۲۲ حوت؛ جرح مرض و مرهم درد نه انشقاق تشیع

طوریکه همگان می‌دانند صدها سال است شیعه در افغانستان مشتمل بر هزاره‌ها، سادات، بیات، قرلق قزلباش، خلیلی، اقوامی از قندهار، هرات و… را شامل می‌شده‌اند.
تاریخ انتشار : شنبه ۲۴ حوت ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۴۲
۲۲ حوت؛ جرح مرض و مرهم درد نه انشقاق تشیع
طوریکه همگان می‌دانند صدها سال است شیعه در افغانستان مشتمل بر هزاره‌ها، سادات، بیات، قرلق قزلباش، خلیلی، اقوامی از قندهار، هرات و… را شامل می‌شده‌اند.
این در حالی است که از دیرباز و بر اساس مستندات تذکره ای و اداری، این قومیت‌ها (مشخصا سادات) در طول تاریخ زیست شان در افغانستان بنام همان قوم یا ملیت شان شناخته و درج شده‌اند و امتیازات و حقوق شهروندی و بالمتقابل تکالیف شان در برابر قانون بر همان اساس سنجیده می‌شده‌است.
اینکه در نفس خود تفکیک ملیتی از دیرباز درست بوده یا نه و اساساً بر مبنای ضوابط رشد یافته و مترقی سیستم‌های اداری و سیاسی (کشورهای توسعه یافته و…) می‌باید تمام اقوام و ملیت‌ها تحت یک عنوان «مورد اتفاق» محسوب شوند فعلاً از موضوع و حوصله بحث حاضر خارج است.
آنچه مطمع نظر این نبشتار است ملزومات و تعاریف حقوق شهروندی و تابعیتی پذیرفته شده فعلی بر اساس مصوبات و فرامین جاری افغانستان است.
با این همه تأکید و باور ما اینست که روابط و مناسبات دو قوم بارز تشیع افغانستان یعنی «هزاره و سادات» از وجوه مشترکات فراوان عقیدتی، فکری و احساسی حکایت داشته، دارد و برخلاف تبلیغ منفی بدخواهان و متوهمان توطئه باز هم خواهد داشت.
القصه… پس از گذراندن مدت‌های مدید و در سه چهار دهه اخیر و پس از ورود نمودن شوونیست‌ها و خوانین و برخی تازه به دوران رسیده‌ها، کجروها و بقولی «نوین» های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، علمی_تحصیلی و حتی حوزوی در بدنه جامعه برادران متدین و همدل هزاره، داستان تلخی بنام «سادات زدایی» با هجمه‌های انکار، اتهام، افتراء، عقده گشایی، وهن و لجن پراکنی رسانه ای در جامعه هزاره علیه بدنه سادات (عام تا خاص) رقم خورد.
ما اذعان داریم که برخی سادات بموازات برخی هزاره‌های افراطی در برخی موارد و شئونات خالی از اشتباه یا افراط و تفریط نبوده‌اند ولی باور داریم که تشکیلات یا سازمان برهم زننده هدفمند و تخریب کننده نیز بوجود نیاورده یا علیه برادران هزاره اقدام جمعی تشکیلاتی یا رسانه ای نیز نکرده‌اند.
با این اوصاف و در پی افزایش برخی تنش‌ها، محرومیت‌ها، تحقیر و نفرت ها؛ جامعه «سادات» و بالاخص عقلا و دلسوزان مکتبی و فرهنگی آن می‌باید بفکر چاره و جرح تعدیل بنفع کلیت تشیع و مردمان مؤمن دو قوم می‌افتاد و چنین هم شد تا همزمان با پروسه تنظیم شهروندی تذکره‌های برقی (الکترونیکی)، استقلال خواهی حقوقی سادات در کنار دیگر اقوام بعنوان راهکار شفاف سازی، تقلیل برخی اصطکاک‌ها و در نتیجه زایش مجدد پیوندها و علقه‌های جراحی شده و بهبود یافته بدنه تشیع بعنوان «استراتژی بازیابی سادات تشیع» تثبیت گردد.
بر این اساس با همت عمومی و مردمی تمام قشرها بالاخص جوانان، قلم بدستان، پیشکسوتان، اساتید و آگاهان سادات پس از چندین ماه و کمی بیش از یک سال مطالبه رسانه ای و امضای طومارهای گسترده مردمی (داخل افغانستان و خارج از آن) در ۲۲ حوت ۱۳۹۷ اعلام رسمی شدن سادات افغانستان بعنوان قوم مستقل از سوی دستگاه‌های اجرایی، حقوقی و عالی افغانستان در دوره اول ریاست جمهوری آقای «اشرف غنی احمدزی» اعلام گردیده و نافذ گردید.
در طول زمان این مطالبات و پس از آن عکس العمل‌های متفاوت در دو گروه عمده موافقان و مخالفان_منتقدان_مهاجمان با اهداف و انگیزه‌های حزبی مختلف تبارز نمود و هنوز هم دارد.
آنچه مخالفان بر محور آن پا می‌فشردند ایجاد دوگانگی، گسست و تضعیف جامعه تشیع به بهانه استقلال خواهی قوم سادات بود امری که برای موافقان نیز دغدغه بود ولی نه به اندازه تهدیدی که از ناحیه نفرت پراکنان لائیک و بعضاً سکولار قوم هزاره تا آن زمان عملیاتی شده بود و چندان با مخالفت یا محکومیت کف جامعه هزاره و اکثر بزرگان شان روبرو نشد!
ما موافقان تفکیک قومی بر این باوریم که عامل اصلی تباه کننده رفاقت‌ها، برادری‌ها و اهداف آرمانی_مذهبی در کلیت جامعه افغانستان و این دو قومیت فقط یک چیز و آن هم تقسیم ناعادلانه فرصت‌ها، قدرت و منابع است.
امری که همواره باعث لطمه به قومیت‌ها بخصوص سادات در افغانستان شده‌است. بسیار خوب آیا اینها تهدید نبوده و نیست؟ اینها آشوب‌های بالقوه و بالفعل در کل جامعه افغانستان و بخصوص تشیع نیست؟ اینها آرامش قبل از طوفان برای برچیدن تمام قامت مذهب پیش از رسیدن داعش و طالب نیست؟! آیا نباید غده‌های سرطانی را جراحی و تعدیل می‌کردیم؟!
 آنچه آمد واقعیات عینی و ملموس سادات در میان برادران هزاره و هم مذهب ما بخصوص فعالان فرهنگی و اجتماعی آنهاست.
ما می‌پرسیم اشخاصی که بر همین «قومیت واحد سید و هزاره» اصرار داشتند، چه راهکاری برای جرح و تعدیل یا اصلاح آن داشتند یا دارند؟ آیا عزم عمومی ملیت هزاره و رهبرانش خواهد توانست دهان‌ها و قلم‌های کینه‌توز، هتاک و سراسر کینه و عداوت را به انزوای آشکار و محکومیت بکشاند؟! آیا اشتهای سیری ناپذیر تمامیت‌خواه، سلطه گر را در افغانستان و حتی در همین دنیای مهاجرت کنترول خواهند توانست؟ آیا با آن همه نفاق و بدبینی، تهاجم و مغزشویی علیه سادات، اذهان مشوش شده جوانان هزاره در داخل و خارج افغانستان قابل تغییر است؟! چه ضمانت اجرایی وجود دارد که مانند گذشته تا به حال، حقوق و مزایای سادات و سهم شان در تقسیم و سهم دادن عادلانه منابع مختلف اقتصادی - سیاسی و فرصت‌های علمی (سهمیه‌های دانشجویی و…) محفوظ بماند.
آیا این همه توهین، افتراء علیه بزرگان و نام آوران تشیع و سادات و تهاجم، محرومیت و تضییع حقوق عوام سادات در مناسبات سردمداران قومیت هزاره تا اینجای کار عیناً همان «ننگ مذهبی، رزائل اخلاقی، خسران و زیان مادی و معنوی و…» که در برخی نوشتارهای مشابه ادعا و پیش‌بینی می‌کنند و مسئولیت اش را بی اساس متوجه ما می‌سازند نیست؟!
پاسخ، رسیدگی و پیگیری و حل این نواقص مهم و حساس؛ راهکاری بسیار عمیق‌تر، راهبردی تر، علمی تر و عقلانی تر از برخی بزرگنمایی‌های رسانه ای جناحی و قلمی را می‌طلبد. ما به اهمیت اهداف و عواطف مشترک مان واقفیم و نخواهیم گذاشت ذره ای لطمه به محورهای اصلی و وجوه مشترک مان وارد آید ولی بیان برخی عواطف مذهبی و دست گذاشتن روی احساسات و باورهای مشترک عزیزان هزاره و سادات باید با تدبیر و عقلانیت اجتماعی، تخصصی و مسئولیت پذیری همراه باشد. تحکیم عُلقه‌های مودت و اخوت دو قومیت و سایر قومیتهای افغانستان فقط با اصلاحات و توزیع عادلانه فرصت‌ها، ثروت‌ها و قدرت سیاسی و اجتماعی میسر است نه با غلیان احساسات، تلقین سیاه نمایی‌ها و تحریک عواطف اجتماعی و مذهبی و بلند کردن پیراهن عثمان!
سید روح الله ظهوری حسینی
کد مطلب: 92251
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل