در شب نوزدهم از شب‏‌هاي كابل، كارنامه ادبي «حسين حيدربيگي» بررسی شد

22 میزان 1391 ساعت 16:10


به گزارش پیام آفتاب از کابل، نوزدهمین شب از سلسله برنامه‏هاي ادبي شب‏هاي كابل توسط خانه ادبیات افغانستان و با همکاری مؤسسه آموزش عالی ابن سینا، مرکز تعاون افغانستان (متا)، خانه فرهنگ افغانستان و انتشارات تاک و با موضوع بررسي كارنامه شاعر و داستان نويس موفق كشور "حسين حيدربيگي" در دانشگاه ابن سینا برگزار شد.
"حفیظ ‌الله شریعتی" و "کاوه جبران" در سخنانی به کوشش‌های ادبی و فرهنگی حیدربیگی پرداختند و در ادامه از مجموعه داستان جدید این نویسنده با نام «شورش» رونمایی شد.
شورش نام کتابی است که با همکاری انتشارات تاک منتشر شده است، در ادامه کارشناسان ادبي شركت كننده در اين همايش ادبي، آثار حيدربيگي را از زاويه‏هاي مختلف مورد بازنگري قرار دادند، بررسي زاويه‏هاي زباني،‌ پرداختن به ويژگي‏هاي فرمي و محتوايي آثار حيدربيگي در سخنان منتقدان مطرح شد.
منتقدان معتقدند که حیدربیگی توانسته با حضور فعال در مجامع ادبی گام‌های محكم و مؤثری در جهت معرفی این قشر از هنرمندان افغانی بردارد.
حیدر بیگی در ماه ميزان سال ۱۳۸۲ در جشنواره قند پارسی، در بخش مسابقه داستان نویسان جوان افغانستان در تهران توانست رتبه دوم را به دست آورد وی در حال حاضر مقیم ایران است و داستان نویسی را به عنوان دغدغه اصلی خود در حوزه نوشتن تجربه می‌كند.
حسین حیدربیگی با آنكه سال هاست به عنوان یك مهاجر در ایران زندگی می‌كند، اما ترجیح داده است پس زمینه و بستر داستان‏هایش را در سرزمین مادری خود یعنی افغانستان قرار دهد، تصویری كه حیدربیگی با داستان‌هایش از سرزمین افغانستان ارائه می دهد با تصاویر رسانه های دیداری و شنیداری جهان از افغانستان متفاوت است.
این نویسنده محوریت داستان‌هایش را بر روی مضامین كلیشه‌ای رایج كه این روزها از سرزمین افغانستان ارائه می شود و در آن پدیده هایی همچون «جنگ» و «قحطی» به عنوان محورهای اصلی در این سرزمین معرفی می شود، قرار نداده است. محوریت مضامین داستان های حیدربیگی روابط عام انسانی در موقعیت جغرافیایی افغانستان و در زمان حال است.
محل وقوع اغلب حوادث در داستان های این كتاب در محیط های باز و بافت های روستایی است از زندگی شهری و همچنین دغدغه‌های انسان معاصر شهرنشین در بسياري از داستان های وي خبری نیست، ساكنان روستاهای كوچك و بزرگ افغانستان، اغلب قهرمانان داستان‌های مجموعه «سنگ و سیب» و يا هم «گردابي» هستند.
محور اصلی اغلب داستان‌های وی بر روی مضامین و دغدغه‌های فردی استوار است و هیچ یك از آدم‌های حاضر در داستان‌ها به منافع عام و همگانی نمی‌اندیشند، بسیاری از آنها بر اثر قرار گرفتن در یك شرایط ویژه زمانی و مكانی، تنها منافع فردی را لحاظ قرار می دهند و برای حفظ آن معمولاً حوادث و اتفاقات غیرمنتظره ای را تجربه می كنند.
با آنكه نویسنده سعی كرده از پرداختن به چهره «فقر» آن هم به صورت عریان پرهیز كند، اما سایه این مفهوم (فقر) بر تمامی داستان های كتاب گسترده شده است به دنبال این گستردگی همه گیر واژه فقر در پیكره داستان های حیدر بیگی، ناخودآگاه ذهن مخاطب به جست وجوی علل این پدیده می پردازد و در ابتدای این جست‌وجو اولین گزینه مخاطب پدپده دیگری به نام جنگ است كه مفهوم فقر یكی از پیامدهای ویرانگر آن محسوب می‏شود، همچنین در داستان های این كتاب پدیده جنگ حضور مستقیم ندارد، اما عواقب و پیامدهای گوناگون آن در سایر روابط انسانی به وضوح دیده می شود.
در داستان كوتاه «نیمروز خاكستری» نویسنده سعی كرده به جنگ نگاه دور و غیر مستقیمی داشته باشد، جسد یكی از مردان نظامی كه در زیر آوار برف (سقوط بهمن) قرار گرفته، توجه حیوانی وحشی (روباه) را به خود جلب می كند، روباه در وهله اول به جسد نزدیك نمی شود از آن هراس دارد (جفتش به دست آدم ها كشته شده) آنچه از ذهن روباه می گذرد، بیشتر دغدغه های انسانی است كه به این صورت نمود پیدا كرده.
 مرور ذهنیات روباه چشم انداز جغرافیایی منطقه و همچنین آدم های مستقر در آن حوالی را مشخص می سازد در زمان های تردید روباه در دوری گزیدن و یا نزدیك شدن به جسد، اتفاقات در حال وقوع در آن منطقه كه بیشتر محل تردد نظامیان است، برای مخاطب روایت می شود.
سرانجام روباه به جسد نزدیك می شود و قسمت هایی از دست قطع شده جسد را می خورد ولی با وضع اسفناك و چندش آوری آنچه را خورده بالا می آورد در این بخش نویسنده تلخی و تراژدی بودن قضیه را برای خواننده یادآوری می كند.
داستان‏ ديگري از حيدربيگي  به سبک رئالیسم جادویی روایت شده است، یعنی درآمیختن تخیل و جادو با واقعیت‌های بیرونی؛ به شکلی که جادوها آن‌قدر با واقعیت درمی ‌آمیزد که قابل باور بنماید، رمان گردابي نوعي ازين گونه است.
فضای کوهستانی، دره های تنگ و صعب العبور و شبهای تاریک به جنبه های جادویی رمان کمک کرده است.
روایت "گردابی" به شکل خطی و طبق معمول نیست، داستان از جایی شروع می‌شود که آخر حوادث داستانی است و تمام وقایع داستان، از ذهن شخصیت اصلی می‌گذرد.
گردابی نگاه انتقاد آمیز به تاریخ و تحولات افغانستان دارد، تاریخی که از نظر نویسنده پر از تبعیض است و قوم غالب تا توانسته است بر قومیت‌های دیگر ظلم روا داشته است.
این رمان، به جنگ‌های داخلی افغانستان نیز با نگاهی انتقادی می پردازد، در واقع می‌توان گفت که "گردابی" رمان ضد جنگ و ضد ظلم‌های تاریخی افغانستان به حساب می‌آید.
می توان گفت که گردابی، از گونه ای از روایت متفاوت برخوردار است، روایتی که قبل ازاین در ادبیات داستانی افغانستان اتفاق نیفتاده بود، نویسنده سعی کرده است با استفاده از تکنیک‌های مدرن به نوگرایی و نوشتن متفاوت روی آورد.
ولی این نکته را نیز باید یاد آور شد که همین تکنیک گرایی مفرط، داستان را گنگ و مبهم کرده است به حدی که خواننده عادی از فهم داستان عاجز می ماند و خواننده حرفه ای هم با زحمت و دشواری مواجه می شود.
بر قراری پیوند بین حوادث و اجزای داستان به حدی دشوار است که توانایی فوق العاده می خواهد.
جدای از مضامین داستان‌های كتاب، در بخش زبان روایی، مخاطب فارسی زبان ایرانی، در حین غریب بودن نوع مكالمه به نوعی از لذت خواندن در زمان مطالعه این داستان ها نیز دست می یابد. شاخه ای از زبان فارسی كه شیرین و لذت بخش است در این گونه زبانی اسامی اشیا و اماكن و همچنین شخصیت ها برای فارسی زبان های ایرانی در وهله اول غریب می نماید و گاه نوع تلفظ افعال و همچنین دستور زبان فارسی نیز به گونه ای غریب و ناآشنا صورت می گیرد.
تمامی این‌ها قابلیت‌های معنایی زبان فاخر فارسی را یادآوری می كند، البته استفاده از این گونه زبانی برای نویسنده ای كه زادگاهش سرزمین افغانستان است، امری طبیعی است، شاید شهروندان افغانی از این موضوع تعجب نكنند اما برای مخاطبان ایرانی این موضوع تازگی دارد كه در حین خواندن یك داستان با حوادث و اتفاقات لازمه، گونه دیگری از زبان فارسی را نیز تجربه می كنند كه در همسایگی سرزمین ایران از قرن ها پیش رواج دارد.
در مجموع كتاب «سنگ و سیب» اعلام حضور نویسنده جوان افغانستان حسین حیدربیگی است كه با كوله باری از تجربه از سرزمین حادثه خیز افغانستان به جمع داستان نویسان فارسی زبان پیوسته است.
گفتني است كه حسین حیدربیگی، سال 1355 خورشیدی در منطقه سنگ تخت ولایت ارزگان افغانستان به دنیا آمده از 17سالگی به ایران مهاجرت کرده و تحصیلاتش را تا دوره کارشناسی ارشد کلام جدید، گرایشی از فلسفه‌ غرب در جامعه ‌المصطفی به انجام رسانده است او سال‌هاست شعر می‏گوید و داستان می‌نویسد قالب اصلی شعر او غزل است، اما در شعر نیمایی و سپید نیز ذوق‌آزمایی‌های خوبی داشته است.
از حسین حیدربیگی تا کنون مجموعه شعر «آهوی همیشه دویده در من» و مجموعه داستان «سنگ و سیب» و رمان «گردابي» منتشر شده است.
محمدحسين اميني- كابل
انتهای پیام/.


کد مطلب: 19161

آدرس مطلب: http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/19161/شب-نوزدهم-شب-هاي-كابل-كارنامه-ادبي-حسين-حيدربيگي-بررسی

پیام آفتاب
  http://www.payam-aftab.com