۱
 

نای نی / نذیر ظفر

تاریخ انتشار : سه شنبه ۳۰ قوس ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۰۴
نای نی / نذیر ظفر
نای نی                                                      نی ز شهر نینوا دارد نوا پر زخون روی هوا دارد نوا نی نموده گل؛ گل پیغمبری عطر ریزو عطر بارو عنبری گویی خورشید است در بالای نی شهر را پر کرده است غوغای نی نی ازین سر؛ نیشکر گردیده است عطف و معطوف نظر گردیده است میرسد آواز قران خدا از سر پر نور سبط مصطفی در سر نی رأس فرزند بتول می‏کند ارشاد این سبط رسول نی؛ جلو، مردم بود دنبال نی شهروندان پرسد از احوال نی این که می‏باشد که نورش درسماست این که می‏باشد که ذکرش با خداست این سر از روی چه؟ پُر خاکستر است قصه گوی سنت پیغمبر است شهر از شادی چراغان کرده‏اند کفر را تعویض ایمان کرده‏اند اهلبیت مصطفی در ناقه‏ها گرخان پژمرده اندر ساقه‏ها می‏کنند با سنگ استقبال‏شان کس نداند ماضی و از حال‏شان این اسیران، عترت پیغمبراند این شهیدان، نور چشم حیدراند از نی آهنگ خوشی ناید بگوش نی کند ایندم به درد و غم خروش نی نوشت با خون به خاک کربلا عشق آزادی بود منظورما   نذیر ظفر ورجینیا – امریکا
کد مطلب: 12994
 


 
سید مصطفی سائس
۱۳۸۹-۰۹-۳۰ ۰۷:۰۴:۰۰
سلام بر آقای مصباحزاده ی عزیز و درود بر جناب نذیر ظفر با این شعر زیبا و دلکش شان.
خیلی زیبا و دلنشین سروده بودید که تصویر زنده ای از واقعه یکربلاست.
سبز باشید و حسینی مانید! (1559)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل