فرصت سوزی‌های غنی و کرزی در 20 سال گذشته و تضعیف ساختار نظام

کنفرانس بن علیرغم برخی نقص‌ها و کمبودها دستاوردهای زیادی برای مردم افغانستان داشت که اگر استفاده درست از آنها صورت می‌گرفت امروزه افغانستان وضعیتی به مراتب بهتر از امروز داشت و دیگر نگران خروج نیروهای خارجی از افغانستان نبودیم.
تاریخ انتشار : شنبه ۲۸ حمل ۱۴۰۰ ساعت ۱۵:۲۹
فرصت سوزی‌های غنی و کرزی در 20 سال گذشته و تضعیف ساختار نظام
کنفرانس بن در سال 2001 م، فرصت بی نظیر در تاریخ افغانستان برای آوردن صلح و ثبات دایمی و ایجاد یک نظام مستحکم و ملی برای ساختار سیاسی آینده افغانستان بود که متأسفانه به دلیل برخی سهل انگاری‌ها و ملاحظات غیر ضروری استفاده درستی از آن صورت نگرفت.
مصلحت
اگر از کمکهای بین المللی استفاده درست صورت می‌گرفت و بخشی از آن برای تجهیز و تقویت نیروهای امنیتی هزینه می شد و سلاح و تجهیزات پیشرفته خریداری شده و در اختیار نیروهای امنیتی قرار می‌گرفت و نیازهای دفاعی کشور برطرف می‌شد خروج نیروهای خارجی هیچ نگرانی برای مردم ایجاد نمی‌کرد.
اندیشی به جای واقعیت نگری در کنفرانس بن باعث شد که واقعیت های عینی افغانستان نادیده گرفته شده و یک ساختار ضعیف بناگذاری شود و سنگ تهداب نظام سیاسی افغانستان سست چیده شود.
ملاحظات سران جبهه متحد در کنفرانس بن و لویه جرگه قانون اساسی و کوتاه آمدن در برابر زیاده طلبی به خاطر بهم نخوردن صلح خطایی بود که متاسفانه صورت گرفت.
کنفرانس بن علیرغم برخی نقص‌ها و کمبودها دستاوردهای زیادی برای مردم افغانستان داشت که اگر استفاده درست از آنها صورت می‌گرفت امروزه افغانستان وضعیتی به مراتب بهتر از امروز داشت و دیگر نگران خروج نیروهای خارجی از افغانستان نبودیم.
در 20 سال گذشته صدها میلیارد دلار برای افغانستان هزینه شد که می‌توانست تمام شهرها و روستاهای کشور را بازسازی و نوسازی نماید و تمام جاده‌های کشور را آسفالت و اقتصاد کشو را توسعه ببخشد و برای همه روستاها مکتب و مدرسه بسازد تا امروزه شاهد کمبود مکتب در افغانستان نباشیم.
اگر از کمکهای بین المللی استفاده درست صورت می‌گرفت و بخشی از آن برای تجهیز و تقویت نیروهای امنیتی هزینه می شد و سلاح و تجهیزات پیشرفته خریداری شده و در اختیار نیروهای امنیتی قرار می‌گرفت و نیازهای دفاعی کشور برطرف می‌شد خروج نیروهای خارجی هیچ نگرانی برای مردم ایجاد نمی‌کرد.
اما افسوس که این کمکها برای مکتب‌های خیالی، پروژه‌های خیالی، پلیس خیالی و صدها خیالی دیگر به مصرف رسید و یا صرف سبزی خوردن(ترکاری) و 17 نوع گوشت گردید! و یا اینکه بخش اعظم این پولها از کشور خارج و در دبی، ترکیه و جاهای دیگر سرمایه
مهم ترین فرصتی که بن در اختیار مردم افغانستان قرار داد فرصت ملت سازی و دولت سازی مدرن براساس شایسته سالاری بود که متأسفانه به دلیل تعصبات قبیله‌ای از دست رفت. آقایان کرزی و غنی با جمع کردن یک تعداد افراد کوته نظر و قومگرا در اطراف خود و با ثاثیر پذیری از آنها در رفتار و تصمیمات خود بازهم افغانستان را به بیراهه سوق دادند.
گزاری شد.
مهم ترین فرصتی که بن در اختیار مردم افغانستان قرار داد فرصت ملت سازی و دولت سازی مدرن براساس شایسته سالاری بود که متأسفانه به دلیل تعصبات قبیله‌ای از دست رفت. آقایان کرزی و غنی با جمع کردن یک تعداد افراد کوته نظر و قومگرا در اطراف خود و با ثاثیر پذیری از آنها در رفتار و تصمیمات خود بازهم افغانستان را به بیراهه سوق دادند و از این فرصت برای همدلی و ملت سازی استفاده نکردند و توهم اینکه افغانستان ملک پشتونها و حق انحصاری آنها است به حذف تدریجی اقوام دیگر از قدرت و مراکز تصمیم گیری پرداختند و به جای استخدام افراد تحصیل کرده و کاردان در ادارات و ارگانهای دولتی به استخدام کسانی پرداختند که پسوند زی داشتند! این اقدامات باعث شد که کارها در نهادهای دولتی به درستی انجام نشوند و مردم افغانستان هم چنان راه برگشت به عقب را بپیمایند.
فرصت بزرگ دیگر سرکوب و حل مسأله طالبان بود که به دلیل تعلقات قومی قبیله‌ای انجام نگرفت. پس از سقوط حکومت طالبان در سال 2001 این گروه به شدت تضعیف گردید و تمام قلمرو خود را از دست داد اما مماشات دولت با این گروه و اتخاذ سیاست دفاعی به جای سیاست تهاجمی در برابر طالبان و حتی تقویت و تجهیز این گروه و انتقال آنها به شمال کشور باعث شد این گروه دوباره زنده شده و جان بگیرد و مدعی برپایی امارت اسلامی شود! 
اگر اراده سیاسی در دولت های آقایان کرزی و غنی برای سرکوب طالبان وجود می‌داشت طالبان این قدر قدرت مانور پیدا نمی‌کرد تا برای شرکت در میز مذاکرات ناز بکشد و دولت افغانستان برای شرکت آنها در میز مذاکرات به آنها التماس نماید.
تقویت طالبان و انتقال آنها به شمال کشور خطای نابخشودنی‌ای بود که آقایان کرزی و غنی مرتکب شدند.
فرصت مهم دیگری که می شد به خوبی و نفع مردم و آینده
پس از سقوط حکومت طالبان در سال 2001 این گروه به شدت تضعیف گردید و تمام قلمرو خود را از دست داد اما مماشات دولت با این گروه و اتخاذ سیاست دفاعی به جای سیاست تهاجمی در برابر طالبان و حتی تقویت و تجهیز این گروه و انتقال آنها به شمال کشور باعث شد این گروه دوباره زنده شده و جان بگیرد و مدعی برپایی امارت اسلامی شود!
سیاسی افغانستان از آن به خوبی سود برد مسأله انتخابات بود. برگزاری انتخابات شفاف و مبتنی بر رأی مردم و عاری از دسیسه و تقلب پروسه ملت سازی را تقویت و آینده نظام موجود را تضمین نماید. اما این فرصت نیز از مردم افغانستان گرفته شد. رحمت الله نبیل رئیس سابق امنیت ملی کشور فاش ساخت که چگونه در دور اول انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال 1393 به نفع آقای غنی تقلب صورت گرفت و یک سفارت خارجی و آقای حامد کرزی در این تقلب نقش عمده داشتند و با باطل کردن رأی آقای دکتر عبدالله که برنده انتخابات ریاست جمهوری بود انتخابات را به دور دوم کشاند! 
تقلب در انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی خیانت بزرگ و نا بخشونی دولت مردان افغانستان بخصوص آقایان کرزی و غنی است که فاصله میان حکومت و مردم را بیشتر و موجب سستی پایه‌های نظام نوپای افغانستان گردید.
مسأله دیگری که مردم افغانستان شدیدا از آن رنج می برند فسادهای گسترده اداری در نهادهای دولتی است که آقایان غنی و کرزی در مبارزه با آن تلاش نکردند و فساد در تاروپود نظام رخنه کرده و آن را از درون تهی ساخت. فسادهای گسترده موجب شد که از صدها میلیار دلار کمکهای خارجی استفاده درست و بهینه صورت نگیرد و به جای بازسازی افغانستان در جیب یک عده زور مند و دولت مردان فاسد ریخته شود و آنها هم در دبی، ترکیه و جاهای دیگر برای خودشان سرمایه گزاری نمایند!
فرصت بزرگ دیگر فرصت محو کاشت تریاک و مواد مخدر در افغانستان بود که اگر درست مدیریت می شد و دولت مردان آن را جدی می گرفت کاشت مواد مخدر کاملا محو می شد. سهل انگاری در مبارزه با کشت تریاک موجب تقویت طالبان گردید زیرا طالبان نفع عظمیمی از کشت تریاک و تجارت مواد مخدر به دست می آورند.
فرصت سوزی‌های آقایان کرزی از یک سو و رفتار قومگرایانه آنها از سوی دیگر موجب عدم شکل گیری ملت سازی و تخریب وحدت ملی مردم افغانستان و در نتیجه زیاد شدن فاصله میان مردم و حکومت و تضعیف نظام گردید به گونه‌ای که خطر سقوط نظام افغانستان را تهدید می‌کند.
پول به دست آمده از مواد مخدر برای تخریب کشور و کشتن مردم بی‌گناه افغانستان و مصرف جنگجویان این گروه به مصرف می رسد. محو کشت تریاک بزرگترین منبع مالی طالبان را از دست آنها می‌گرفت و این مسأله به تضعیف طالبان می‌انجامید.
قومگرایی افراطی و حذف اقوام دیگر از بدنه دولت و نهادهای دولتی در حکومت آقای غنی شدت و سرعت بیشتری گرفت. یکی از اقدامات تعجب آور آقای غنی حاشیه سازی بیهوده ایشان در دوران حکومت ایشان است. فرمان غیر ضروری تقینی آقای غنی در مورد تذکره الکترونیکی نزدیک بود به یک بحران ملی تبدیل شود. توزیع تذکره الکترونیکی داشت روند عادی خود را طی می‌کرد اما فرمان حاشیه ساز و جنجال برانگیز آقای غنی در مورد درج واژه افغان در شاسنامه‌های برقی آن را به یکی از پرحاشیه ترین و جنجال برانگیز ترین مسأله مبدل ساخت که هنوز هم ادامه دارد و معلوم نیست کی خاتمه پیدا کند؟
تصمیم حاشیه برانگیز دیگر آقای غنی سهمیه بندی کنکور میان مردم افغانستان بود که این کار در هیچ جای دنیا سابقه ندارد اما آقای غنی در یک اقدام قومگرایانه در افغانستان آن را عملی ساخت.
فرصت سوزی‌های آقایان کرزی از یک سو و رفتار قومگرایانه آنها از سوی دیگر موجب عدم شکل گیری ملت سازی و تخریب وحدت ملی مردم افغانستان و در نتیجه زیاد شدن فاصله میان مردم و حکومت و تضعیف نظام گردید به گونه‌ای که خطر سقوط نظام افغانستان را تهدید می‌کند و مردم افغانستان نیز این دو نفر را نخواهد بخشید.
کد مطلب: 96046
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل