۱
 

مهاجرت و چالش‌های فرهنگی در کانادا/ امان معاشر

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۱ عقرب ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۴
مهاجرت و چالش‌های فرهنگی در کانادا/ امان معاشر
افغانستانی‌های مقیم ایالت برتش کلمبیا کانادا به هژمونی تلویزیون محلی کاروان و همکاری جوانان گروه فرهنگی «موج» با حضور برخی شخصیت‌های فرهنگی و جوانان کنفرانسی را با عنوان «مهاجرت و چالش‌های فرهنگی» روز یکشنبه 28 اکتبر در رویال بانکویت هال واقع در سرک ادمانز به منظور بررسی علل و عوامل چالش‌های فرهنگی و ایجاد مشکلات فرهنگی در کانادا و ارائه‌ی راهکارهای مناسب برای جلوگیری از عوارض آن برگزار کردند.
سخنرانان چالش‌های فرهنگی را در کنفرانس از دیدگاه مختلف به بررسی گرفتند و نظرات مختلف در راهکاردها برای بسط و توسعه‌ی آن را ارائه کردند.
بحث جالب و قابل توجه کنفرانس تاثیرات مثبت و منفی سکولاریزم در رفع تناقضات فرهنگی در سمینار توسط دو دانشمند در برنامه توضیح و تشریح گردید.
با توجه به برداشت‌های من، شخصیت برجسته معنوی «داکتر سلطان حمید سلطان» سکولاریزم را در فرهنگ اسلامی به هیچ وجه پذرفتنی ندانستند.
اما دانشمند گرامی داکتر کریم قیومی راه سکولایزم را برای رهایی جامعه از قید تعصب و قدمی بسوی جامعه فارغ از تعصبات و انسان‌گرایی دانستند. یعنی در جامعه انسانی دین و سیاست را از هم جدا سازند که انسان بتواند در یک جامعه که زندگی می‌کنند از هر قوم، ملیت، زبان، جنس و مذهب در فضای صمیمیت با هم زندگی کنند.
سخنران اخیر همایش داکتر شیر اژیر با مثال هندسی اجتماع افغانستانی را به سه ضلع تشبیه کردند، یک ضلع آن فرهنگ افغانی است که افغان‌ها با پشت واره و انتقالش به کانادا آورده‌اند. ضلع دوم فرهنگ کاملا متفاوت کانادا با فرهنگ افغانستان و ضلع سومی فرزندان که در کانادا متولد شده‌اند که با روحیه‌ی کانادایی در خاندان افغانستانی بزرگ می‌شوند. مثال این سه ضلعی طوری که ملاحظه می‌شود در تضادند. برای درک و تجربه دیده می‌شود که اکثریت اطفال افغانستانی با روحیه‌ای کانادایی خو گرفته‌اند و فرهنگ افغانستانی را بسیار مورد رعایت قرار می‌دهند و حتی در مذهب احساس دوگانگی نمی‌کنند.

افغانستانی‌های مقیم براتش کلمبیا
در این اواخر آماری ارائه می‌شود که در برتش کلمبیا در حدود 12 الی 14 هزار فامیل افغانستانی زندگی می‌کنند. این تعداد افراد در یک جامعه چشمگیر و قابل توجه‌اند.
افغان‌ها در این ایالت براساس عقاید مذهبی، سیاسی و سلیقه‌ای با هم ارتباط دارند و بعضی فامیل‌ها خود را دور از همه ساخته و منکر از کشور ابای و عقیده‌های مذهبیشان زندگی می‌کنند.
اتحادیه عام‌المنفعه افغان‌ها از سال‌ها قبل در این ایالت رسمی و راجستر است. وظایف اصلی آن یکجا ساختن افغان‌ها به دور یک سقف به منظور آموزش، حفظ و رشد فرهنگ و استحکام و حل مشکل مردم دو کشور است و به شناسایی افراد افغان نقش بگیرند و در حل مشکلاتشان رسیدگی کنند.
دولت کانادا تمام امکانات را در رابطه مهیا کرده اما متأسفانه کسی عضو این اتحادیه قانونی نمی‌شود و می‌گویند دلیل عضو نشدن ما این است که چند نفر سال‌هاست که در رأس این اتحادیه عام‌المفعه حضور دارند اما وظایف خود را درست انجام نمی‌دهند و به جز پاکاری مسجد و فروش قبر کار دیگری ندارند.
این شخصیت‌های محترم سبب شده‌اند انجمن‌ها و کانون‌های اجتماعی و فرهنگی فراوانی از نام مهاجرین افغانستانی سوء استفاده کرده و با راجستر مراکز خود و به نام مهاجرین افغانستانی به ارگان‌های دولت کانادا مراجعه کنند و تقاضای کمک و همکاری کنند تا از سقف اتحادیه دور باشند. این انجمن‌ها که تعدادشان هم زیاد است، موجبات بی‌اعتمادی دولت کانادا به اتحادیه افغان‌ها شده است. این بحران عدم اعتماد به مسؤولین اتحادیه به جز از تمثیل روشن تحمیل اراده‌ی آن‌ها چیزی را تداعی نکرده به نا امیدی افغان‌ها تبدیل شده است.
در ایالت برتش کلمبیا، افغان‌ها برای آموزش و اجرای مراسم مذهبی از سالن‌های نمازخوانی، تکیه‌خانه‌ها، جماعت خانه‌ها و کلیساها استفاده می‌کنند.
اما متأسفانه اینان مذهب را وسیله‌ای برای دوری و اختلافات بین اقوام و مذاهب قرار داده‌اند و سبب از هم پاشیدگی شده‌اند. مثلا در برتش کلمبیا از بودجه واحد اتحادیه عام‌المنفعه سالن نمازخوانی درست کرده‌اند که همیشه قفل است. تنها روزهای جمعه به خاطر ادای نماز جمعه که تعداد اندکی در آنجا حضور می‌یابند و یا برای خواندن بعضی از دعا درب آنجا باز می‌شود؛ و کسی از این سالن‌ها برای آموزش دین و سواد استفاده نمی‌کند.
فقط مکتب (سید جمال الدین افغان) به خاطر آموزش زبان، فرهنگ و هنر در پوشش دولت کانادا فعال است که در رأس آن یک انسان زحمتکش ولی غیر مسلکی قرار دارد که در اوایل تأسیس مکتب یعنی بیست سال قبل با 120 شاگرد فعال شده بود و اکنون با گذشت 20 سال از آن روزها بیشتر از ده برابر فامیل‌های افغان‌ها در ولایت زیاد شده و تعداد شاگردان کمتر از ارقام بیست سال قبل یعنی افتتاح مکتب است.
در این مکتب از آموزش هنر و فرهنگ خبری نیست. تقسیم اوقات تعلمی بیشتر با آموزش قرآن شریف و علوم دینی مطابق به مذهب اهل سنت فعالیت می‌کند و فرزندان افغان‌های مربوط به اهل تشیع که بیشتر افغانستانی‌ها در این ایالت هستند آموزش‌های دینی خود را در مکان‌های خود فرا می‌گیرند. به یاد دارم روزی از همسایه افغان خود پرسیدم که چرا فرزندانش را به مکتب سید جمال الدین نمی‌فرستد؟ گفتند: نه، در آنجا زیادتر مسایل دینی تدریس می‌شود ما در جای دیگری و مطابق با مذهب خودمان تعلیم می‌دهیم.
در این ایالت به صدها معلم و استاد مسلکی اعم از خانم‌ها و آقایان به زبان‌های دری، پشتو و ازبکی وجود دارند که عمر خود را در تعلم و تربیه گذرانده‌اند و هزارها شاگرد و معلم تربیه و تقدیم جامعه کرده‌اند، از بیکاری رنج می‌برند اگر داوطلبانه به اداره مکتبی مراجعه کنند برای تعلیم و تربیه شاگردان از طرف اتحادیه و مکتب پذیرفته نمی‌شوند.
معلمی را سراغ دارم که 35 سال در مکتب ابتدایی معلم بوده و از تجربه‌ای که دارد می‌تواند در عرض یک ماه شاگردان را با خواندن و نوشتن آشنا کند به شخص مسؤول مکتب مراجعه نموده اما به عنوان معلم در آن مکتب پذیرفته نشد و طفلانی را سراغ دارم مدت 2 سال در همین مکتب متواتر رفته‌اند و چند حروف الفبا را هم نیاموخته‌اند.
در کنفرانس امروز در رابطه به چالش‌های فرهنگی در بخش آموزش و فرهنگ از توضیح و گفتگو و مقالات آموزنده‌ی اساتید، شرکت‌کنندگان استفاده درست کردند. بهتر است برگزاری چنین همایش‌های علمی و تحلیلی زیادتر شود تا کسانی که سبب ایجاد چالش می‌شوند متوجه اعمال خود شوند و به عنوان انساهای صادق در خدمت فرهنگ هر دو وطن شده و هرگونه چالش‌های وارده را بر طرف نمایند.

---------------------
نوت: با یکی از لکچردهندگان این کنفرانس (خانم شهناز قیومی) صحبت مختصر داشتم که لکچر خیلی آموزنده با تشریحات خوب به شرکت کنندگان تقدیم نمودند. مجموعه‌ی مباحث مطرح شده در این کنفرانس در قالب یک کتاب منتشر شده و در دسترس هموطنان قرار خواهد گرفت که بسیار آموزنده و سودمند خواهد بود. 


امان معاشر، خبرنگار آزاد
کد مطلب: 19393
 


 
kabir
United States
۱۳۹۷-۰۹-۱۲ ۱۱:۳۵:۱۵
متن خیلی آموزنده است (18734)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل