بود؟ نبود/ نذیر ظفر

تاریخ انتشار : شنبه ۲ جدی ۱۳۹۱ ساعت ۰۵:۰۸
بود؟ نبود/ نذیر ظفر
در دلت ذره‌ای از مهر و وفا بود؛ نبود
دل بشکسته‌ی من از تو جدا بود؛ نبود
هر چه دیدم ز تو نادیده تصور کردم
فکر کردم همگی ناز و ادا بود؛ نبود
دشمن از گریه‌ی من خنده‌ی شادی می‌کرد
جور بر حال منی خسته روا بود؛ نبود
هر طبیبی که به بالین سرم می‌آمد
بهر تشخیص من از درد دوا بود؛ نبود
گفته بودم که به اغیار مکن مهر و وفا
نشنیدی و خیال تو بجـــا بود؛ نبود
تو بسوزی ز خود من ز تو در سوختنم
(ظفرت) با همه این غصه رضا بود؛ نبود

نذیر ظفر
سیدنی/استرالیا 
21/12/2012
کد مطلب: 20060
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل