آیت الله شیخ سلطان محمد ترکستانی

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۸۶ ساعت ۰۷:۲۷
آیت الله شیخ سلطان محمد ترکستانی
یکی از علمای بزرگ، متدین و شریف که عمر با برکت خویش را در راه تحصیل و تدریس علوم اسلامی، تبلیغ معارف الهی و ارشاد و هدایت جامعه سپری نمود و سرانجام به دست کمونیست ها زندانی شد، آیت الله آقای شیخ سلطان محمد ترکستانی است. محل تولد و تحصیل مقدماتی
آقای شیخ سلطان محمد فرزند حاج محسن در سال ۱۲۹۱ ش در خانواده ی مذهبی و متدین در روستای «شانجیر» از فرمانداری «چهار کنت» مربوط استان «مزار شریف» متولد شد، با سپری شدن دوران طفولیت وی، به مکتب قدم گذاشت و خواندن و نوشتن را فرا گرفت. وی در سنین ۱۲-۱۳ سالگی در مدرسه «چهار محله» از روستا های اطراف «چهار کنت» رفت و تا کتاب «معالم» را آنجا خواند. سپس به «بهسود» که وضع درس رونق خوب داشت شتافت و مدتی نزد «حاج آخوند زریافته» به تحصیلش ادامه داد و در سال ۱۳۱۶ ش رهسپار حوزه ی نجف اشرف شد، و در قدم اول سطوح عالیه را تکمیل نمود و سپس سال ها به درس خارج فقه و اصول آیات عظام آقای سید ابو الحسن اصفهانی، آقای حکیم و آقای خویی حضور یافت. تحصیل و تدریس در نجف اشرف
جناب شیخ، که حدود ۲۲ سال در حوزه ی نجف بود، بیشتر این مدت را در کنار تحصیل به تدریس مشغول بود و لذا موفق شد بارها از «حاشیه» تا سطوح عالیه را تدریس نماید که امروز برخی از شاگردانش جزو افراد سرشناس و رجال علمی کشور ما به حساب می آیند.
در سال ۱۳۳۸ ش به افغانستان بازگشت و به شهر «مزار شریف» اقامت گزید و به تدریس و تبلیغ شروع نمود. در طی نزدیک به بیست سال که در آنجا انجام وظیفه نمود توانست چند دوره از «شرح لمعه» تا سطوح عالیه را تدریس کند و شاگردهای باسواد وفعال تربیت نمود. بیست سال در مزار
آیت الله شیخ سلطان، پس از چند سال اقامت در شهر «مزار شریف» و دیدن وضع نادرست و بی جایی طلاب و عدم محل مناسب برای تبلیغ و تدریس در سال۱۳۴۳ ش در محله ی «عقب تفحصات پترول» سه جریب زمین (۳۰۰۰ متر) را مسجد و مدرسه و کتابخانه ی خوب و زیبا ساخت و نامش را، مدرسه و مسجد «سلطانیه» گذاشت. مدرسه دارای ۲۵ اتاق و یک سالن تدریس و مسجد بزرگ و قشنگ بود که در آنجا نماز جماعت، جلسات قرائت قرآن، مجالس سوگواری برای ائمه ی اطهار(ع) و سخنرانی، مجالس جشن در میلاد ائمه (ع) و... دایر می شد. وکالت نامه ها از مراجع
با شناختی که مراجع بزرگوار نجف از آیت الله شیخ سلطان داشتند، ایشان مدام مورد احترام آن مراجع معظم بود. در زمانی که در نجف اشرف بود، از سوی آقای آیت الله حکیم سرپرستی حسینیه ی «حاج عباس رحباوی» را که دارای چند اتاق بود و طلاب زیاد در آن سکونت داشتند، به ایشان واگذار فرموده بود. پس از بازگشت به وطن، وکیل تام الاختیار معظم له در سمت مزار بود و با درگذشت آیت الله حکیم (قدس سره) از سوی آیت الله خویی در استان های بلخ، سمنگان و قندز وکالت نامه داشت. آثار خطی
جناب شیخ، که در طول تحصیل، زیاد زحمت درسی می کشید و تحقیق می نمود، و در زمان تدریس هم دوباره مطالعه می کرد، موفق شد چند جلد کتاب بنویسد که با کمال تأسف نتوانست چاپ نماید:
۱- حاشیه بر «قوانین» .
۲- حاشیه بر «رسائل» .
۳- حاشیه بر «کفآیت الله الاصول» .
۴- تقریرات درس خارج اصول آیت الله العظمی خویی (قدس سره)
۵- تقریرات درس خارج فقه آیت الله العظمی حکیم (قدس سره)
 دستگیری و شهادت
پس از آغاز دستگیری و زندان نمودن علما، دانشمندان و طلاب، نظر به این که در شهر «مزار شریف» و کل استان ومنطقه، روحانی مشهورتر و با سابقه تر ازجناب شیخ نبود، احتمال می رفت که به سراغ ایشان بیایند، ولی از آنجایی که دستور دستگیر نمودن روحانیون از مرکز در یک زمان صادر شده بود هماهنگ همه ی روحانیون را تقریباً در یک ماه گرفته زندانی نمودند، که شیخ سلطان را نیز در آخر سال ۱۳۵۷ ش گرفتند و به شکل نامعلومی به شهادت رساندند.
_________________________________
منبع : بر گرفته از کتاب زندانیان روحانیت تشیع افغانستان
کد مطلب: 188
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل