآیند مواضع طالبان در نشست پاریس حاکی از بروز برخی تغییرات فکری و رفتاری و احتمال تداوم آن در آینده قابل پیش‏بینی است.
البته چون انتظارات طالبان بسیار بیشتر و غیر واقع‏بینانه‏تر از این تغییرات است، حداقل در یک سال آینده نمی‏توان توقع نتیجه قابل توجهی داشت.
با این حال، تمام طرف‏های درگیر به این نتیجه قطعی رسیده‏اند که جنگ در افغانستان پیروز واقعی ندارد و خشونت‏ها تنها از طریق گفت‌وگو و توافق نسبی پایان خواهد یافت.
بدون تردید 2 دهه جنگ در یک یا 2 سال، به صلح نمی‏انجامد.
انتهای پیام/.


کد مطلب: 20131
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل