به مناسبت فرا رسیدن ماه ثور

عوامل و زمینه‌های کودتای 7 ثور 1357

مهم ترین عامل کودتای 7ثور/اردیبهشت حکومت استبدادی خاندان آل یحیی، تبعیض، فساد و فقر در افغانستان بود که عامل آن حکومت خانواده محمدزایی بود.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱ ثور ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۱۲
عوامل و زمینه‌های کودتای 7 ثور 1357
ماه ثور/اردیبهشت در تاریخ پر فراز و نشیب افغانستان ماه غمباری است زیرا بحرانهای موجود کشور و جنگهای داخلی در این ماه کلید خورد و کودتای خونین کمونیستها نیز در همین ماه رقم خورد به همین مناسبت در یادداشت امروز به عوامل و زمینه‌های کودتای هفت ثور می پردازیم.
عوامل زیادی برای کودتای 7ثور/اردیبهشت ذکر کرده اند از جمله اختلافات میان حزب دموکراتیک خلق و سردار محمد داود و نزدیک شدن داود خان به کشورهای اسلامی و ایران و تمایل وی
عوامل زیادی برای کودتای 7ثور/اردیبهشت ذکر کرده اند از جمله اختلافات میان حزب دموکراتیک خلق و سردار محمد داود و نزدیک شدن داود خان به کشورهای اسلامی و ایران و تمایل وی به بلوک غرب و کشته شدن میراکبر خیبر و به زندان افکندن رهبران خلق و پرچم را از عوامل کودتای 7 ثور/اردیبهشت 1357 خوانده اند.
به بلوک غرب و کشته شدن میراکبر خیبر و به زندان افکندن رهبران خلق و پرچم را از عوامل کودتای 7 ثور/اردیبهشت 1357 خوانده اند.
اما مهم ترین عامل کودتای 7ثور/اردیبهشت حکومت استبدادی خاندان آل یحیی، تبعیض، فساد و فقر در افغانستان بود که عامل آن حکومت خانواده محمدزایی بود.
حکومت استبدادی، فساد گسترده، تبعیض، فقر و سرکوب آزادی بیان و نهادهای مدنی از سوی حکومت موجب شد که اقشار تحصیل کرده به فکر تغییر وضعیت موجود و براندازی حکومت بیفتند. تحصیل کرده‌های افغانستان به فعالیت‌های تشکیلاتی و سری روی آورده تا زمینه براندازی و تغییر وضعیت موجود را فراهم نمایند. فقر، فساد و تبعیض سیستماتیک در افغانستان موجب شد که جوانان تحصیل کرده افغانستان به ایدئولوژی سوسیالیسم که شعار مساوات و برابری و طرفداری از طبقه کارگر و توده را سر می‌دادند روی آورند و تنها راه نجات افغانستان را در ایجاد جامعه سوسیالیستی و یک نظام سوسیالیست می‌دیدند.  از این رو با جذب جوانان تحصیل کردۀ افغانستان به سمت ایدئولوژی سوسیالیستی زمینه را برای تغییرات بنیادین در ساختار جامعه و حکومت افغانستان پی ریزی نمودند.
با باز شدن فضای سیاسی در دهه 40 خورشیدی و آزادی فعالیت احزاب سیاسی و آزادی رسانه‌ها این احزاب نیز فعالیت خویش را علنی نمودند و با خیال راحت به فعالیت های حزبی و سیاسی روی آوردند.
مهم ترین و منسجم ترین حزبی که در دهه 40خورشیدی علنا شروع به فعالیت نمود حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود. فضای باز سیاسی و آزادی فعالیت احزاب موجب شد که این حزب فعالیت خود را در میان دانشگاهیان و ارتش افغانستان گسترش داده و  به جلب و جذب افسران و ژنرالان عالی رتبه ارتش پرداختند. همچنین با شرکت در انتخابات شورای ملی اعضای این حزب به پارلمان راه یافتند. «اولین هستۀ کمونیستی که منجر به
فقر، فساد و تبعیض سیستماتیک در افغانستان موجب شد که جوانان تحصیل کرده افغانستان به ایدئولوژی سوسیالیسم که شعار مساوات و برابری و طرفداری از طبقه کارگر و توده را سر می‌دادند روی آورند و تنها راه نجات افغانستان را در ایجاد جامعه سوسیالیستی و یک نظام سوسیالیست می‌دیدند.
تأسیس حزب دموکراتیک خلق افغانستان شد در سال ۱۳۴۲ در کابل، بوجود آمد. نور محمد تره کی، ببرک کارمل، محمد طاهر بدخشی، میر غلام محمد غبار، صدیق‌الله روهی، محمد علی زهما، میر اکبر خیبر و دکتر عبدالهادی محمودی اعضای هستۀ کمونیستی مذکورکه به نام «کمیتۀ سر پرست» یاد می‌شد، بودند. کمیتۀ سرپرست، سی حلقۀ تشکیلاتی در کابل ایجاد کرد و زمینه را برای تشکیل کنگرۀ مؤسس حزب دموکراتیک خلق فراهم ساخت. کنگرۀ مؤسس حزب دموکراتیک خلق افغانستان، در یازدهم جدی (= دی) سال ۱۳۴۳ در خانۀ نور محمد تره کی در منطقۀ«کارته چهار» در شهر کابل، مخفیانه برگزار شد. اعضای کنگرۀ مؤسس ۲۷ نفر و عبارت بودند از: نور محمد تره کی، ببرک کارمل، طاهر بدخشی، غلام دستگیر پنجشیری، شهر الله شهپر، سلطان علی کشتمند، دکتر صالح محمد زیری، دکتر شاه ولی، عبدالکریم میثاق، نور احمد نور، دکتر محمد ظاهر زَدًران، اکرم کارگر، سلیمان لایق، سید عبدالحکیم شرعی جوزجانی، آدم خان زازَیً، ملاّ محمد عیسی کارگر، انجنیر خالیار، وکیل عبدالله جاجی، عبدالقیّوم قویم، عطا محمد شیرزَیْ، غلام محی الدین زرمُلوال، هادی کریم، عبدالحکیم هلال، محمدحسن بارق شفیعی، سید نورالله کلالی، محمد ظاهرافق و عبدالوهاب صافی.
 در کنگرۀ مؤسس، نور محمد تره کی، ببرک کارمل، طاهر بدخشی، غلام دستگیر پنجشیری، شهرالله شهپر، سلطان علی کشتمند و دکتر صالح محمد زیرُیً به عنوان اعضای اصلی کمیتۀمرکزی و دکتر شاه ولی، کریم میثاق، دکتر عبدالظّاهر و عبدالوهاب صافی به عنوان اعضای علی‌البدل کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست (حزب دموکراتیک خلق افغانستان) انتخاب گردیدند. در این کنگره، نور محمد تره کی به سمت منشی اول (= دبیرکل) حزب دموکراتیک خلق و ببرک کارمل به سمت منشی دوم حزب،
مهم ترین و منسجم ترین حزبی که در دهه 40خورشیدی علنا شروع به فعالیت نمود حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود. فضای باز سیاسی و آزادی فعالیت احزاب موجب شد که این حزب فعالیت خود را در میان دانشگاهیان و ارتش افغانستان گسترش داده و به جلب و جذب افسران و ژنرالان عالی رتبه ارتش پرداختند.
برگزیده شدند و خطوط اساسی برنامه و اساسنامۀ آن نیز به تصویب رسید.
در سال ۱۳۴۵ کمیتۀمرکزی حزب دموکراتیک خلق گسترش یافت و محمد اسماعیل دانش، حفیظ الله امین، شرعی جوز جانی، محمد ظاهر افق، دکتر عبدالمجید درمانگر، محمد حسن بارق شفیعی، نور احمد نور و غلام مجدد (سلیمان لایق) به عضویت علی‌البدل کمیتۀ مرکزی پذیرفته شدند. همچنین نوراحمد نور و دکتر شاه ولی به عضویت اصلی کمیتۀ مرکزی درآمدند و دفتر سیاسی کمیتۀ مرکزی متشکل از تره کی، کارمل، بدخشی، پنجشیری، کشتمند و شاه ولی به وجود آمد و همزمان اختلاف تره کی و کارمل افزایش یافت و حزب دموکراتیک خلق به دوجناح تره‌کی(خلق) وکارمل(پرچم) تقسیم شد. در آستانۀ انشعاب، کمیتۀ مرکزی حزب دموکراتیک خلق دارای ۹ عضو اصلی و۱۰ عضو علی‌البدل بود. در بهار سال ۱۳۴۶ جناح کارمل با انتشار نشریه‌ای به نام «پرچم» دو دستگی و انشعاب در حزب دموکراتیک خلق را علنی ساخت و از آن پس جناح تره کی به نام خلقی‌ها و جناح کارمل به نام پرچمی‌ها شهرت یافتند. در حقیقت در تاریخ ۱۲ ثور/اردیبهشت ۱۳۴۶ دو حزب جداگانۀ خلق و پرچم تحت عنوان حزب دموکراتیک خلق افغانستان ایجاد شده و به کارشان ادامه دادند. اعضای اصلی و علی‌البدل کمیتۀ مرکزی جناح خلق عبارت بودند از: نور محمد تره کی، طاهر بدخشی، دکتر صالح محمد زیری، دکتر شاه ولی، کریم میثاق، اسماعیل دانش، حفیظ الله امین، دکتر ظاهر زدران، دکتر درمانگر و محمد ظاهر افق. اعضای اصلی و علی‌البدل کمیتۀ مرکزی جناح پرچم نیز عبارت بودند از: کارمل، دستگیر پنجشیری، شهرالله شهپر، سلطان علی کشتمند، نوراحمد نور، عبدالحکیم شرعی، سلیمان لایق، حسن بارق شفیعی و عبدالوهاب صافی. در نخستین کمیتۀ مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان ترکیب اجتماعی و قومی طوری انعکاس
روابط سرداد داود و جناح‌های خلق و پرچم روز به روز به تیرگی می گرایید و این تیرگی پس از سفر داودخان به ایران و کشورهای عربی خلیج فارس بیشتر شد و زنگ خطر را برای این حزب به صدا در آورد و داود خان در صدد محدود کردن فعالیت این حزب بر آمد
یافته بود که اعضای اصلی را سه نفر پشتون، دو تاجیک، یک ازبک و یک هزاره و اعضای علی‌البدل را دو پشتون، یک هزاره و یک تاجیک تشکیل می‌دادند.
حزب دموکراتیک خلق افغانستان، بویژه جناح پرچم آن با وجودی که غیرقانونی بود به‌طور ضمنی مورد حمایت در بار سلطنت و به خصوص سردار محمد داوود خان قرار داشت و در کودتای ۲۶ سرطان (= تیر) سال ۱۳۵2 به رهبری او، نقش فعالی داشت از این رو اعضای این حزب به کابینه سرداد محمد داود راه یافتند و سر دار محمد داود نیز به پاس مشارکت آنها در کودتا و حمایت از وی در به ثمر ساندن کودتا دست این حزب را در میان ارتش و نیروهای مسلح افغانستان باز گذاشت.
در سال ۱۳۵۵ که کم کم روابط حزب دموکراتیک خلق با محمد داوود خان تیره شد و هر دو جناح خلق و پرچم احساس خطر نمودند. روابط سرداد داود و جناح‌های خلق و پرچم روز به روز به تیرگی می گرایید و این تیرگی پس از سفر داودخان به ایران و کشورهای عربی خلیج فارس بیشتر شد و زنگ خطر را برای این حزب به صدا در آورد و داود خان در صدد محدود کردن فعالیت این حزب بر آمد که در نتیجه برخی از رهبران حزب از جمله نور محمد تره کی، ببرک کارمل و عده ای دیگر از اعضای شورای رهبری این حزب را دستگیر و به زندان افکندند.
دستگیر و زندانی نمودن اعضای ارشد حزب خلق زنگ خطر را کاملا برای این حزب به صدا درآورد و این حزب را به رویایی با دولت سوق داد و آنها هم که نفوذ خود را در ارتش و نهادهای امنیتی کاملا گسترش داده بودند و زمینه را برای کودتا و گرفتن قدرت فراهم کرده بودند در 7 ثور/ 1357 دست به کودتا زدند و به حکومت 50 سالۀ خاندان محمد زایی پایان دادند.
کد مطلب: 96091
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل