۱
 
به مناسبت سالروز امضای مواففتنامه بن

دلایل و عوامل سقوط نظام جمهوری در افغانستان

علت سقوط نظام پشین انواع فساد از جمله فساد اداری، فساد مالی، فساد جنسی و تبعیض تعصب قومی و انحصار طلبی بود که ریشه در توهم اکثریت دارد. و دقیقا همین فساد و تبعیض و تعصب موجب سقوط نظام گردید.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۴ قوس ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۰۴
دلایل و عوامل سقوط نظام جمهوری در افغانستان
نظام جمهوری برآمده از کنفرانس بن در افغانستان پس از 20 سال حکومت علیرغم حمایت مالی و نظامی جامعه جهانی و ناتو و مصرف کردن ملیاردها دالر برای ایجاد یک حکومت با ثبات و پایدار به دست طالبان سقوط کرد و تمام نهادها و ارگان‌های حکومتی از جمله ارتش و پلیس افغانستان
که اگر حقی در افغانستان ضایع شده باشد حقوق اقوام دیگر است نه پشتون‌ها! و این اقوام دیگر است که حدود 300 سال از همه حقوق اساسی و انسانی خود محروم گشته اند و زمین‌ها و املاک شان به زور گرفته شده و به دیگران واگذار گردیده است. و تلاش گردیده تا هویت و زبان تحمیلی بر آنان تحمیل شود.
فروپاشید و در یک چشم برهم زدن از بین رفت.
فروپاشی سریع نظام جمهوری و نوین افغانستان برای مردم و کارشناسان غیر منتظره بود و شاید هیچ کس باور نمی‌کرد که یک نظام سیاسی با داشتن ارتش 300 هزار نفری آموزش دیده و نستبا مجهز و حمایت بین المللی با این سرعت در برابر یک گروه شورشی به زانو در بیاید!
اما بر خلاف انتظارات این اتفاق در ظرف چند ماه در برابر چشم همگان اتفاق افتاد و اکنون تمام ولایات افغانستان در اختیار طالبان است و این گروه توانست پس از 20 سال دوباره به قدرت بازگردد و پرچم امارت اسلامی را بر فراز ارگ ریاست جمهوری به اهتزار درآورد.
حال سوال این است که چرا چنین شد و چرا کار به این جا کشید؟ آیا نیروهای مسلح افغانستان با وجود برتری عددی و تجهیزات نظامی و حمایت مردمی در برابر یک گروه مسلح که از هرجهت با ارتش افغانستان قابل مقایسه نیست شکست خورد؟ آیا تجهیزات کافی نداشت یا اراده‌ای برای نبرد با طالبان را نداشت؟
به تازگی جنرال خوشحال سادات معین وزارت داخله حکومت پیشین در یک سخنرانی‌ در دانشگاه کمبریج بریتانیا علت سقوط دولت غنی را ضایع شدن حقوق و حقارت پشتون‌ها به عنوان قوم اکثریت افغانستان در نظام پیشین عنوان کرده و گفته است اگرچه حامد کرزی پشتون و از اهالی قندهار بود اما افرادی را که «جنگسالار» بودند، در کابینه خود جا داده بود و این افراد از گروه قومی «اکثریت» (به تعبیر او پشتون‌ها) نمایندگی نمی‌کردند لذا پشتون‌ها برای به دست آوردن حقوق خود علیه حکومت پیشین جنگیدند تا آن را ساقط نموه و به حق خویش برسند.
این
مشکل این است که هموطنان پشتون فکر می‌کنند که حکومت افغانستان حق مسلم آن هاست و دیگران شهروند درجه دو اند و در افغانستان حق ندارند و از شریک شدن آنها در قدرت و به دست گرفتن چند وزارت خانه نیز ناراحت می‌شوند!
اظهارات سوالاتی دیگرای را هم مطرح می‌کند به طور نمونه
  1. آیا واقعا در افغانستان اکثریت مطلق داریم و قوم پشتون دارای اکثریت مطلق است؟ یا اینکه افغانستان کشور چند قومی است و اکثریت و اقلیت قومی نداریم؟
    آیا واقعا حقوق پشتون‌ها در نظام پیشین نادیده گرفته شده بود تا مردم این قوم احساس حقارت کند؟
    آیا دلیل واقعی سقوط حکومت پیشین همین مسأله بود یا عوامل و دلایل دیگری داشت؟
 
در پاسخ سوال اول باید گفت که در افغانستان هیچ قومی اکثریت مطلق ندارد. افغانستان کشوری چند قومی است و اقوام گوناگون در آن زندگی می‌کنند. هیچ سرشماری‌ای هم صورت نگرفته تا بر اساس آن آمار دقیق جمعیت اقوام ساکن افغانستان مشخص شود. و حکومت‌های افغانستان هم از سرشماری نفوس به بهانه‌های مختلف سر باز زده اند و از انجام آن شانه خالی کرده اند. آنچه در افغانستان وجود دارد توهم اکثریت است که موجب بحران فزاینده و تبعیض قومی در کشور شده است.
در پاسخ سوال دوم باید گفت که اگر حقی در افغانستان ضایع شده باشد حقوق اقوام دیگر است نه پشتون‌ها! و این اقوام دیگر است که حدود 300 سال از همه حقوق اساسی و انسانی خود محروم گشته اند و زمین‌ها و املاک شان به زور گرفته شده و به دیگران واگذار گردیده
فساد و تبعیض موجب شد که گماشتن افراد بر مناصب دولتی و پست‌های مهم دولتی نه براساس لیاقت و شایستگی بلکه بر اساس قوم و نژاد صورت بگیرد و افراد نالایق بر اساس تعلقات قومی بر مناصب مهم در ادارات دولتی بخصوص وزارت‌های دفاع، داخله و ریاست امنیت ملی منصوب گردد
است. و تلاش گردیده تا هویت و زبان تحمیلی بر آنان تحمیل شود.
در حکومت غنی و کرزی نیز بیشتر پست‌ها و وزارت خانه‌ها در اختیار یک قوم قرار گرفت و در قانون اساسی سرود ملی به زبان پشتو تصویب گردید در حالی که فارسی زبان تاریخی مردم افغانستان است و اکثریت مردم افغانستان به زبان فارسی سخن می‌گویند. بانکنوت‌های پول افغانی هم تنها به زبان پشتو است.
مشکل این است که هموطنان پشتون فکر می‌کنند که حکومت افغانستان حق مسلم آن هاست و دیگران شهروند درجه دو اند و در افغانستان حق ندارند و از شریک شدن آنها در قدرت و به دست گرفتن چند وزارت خانه نیز ناراحت می‌شوند!
 
اما در پاسخ به سوال سوم باید گفت که علت سقوط نظام پشین انواع فساد از جمله فساد اداری، فساد مالی، فساد جنسی و تبعیض تعصب قومی و انحصار طلبی بود که ریشه در توهم اکثریت دارد. و دقیقا همین فساد و تبعیض و تعصب موجب سقوط نظام گردید.
فساد و تبعیض موجب شد که گماشتن افراد بر مناصب دولتی و پست‌های مهم دولتی نه براساس لیاقت و شایستگی بلکه بر اساس قوم و نژاد صورت بگیرد و افراد نالایق بر اساس تعلقات قومی بر مناصب مهم در ادارات دولتی بخصوص وزارت‌های دفاع، داخله و ریاست امنیت ملی منصوب گردد و این مسأله موجب شد که وزارت دفاع و زارت داخله و صفوف ارتش و پلیس از وجود افراد شایسته خالی شده و افراد نالایق و تبار گرا جای آن‌ها را بگیرد و موجب تضعیف ارتش و پلیس کشور شود و بدون مقاومت شهرها را در اختیار طالبان قرار دهند.
کد مطلب: 98341
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
ظريف
Kuwait
۱۴۰۰-۰۹-۱۴ ۲۱:۲۱:۰۲
ازدیدگاه:و نظریات ،خود میتوان گفت، افغانستان ازسیصدسال قبل سرنوشتش خراب بوده تابه اموز، اگر مداخله خارجیها بهمین شرایط فعلی ادامه پیدا کند، وملت فریب خورده ،با عدم ثقافت عالی : دنباله روی کنند، شکی نیست افغانستان به جهنم تبدیل خواهد شد،وجای هم برای زنده گی باقی نخواهد ماند، آنچه را که ما تصورش را نمیکردیم در هر زمان بوقوع پیوست، ۰کشور بی سرنوشت: ملت بی سرنوشت:آینده مجهول، الله رحم کند، (20432)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل