گره کور صلح و سفرهای ناکام خلیل زاد

پس از پیروزی جو بایدن در انتخابات امریکا و ابقای زلمی خلیل زاد در مقام خودش بازهم سفرهای خلیل زاد برای شکستن بن بست از مذاکرات صلح بین الافغانی به منطقه آغاز گردیده است.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۳ حوت ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۱۰
گره کور صلح و سفرهای ناکام خلیل زاد
باگذشت یکسال از توافقنامه صلح میان ایالات متحده امریکا و گروه طالبان هیچ پیشرفتی در روند گفتگوهای صلح افغانستان حاصل نگردیده است و این گفتگوها با بن بست مواجه شده و دورنمای صلح افغانستان را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.
پس از چندماه گفتگوهای بی‌حاصل و کسل کننده هیأت دولت افغانستان و نمایندگان گروه طالبان در دوحه قطر و برگزاری انتخابات در امریکا و تغییر در رهبری سیاسی ایالات متحده این گفتگوها متوقف گردید. پس از پیروزی
توافقنامه عجولانه و غیر کارشناسانۀ خلیل زاد با طالبان دولت بایدن را مجبور ساخت تا در این توافقنامه از سوی دولت جدید امریکا تجدید نظر و تعدیل صورت بگیرد که یکی از اهداف دور تازه‌ای سفر خلیل زاد به کابل اعلام سیاست دولت بایدن به مقامات دولت افغانستان و تعدیلات در نظر گرفته شده در توافقنامه این کشور با طالبان است.
جوبایدن در انتخابات امریکا و ابقای زلمی خلیل زاد در مقام خودش بازهم سفرهای خلیل زاد برای شکستن بن بست از مذاکرات صلح بین الافغانی به منطقه آغاز گردیده است.
آقای خلیل زاد که این روزها در کابل به سر می برد با مقامات دولت افغانستان به شمول محمد اشرف غنی رئیس جمهور، عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه، امرالله صالح معاون اول رئیس جمهور، رهبران احزاب جهادی همچون آقای عبدالرسول سیاف، گلبدین حکمتیار، مارشال عبدالرشید دوستم، یونس قانونی و شماری از اعضای رهبری جمعیت اسلامی، برخی شخصیت های متنفذ دیگر گفتگو کرده است تا شاید بتواند گره کور صلح را باز کند و بن بست به وجود آمده در روند این مذاکرات را بشکند.
براساس اخباری که از رسانه‌ها شنیده می‌شود محور گفتگوهای آقای خلیل زاد در این دیدارها با چهره‌های مطرح سیاسی و مقامات دولت افغانستان چند چیز است.
  1. اعلام سیاست دولت جدید امریکا در مورد روند صلح افغانستان و تجدید نظر در توافقنامه سال گذشته میان امریکا و گروه طالبان.
    پیشهناد دولت مشارکتی با حضور 50 درصدی گروه طالبان.
    برگزاری یک نشست بزرگ ملی و جهانی در بارۀ ایجاد حکومت مشارکتی.
آنچه قابل ذکر است این نکته است که رفت و آمدهای مکرر زلمی خلیل زاد تا کنون دستاوردی برای صلح افغانستان نداشته است بلکه رفتارهای آقای خلیل زاد در مذاکراتش با گروه طالبان در جریان مذاکرات امریکا و طالبان در قطر و در حاشیه نگه داشتن دولت افغانستان از جریان مذاکرات و توافق با طالبان بدون در نظر گرفتن منافع دولت و ملت افغانستان و تحمیل مفاد توافقنامه مذکور به دولت افغانستان و تحت فشار قرار دادن دولت، روند صلح را با بن بست مواجه کرده است. زیرا در توافقنامه صلح ایالات متحده امریکا با گروه طالبان بیش از حد به طالبان امتیاز داده شده و یک اعتماد به نفس کاذب برای این گروه به وجود آورده است. این اعتماد به نفس کاذب طالبان باعث شده که آنها در جریان گفتگوهای صلح با هیأت دولت افغانستان
حکومت مشارکتی مورد نظر آقای خلیل زاد روی دیگر سکه دولت موقت است و به نظر نمی‌رسد با استقبال دولت و سیاست مداران افغانستانی مواجه گردد. زیرا اولا افغانستان دارای دولت قانونی است و برای آوردن صلح نیاز به حکومت مشارکتی نیست و هرگونه انتقال قدرت و دولت سازی باید از طریق انتخابات صورت بگیرد.
به زیاده خواهی روی آورد به بر مواضع غیر منطقی خویش اصرار ورزد. زیاده خواهی طالبان و انعطاف ناپذیری آنها عامل اصلی بن بست مذکرات صلح دوحه است.
توافقنامه عجولانه و غیر کارشناسانۀ خلیل زاد با طالبان دولت بایدن را مجبور ساخت تا در این توافقنامه از سوی دولت جدید امریکا تجدید نظر و تعدیل صورت بگیرد که یکی از اهداف دور تازه‌ای سفر خلیل زاد به کابل اعلام سیاست دولت بایدن به مقامات دولت افغانستان و تعدیلات در نظر گرفته شده در توافقنامه این کشور با طالبان است.
مسألۀ دیگری که در سفر آقای خلیل زاد به کابل دنبال می شود طرح حکومت مشارکتی با حضور 50درصدی طالبان در حکومت است. پس از اینکه طرح دولت موقت با واکنش منفی دولت و مردم افغانستان روبروشده و با شکست مواجه گردید این بار آقای خلیل زاد نسخه‌ تازه‌ای رو کرده است و با طرح حکومت مشارکتی به کابل آمده تا این طرح را با مقامات دولت و سیاست مداران افغانستان شریک ساخته و در مورد آن گفتگو و تبادل نظر نماید.
حکومت مشارکتی مورد نظر آقای خلیل زاد روی دیگر سکه دولت موقت است و به نظر نمی‌رسد با استقبال دولت و سیاست مداران افغانستانی مواجه گردد. زیرا اولا افغانستان دارای دولت قانونی است و برای آوردن صلح نیاز به حکومت مشارکتی نیست و هرگونه انتقال قدرت و دولت سازی باید از طریق انتخابات صورت بگیرد. حکومت مشارکتی نیز نمی تواند صلح را برای افغانستان به ارمغان آورد. در هر طرح صلحی باید ریشه مشکلات و عوامل اصلی بحران باید مورد بررسی قرار گرفته و راه حل اساسی برای آنها در نظر گرفته شود و بدون حل اساسی مشکلات و از بین بردن عوامل بحران زا صلح دایمی مسیر نخواهد شد.
ثانیا اینکه طالبان یک گروه اقلیت است و مشارکت 50 درصدی طالبان در حکومت غیر عادلانه و تنش زاه خواهد بود و برای دیگر بازیگران صحنه افغانستان قابل قبول نیست.
مسأله دیگری
طالبان یک گروه اقلیت است و مشارکت 50 درصدی طالبان در حکومت غیر عادلانه و تنش زاه خواهد بود و برای دیگر بازیگران صحنه افغانستان قابل قبول نیست.
که گفته می‌شود آقای خلیل زاد در این سفر آن را دنبال می‌کند برگزاری یک نشست بزرگ ملی و جهانی برای حل مشکل افغانستان است. نشستی که در آن همه طرفهای درگیر در بحران افغانستان و کشورهای ذی دخل در افغانستان حضور داشته باشند.
به نظر می رسد پس از  بن بست مذاکرات صلح قطر بهترین راه حل برای معضل طولانی مدت افغانستان، برگزاری کنفرانسی مشابه کنفرانس بن با حضور نمایندگان تمامی مردم، احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان و کشورهای همسایه و قدرتهای بزرگ جهانی و ذی دخل در امور افغانستان است. زیرا یکی از مشکلات اصلی سر راه روند صلح افغانستان تضاد منافع کشورها همسایه و قدرتهای خارجی با همدیگر است و این مسأله هرگونه طرح صلحی را با مشکل مواجه کرده و خنثی می سازد.
برای برقراری صلح و ثبات دائمی در افغانستان هم باید جناح‌های داخلی درگیر در بحران افغانستان مشکلات خود را باهم حل نماید و هم کشورهای بیرونی بر سر منافع خود در افغانستان به توافق برسند زیرا بحران افغانستان هم عوامل داخلی دارد و هم عوامل خارجی؛ و توافق کشورهای همسایه و قدرتهای بیرونی برسر منافع شان در افغانستان گره صلح را باز خواهد کرد.
کد مطلب: 95717
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل