چرا چنین شد؟ تحلیلی بر فروپاشی غیر منتظره نظام جمهوری

فروپاشی نظام افغانستان دلایل و عوامل زیادی دارد که هرکدام به نوبه خود قابل بحث است اما مهمترین و اصلی ترین دلایل سقوط و فروپاشی نظام در دو چیز خلاصه می‌شود و عوامل دیگر هم متأثر از همین دو دلیل است.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۴ اسد ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۰۸
چرا چنین شد؟ تحلیلی بر فروپاشی غیر منتظره نظام جمهوری
فروپاشی سریع نظام جمهوری و نوین افغانستان برای مردم و کارشناسان غیر منتظره بود و شاید هیچ کس باور نمی‌کرد که یک نظام سیاسی با داشتن ارتش 300هزار نفری آموزش دیده و نستبا مجهز و حمایت بین المللی با این سرعت در برابر یک گروه یاغی با تفکرات
ریشه اصلی بحران افغانستان توهم حق انحصاری حاکمیت و تمامیت خواهی پشتون‌ها است. رهبران و بزرگان پشتون اعم از مجاهد، سکولار، کمونیست، تکنوکرات و طالب روی این مسأله اتفاق نظر دارند که باید حکومت در اختیار پشتون‌ها باشد و تمام اقدامات و کارکرد اینها تا کنون در همین راستا بوده اند و در جهت نیل به این هدف از هیچ اقدامی دریغ نورزیده اند.
قرون وسطایی به زانو در بیاید!
اما بر خلاف انتظارات این اتفاق در ظرف چند ماه در برابر چشم همگان اتفاق افتاد و اکنون تمام شهرهای بزرگ و مهم افغانستان در اشغال طالبان است و جنگجویان طالبان در دروازه‌ها کابل حضور دارد و با تداوم این روند به زودی این شهر را نیز تصرف نموده و پرچم امارت اسلامی را بر فراز ارگ ریاست جمهوری خواهیم دید.
حال سوال این است که چرا چنین شد و چرا کار به این جا کشید؟ آیا نیروهای مسلح افغانستان با وجود برتری عددی و تجهیزات و حمایت مردمی در برابر یک گروه مسلح که از هرجهت با ارتش افغانستان قابل مقایسه نیست شکست خورد؟ آیا تجهیزات کافی نداشت یا اراده‌ای برای نبرد با طالبان را نداشت؟
فروپاشی نظام افغانستان دلایل و عوامل زیادی دارد که هرکدام به نوبه خود قابل بحث است اما مهمترین و اصلی ترین دلایل سقوط و فروپاشی نظام در دو چیز خلاصه می‌شود و عوامل دیگر هم متأثر از همین دو دلیل است.

الف: تعصب، قوم‌گرایی و انحصارگرایی سران حکومت
ریشه اصلی بحران افغانستان توهم حق انحصاری حاکمیت و تمامیت خواهی پشتون‌ها است. رهبران و بزرگان پشتون اعم از مجاهد، سکولار، کمونیست، تکنوکرات و طالب روی این مسأله اتفاق نظر دارند که باید حکومت در اختیار پشتون‌ها باشد و تمام اقدامات و کارکرد اینها تا کنون در همین راستا بوده اند و در جهت نیل به این هدف از هیچ اقدامی دریغ نورزیده اند.
پس از تشکیل نظام نوین و تدوین قانون اساسی جدید انتظار این بود که این رویه عوض شود و تفکر ملی جایگزین تفکر تبارگرایانه شود و هویت ملی نیز جای هویت قومی را بگیرد و افغانستان فصل جدیدی را تجربه نماید.
هرچند در قانون اساسی جدید افغانستان انتخابات آزاد پیش بینی گردید و انتخاب رئیس حکومت را بر عهده مردم و براساس رأی مردم گذاشت اما در عمل ذهنیت قبلیه گرا و عقب مانده مانع
تعصبات و توهم حق حاکمیت انحصاری این‌ها را به جای رساند که حتی برای تحکیم این حاکمیت انحصاری با دشمن تبانی کرده و ولسوالی‌ها و لایات را عمدا به آنها تسلیم نمایند و در تماس با فرماندهان نظامی دستور تسلیمی و دست کشیدن از مقاومت بدهند!
تحقق اراده مردم گردید و نگذاشت که اراده مردم جامۀ عمل بپوشد.
آقای کرزی هم به تقویت طالبان پرداخت و هم مانع حمله به مراکز آموزشی و تجمع طالبان گردید و از نابودی این گروه جلوگیری نموده و به احیا و قدرت گیری دوباره آن تلاش نمود تا از قدرت طالبان بتواند برای تضعیف جبهه متحد شمال و محور مقاومت استفاده نماید تا در آینده درد سری برای حاکمیت انحصاری پشتون‌ها ایجاد نکنند.
کرزی تا آنجا پیش رفت که رسما در گفتگو با هارون نجفی زاده در تلویزیون طلوع گفت طالبان هم افغان است چه اشکال دارد که آنها هم چند ولایت را تصرف نماید؟!
آقای کرزی تا توانست زندانیان طالبان را به بهانه‌های مختلف آزاد نمود و مانع حملات نیروهای ارتش ملی و نیروهای خارجی بر مواضع طالبان شد و از عملیات شبانه در مناطقی که طالبان حضور داشت جلوگیری نمود.
آقای غنی نیز بعد از رسیدن به قدرت آنهم با تقلب گسترده در انتخابات تمام تلاش خود را برای کاهش حضور اقوام دیگر در دولت انجام داد و تمرکز و توجه خود را برای به حاشیه راندان اقوام دیگر و تمرکز قدرت در دست پشتون‌ها قرار داد.
آقای غنی به صراحت ناراحتی خود را از نا امنی مناطق پشتون نشین و امنیت شهرها و ولایات فارسی زبانها و زندانی بودن طالبان ابراز نمود و بیان داشت که این عادلانه نیست که 98 درصد از کسانی که در زندان بگرام زندانی اند گوینده یک زبان
یکی دیگر از عوامل سقوط و فروپاشی نظام جمهوری وجود فساد لجام گسیخته در درون حکومت بود. فساد اداری و مالی باعث شد که هم افراد بی صلاحیت به دلیل داشتن رابطه و تعلق به قوم خاص وارد نهادهای دولتی شده و مناصب مهم دولتی را اشغال نماید اما افراد با سواد، متخصص و تحصیل کرده بیکار مانده و یا مصروف کارهای دیگر گردند.
است و 90 درصد حملات شبانه متمرکز بر مناطق گویندگان یک زبان است و این غیر متعادل و غیر قابل قبول است. از این رو آقای غنی تلاش نمود تا با انتقال طالبان از جنوب به ولایات شمال میدان جنگ را به شمال انتقال داده و در نا امنی تعادل ایجاد نماید!
اقدامات ضد وحدت ملی و تعصب آلود غنی و کرزی به انحاء گوناگون تداوم یافت و حتی دامن نیروهای امنیتی را هم گرفت و این مسأله باعث تضعیف نیروهای امنیتی گردید.
تعصبات قومی و تمایلات فاشیستی به حدی است که اینها پشتون‌های پاکستانی را بر هموطنان تاجیک، هزاره و ازبک خود ترجیح دهند!
تعصبات و توهم حق حاکمیت انحصاری این‌ها را به جای رساند که حتی برای تحکیم این حاکمیت انحصاری با دشمن تبانی کرده و ولسوالی‌ها و لایات را عمدا به آنها تسلیم نمایند و در تماس با فرماندهان نظامی دستور تسلیمی و دست کشیدن از مقاومت بدهند!

ب: فساد لجام گسیخته اقتصادی و مالی
یکی دیگر از عوامل سقوط و فروپاشی نظام جمهوری وجود فساد لجام گسیخته در درون حکومت بود. فساد اداری و مالی باعث شد که هم افراد بی صلاحیت به دلیل داشتن رابطه و تعلق به قوم خاص وارد نهادهای دولتی شده و مناصب مهم دولتی را اشغال نماید اما افراد با سواد، متخصص و تحصیل کرده بیکار مانده و یا مصروف کارهای دیگر گردند.
فساد مالی گسترده موجب شد که مدیران و رؤسای ادارات فقط و فقط به فکر پر کردن جیب خود باشند و با پول‌های دزدی برای خود در دبی، ترکیه و جاهای دیگر سرمایه گذاری نموه و تجارت پیشه نمودند.
تعصبات قومی و فساد مالی و اداری موجب شد که فاصله میان حکومت و مردم بیشتر شود و مردم و نیروهای امنیتی انگیزه‌ای برای دفاع نداشته باشند و حاکمیت سیاه و شلاق طالبان را بر جمهوریت سه نفره و فاسد ترجیح دهند.
کد مطلب: 97301
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل