مناجات/غتي پارينه

تاریخ انتشار : شنبه ۳۰ دلو ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۲۱
مناجات/غتي پارينه
ایزد من! ای خـدای مـهـربـان ای ذوالـجــلال
سـرد کـن در کشـور مـن آتش جـنگ و جــدال
روز و شـب دارم بـه درگـاه بـزرگـت الــتجـا
تـا تـرحــم آوری ایـن مــلـت بـیـچــاره را
آخ! در چشمان مـن تاریـک گـردیده اسـت روز
تا بـرادر بـا بـرادر گشـت خـصـم و کـینه تــوز
هـمـوطـن هم دیـن و هـم گـونـنـد این ملت هـمـه
لـیک غـرق جـویـۀ خـونـنـد ایـن مـلـت هــمـه
مــردم مــا را بـبـخـــشـا اتـحــاد اســتـوار
تا بـدارنـد از نـفـاق و کـیـنـه تــوزی نـنـگ وعــار
صـلـح را در مـأمـن افـغـانــیان پـیـروز ســاز
بـعــد ازین شبـهـای تار جنگ را چون روز سـاز
مــردم مـا را خـدایـا از مـعـاصـی دور دار
دایـم آنـهـا را بـه عـاداتـی نـکـو مـشـهـور دار
هــرکـه خـواهــد برفـروزد آتـش ســوزان جـنـگ
سـوز او را انـدرین آتـش چــو هـیمـه بـیـدرنـگ
هـرکـه خـواهـد خـون مـردم را بـچـوشـد در ستـیـز
زهـر مـاتـم را خـدایـا زود در جـامـش بــریــز
هـرکـه خـواهـد مـلـت مـا را کـشد در بـنـد غـیـر
کـن اسـیـر ذلــت او را تا نـبـیـنـد روی خــیـر
دشـمـنـان خـاک مـا را نـیسـت کـن ای بـی‏نـیـاز
شـوکـت ( پارینه) مـا را سـر از نــو زنــده سـاز
 
استاد غتی پارینه
-------------------------------------------------
کد مطلب: 13782
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل