تفاوت‌ها و شباهت‌های دولتهای نجیب و غنی احمدزی

هردو دولت دکتر نجیب الله احمدزی و اشرف غنی احمدزی از لحاظ نظامی، و اقتصادی وابسته به حمایت‌های خارجی بود و هست از نظر نظامی هم در زمان دکتر نجیب الله نیروهای نظامی خارجی در افغانستان حضور داشت و وظیفه حمایت از نیروهای ارتش افغانستان را بر عهده داشت و عملا در جنگ با مخالفان دولت درگیر بود و هم حمایت لجستیکی می‌کرد و امکانات و تجهیزات نظامی افغانستان هم از جانب اتحاد جماهیر شوروی سابق تأمین می‌گردید.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۹ جدی ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۱۲
تفاوت‌ها و شباهت‌های دولتهای نجیب و غنی احمدزی
سیر حوادث و تحولات تاریخی افغانستان در 40 سال گذشته بعضا شباهتهایی باهم دارند که گویی تاریخ دارد تکرار می‌شود. در این یادداشت سعی می کنیم تفاوتها و شباهتهای دولتهای دکتر نجیب‌الله احمدزی و دکتر محمد اشرف غنی احمدزی را بررسی و تحلیل نماییم و موقعیتهای سیاسی،
متأسفانه دولت غنی احمدزی نیز گرفتار همان مشکلات است و تعصبات قومی و قبیله‌ای در این دولت هم موج می‌زند و منافع قومی بر مصالح ملی می‌چربد. غنی نیز با همکاری و مشورۀ یک عده تنگ نظر قبیله گرا در پی استحکام قدرت یک قوم و حذف تدریجی اقوام دیگر از قدرت است. قومگرایی نقطه مشترک دولتهای افغانستان اعم از کمونیست، مجاهد، طالبان و تکنوکراتها است.
نظامی و اجتماعی هردو را به بحث و بررسی بگیریم.
شباهت‌ها
1. وابستگی به خارج
هردو دولت دکتر نجیب الله احمدزی و اشرف غنی احمدزی از لحاظ نظامی، و اقتصادی وابسته به حمایت‌های خارجی بود و هست از نظر نظامی هم در زمان دکتر نجیب الله نیروهای نظامی خارجی در افغانستان حضور داشت و وظیفه حمایت از نیروهای ارتش افغانستان را بر عهده داشت و عملا در جنگ با مخالفان دولت درگیر بود و هم حمایت لجستیکی می‌کرد و امکانات و تجهیزات نظامی افغانستان هم از جانب اتحاد جماهیر شوروی سابق تأمین می‌گردید.
از نظر اقتصادی هم نظام کمونیستی افغانستان و دولت دکتر نجیب الله شدیدا به حمایت‌های مالی شوروی وابسته بود و اقتصاد افغانستان بر اثر جنگهای داخلی به کلی فلج گردیده بود و دوام حکومت دکتر نجیب الله بدون حمایت نظامی و اقتصادی اتحاد جماهیر شوری امکان نداشت به همین دلیل پس از خروج نیروهای نظامی شوروی از افغانستان در 26 دلو/بهمن 1367 و قطع کمکهای نظامی و مالی شوروی از سال 1991 حکومت کابل تضعیف شده و سقوط نمود.
2. تعصبات قومی در حکومت
متأسفانه در حکومت کمونیستها که دم از مساوات و برابری می‌زد و یک حکومت ایدئولوژیک به حسب می آمد بازهم رنگ و نژاد بر ایدئولوژی غلبه داشت! به فاصله کوتاهی پس از کودتای 7/ثور/اردیبهشت 1357 و به قدرت رسیدن حزب دموکراتیک خلق افغانستان تنش‌ها و اختلافات قومی بین دوجناح خلق و پرچم حزب دموکراتیک خلق شدت گرفته و باعث تصفیه درون حکومتی گردید و رهبران و اعضای جناح پرچم که عمدتا از فارسی زبان‌ها بودند یا اعدام و یا تبعید شدند.
و در سالهای آخر حکومت کمونیست‌ها نیز این تعصبات قومی بود که باعث سقوط سریع دولت دکتر نجیب الله گردید. ترور نا فرجام سلطانعلی کشتمند نخست وزیر افغانستان و اختلاف شدید با مقامات و ژنرال‌های فارسی زبان در ارتش و نزاع شدید دکتر نجیب الله با ژنرال دوستم رهبر ملیشیای
دولت غنی احمدزی با همه اشکالات و ضعفهایش براساس قانون اساسی و رأی مردم و انتخابات به وجود آمده و مردم هرچند از عملکرد حکومت ناراضی اند اما باز هم در مقابل مخالفان از دولت حمایت می‌کند و خواستار حفظ نظام اند و از سقوط نظام حمایت نمی‌کند.
ازبک سقوط زود هنگام دولت دکتر نجیب الله احمدزی را رقم زد.
متأسفانه دولت غنی احمدزی نیز گرفتار همان مشکلات است و تعصبات قومی و قبیله‌ای در این دولت هم موج می‌زند و منافع قومی بر مصالح ملی می‌چربد. غنی نیز با همکاری و مشورۀ یک عده تنگ نظر قبیله گرا در پی استحکام قدرت یک قوم و حذف تدریجی اقوام دیگر از قدرت است. قومگرایی نقطه مشترک دولتهای افغانستان اعم از کمونیست، مجاهد، طالبان و تکنوکراتها است.
3. جنگ با مخالفان داخلی مورد حمایت اسلام آباد و مستقر در پاکستان 
یکی دیگر از شباهت‌های دولت‌های نجیب و غنی احمدزی جنگ با مخالفان مسلح است. هردو دولت با مخالفان مسلح خود که عمدتا در پاکستان مستقر بود و هست درگیر جنگ و رویاروی نظامی است. 
4. شعار صلح با مخالفان 
دکتر نجیب الله احمدزی با شعار آشتی ملی خواستار صلح و مشارکت مخالفان در حکومت بود که از سوی گروه‌های جهاد مورد قبول واقع نشد. دولت غنی احمدزی نیز خواستار صلح با طالبان و مشارکت آنها در حکومت است که تا کنون از سوی طالبان مورد قبول واقع نشده و طالبان نیز مانند مجاهدین خواستار کنترل همه قدرت است و به مشارکت راضی نمی‌شود.
تفاوتها
1. وابستگی به بلوک غرب
برخلاف دولت دکتر نجیب احمدزی که وابسته به بلوک شرق بود دولت غنی احمدزی وابسته بلوک و قدرتهای غربی است و ایالات متحده امریکا و همپایانش در پیمان ناتو جای شوری و
اشتباه طالبان این است که نه اشرف غنی دکتر نجیب است و نه طالبان مجاهدین، تا بتواند از طریق نظامی حکومت کابل را سرنگون کند زیرا طالبان برعکس مجاهدین که از حمایت مردم و جامعه جهانی برخورد دار بود حمایت مردمی را به همراه ندارد و جامعه جهانی نیز طالبان را نمی خواهد این تنها پاکستان است که از طالبان حمایت می کند و اگر دولت افغانستان رضایت مقامات اسلام آباد را جلب کند و منافع پاکستان را تا حدودی در نظر بگیرد پاکستان دست از حمایت طالبان برخواهد داشت.
پیمان ورشو را گرفته است.
2. ارتش نوپا و ضعیف
دولت دکتر نجیب الله ارتش نسبتا قوی و منظم با امکانات نظامی بهتر و بیشتر و افسران مسلکی و کار آزموده تر در اختیار داشت. ارتش دولت دکتر نجیب مجهز ب مدرن ترین سلاح‌های عصر خود بود انواع جت‌های جنگنده سوخو، هواپیماهای جنگی پیشرفته و تعداد زیادی هلیکوپتر و تانک‌های روسی و موشکهای دور برد و میان برد همچون اسکات، لونا، ارگان و... در اختیار داشت. اما ارتش دولت غنی احمدزی ارتش نوپا با چند فروند هواپیمایی قدیمی و از رده خارج شده و تعدادی معدودی هلیکوپتر و تانک در اختیار دارد که قابل قیاس با ارتش زمان دکتر نجیب نیست.
3. تعدد مخالفان 
دولت دکتر نجیب الله با مخالفان متعدد سیاسی و نظامی روبرو بود و با اتحاد هفتگانه احزاب جهادی مستقر در پاکستان و ائتلاف هشتگانه احزاب جهادی مستقر در ایران می‌جنگید و این مسأله کار دولت نجیب احمدزی را سخت کرده بود. اما دولت غنی احمدزی با یک گروه مخالف رو برو است و آن گروه طالبان است.
4. جایگاه مردمی
تفاوت عمده دولت نجیب احمدزی و غنی احمدزی در پایگاه مردمی و اجتماعی آنهااست. دولت دکتر نجیب الله برآمده از کودتا بود و شخص دکتر نجیب نه با انتخابات عمومی و رأی مردم بلکه با تصمیم اعضای شورای مرکرزی حزب وطن انتخاب شده بود و به دلیل وابستگی به شوروی و ایدئولوژی کمونیستی اش مورد حمایت مردم نبود و از حمایت مردم و جامعه افغانستان محروم بود و مردم افغانستان در تقابل دکتر نجیب و مجاهدین از مجاهدین حمایت می‌کرد و مردم خواستار سرنگونی و سقوط دولت نجیب بود. اما دولت غنی احمدزی با همه اشکالات و ضعفهایش براساس قانون اساسی و رأی مردم و انتخابات به وجود آمده و مردم هرچند از عملکرد حکومت ناراضی اند اما باز هم در مقابل مخالفان از دولت حمایت می‌کند و خواستار حفظ نظام اند و از سقوط نظام حمایت نمی‌کند. این عمده ترین تفاوت و امتیاز دولت غنی احمدزی نسبت به نجیب احمدزی هست و این مسأله رمز بقاء دولت غنی احمدزی خواهد بود. 
نتیجه گیری
سقوط دولت نجیب خواست عموم مردم افغانستان بود و گروه‌های جهادی نیز مورد حمایت مردم قرار داشت و مردم از احزاب جهادی در برابر دولت نجیب حمایت می‌کرد و حمایت مردمی وزنۀ مخالفان را سنگین تر می‌ساخت. از این رو مجاهدین به مشارکت در قدرت با دولت دکتر نجیب رضایت نمی‌دادند و به جز سقوط دولت کابل و برپایی حکومت مجاهدین
آنچه که تاکنون موجب بقا و قدرت گیری طالبان شده نبود ارادۀ سیاسی به دلیل ملاحظات قومی برای سرکوب طالبان است و گرنه دولت افغانستان با حمایت مردمی قدرت سرکوب طالبان را دارد و در صورت شکست مذاکرات صلح بازندۀ اصلی طالبان خواهد بود نه دولت افغانستان. و طالبان نیز با درک این مسأله بهتر است دست از لجبازی و زیاده طلبی بردارد تا صلح و امنیت در کشور برقرار شود .
فکر نمی‌کردند. اما دولت غنی احمدزی با همۀ کم و کاستیها و ضعفهایش مورد حمایت مردم است و مردم از دولت در برابر طالبان حمایت می‌کند و این تنها نقطه قوت دولت غنی است که باید قدر بداند و از آن بخوبی استفاده نماید.
طالبان نیز به مانند مجاهدین به خروج نیروهای خارجی از کشور دلخوش کرده تا پس از خروج نظامیان خارجی از افغانستان با استفاده از نیروی نظامی و جنگ بتواند دولت افغانستان را سرنگون کرده و قدرت را به دست بگیرد اما اشتباه طالبان این است که نه اشرف غنی دکتر نجیب است و نه طالبان مجاهدین، تا بتواند از طریق نظامی حکومت کابل را سرنگون کند زیرا طالبان برعکس مجاهدین که از حمایت مردم و جامعه جهانی برخورد دار بود حمایت مردمی را به همراه ندارد و جامعه جهانی نیز طالبان را نمی خواهد این تنها پاکستان است که از طالبان حمایت می کند و اگر دولت افغانستان رضایت مقامات اسلام آباد را جلب کند و منافع پاکستان را تا حدودی در نظر بگیرد پاکستان دست از حمایت طالبان برخواهد داشت زیرا تدوام جنگ در افغانستان در دراز مدت به نفع پاکستان نیز نخواهد بود و این کشور را از توسعه اقتصادی محروم خواهد کرد. اقتصاد پاکستان شدیدا به توسعه تجارت به آسیای میانه نیازمند است و پاکستان هم برق و گاز کشورهای آسیای میانه نیاز دارد و هم به صلح درافغانستان و ترانزیت کالاهای پاکستانی به آسیای میانه. و از طرفی قدرت نظامی طالبان هم به قدرت نظامی مجاهدین نمی رسد و دولت افغانستان در صورت اراده سیاسی و تصمیم جنگ ب راحتی می‌تواند طالبان را سرکوب نماید. آنچه که تاکنون موجب بقا و قدرت گیری طالبان شده نبود ارادۀ سیاسی به دلیل ملاحظات قومی برای سرکوب طالبان است و گرنه دولت افغانستان با حمایت مردمی قدرت سرکوب طالبان را دارد و در صورت شکست مذاکرات صلح بازندۀ اصلی طالبان خواهد بود نه دولت افغانستان. و طالبان نیز با درک این مسأله بهتر است دست از لجبازی و زیاده طلبی بردارد تا صلح و امنیت در کشور برقرار شود و این به نفع همه است.
کد مطلب: 95304
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل