نقاب امارت اسلامی بر چهرۀ تمامیت خواهی قومی

پس از برگزاری کنفرانس بن و استقرار نظام نوین در افغانستان بازهم طالبان به بهانه حضور نیروهای نظامی خارجی در افغانستان مبارزه با اشغالگران به جنگ ادامه دادند. اکنون که نیروهای خارجی در آستانه ترک کامل افغانستان اند بازهم گروه طالبان به جنگ ادامه می‌دهند و این بار بهانه آنها استقرار نظام اسلامی است!
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۸ سرطان ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۰۱
نقاب امارت اسلامی بر چهرۀ تمامیت خواهی قومی
گروه طالبان از بدو ظهور در پاییز سال 1373 شمسی شعار حکومت خدا بر زمین خدا سر دادند و با ادعای مبارزه با اشرار و آوردن امنیت توانست در مدت اندک چندین ولایت را در جنبوب افغانستان به شمول قندهار، ارزگان، زابل و هلمند به تصرف خود در آورند و پس از تحکیم قدرت خود در این ولایات پیشروی خود به سمت لوگر، غزنی و کابل را آغاز کردند.
طالبان تا رسیدن به دروازه‌های کابل با کدام مانع عمده و نیرومندی که بتواند از پیشروی آنها جلوگیری کند برخورد نکرد. حزب اسلامی میدان شهر و چهار آسیاب را بدون مقاومت تخلیه کرده و در اختیار طالبان قرار داد.
تجربه 27 ساله از عملکرد گروه طالبان و خط مشی این گروه نشان می‌دهد که رهبران این گروه هیچ اعتقادی به مشارکت واقعی و برابر اقوام در قدرت و حق مردم در تعیین سرنوشت خود ندارند و هیچ تغییری هم در رفتار و خط مشی این گروه به وجود نیامده است و طالبان همچنان بر حاکمیت انحصاری تک قومی تحت پوشش دین و نقاب امارت اسلامی است.
حزب وحدت شاخه مزاری که در غرب کابل مستقر بود هم بدون مقاومت به طالبان تسلیم شده و تمامی سلاح‌های سنگین خود را به این گروه تسلیم داد.
در آن زمان هم دولت اسلامی افغانستان به ریاست پروفسور برهان الدین ربانی با این گروه پیشنهاد صلح و مشارکت در قدرت داد که مورد پذیرش طالبان قرار نگرفت زیرا این گروه به کمتر از در اختیار گرفتن تمام قدرت راضی نبود و به همین دلیل با دولت استاد ربانی درگیر جنگ شد تا اینکه بلاخره در تاریخ 5 میزان/ مهر 1375 این گروه موفق شد که کابل را تسخیر نماید و حکومت قرون وسطایی و انحصاری خود تحت عنوان امارت اسلامی را اعلام نماید.
رهبران گروه طالبان که سر مست پیروزی بودند باز هم به صلح با دیگر احزاب جهادی و بازیگران قدرت تن ندادند و خواستار تسلیمی بدون قید و شرط احزاب جهادی دیگر به طالبان و پذیرش امارت اسلامی شدند.
بدین ترتیب جنگ تا زمان سرنگونی طالبان در سال 2001 میلادی ادامه پیداکرد. پس از سرنگونی حکومت طالبان و برگزاری کنفرانس بن و استقرار نظام نوین در افغانستان بازهم طالبان به بهانه حضور نیروهای نظامی خارجی در افغانستان مبارزه با اشغالگران به جنگ ادامه دادند. اکنون که نیروهای خارجی در آستانه ترک کامل افغانستان اند بازهم گروه طالبان به جنگ ادامه می‌دهند و این بار بهانه آنها استقرار نظام اسلامی است! این در حالی است که طالبان به هیچ یک از اصول و ارزشهای مهم اسلامی پایبند نبوده و نیست و همه عملکرد این گروه بر خلاف دستورات دین و شرع مقدس اسلام است.
عملکرد و رویه این گروه ثابت ساخته است که تنها هدف طالبان یک حکومت انحصاری و تک قومی با نقاب اسلام و امارت اسلامی است.
در یک سال مذاکره فشرده با این گروه در قطر و کشورهای دیگر هیچ گامی به جلو به سمت صلح برداشته نشده و طالبان هیچ انعطافی نشان‌ نمی‌دهند و نمایندگان این گروه در دور تازه مذاکرات که در روزهای 26 و 27 سرطان/تیر در قطر برگزار گردید حاضر نشدند که بر سر مسائل اساسی مانند آتش بس، قانون اساسی و نوع نظام سیاسی افغانستان گفتگو نمایند و تنها خواست طالبان در این مذاکرات
ریشه مشکلات و بحران افغانستان تبعیض و انحصار قومی است و تا مشکلات ریشه‌ای حل نگردد بحران افغانستان حل نخواهد شد و حتی در صورت تصرف کابل از طریق نظامی بازهم جنگ ادامه خواهد یافت. طالبان اگر واقعا صلح می‌خواهند و به راه حل سیاسی باور دارند باید حق ملت در تعیین سرنوشت و انتخاب نوع نظامی سیاسی آینده را به رسمیت بشناسند.
آزادی زندانیان این گروه از زندانهای دولت افغانستان و خارج شدن نام هبران طالبان از لیست سیاه سازمان ملل متحد بود و به همین دلیل این مذاکرات بدون نتیجه ملموس و مشخص پایان یافت و حتی دو هیأت روی اعلامیه مشترک هم به توافق نرسیدند و این نشست دو روزه بدون صدور اعلامیه مشترک خاتمه یافت و تنها دستاورد دو روز گفتگو توافق و هیأت بر ادامه گفتگوها بود!
ملا هیبت الله آخوند زاده هم که به مناسبت فرا رسیدن عید قربان پیام تبریکی خود را به نشر رساند علیرغم تأکید بر راه حل سیاسی و ژست صلح طلبانه بازهم به استقرار نظام اسلامی تأکید کرد و به نوعی از دیگران خواست تا به این گروه تسلیم شده و امارت اسلامی به عنوان نظام آینده افغانستان بپذیرند و در این پیام عیدی رهبر طالبان نیز هیچ گونه نرمش و انعطافی در موضع طالبان دیده نمی‌شود.
تجربه 27 ساله از عملکرد گروه طالبان و خط مشی این گروه نشان می‌دهد که رهبران این گروه هیچ اعتقادی به مشارکت واقعی و برابر اقوام در قدرت و حق مردم در تعیین سرنوشت خود ندارند و هیچ تغییری هم در رفتار و خط مشی این گروه به وجود نیامده است و طالبان همچنان بر حاکمیت انحصاری تک قومی تحت پوشش دین و نقاب امارت اسلامی است.
طالبان به خوبی می‌داند که عنوان دینی برای حکومت آنها و ادعای برقراری نظام اسلامی می‌تواند توجیه گر حکومت انحصاری و تمامیت خواه این گروه باشد و قشر عوام جامعه را فریب داده و ساکت نگهدارد و نخبگان و تحصیل کرده‌ها را هم با تهدید و تطمیع وادار به سکوت نموده و بر حاکمیت انحصاری خود ادامه دهد اما غافل از اینکه زمان حاکمیت تک قومی و انحصاری گذشته است و حتی عنوان دینی هم نمی‌تواند دیگران را از ادعای حق و حقوق و مشارکت عادلانه در قدرت باز دارد.
ریشه مشکلات و بحران افغانستان تبعیض و انحصار قومی است و تا مشکلات ریشه‌ای حل نگردد بحران افغانستان حل نخواهد شد و حتی در صورت تصرف کابل از طریق نظامی بازهم جنگ ادامه خواهد یافت. طالبان اگر واقعا صلح می‌خواهند و به راه حل سیاسی باور دارند باید حق ملت در تعیین سرنوشت و انتخاب نوع نظامی سیاسی آینده را به رسمیت بشناسند.
کد مطلب: 97084
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل