گفت و شنود با مؤلف کتاب (فغان افغان) / امان معاشر

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۹ جوزا ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۰
گفت و شنود با مؤلف کتاب (فغان افغان) / امان معاشر
انجنیر فضل احمد افغان مؤلف کتاب (فغان افغان) یکی از شخصیت‏های با اعتبار در جامعه افغانی در ونکوور کانادا است و در مسایل ملی اجتماعی و سیاسی به مثابه یک روشنفکر مبتکر و مسؤول ابراز نظر می‏نماید و از تحصیلات اکادمیک برخوردار است.
برای بنیانگذاری وحدت افغان‏ها در ونکوور کانادا تلاش‏های همه جانبه را انجام می‏دهد و حتی در تغییر اساسنامه اتحادیه افغان‏ها که دارای نواقص جدیست و به یک اساسنامه جامع و فراگیر نیاز دارد تلاش‏های خویش را دریغ نداشته است.
آقای افغان یکی از اعضای برجسته‏ی خانه‏ی فرهنگی مولاناست و در پیشبرد امور آن نقش یک انسان آگاه را ایفامي‏نماید و از کتاب خود کتابخانه‏ی این خانه فرهنگی را بهره‏مند ساخته است.
محترم انجنیر فضل احمد افغان معلومات کوتاهی از دوره‏های تحصیلی، وظایف رسمی و دستاوردهای فرهنگی شان داده گفت:
آقای معاشر بعد از عرض سلام من خوشحالم که شما بحیث یک ژورناليست مبتکر و با جرئب به سلسله مصاحبات ارزشمند خود با شخصیت‏های افغان و غیر افغان امروز موقع را برای این بنده عاجز مساعد فرمودید صحبت چند درباره اثر اخیر من که تحت عنوان «فغان افغان» است داشته باشیم.
من فرزند مرحوم عبدالستارخان درانی در سال 1937م در صالحان ولسوالی پنجوائی ولایت قندهار بدنیا آمده تعلیمات ابتدائی و متوسط را در لیسه عالی حبیبیه و ثانوی را در لیسه عالی تخنیک ثانوی، و لیسانس انجنیر را در پوهنتون کابل و درجه ماستری را در 1972م در کانادا انجام داده‏ام.
از سال 1964م تا 1981م در پست‏های مختلف در ریاست تعمیرات وزارت تعلیم و تربیه خدمت نموده‏ام که آخرین وظیفه من در داخل افغانستان از در بست رتبه اول بحیث رئیس عمومی دستکاه ساختمانی وزارت تعلیم و تربیه بود. همچنان بحیث آمر پروژه‏های امدادی یونسکو، یونسف، مؤسسه جهانی کار در مقابل مواد غذای، کمکهای (یو‏، اس، آی، دی) امریکا‏، کمکهای کانادا و بانک جهانی نیز بودم.
از سال 1981م تا 1985م بحیث جنرال قنسل افغانستان در بمبئی هند اجرای وظیفه نموده. و از سال 1987م در جلاوطنی در ونکوور ایالت برتش كلمبيا حیات بسر می‏برم و بیشتر اوقاتم مصروف نويسندگی می‏باشد که می‏توان از تآلیفات ذیل خود نامبرد.
1: تیزسس ماستری در انجنیری ساختمان ار یونیورستی مانیتوبا‏، کانادا (می سال1972م).2: رساله "نوآوری در سیستم اداری ساختمان مکاتب به لسان انگلیسی برای یونسکو در 1978م قبل از27 اپریل درکابل"3: ناله‏ها و فریادهای من به رهبران جهان به لسان انگلیسی در بمبئی هندوستان "سال 1984م". 4: کتاب "افغانستان از ثریا به قهقرا " در حدود ششصد صفحه و ششصد قطعه عکس که بیانگر واقعات و حوادث مستند و مصور تاریخی سال های 1700م تا 2001م است و بر علاوه از تقاریظ عده‏اي از دانشمندان جوایز مطبوعاتی مرحوم کریم نزیهی و مرحوم استاد عبدالعلی مستغنی را از طرف بنیاد ژورناليستان آریانا افغانستان در سال 2004م اخذ نموده است. 5: همچنان از کتاب مستند و مصور در هفتصد صفحه بنام «فغان افغان» یادآور گردید. من در سال 1985م وظیفه رسمی جنرال قونسولگری را ترک و به کشور کانادا پناهنده شده‏ام و تا امروز به نوشتن مقالات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی اشتغال دارم و نیز پنج کتاب دیگر روی دست است امید به لطف خداوند متعال الی اخیر سال 2012م و یا 2013م تکمیل شوند.
سوال: حناب انجنیر صاحب انگیزه‏های که اسباب زحمت شما را در نوشتن کتاب و گرد اوری مضامین باعث شده باشد چیست؟
جواب: به جناب شما باید عرض شد که مهاجرت، عشق سرشار به مادر وطن و دوری از آن‏، شنیدن مظالم قدرتهای اشغالگر و نوکران خریده شده شان بر ملت مظلوم و ستمدیده افغان‏، رنج زندگی در کشورهای دور از فرهنگ اصیل افغانی در سی و دو سال اخیر و دیدی از آینده تاریک وطن و فرزندان امروزی و فردای افغان انگیزه اصلی بود که بنده را بنابر وظیقه ملی‏، وجدانی‏، اخلاقی، انسانی و اسلامی در مقابل مادر وطن که در آغوش پر محبتش پرورده شده بودم دست به اقدام افشائی دسایس شوم دشمنان مادر وطن ما به جهانیان و هموطنانم شده و خواستم در عوض استفاده از شمشیر از قلم برای ایجاد وحدت ملی هموطنانم در مقابل اشغالگران برای آزادی افغانستان مستقل و دموکرات دست به کار شوم که بلاثر به نوشتن نامه‏ها به رهبران جهان‏، سازمان ملل متحد با ارائیه پیشنهادات در مقالات متعدد و ارسال ایمیل‏ها به منظور ختم مظالم تحمیل شده بر ملت عزیز افغان و ایجاد صلح طرف قبول اکثریت قاطع ملت افغان بوده باشد اقدام وبا ادای سوگند به خداوند (ج) به ملت افغان در اولین نامه من که بتاریخ 2 آگوست 1984م عنوانی سرمنشی سازمان ملل متحد تحریر گردیده است تعهد سپردم که الی آخرین رمق حیاتم در راه ایجاد وحدت ملی ملت قهرمان افغان و آزادی افغانستان عزیز از قید اشغالگران و ایجاد دموکراسی واقعی مطابق شرایط اجتماعی افغانستان سربلند به مبارزه برحق خود دوام خواهم داد که بالاخر قبل از اینکه تعداد اوراق مبارزه صلح آمیزم زیاد شود آثر خود را تحت عنوان "فغان افغان" که بیانگر دردها و آلام خودم و هموطنان افغانم در جمله هقتصد صفحه میباشد اقدام و هموطنان عزیز خاصتآ دانشمندان گرانقدر را دعوت نمایم که طرق راه‏حل را برای ایجاد وحدت ملی‏، صلح و آزادی افغانستان عزیز جستجوه نمایند.

سوال: آقای افغان این واژه‏ی مرکب کتاب شما (فغان افغان) چه معنی را می‏رساند؟ و وجه نامگذاری کتاب به این نام چیست؟
جواب: جناب آقای معاشر شما سوال خوبی را طرح فرمودید. باید عرض شد که "فغان" در غیاث اللغات و در فرهنگ فارسی به معنی آه‏، ناله و فریاد است و "افغان" نه تنها تخلص من بلکه همه فرزندان مادر وطن عزیزما "افغانستان" از شرق الی غرب و از شمال الی جنوب بدون در نظرداشت قوم، منطقه، زبان و مذهب همه بنام افغان یاد می‏شوند است لهذا اثر من که تحت عنوان "فغان افغان" است نه تنها بیانگر آه، ناله ها‏، رنجها و فریادهای من بحیث نویسنده می‏باشد بلکه بیانگر فریادها، ناله‏ها و رنج‏های تمام ملت نجیب و قهرمان افغان در سی و دو سال اخیر می‏باشد که من یک فرد کوچک آن می‏باشم.

سوال: انجنیر صاحب برخی‏ها در مورد کتاب شما نظر می‏دهند که محتوای کتاب فغان افغان منافع قوم خاص را در نظر گرفته است نظر شما در این مورد چیست؟
جواب: در این قسمت باید عرض کرد که متأسفانه بعضی‏ها هنوز هم هستند که تحت تأثیر دشمنان قسم خورده مادروطن عزیزما که در سی و دو سال اخیر فرزندانش را بخاک و خون کشانیده‏اند می‏باشند. من برای این خواهران و یا برادران که شک و تردید درباره شخصیت من‏، کارنامه‏های من در راه ایجاد وحدت و یا وطندوستی من دارند اولآ لطف فرموده کتاب را بدقت تام بخوانند و بعدآ قضاوت بفرمایند یعنی نباید آب را نادیده موزه را به هدایت باداران خود از پا بکشند. و خود را در آب که از آن بوی خون می‏آید غرق سازند من برای چنین هموطنان عزیز عرض می‏دارم که اگر قدرت خرید کتاب را ندارند می‏توانند کتاب را در یکی از نزدیکترین کتابخانه‏های عامه برتش كلمبيا که شعبه فارسی داشته باشد بخوانند و بعدآ من حاضرم در هر جا که لازم دانند در یک فضاي دوستانه با ایشان صحبت نمایم. البته به افتخار مهمان من به یک کافی نیز خواهند بود. و نیز به آنهایي که از افغانیت خود انکار می‏ورزند لطفآ یکبار پاسپورت و اوراق قبولی خود را در کانادا و یا هر کشور دیگری که هستند ببینند که بنام افغان قبول شده‏اند و یا بنام قوم خود. من افتخار می‏کنم که بنام افغان قبول شده‏ام نه قوم خود و آرزومندم که به همین نام نامی افغان نیز بمیرم.

سوال: می‏توانید بگوید منابع را که در این کتاب استفاده برده اید منابع معتبر است یا خیر؟
جواب: آقای معاشر سوالی خوبی را مطرح فرمودید. اگر کتاب خوانده شود دیده میشود که قسمت بيشتری آن نظریات و تحلیل های شخصی خودم بروی واقعیتهای روز می‏باشد که البته به مؤخذ ضرورت نداشته البته در بعضی قسمتهای کتاب "فغان افغان" که نقل قول از دیگران صورت گرفته برخلاف تعامل که در اخیر کتاب ليست مؤخذ می‏باشد من برای آسانی خوانندگان گرامی در قسمت‏هایي که نقل قول را از نویسندگان نموده‏ام در اخیر آن مؤخذ آنها را که نویسندگان معتبر افغانی و غیر افغانی می‏باشند با اسم نویسنده و صفحه آن در قوسین ذکر نموده‏ام من یقین دارم که خوانندگان گرامی در وقت خواندن کتاب به مأخذ متوجه خواهند شد.برای اطمینان خاطر قسمت افغانستان در سی سال اخیر دیده شود.

سوال: انجنیر صاحب این کتاب به دسترس همه قرار گرفته می‏تواند؟ به تعداد چند جلد منتشر شده است؟
جواب: به خدمت شما باید عرض شد که نسبت بلند بودن مصارف چاپ، تعداد بسیار محدودی از کتاب را چاپ نمودم که هموطنان ما می‏توانند کتاب را در شعبه فارسی کتابخانه‏های ایالت برتش كلمبيا بخوانند و اگر علاقه به خریداری کتاب داشته باشند می‏توانند کتاب را از کتاب فروشی "نیما" در نارت ونکور بین خیابان 15 و 16 در منزل دوم پهلوی قنادی گلستان‏، در لس آنجلس در فامیلی مارکیت‏، در نیو یارک کوچی سوپر مارکیت و در ورجینیا در افغان مارکت بدست آرند.
خبرنگار: جناب افغان که حاضر شدید به سوالات ما جواب بدهید یک جهان تشکر.
فضل احمد افغان: آقای معاشر از شما که ژورناليست آزاد و با استعداد افغان ما می‏باشید و در هر موقع مخصوصآ معرفی مسایل فرهنگی از هیچ نوع زحمات دریغ نفرموده‏اید و امروز یکبار دیگر با عشق سرشار به مسلک ژورنالیزم خود و معرفی فرهنگیان افغانی موقع را مساعد ساختید که برای این برادر خود اجازه بدهید که در پاره‏ي اثر اخیرم که تحت عنوان "فغان افغان" است صحبت و درد دلی داشته باشم لهذا من وظیفه خود می‏دانم که از لطف شما برادر گرامی و ژورناليست با احساس پرکار از صمیم قلب تشکر و آرزوی موفقیت مزید شما را از بارگاه ذات پاک الهی تمنا نمایم.
امان معاشر‏، خبرنگار آزاد
کد مطلب: 14824
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل