اهمیت بهداشت فردی و اجتماعی در اسلام

آیت‌الله مکارم شیرازی
اسلام دین پاک و پاکیزه ای است و پاکیزگی را دوست دارد و به آن سفارش می‌نماید و بر اساس آن احکام و قوانینش را تنظیم می‌کند.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۸ حوت ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۱۸
اهمیت بهداشت فردی و اجتماعی در اسلام
اشاره: در نوشتار حاضر اهمیت و جایگاه بهداشت فردی و اجتماعی درآموزه‌های دینی با استفاده از مکتوبات و بیانات آیت‌الله مکارم شیرازی بررسی شده‌است.

***

انسان برای حفظ سلامت جسم خود ناچار است مراقبت‌های مختلف بهداشتی داشته باشد، پیش از خوردن هر نوع غذا و زندگی در هر محیط باید در اموری که ممکن است سرچشمه بیماری‌های گوناگون گردد دقت کند.[۱]
گاهی انسان مجبور است برای پیشگیری از بیماری‌ها تزریق واکسن کند. گاهی باید رژیم‌های خاصی از نظر غذا و غیره را بپذیرد و گاه و بیگاه خود را برای معاینات دقیق طبی در اختیار پزشکان حاذق بگذارد و پس از ابتلای به بیماری و درمان آن، تا مدتی باید برای جبران نقاهت و رفع آثار سوء آن، به تقویت بنیه خویش بپردازد.[۲]
همه این مسائل نشان می‌دهد انسان سالم و نیرومند، سلامت خود را مرهون ده‌ها سال زندگی صحیح با رعایت اصول بهداشتی است؛[۳] در نتیجه همگان باید به سراغ بهداشت و درمان برویم تا سلامت ما تأمین شود.[۴]
در این میان، اسلام دین پاک و پاکیزه ای است و پاکیزگی را دوست دارد و به آن سفارش می‌نماید و بر اساس آن احکام و قوانینش را تنظیم می‌کند.[۵]
نظافت و پاکیزگی در این دین مقدس، آنقدر ارزشمند و مهم است که در برخی روایات، به عنوان بخشی از ایمان از آن یاد شده‌است‏؛[۶] یعنی مسلمانی که طهارت و نجاست و نظافت را رعایت نمی‌کند ایمانش کامل نیست.[۷]
این دین پاک و مبری از هرگونه تحریف و پیرایه، دستوراتی در زمینه نظافت فردی دارد و نیز به نظافت اجتماعی سفارش می‌کند. عمل کردن به این دستورات، مخصوصاً در عصر و زمان ما، لازم و ضروری است.[۸]
آنچه که در این نگاشته مطرح می‌شود، بخشی از مسائلی است که این دین پاک آسمانی، در این زمینه مطرح کرده‌است. امید است که بدان توجه و سپس عمل کنیم.[۹]

بهداشت فردی و عمومی در فرهنگ اسلامی در یک نگاه
انسان مجموعه ای است از جسم و جان و روح و تن و طبعاً دستورات آسمانی ما جامع میان ماده و معنا و برای تکمیل هر دو جنبه است. از جمله دستورات خداوند برای تربیت جسم و پرورش اندام ما و مزایای بهداشتی و در جست‌وجوی فواید طبی و بهداشتی می‌باشد.[۱۰] چرا که طب جسمانی، رابطه نزدیکی با طب روحانی دارد؛ به بیان دیگر مسائل مربوط به سلامت جسم رابطه نزدیکی با سلامت روح دارد، ازاین رو سلامت جسم نیز مورد توجه اسلام بوده‌است.[۱۱]
در این بین از استحباب پوشیدن لباس نظیف و گرفتن ناخن و زدودن تار عنکبوت و نخوردن آب از کوزه شکسته و پرهیز از آبی که خودش یا دیگری در آن غسل کرده‌است گرفته، تا حتی نمازها و نیایش‌ها و راز و نیاز با خدا می‌تواند علاوه بر آثار اخلاقی و معنوی و روحانی، به خاطر اثرات مفید «روان تنی» و وسیله ای برای تسکین آلام روحی و دردها و اضطراب‌ها مورد توجه قرار گیرد.[۱۲]
از سوی دیگر امروزه کتاب‌هایی به نام طب النبی (صلی‌الله علیه وآله)‏ و طب الائمه (علیهم‌السلام) و طب الرضا (علیه السلام)‏ در اختیار داریم که در آنها سخن از یک رشته دستورات طبی و بهداشتی نقل شده از معصومین (ع) است، گاه نیزاشاراتی از قرآن مجید در آنها دیده می‌شود؛ مثلاً امروز دانشمندان غذاشناسی آثار فوق‌العاده‌ای برای عسل قائلند و هرچه زمان می‌گذرد خواص بیشتری برای آن در بهداشت و درمان بیماری‌ها کشف می‌کنند.[۱۳]
این در حالی است که قرآن مجید با صراحت می‌گوید: «فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ؛[۱۴] در آن، شفا برای مردم است»؛ و همچنین تعبیرات دیگری که پرده از روی مسائل بهداشتی و درمانی برمی‌دارد؛ از جمله دستور معروف پیامبر (ص) بر اینکه تا گرسنه نشده‌اید غذا نخورید و تا کاملاً سیر نشده‌اید دست از غذا بکشید[۱۵] که در واقع ناظر به آیه شریفه‏ «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا، (از نعمت‌های الهی) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید».[۱۶] است.[۱۷]
همچنین بسیاری از دستورهایی که در زمینه نوشیدنی‌ها و غذاهای حلال و حرام وارد شده مربوط به تأثیرات خوب و بد آنهاست؛ تحریم شراب و مواد مخدر، تحریم گوشت حیوانات درنده، خوردن خون و گوشت مردار و ماهیانی که در آب مرده‌اند و امثال اینها همگی ارتباط نزدیکی با زیان‌های بهداشتی آنها دارد.[۱۸]
توصیه به خوردن میوه‌ها و سبزی‌ها و دانه‌های غذایی ارتباط آشکاری با فوائد بهداشتی آنها دارد. روایات طبی نقل شده از پیغمبر اکرم و ائمه هدی (علیهم‌السلام) نیز با صراحت این مسائل را بازگو می‌کند.[۱۹]
 نگاهی گذرا به عنوان بهداشت در فقه اسلامی نیزجامعیت و شمول آن را نسبت به دو حوزه فرد و اجتماع به اثبات می‌رساند؛ شاهد این سخن در حوزه فرد، وجود کتاب طهارت و نجاست در فقه است برای حفظ مسائل بهداشتی و کتاب‌های اطعمه و اشربه برای رهایی از غذاهایی که یا ضرر جسمی دارد یا ضرر معنوی و اخلاقی و در حوزه جامعه نیز تحریم بعضی از تصرف‌های زیانبار در طبیعت که محیط‌زیست را ویران می‌کند به‌طور کلی تحریم اضرار به نفس و آنچه برای سلامت جسم و جان انسان‌ها خطرآفرین است (و ممکن است خود انسان خطر آنها را هنوز در نیافته باشد).[۲۰]
از مجموع آموزه‌های اسلامی که شرح همه آنها به طول می‌انجامد به خوبی استفاده می‌شود که چگونه اسلام یک نهضت علمی نیرومند را پایه‌گذاری کرد و به همین دلیل با گذشت دو سه قرن این نهال برومند رشد و نمو کرد و شاخ و برگ آن سراسر جهان اسلام را زیرپوشش خود قرار داد و چنان به ثمر نشست که در مدت کوتاهی کتاب‌های فراوان در رشته‌های مختلف علمی به‌ویژه در طب بهداشت‏، تألیف و تصنیف شد؛ که بخشی از آن به صورت ترجمه و بخش دیگری به صورت تحقیقات جدید دانشمندان اسلام، در رشته‌های مختلف علمی انتشار یافت.[۲۱]

پیشگیری مقدم بر درمان است
طب امروز در حقیقت به دو بخش تقسیم می‌شود: «طب درمانی» و «طب بهداشت». منظور از طب درمانی روشن است؛ اما منظور از طب بهداشت، پیشگیری از بوجود آمدن بیماری‌ها و از بین بردن عوامل آن است و از آنجا که جلوگیری از پیدایش بیماری به مراتب آسان‌تر از درمان آن است، بهداشت، اهمیت فوق‌العاده‌ای در حیات افراد و سرنوشت اجتماعات دارد و لذا بودجه‌های سنگینی صرف آن می‌شود.[۲۲] و سازمان و تشکیلاتی برای بهداشت‏، درمان و تولید دارو، همراه با بیمارستان‌های مجهز احداث می‌شود.[۲۳]
این نکته نیز بسیار قابل دقت است که معمولاً طب پیشگیری (بهداشت‏) از طب درمانی مؤثرتر، کم هزینه‌تر و به‌طور کلی مفیدتر است و ضایعات آن به مراتب، کمتر می‌باشد.[۲۴] لذا کسانی که برای هزینه بهداشت خویش سختگیرند باید بدانند این مسئله خود، سبب می‌شود که دو یا چند برابر آن را صرف درمان بیماری‌ها کنند![۲۵]
روی این اصل، جلوگیری از بروز این‌گونه حوادث با تدبیرهای پیشگیرانه، بسیار امید بخش‌تر است تا پرداختن به اصلاح بعد از بروز فساد.[۲۶]
در این میان نقش سازمان‌های درمانی برای رسیدن به این منظور انکار ناپذیر است، این سازمان‌ها می‌توانند از طریق تعلیم پیگیر و آموزش مستمر به افراد، نیرو و توان دهند که در برابر عوامل فساد «مصونیت» پیدا کنند و به هنگام بروز یک بیماری به «واکسیناسیون» عمومی افراد بپردازند و محیط بدن را برای پرورش میکروب‌های بیماری‌زا نامساعد می‌کنند.[۲۷]

بهداشت فردی در آینهٔ روایات
نمی‌توان انکار کرد که بسیاری از حوادث دردناک زندگی انسان از خود او سرچشمه می‌گیرد، مثلاً بسیاری از بیماری‌ها به خاطر بی‌اعتنائی به اصول بهداشت و حفظ الصحه یا افراط در غذا و پرخوری، یا عدم دقت در نظافت یا عدم تحرک و گوشه‌گیری، یا عدم پرهیز از مناطق آلوده، یا اشخاص آلوده، حاصل می‌شود و اگر انسان اصول و قوانینی را که خدا در عالم آفرینش و تکوین مقرر داشته رعایت کند، گرفتار آنها نمی‌شود.[۲۸]
لذا در روایات اسلامی و گفتار امامان معصوم (ع) از هر عاملی که موجب ناپاکی و کثیفی می‌شود نهی شده و به هر امری که باعث پاکیزگی و بهداشت فردی می‌شود تأکید شده‌است. به عنوان نمونه امام باقر (ع) می‌فرماید: «ناخن‌ها به این خاطر گرفته می‌شوند که آنها محل خوابگاه (تجمع) شیطان (میکروب) است».[۲۹]
رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله) دندان چند نفر از مسلمانان را زرد دید، به آنها فرمود: «چرا دندان‌های شما زرد و کثیف است؟ چرا مسواک نمی‌زنید؟»[۳۰]
از آنجا که سبیل بلند، کمین‌گاه میکروب خواهد شد و عملی بر خلاف بهداشت و نظافت است، پیامبراکرم برای فهماندن مطلب به مردم عصرش، به جای میکروب، از شیطان نام برده، چرا که شیطان در اصل به معنای هر موجود موذی است؛ و چنین فرمود: «لا یُطَوِّلنَّ اَحدکم شاربَهُ، فانَّ الشِّیطانَ یتّخذهُ مخبَأیستَتِرُ بِهِ؛ قطعاً هیچ‌یک از شما سبیل خود را بلند نکند، زیرا اگر بلند کند، شیطان آن را کمینگاه خود قرار می‌دهد».[۳۱]
امام کاظم (ع) فرمود: «العِطرُ مِن سُنَنِ المُرسَلِینَ‏؛ استفاده از عطر، از شیوه‌های رسولان خداست».[۳۲]
و نیز امام صادق (ع) فرمود: «کَانَ رَسُولُ‌اَللهِ یُنْفِقُ عَلَی اَلطِّیبِ أَکْثَرَ ما [مِمَّا] یُنْفِقُ عَلَی اَلطَّعَامِ؛ رسول خدا (ص) آنچه را که برای مصرف عطر و بوهای خوش خرج می‌کرد، بیشتر از آن بود که برای غذا مصرف می‌کرد».[۳۳]
رسول خدا فرموده‌است: «با هر چیزی که توان دارید نظافت کنید، چرا که خداوند متعال، اسلام را بر اساس نظافت بنا کرده‌است و جز انسان پاکیزه و پاک وارد بهشت نشود».[۳۴]
مطابق روایات فراوان، پرداختن به نظافت در روز جمعه، بسیار خوب است، از جمله شستن سر با خطمی[۳۵] سبب رهایی از جذام و برص و جنون می‌شود،[۳۶] و در روایات متعددی از امام صادق (ع) آمده‌است که گرفتن ناخن و شارب در روز جمعه، سبب فزونی روزی می‌شود.[۳۷]

رابطه وضو و غسل با بهداشت جسمانی
بدون شک «وضو» دارای فایده روشن بهداشتی است؛ از نظر بهداشتی شستن صورت و دست‌ها، آن هم پنج یا لااقل سه بار در شبانه‌روز، اثر قابل ملاحظه‌ای در نظافت بدن دارد، مسح کردن بر سر و پشت پاها، که شرط آن رسیدن آب به موها، یا پوست بدن است، سبب می‌شود که این اعضا را نیز پاکیزه بداریم، ضمن اینکه تماس آب با پوست بدن، اثر خاصی در تعادل اعصاب «سمپاتیک» و «پاراسمپاتیک» دارد.[۳۸]
همچنین وجوب غسل جنابت یک الزام اسلامی برای پاک نگه داشتن بدن و رعایت بهداشت‏، در طول زندگی است؛ زیرا بسیارند کسانی که از نظافت خود غافل می‌شوند، ولی این حکم اسلامی آنها را وادار می‌کند که در فواصل مختلفی خود را شستشو دهند و بدن را پاک نگاه دارند، این موضوع، اختصاصی به مردم اعصار گذشته ندارد، در عصر و زمان ما نیز بسیارند کسانی که به علل مختلفی از نظافت و بهداشت تن غافلند. (البته این حکم بصورت یک قانون کلی و عمومی است حتی کسی را که تازه بدن خود را شسته شامل می‌شود).[۳۹]
در نتیجه، از آنجا که نمازگزار در برخی از مواقع همه بدن را باید به عنوان «غسل» بشوید و معمولاً در شبانه‌روز چند بار وضو بگیرد و پیش از غسل و وضو تمام بدن را از هر نوع کثافت و آلودگی پاک سازد؛ ناچار یک فرد تمیز و نظیف خواهد بود. از این نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت که یک امر حیاتی است کمک می‌کند.[۴۰]

اهمیت و جایگاه پزشکی در اسلام
جامعه توسعه یافته، افزون برداشتن بهداشت و نظافت مطلوب، نیازمند دارو و درمان کافی و استاندارد است که بتوان بیماران را به آسانی و با پزشکان حاذق و بیمارستان‌های مجهز درمان کرد.[۴۱]
در کلمات بزرگان دین، وجود طبیب حاذق برای هر جامعه‌ای ضروری دانسته شده‌است؛ امام صادق (ع) فرمود: «لا یَستَغنی أهلُ کُلِّ بَلَدٍ عَن ثَلاثَةٍ یَفزَعُ إلَیهِم فِی أمرِ دُنیاهُم وآخِرَتِهِم، فَإِن عَدِموا ذلِکَ کانوا هَمَجاً: فَقیهٍ عالِمٍ وَرِعٍ، و أمیرٍ خَیِّرٍ مُطاع، و طَبیبٍ بَصیرٍ ثِقَهٍ؛ مردم هر شهری نیازمند به سه گروهند که در امر دنیا و آخرتشان به آنها مراجعه کنند که اگر آنها نباشند، اوضاع آنان نابسامان است: فقیه آگاه و پرهیزکار، فرمانروای نیکوکار و مورد پذیرش و طبیب آگاه و مطمئن».[۴۲]
وجود طبیب ماهر در کنار فقیه پرهیزکار و فرمانروای نیکوکار و مورد قبول جامعه، نشان از اهمیت وجود پزشکان متخصص و متعهد در جامعه است.[۴۳]
در عصر رسول خدا (ص) گاه برای کسانی که جراحت سختی داشتند، پیامبر دستور می‌داد برای او طبیب حاضر سازند. از جمله نقل شده‌است که شخصی در زمان پیامبرمجروح شد؛ رسول خدا فرمود: «ادْعُوا لَهُ طَبِیبَ‏؛ برای او طبیب حاضر سازند». برخی‌ها گفتند: آیا او نیاز به طبیب دارد و آیا طبیب می‌تواند برای او کاری کند: «هَل یُغنی عَنهُ الطَّبیبُ؟»، رسول خدا فرمود: «إِنَّ اللهَ عز وجل لَمْ یُنْزِلْ دَاءً إِلَّا أَنْزَلَ لَهُ شِفَاءً؛ خداوند متعال برای هر دردی درمانی فرستاده‌است (که باید سراغ آن رفت و از آن بهره گرفت)».[۴۴]
این بخش از تاریخ پیامبرنشان می‌دهد که در مدینه یا اطراف آن اطبایی بودند که برای درمان مجروحان از آنها استفاده می‌شد؛ علاوه بر آن می‌رساند که رسول خدا دارو و درمان بیمار را به قضا و قدر الهی و مانند آن واگذار نمی‌کرد، بلکه از مسیر طبیعی خود استفاده می‌کرد، که در واقع نشانگر اهتمام آن حضرت به طب و طبیب در آن جامعه است و در واقع قضا و قدر این است که مردم در این‌گونه امور به دنبال عالم اسباب بروند.[۴۵]
از اطبای معروف عصر رسول خدا حارث بن کلده است. در تاریخ آمده‌است، روزی رسول خدا آن حضرت به عیادت سعدبن ابی‌وقاص رفت؛ و چون بیماری او مشکل قلبی بود به او فرمود، سراغ حارث بن کلده برود تا وی را درمان کند.[۴۶]
دستورات طبی که از ناحیه پیامبر اکرم و ائمه معصومین (ع) به مردم ارائه می‌شد و توجهی که به سلامتی مردم در بیانات آنها آمده نیز همگی حاکی از برجستگی این حقیقت در مسیر رشد و توسعه جامعه است. البته در آن زمان که مسائل طبی و اجتماعی، گسترش امروز را نداشت در آن شکل محدود عمل می‌شد.[۴۷]

خود درمانی ممنوع!
اسلام دستور داده علاوه بر رعایت بهداشت، اگر بیمار شدید به سراغ پزشک و دارو بروید، حتی اگر طبیب کافر باشد، چنان‌که به هنگام ضربت خوردن علی (ع) طبیب نصرانی برای آن حضرت آوردند.[۴۸]

بهداشت اجتماعی در اسلام
تردیدی نیست که از شاخصه‌های توسعه یافتگی، داشتن محیط پاکیزه، شهر و خیابان و کوچه تمیز و هوای پاک و غذا و آب سالم و بهداشتی است، زیرا توسعه به مفهوم عام، شامل گستردگی زندگی در تمام جنبه‌های مثبت می‌شود که یقیناً بهداشت و نظافت از ارکان آن است.[۴۹]
لذا جامعه ای مورد ستایش اسلام است که از سطح مطلوب نظافت و بهداشت برخوردار باشد؛ خوراک و آب آشامیدنی سالم و وسایل شستشو و حمام در آن در حد استاندارد وجود داشته، از پلشتی‌ها دور باشد و مردم آن آلوده نباشند.[۵۰]
پیامبر اکرم (ع) فرمود: «بِئْسَ الْعَبْدُ الْقَاذُورَهُ؛ آدم کثیف و ژولیده بد آدمی است».[۵۱]
گاه پیامبر افرادی را می‌دید که رعایت نظافت نمی‌کنند، آنها را نکوهش می‌کرد که آیا این شخص چیزی برای پاک کردن لباسش پیدا نکرده؟!.[۵۲]
قرآن کریم از نعمت‌های خداوند را فروفرستادن آب تمیز و پاک کننده می‌داند: «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُوراً؛[۵۳] و از آسمان، آبی طاهر و مطهّر نازل کردیم».[۵۴]
در دستورات دین، از آلوده کردن آب پرهیز داده شده و پیامبرحتی بول کردن در کنار رودخانه را ناپسند (مکروه) شمرده‌است.[۵۵]
هوای سالم و ناآلوده از اموری است که در بهداشت محیط و سکونت مطلوب مؤثر است. در رهنمودهای بزرگان دین داشتن هوای پاک و سالم از شرایط محل سکونت دلپذیر شمرده شده‌است: «لاتَطیبُ السُکنی إلاّ بِثَلاثٍ: الهَواءِ الطَّیِّبِ…؛ محل سکونت پاک نمی‌شود مگر با سه چیز: هوای پاک و…».[۵۶]
معاشرت‌ها و حضور در مراکز عمومی صحیح نیست
در خاتمه و با توجه به شرایط پیش آمده و پیدا شدن علائمی از ابتلای گروهی از مردم به ویروس کرونا، لزوم رعایت نکات بهداشتی ضروری است.
همچنین باید بر اعصاب خود مسلط باشیم و از ترس و استرس پرهیز کنیم.
خوب است در تمام خانه‌ها زیارت عاشورا و حدیث کسا خوانده شود، زیرا این دو به همه روحیه می‌دهد و آثار گرانبهایی دارد.
باید دانست از جمله مسائلی که بر هر انسانی واجب است، حفظ جان و سلامت است و اگر در این زمینه کوتاهی کند، در پیشگاه خداوند مسئولیت دارد، لذا در این مقطع زمانی معاشرت‌ها و حضور در مراکز عمومی صحیح نیست.
بی‌تردید اگر مردم به وظایف خود از نظر بهداشتی به‌درستی عمل کنند، ان‌شاالله مشکلی نخواهد بود و ما هم دعا می‌کنیم و امیدواریم مؤثر واقع شود.[۵۷]

پانوشت‌ها
۱و۲. زندگی در پرتو اخلاق، ص۶۴. چ
۳. مثال‌های زیبای قرآن، ج‏۱، ص۳۲۴.
۴. پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان، ص۳۷۰.
۵. احکام بانوان، ص۲۷.
۶. بحار الأنوار، ج ۵۹، ص ۲۹۱.
۷، ۸ و۹. احکام بانوان، ص۲۷.
۱۰. پاسخ به پرسش‌های مذهبی، ص۲۷۴.
۱۱. برای اطلاعات بیشتر، ر.ک. دائرهًالمعارف فقه مقارن، ج ۱، ص ۶۵-/ ۷۲؛ (پیام امام امیر المومنین، ج‏۱۳، ص۷۰).
۱۲. پاسخ به پرسش‌های مذهبی، ص۲۷۴.
۱۳ پیام امام امیرالمؤمنین، ج‏۱۳، ص۶۸.
۱۴. نحل، ۶۹.
۱۵. بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۲۹۰.
۱۶. اعراف، ۳۱.
۱۷، ۱۸ و ۱۹. پیام امام امیرالمؤمنین، ج‏۱۳، صص۶۸ و۶۹.
۲۰. دائرهًالمعارف فقه مقارن، ج‏۱، ص۶۸.
۲۱. پیام قرآن، ج‏۱۰، ص۲۵۹.
۲۲. زندگی در پرتو اخلاق، ص۳۴.
۲۳. خطوط اقتصاد اسلامی، ص۶۰.
۲۴. مدیریت و فرماندهی در اسلام، ص۷۷.
۲۵. یکصد و پنجاه درس زندگی (فارسی)، ص۷۷.
۲۶ و۲۷. مدیریت و فرماندهی در اسلام، ص۷۷.
۲۸. پیام قرآن، ج‏۴، ص۵۲۶.
۲۹. مکارم‌الاخلاق، ص ۷۲؛ (گفتار معصومین (ع)، ج‏۱، ص۸۷).
۳۰. فروع کافی، ج ۶، ص ۴۹۵؛ (گفتار معصومین (ع)، ج‏۱، ص۸۷).
۳۱. فروع کافی، ج ۵، ص ۴۴۸؛ (گفتار معصومین (ع)، ج‏۱، ص۸۷).
۳۲. فروع کافی، ج ۶، ص ۵۱۱؛ (گفتار معصومین (ع)، ج‏۱، ص۸۸).
۳۳. فروع کافی، ج ۶، ص ۵۱۲؛ (گفتار معصومین (ع)، ج‏۱، ص۸۸).
۳۴. میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۹۳؛ (گفتار معصومین (ع)، ج‏۱، ص۸۸).
۳۵. گیاه دارویی.
۳۶. کافی، ج ۳، ص ۴۱۸، ح ۷ و ۱۰.
۳۷. کافی، ج ۳، ص ۴۱۸، ح ۵؛ (کلیات مفاتیح نوین، ص۹۷۶).
۳۸. احکام بانوان، ص۳۹.
۳۹. تفسیر نمونه، ج‏۴، ص۲۹۴.
۴۰. پاسخ به پرسش‌های مذهبی، ص۲۸۶.
۴۱. دائرهًالمعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۷.
۴۲ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۵، ح ۵۹؛ (دائرهً‌المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۸).
۴۳. دائرهً‌المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۸.
۴۴. مصنف ابن ابی‌شیبه، ج ۵، ص ۴۲۱، ح ۱؛ (دائرهًالمعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۸).
۴۵. دائرهًالمعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۸.
۴۶. ر.ک. معجم الکبیر طبرانی، ج ۶، ص ۵۰؛ الجرح والتعدیل ابن أبی حاتم رازی، ج ۳، ص ۸۷؛ اسد الغابه، ج ۱، ص ۳۲۲ والاصابه، ج ۱، ص ۶۸۷(در المعجم الکبیر، نام او سعد بن ابی رافع ذکر شده ولی در بسیاری دیگر از کتاب‌ها نام او سعد بن ابی‌وقاص آمده‌است)؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۸).
۴۷. دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۸.
۴۸. اخلاق اسلامی در نهج‌البلاغه (خطبه متقین)، ج‏۱، ص۲۰۷.
۴۹ و۵۰. دائرهًالمعارف فقه مقارن، ج‏۲، صص ۲۱۷ و۲۱۶.
۵۱. کافی، ج ۶، ص ۴۳۹، ح ۶؛ (دائرهًالمعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۶).
۵۲. مسند ابی‌یعلی، ج ۴، ص ۲۳؛ (دائرهً‌المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۶).
۵۳. فرقان، ۴۸.
۵۴. دائرهًالمعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۶.
۵۵. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۲۳۰، ح ۹)؛ (دائرهً‌المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۶).
۵۶. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۴، ح ۴۶؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۲، ص۲۱۶).
۵۷. بیانات در تاریخ ۳/۱۲/۱۳۹۸.
کد مطلب: 92280
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل