۲
 

دکتر شریعتی

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۸ جدی ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۴
دکتر شریعتی
نمی دانم...
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی‌خواهم بدانم کوزه‌گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازی‌گوش
و او یکریز و پی در پی دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته‌تر سازد
بدین‌سان بشکند
هردم سکوت مرگبارم را
دكتر علي شريعتي در سال 1312 در روستاي مزينان از حوالي شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دين بوده اند. پدر پدر بزرگ علي، ملاقربان‌علي، معروف به آخوند حكيم، مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده حكيم اسرار «حاج ملاهادي سبزواري» محسوب مي‌شد. پدرش استاد محمدتقي شريعتي-موسس كانون حقايق اسلامي كه هدف آن «تجديد حيات اسلام و مسلمين» بود- و مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود.
علي حساسيت‌هاي لطيف انساني و اقتدار روحي و صلاحيت عقيده‌اش را از مادرش به وديعه گرفته بود. علي به سال 1319 در سن هفت سالگي در دبستان ابن‌يمين، ثبت نام مي‌كند، اما به دليل بحراني شدن اوضاع كشور ـ تبعيد رضاشاه و اشغال ایران توسط متفقين ـ خانواده‌اش را به ده مي‌فرستد و پس از برقراري آرامش نسبي در مشهد، علي و خانواده‌اش به مشهد باز مي‌گردند. پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي كلاس(صنف) نهم  را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. در سال 31، اولين بازداشت علي كه در واقع نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه‌ی او از حكومت ملي بود، واقع شد. در همين زمان يعني 1331 وي كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش شروع به ترجمه كتاب ابوذر سوسیالیست خداپرست، نوشته عبدالحميد جوده السحار، مي‌كند. در اواسط سال 1331 تحصيلات علي در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد، و همزمان به فعاليت‌هاي سياسيش ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» نيز در همين دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده مسئول انجمن ادبي دانشجويان بود در همين سالهاست كه آثاري از اخوان ثالث مانند كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسيد و او را سخت تحت تاثير قرار داد. در اين زمان فعاليت‌هاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در جمعيتي كه پس از كودتاي 28 مرداد(اسد) توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده بود، شروع شد.
آشنايي او با خانم پوران شريعت رضوي در دانشكده ادبيات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 مي‌گردد، و پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد(جوزا)  1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي‌شود. در طول دوران تحصيل در اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضت‌هاي ملي افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد و به دنبال افشاي شهادت پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوي سياه‌پوستان در مقابل سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله دكتر علي‌شريعتي شد. دولت فرانسه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وي گرفت اما با حمايت قاضي سوسياليست دادگاه، مجبور مي‌شود اجراي حكم را معوق گذارد. وي در سال 1963 با درجه دكتري يونيورسيته فارغ التحصيل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ايران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگير شد.
پس از بازگشت از اروپا
پس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضاي راكد و بسته جامعه ايران و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود. سال بعد (وي) پس ازقبولي در امتحان به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل مي‌شود و با آقايان برقعی و شهید باهنر و شهید دكتر بهشتي كه از مسئولين بررسي كتب ديني بودند، همكاري مي‎كند. ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور لوئي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است. از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشكده مشهد استخدام مي‌شود. موضوعات اساسی تدرس او را مي توان به چند بخش تقسيم كرد:
تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدن‌هاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درس‌هاي دكتر علي شريعتي در دانشكده مشهد و ايراد سخنراني‌هاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد كه دانشكده‌هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني كنند. اين سخنراني‌ها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه اين فعاليت‌ها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت كه ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاس‌هاي وي كه در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين كشمكش‌ها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد كلاس‌هاي درس او، از مهر(میزان) 1350، رسماً تعطيل شد. از اواخر آبان(عقرب)  51 بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد و پس از چند ماه زندگي مخفي درمهر(میزان) سال 1352 خود را به ساواك معرفي كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني كردند. شریعتی نهايتاً در اواخر اسفند (حوت) سال 53 او از زندان آزاد مي شود و بدين ترتيب مهمترين فصل زندگي اجتماعي و سياسي وي خاتمه مي يابد. در اين دوران كه مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به فرزندانش توجه بيشتري كند. در سال 55، با فرستادن پسرش احسان به خارج از كشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شريعتي نهايتا در روز 26 ارديبهشت(ثور) سال 1356 از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يك ماه در 29 خرداد (جوزا)همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او از جمله شهيد دكتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه به خاك سپرده شد.
--------------------------------------------
 
 
کد مطلب: 13287
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/5MJzoV
 


 
علیرضا طارمیها
۱۳۸۹-۱۰-۲۸ ۱۱:۱۴:۰۰
excelent (1892)
 
عبدالحمید حسنیاری
۱۳۸۹-۱۰-۲۸ ۱۱:۱۴:۰۰
شریعتی یک شخصیت بزرگ جهان اسلام است (2135)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل