صلح آمریکا و طالبان به معنای پایان جنگ علیه مردم افغانستان نیست

گزارش‌هایِ اولیه نشان می‌دهد که گفت‌وگوهای صلحِ آمریکا با طالبان از همان جایی آغاز شده که پایان یافته بود. اگر چنین باشد، باید به زودی منتظر نتیجهٔ این گفت‌وگوها بود، مگر این‌که اتفاقِ تازه‌ای بیفتد و گفت‌وگوها را باز دچار بُن‌بست کند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۸ قوس ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۴۹
صلح آمریکا و طالبان به معنای پایان جنگ علیه مردم افغانستان نیست
گفت‌وگوهای صلحِ آمریکا با هیئت طالبان در قطر، دوباره پس از سه ماه توقف از سر گرفته شده‌است. این‌بار دو طرف با اُمیدواریِ بیشتری این گفت‌وگوها را آغاز کرده‌اند. ظاهراً طالبان نیز این‌بار با آمادگیِ بیشتر می‌خواهند در گفت‌وگوها شرکت کنند. گزارش‌هایِ اولیه نشان می‌دهد که گفت‌وگوهای صلحِ آمریکا با طالبان از همان جایی آغاز شده که پایان یافته بود. اگر چنین باشد، باید به زودی منتظر نتیجهٔ این گفت‌وگوها بود، مگر این‌که اتفاقِ تازه‌ای بیفتد و گفت‌وگوها را باز دچار بُن‌بست کند. این خطر همواره وجود دارد که یکی از طرف‌های مذاکره‌کننده به هر دلیلِ ممکن نسبت به ادامهٔ گفت‌وگوهای صلح بی‌رغبت شود. طالبان تلاش دارند که بیشترین امتیاز را از این گفت‌وگوها به‌دست آورند. به همین دلیل، هیئت طالبان به شکلی در گفت‌وگوهای صلح شرکت می‌ورزد که گویا هیچ اهمیتی برای آن قایل نیست و این جانبِ امریکاست که می‌خواهد این گفت‌وگوها به نتیجه برسد. طالبان می‌خواهند این تصویر را ارایه کنند که برندهٔ میدان جنگ بوده‌اند و اگر گفت‌وگوهایی نیز صورت می‌گیرد، به دلیل شکست طرفِ مقابل در میدان جنگ بوده و اگر جنگ به صورتِ فعلی ادامه پیدا کند، این گروه به‌زودی از راه نظامی به هدف‌هایِ خود دست پیدا می‌کند.
متأسفانه این تصویر تا حدودی به دلیل ضعفِ حکومتِ افغانستان و عدم تمایل آمریکا به ادامهٔ جنگ با تروریسم، درست است؛ اما آن‌طور هم نیست که گروه طالبان ادعا می‌کند و گویا مقاومتِ این گروه سبب آغاز گفت‌وگوهای صلح بوده‌است. طالبان ظرف هجده سالی که در جنگ با نیروهای دولتی افغانستان و ناتو قرار داشته‌اند، دقیقاً متوجه شده‌اند که در این جنگ شانسِ پیروزی ندارند، اما از راه ایجاد رعب و وحشت در جامعه می‌توانند تا حدودی مقاومتِ خود را حفظ کنند. طالبان هیچ‌گاهی به صورتِ جبهه‌ای در نبردها شرکت نکرده‌اند، جنگ آن‌ها اکثراً جنگ و گریز و همان جنگ‌های پارتیزانی بوده‌است. مهم‌ترین جنگ طالبان، علیه شهروندانِ بی‌دفاع و عادی کشور بوده‌است. آن‌ها با انتحار و بمب‌گذاری در محل‌های پُرتجمع سبب شده‌اند که هزاران فرد غیرنظامی کشته شوند. حکومت افغانستان نیز که حکومتی غیرمسوول و عمدتاً قوم‌گرا بوده، همواره در بزرگ‌نمایی طالبان دستِ بالا داشته‌است. چه در زمان ریاست‌جمهوری حامد کرزی و چه در زمان حکومت وحدت ملی، سران حکومت آن‌گونه که بایسته بوده از نیروهای دفاعی و امنیتی کشور علیه طالبان استفاده نکرده‌اند. ماه‌ها نیروهای امنیتی در مناطق ناامن بدون امکاناتِ جنگی و معیشتیِ لازم به سر برده‌اند، بدون آن‌که برای‌شان تجهیزات و فرمانِ جنگ صادر شود. گویا کسانی در حکومت افغانستان به صورتِ عمدی تلاش ورزیده‌اند که طالبان از صحنهٔ نظامی خارج نشوند. هلمند در جنوب افغانستان، گواه چنین وضعیتی است. در این ولایت ماه‌ها نیروهای امنیتی بدون تکلیف به‌سر برده‌اند و حتی دچار کمبود آذوقه و مواد خوراکی شده‌اند، بدون آن‌که دستور حمله به پایگاه‌های طالبان برای‌شان داده شود.
به وضعیت فعلی‌ که آقای غنی طالبان را دشمن می‌خواند، نگاه نکنید. او تا همین یک سال پیش که جایگاه خودش از سوی این گروه با خطر از دست رفتن مواجه شد، علیه طالبان هیچ سخنِ انتقادآمیزی به زبان نمی‌آورد. طالبان برادران ناراضی، گروه سیاسی و فرزندانِ افغانستان خوانده می‌شدند. حالا وضع فرق کرده و ادبیاتِ آقای غنی در برابر طالبان دگرگون شده‌است؛ زیرا طالبان با او نخواستند که معامله کنند.
مشکل آقای غنی با طالبان از همین‌جا نشأت می‌گیرد؛ ورنه او از مهم‌ترین و سرسخت‌ترین مدافعانِ طالبان در سال‌هایِ گذشته بوده‌است. حالا هم که گفت‌وگوهای صلحِ آمریکا با طالبان آغاز شده، هیچ امیدی برای پایان یافتن جنگ وجود ندارد؛ چون طالبان به صورتِ واضح اعلام کرده‌اند که اگر آتش‌بسی هم به میان بیاید، میان این گروه و سربازانِ آمریکایی خواهد بود. با این حساب، جنگ طالبان علیه مردم افغانستان همچنان ادامه خواهد یافت و اگر میان آمریکا و طالبان توافق‌نامهٔ آتش‌بس امضا شود، احتمال افزایش جنگ‌ها در افغانستان نیز وجود دارد؛ چون آن وقت طالبان تمام انرژی و نیرویِ خود را در نبرد با نیروهای افغانستان به کار خواهند بست؛ و این همان تراژیردی‌ است که احتمال اتفاق افتادنِ آن بسیار زیاد است.
آقای غنی هنوز نمی‌داند که چگونه و چطور باید با طالبان مذاکره کند. او حتی موفق نشده که میان جناح‌های مختلفِ سیاسی در کشور که ممکن تفاوت‌های سلیقه‌ای در امر صلح و گفت‌وگوها داشته باشند، اجماع به وجود آورد. آقای غنی میان طالبان و جناح‌های سیاسی‌ که در افغانستان حضور دارند و با نظام هیچ مشکلی ندارند، تفاوت گذاشته نمی‌تواند و چه بسا در مواردی جناح‌های سیاسیِ افغانستان را از طالبان بدتر می‌داند. این‌جاست که دیگر نمی‌توان به مدیریتِ گفت‌وگوهای صلح با طالبان از جانب ارگ امیدوار بود. حکومتی که میان مخالفان سیاسی داخلیِ خود و یک گروه تروریستی و افراط‌گرا نتواند تفکیک قایل شود، آنگاه چگونه ممکن است که در گفت‌وگوهای صلح با قدرت حضور یابد؟ … همین امر باعث شده که طالبان آقای غنی و اطرافیانِ او را به عنوان حکومت به رسمیت نشناسند و با آن‌ها حاضر نشوند که رو در رو گفت‌وگو کنند.
آقای غنی انسانی خودکامه و به‌شدت منفی‌گراست. او همه را به چشم دشمن می‌بیند. برای او یک روزنامه‌نگار و ملا هیبت‌الله هیچ تفاوتی با هم ندارند و چه بسا که ملا هیبت‌الله به دلیل قومی به نظر او کمتر دشمن جلوه می‌کند. آیا با چنین وضعیتی می‌توان به گفت‌وگوهای صلح امید بست؟
مسلماً تا زمانی که آقای غنی در رأس قدرت باشد و یک حکومتِ واقعاً مردمی در افغانستان روی کار نیاید، جنگ در این کشور پایان نخواهد یافت.
احمد عمران/ماندگار
کد مطلب: 91366
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل