۱
 

گفت‌وگو با آيت‌الله صالحي مدرس

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ میزان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۳
گفت‌وگو با آيت‌الله صالحي مدرس
آیت‌الله محمد هاشم صالحی مدرس، در سال 1324 شمسی در دره ترکمن واقع در ولسوالی سرخ پارسا ولایت پروان چشم به جهان گشود. در سن ده سالگی روانه مکتب شد و پس از گذراندن سطوح ابتدایی، سطوح بالاتر را در کابل فراگرفت. در سال 1344 برای ادامه تحصیل عازم نجف اشرف شد و در محضر آیات: امام خمینی (ره)، خوئی و شهید صدر به تلمذ پرداخت. در سال 1355 توسط رژیم بعثی دستگیر و پس از مدت طولانی زندان، به همراه خانواده از عراق اخراج و به ایران فرستاده شد. پس از ورود به ایران، در حوزه علمیه قم مشغول به تدریس دروس عالیه حوزوی، به ویژه رسائل و کفایه شد که تبحر و تسلط وی، تکثیر نوارهای درس ایشان و استقبال طلاب را در پی داشته است. آیت‌الله صالحی مدرس هم‌اکنون به عنوان مؤسس حوزه علمیه رسالت کابل و یکی از چهره‌های شاخص جهادی و مذهبی افغانستان، معاون شورای علمای شیعه و مشاور عالی رئیس جمهور افغانستان در امور دینی محسوب می‌شود و مشغول تدریس سطوح عالیه و خارج اصول در حوزه علمیه رسالت می‌باشد.

لطفاً تصویری کلی از وضعیت حوزه‌های علمیه شیعی افغانستان ارائه فرمایید؟
در ابتدا باید بگویم که سابقه حوزه علمیه در افـغـانستان البته به شکل ابتدایی، به دوران ائمه معصومین (ع) برمی‌گردد. به عبارتی در آن دوران راویانی به افغانستان آمده و اقدام به بیان مسائل شرعی و دینی برای مردم کردند. در طول قرون گذشته به دلـیـل آنـکه شیعه در اقلیت بوده و تحت سیطره و ظلم حکام ستمگر بودهاند، علاوه بـرآنکه جان و مال آنان همواره به غارت می‌رفته، امکان فعالیت علمی و دینی به صورت آزاد و گسترده نیز فراهم نبوده، ولی علـی‌رغم تـمامی فشارها، جریان دینی و علـمـی شیعه، هیچ‌گاه در افغانستان قطع نشده است.
طی یک قرن گذشته و قبل از پیروزی انـقـلاب اسـلامـی افـغانستان، حوزه‌های علمیه زیادی در مناطق مختلف شیعه‌نشین مانند: کابل، مزار، هرات و مناطق مرکزی یعنی هزارستان (هزارستان، دای کندی و ...) وجود داشت و پس از پیروزی انقلاب نـیـز الحمدلله وضع مدارس دینی چه به لـحـاظ کیفی و چه کمی رو به گسترش و بهبودی رفته است. در حال حاضر حدود 12-13 مدرسه علمیه شیعی در کابل وجود دارد که یکی از آن‌ها حوزه علمیه رسالت است که توسط بنده تأسیس و اداره می‌شود و هزار و دویست طلبه دارد. در این مدرسه دیـنـی از مـقـدمـات، سـطوح متوسطه تا خارج، خارج فقه و اصول تدریس می‌شود. شهریه چهار نفر از مراجع تقلید نیز به طلاب علوم دینی اهدا می‌شود.
بـعضی از مدارس دینی افغانستان نیز تـحــت اشــراف، بــرنــامــه و حـمــایـت جـامعـة‌المصطفی العالمیه اداره می‌شود. تعدادی نیز پس از قبولی در امتحانات این مـرکز، برای تحصیل به ایران و قم اعزام می‌شوند.

در چه پایه و مقطعی از تحصیلات، به قم می‌فرستند؟
بـسـتــه بــه بــرنــامـه و شـرایـط آن‌ها (جامعة‌المصطفی) متفاوت است و ممکن است طلاب اعزامی از هر پایه‌ای باشند. به هـر حال در شهر هرات هم 43 تا مدرسه علمیـه وجود دارد. در مزار هم حدود 87 مدرسه علمیه فعال است.
با تمام این اوصاف هنوز کمبود مدرس داریـم کــه بــرای رفــع ایــن مــوضـوع، جامعة‌المصطفی اقدام به جذب از طریق بـــرگـــزاری امـتـحــان از مـیــان طـلاب تحصیل‌کرده در قم، نجف و یا حتی خود کابل کرده است که امید است به زودی این معضل برطرف شود.

آیا تمامی مدارس دینی شیعه افغانستان مانند حوزه‌های ایران، تحت یک نظام واحد اداره می‌شود یا نه، هر کدام جداگانه برنامه و مدیریت مخصوص خود را دارند؟
حدود یکسال است که در کابل، شورایی برای مدیریت و هماهنگی این امر تشکیل شده که از تمامی مدارس کابل امتحان واحد و منظم به عمل می‌آید، ولی نظام درسی واحد نیست؛ اگرچه شبیه و نزدیک به هم هـستند، اما دقیقا یک شکل نیستند. این مدارس دینی در برگزاری دروس خود آزاد هـسـتند و البته غالباً همان دروس سنتی متداول است؛ مانند مقدمات، معالم، لمعه، اصول فقه، رسائل و مکاسب و بعد کفایه و درس خارج. درس‌های کلامی و تفسیری نیز کم و بیش وجود دارد. تنها مدارس متعلق به جامعة‌المصطفی دروس واحد دارند.

پـس مـی‌تـوان گـفـت که نظام آموزشی حوزه‌های علمیه افغانستان تقریباً شبیه نظام آموزشی حوزه علمیه قم است؟
بله.

آیا واقعیت‌های اجتماعی و مسایل آنجا در نظام و دروس آموزشی تأثیرگذار است؟
اگـر مـنـظـور از واقعیات اجتماعی این باشدکه فرضاً هنگامی که یک طلبه متوجه می‌شود که عقاید مردم دچار مشکل است و آنـگـاه بـرای حـل آن به فراگیری دروس عـقایدی می‌پردازد؛ بله، این تأثیر و تأثر وجود دارد اما اگر منظور آن باشد که فرضاً فراگیری دروس و متون سنتی حوزه تغییر یابد؛ خیر، اینگونه نیست. در واقع، واقعیات و مـعـضـلات اجتماعی و فکری گاهی در ضرورت برخی دروس و تعالیم مؤثر است، مـانـنـد ضـرورت فراگیری زبان خارجی و انـگلیسی، ولی مانع و تغییر دهنده متون سنتی و اصلی حوزوی نشده است.

یـعـنـی فراگیری زبان انگلیسی اجباری است؟
خیر. اجباری نیست، ولی به عنوان یک ضرورت مورد توجه جدی است. اکنون در برخی از مدارس، طلاب به فراگیری زبان انگلیسی می‌پردازند.

پـس با این اوصافی که شما از فعالیت حوزه‌های علمیه و حضور طلاب و مبلغان دیـنـی بـیان کردید، باید وضع فرهنگی مطلوب باشد؟
اگرچه از یک سو، فعالیت‌های دینی و مذهبی به خصوص شیعیان، به لحاظ کیفی و کمی رشد محسوسی داشته، اما در مقابل به این دلیل که در سال‌های اخیر به نام و بهانه آزادی و دمکراسی، فعالیت‌های ضد دینی و ضد شیعی زیادی نیز صورت می‌گیرد، جای تامل و هوشیاری و فعالیت بیشتر است. در حال حاضر، افکار ضدشیعی به صورت گسترده از طریق شبکه‌های تلویزیونی و مـاهـواره‌ای مـتـعـدد داخلی و خارجی در افغانستان تبلیغ و ترویج می‌شود. در مقابل تنها چهار کانال تلویزیونی شیعی وجود دارد که باید کار جدی‌تری صورت گیرد.
در این شبکه‌های شیعی با حضور و کمک علما و اندیشمندان شیعی، فرهنگ و معارف اهل‌بیت (ع) معرفی می‌شود. به طور مثال، بـنده در برخی از آن‌ها در شب‌های جمعه، درس تـفـسـیـر مـی‌گـویم. آیـت‌الله آصف محسنی هم، پیوسته در تلویزیون خودشان درس تفسیر می‌گوید.

در زمـیـنه تدریس برخی دروس مانند: کلام، نهجالبلاغه، حدیث، اخلاق و مواردی از این قبیل که در حوزه‌های علمیه ایران به شـکـل مطلوب ارائه نمی‌شوند و همواره تحتالشعاع فقه و اصول قرار گرفتهاند؛ وضعیت در افغانستان چگونه است؟
مـطلـوب نـیـسـت و مـتـأسـفـانـه حتی کم‌رنگ‌تر از حوزه علمیه قم است. مدارس افغانستان به شکل منظم و برنامه‌ریزی شده بـرنـامـه‌ای برای این دروس ندارند. تنها جامعة‌المصطفی به شکل محدودی اقدام به برگزاری و ارائه دروس نهجالبلاغه، تفسیر و حقوق کرده است.

در گـذشته، در حوزه‌های علمیه، فقهای توانمندی همچون علامه حلی که در دیگر رشته‌های علمی مانند کلام هم در حد اعلا بـاشند، بسیار وجود داشتند. آیا امروزه امـکان پرورش چنین دانشمندانی وجود دارد؟
بـسـیـار سـخت و بعید است و به ندرت می‌توان چنین افرادی را یافت که در دوران معاصر امام خمینی (ره) را می‌توان چنین نمونه‌ای دانست که در فلسفه، فقه و اصول، تفسیر، عرفان و ... در حد عالی بوده است.

آیا مسئولان حوزه‌های علمیه افغانستان نمی‌خواهند این نقیصه را جبران کنند؟
گـاهی درصدد آن هستند، ولی نیاز به برنامه‌ریزی درست و طولانی‌مدت دارد. در یک دوره زمانی کوتاه نتیجه ای ندارد. باید به شـیـوه‌هـای گـونـاگـون طلاب را به سوی فـراگیری این دروس مهم و مغفولمانده هدایت کرد. حتی معتقدم که باید آموزش بـرخی توانمندی‌ها مانند خط را نیز برای طلاب جدی گرفت.

طی چند سال اخیر در حوزه علمیه قم مراکز تخصصی فوقالعاده و متعددی برای همین موارد ایجاد شده است. آیا در حوزه علمیه افغانستان هم این تخصص‌گرایی ایجاد شده است؟
بله به عنوان فکر و دغدغه وجود داشته است، اما با توجه به امکانات محدود، هنوز عملی نشده و کم‌کم زمینه آن در حال فراهم شدن است. بالاخره این مراکز و دوره‌های تخصصی کوتاه‌مدت و بلندمدت به امکانات مادی و مدرسان خوب احتیاج دارد که شرایط آن هنوز فراهم نشده است. به طور مثال، در فـکر هستیم که انشاءالله از میان طلاب بااستعداد، یکصد نفر را به طور تخصصی آموزش دهیم و دورهها و امتحان مخصوص برگزار کنیم.

ارتباط و تعامل حوزه‌های علمیه افغانستان با حوزه علمیه قم و نجف چگونه است؟
ارتباط سازمانی بدین معنی که با هم در یـک تـعامل منظم اداری و علمی باشند، وجود ندارد، اما مراودات علمی و ارتباطات زیادی برقرار است و همانطور که عرض کردم شهریه چهار تن از مراجع تقلید در کابل، مزار و هرات توزیع می‌شود. همچنین بسیاری از طلاب و مبلغان دینی از ایران و نجف چه از سـوی نـهـادهـای مذهبی و چه به صورت شخصی در افغانستان حضور می‌یابند که از ایـن طـریـق زمینه ارتباط بیشتری فراهم می‌گردد.

وضـعیت فراگیری و تحصیل علوم دینی توسط خواهران چگونه است؟
تـاکـنـون چـند حوزه علمیه مخصوص خواهران راه‌اندازی شده است. یکی حوزه علمیه نرگس، دیگری حوزه علمیه خدیجه الکبری که تحت نظر آیت‌الله آصف محسنی است. حوزه علمیه رسالت تاکنون به دلیل نداشتن مکان مناسب، فاقد بخش خواهران بـوده کـه در صـدد هـسـتیم با تهیه مکان مـنـاسـب، بـخـش مخصوص خواهران را راه‌اندازی کنیم.
نکته‌ای که در اینجا ذکر آن خالی از لطف نیست، آنکه اصولاً طلاب افغانی چه مرد و چه زن، با استعداد و سخت‌کوش هستند. من یـک وقـتـی از مـرحـوم آیـت‌اللـه فـاضـل لنکـرانـی (ره) شنیـدم کـه گفتند، استعداد طلبه‌های افغانی از طلبه ایرانی بیشتر است.

ارتباط و هماهنگی بین خود علما و نخبگان شیعه افغانستان چه در کابل و چه نقاط دیگر چگونه است؟ آیا جلسات و همفکری و تصمیمـات منـظـم و هماهنگی پیرامون مسایل مختلف دارند؟
طـی چنـدسـال اخیـر و پـس از سقـوط طالبان، شورایی به نام شورای علمای شیعه افغانستان به ریاست آیت‌الله آصف محسنی و معاونت بنده تشکیل شده که تعداد زیادی از علمای شیعه افغانی در آن عضو هستند. مـجـمـع عمومی آن سالی یک بار تشکیل مـی‌شود و در تمامی مناطق شعبه دارد و طبیعتاً ضمن اطلاع از وضعیت و مشکلات تمامی این مناطق تلاش دارد تا حد امکان برای رفع این مشکلات چاره‌اندیشی کند.

مهم‌ترین مشکلات طلاب و اصولاً تحصیل در زمینه علوم دینی را چه می‌دانید؟
مهم‌ترین مشکل فعلی، مسئله اقتصاد اسـت. بـا تـوجـه بـه شـرایط فعلی جامعه افغانستان، طلاب علوم دینی به خصوص مـتأهلان از لحاظ مالی و تأمین معیشت زندگی خانواده خود در مضیقه هستند. نه مردم که خود در فقر و سطح پایین مسایل اقـتصادی به سر می‌برند، قادر به حمایت مناسب از مبلغان و طلاب علوم دینی هستند و نه حمایت مناسبی از سوی نهادهای دینی داخل و خارج صورت می‌گیرد. طبیعی است برای تحصیل درست و مناسب، باید یک حداقل از امکانات به خصوص برای خانواده آن فرد فراهم گردد. بسیاری از طلاب از اقشار محروم و پایین جامعههستند که خود تمکن مالی شخصی ندارند و طبیعتاً عزیمت و اسـکان آنان در یک منطقه بهخصوص منطقه دورافتاده نیازمند حداقلی از امکانات و حمایت مالی و معنوی است که در بسیاری از مواقع و مناطق وجود ندارد و لذا گاهی مـی‌بینید به‌دلیل نبودن یک طلبه و عالم دینی، مردم برای خواندن نماز میت و کفن و دفن و تلقین و ... دچار مشکل شدهاند. البته مدتی است که جامعة‌المصطفی تلاش دارد تـا بـا حمایت از برخی از طلاب و کاستن بـرخـی مشکلات، آنان را به نقاط محروم اعزام نماید تا در این مناطق مسجد و منبر وعظ و خطابه‌ای فعال شود.

در زمینه بازگشت طلاب و نخبگان افغانی کـه در خارج این کشور تحصیل کرده و اکـنـون بـهسر می‌برند، چه پیشنهاد و راهکاری دارید؟
واقعیت آن است که عدم امکانات مناسب زندگی در افغانستان چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ امنیتی، مانعی مهم در بازگشت ایـن افـراد و بهخصوص خانواده‌های آنان است. حتی عده‌ای از آنان با همسری غیر افـغـانـی، فرضاً ایرانی ازدواج کرده‌اند که طـبیعتاً امکان بازگشت آنان بسیار سخت شـده است. همانطور که عرض کردم اگر شرایط یک زندگی حداقلی به‌خصوص برای خـانـواده ایـن افراد فراهم شود، تمایل و انـگـیـزه بـیـشـتری برای بازگشت فراهم می‌شود.

لطفاً کمی هم از مزایا و فرصت‌هایی که برای تـبلـیـغ و ترویج معارف اهل‌بیت (ع) در افغانستان وجود دارد، بیان فرمایید.
فـکـر مـی‌کـنم مـحبت عمیق مردم به اهـل‌بـیـت (ع) و علاقه آنان به شنیدن و فراگیری معارف شیعی را بتوان به عنوان مهم‌ترین امتیاز و فرصت در امر تبلیغ در افـغـانستان برشمرد. البته در حال حاضر غربی‌ها تلاش جدی برای مسخ فرهنگی جامعه جوان این کشور دارند و ایجاد حدود 250 مـؤسـسـه غـربـی که به ترویج افکار الـحـادی و ضددینی، فساد و فحشا و ... می‌پردازند، شاهدی بر این مدعاست.

حوزه علمیه به مسئولیت خود در مقابل این هـجـوم گـسـترده فرهنگی چگونه عمل می‌کند؟
علما و حوزه‌های علمیه افغانستان به این هجوم فرهنگی و حتی راهکار مقابله با آن واقف هستند، ولی متأسفانه اصلاً امکانات آنان در مقابل تهاجم غرب قابل مقایسه نیست.

کمی هم از جامعه شیعی و مشکلات آن بیان نمائید.
مـهم‌تـریـن مـشـکـل کـنـونـی شیعیان افغانستان نیز مسئله اقتصاد و فقر و بیکاری است. در بسیاری از مناطق شیعه‌نشین یا امکان فعالیت اقتصادی و کشاورزی نیست و یا به‌دلیل عدم حمایت مناسب و مشکلات جانبی، در سطح نامطلوبی است. بسیاری از شـیـعـیـان بـه شهرهای بزرگ مانند کابل مـهـاجـرت کـرده‌انـد؛ بـه طـوری‌که حتی مـی‌تـوان گـفت نیمی از جمعیت کابل را شیعیان تشکیل می‌دهند. در منطقه مزار شریف و هرات نیز شیعیان زیادی حضور دارند. افزایش شیعیان به دلیل مهاجرت به هرات باعث شده که این شهر نیز به نیمی شـیعه و نیمی سنی تبدیل شود، با اینکه تـمـامـی 30 فـرمـانـداری کـل اطـراف آن سنی‌نشین است.

فکر می‌کنید راهحل رفع این نابسامانی و مشکل چیست؟
راه حــل ایــن مشکـل، یعنـی ارتقـای وضعیت معیشت و اقتصاد جامعه شیعی، تنها به دست شیعیان حاضر و ساکن در کشور نـیـسـت. بلـکـه فکر می‌کنم که نهادها و شخصیت‌های صاحب فکر و ثروت در خارج از افغانستان باید به طور جدی برای کمک به حل این موضوع اقدام نمایند. به طور مثال، تـجـار و سـرمـایـه‌داران شـیـعـه در اروپـا، کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی ایران که برخی از آن‌ها افغانی نیز هستند، باید در افغانستان سرمایه‌گذاری کنند. آنان علاوه براینکه به سود مادی مناسبی دست خواهند یافت، باعث اشتغال بسیاری از جوانان شیعه و طبیعتاً بهبود وضع اقتصادی خانوادهها و جامعه شیعی خواهند شد که یعنی هم اجر دنیوی و هم اجر اخروی. افغانستان مکان مناسبی برای سرمایه‌گذاری هم در بخش کشاورزی و هم در بخش معدن است که باید نهادها و تجار شیعه از این فرصت، به ویژه در دوران فعلی استفاده کنند.

در پایان اگر نکته‌ای دارید، بفرمایید.
به نظر بنده جمهوری اسلامی ایران، باید تلاش بیشتری برای ارتقای سطح فرهنگی و آمـوزشـی شیعیـان افغـانستـان نمـاید و همانگونه که حمایت معنوی چشم‌گیری از مسلمـانـان مـظلوم فلسطین، لبنان و ... می‌نماید، حمایت بهتر و بیشتری از جامعه شیعی افغانستان به عمل آورد.


منبع و فرستنده: مؤسسه شيعه شناسي
کد مطلب: 16202
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/DqTm1m
 


 
رئوف
۱۳۹۰-۰۷-۲۶ ۱۱:۲۳:۰۰
خبردارید ایشان در همین اواخر دسته گلی را به آب داده اند؟ (2484)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل