با یک گل بهار نمی شود...!/ از رانت رسانه ای پرهیز شود

سیدروح الله ظهوری حسینی
واکنش برخی کاربران گروه تخصصی نخبگانی جامعه مهاجر در نقدِ رویکرد مزمن و تک بعدی و رانت رسانه ای برخی مراکز فرهنگی و سازمانی ایرانی در تبارز نمودن معدود چهره‌ها و نادیده گرفتن یا برخورد منفعلانه با سایر متخصصین صاحب نظر، قلم بدست و اندیشه ورز مهاجر افغانستانی
تاریخ انتشار : دوشنبه ۵ حمل ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۲۳
با یک گل بهار نمی شود...!/ از رانت رسانه ای پرهیز شود
باید گفت شایستگی‌ها و خدمات فرهنگی، ادبی و اجتماعی برخی چهره‌های سرشناس جامعه مهاجر در سطح همان مهارت‌شان غیر قابل انکار است همانگونه که نقش و اثر و شایستگی‌های ده‌ها و صد نخبه دیگر افغانستانی را نباید منکر شد و می‌باید به آنها میدان تبارز داد. بر همین اساس چندین سال است نوعی نگاه مزمن رسانه‌ای برخی مسئولین و تشکلات ایرانی مرتبط به مهاجرین را در رویکرد به نخبگان و  فرهنگیان و نام آوران افغانستان بشخصه تشخیص داده‌ام و برخی نکته سنج‌ها متوجه شده‌اند و آن هم رویکرد انحصاری در بکارگیری بیش از حد و یکسویه از شهرتِ محدود اشخاص فعال افغانستانی در بازتاب‌های گزارشی و موقعیت‌های رشد و بالندگی اجتماعی و تخصصی است.(fame خبری)
صراحتا و مشفقانه عرض کنم بر این منوالی که مجموعه‌های دوستان ایرانی و تصمیم گیرنده مباحث فرهنگی، رسانه‌ای و تشکلی پیش می‌روند مطمئن باشید تا چندین دهه و حتی سده دیگر، افغانستان و افغانستانی نزد ایرانیان بمانند امروز فقط یک قهرمان ملی و جهادی و یک نهایت دو قلم بدست، اهل فرهنگ و احیانا متفکر و صاحب نظر یا فرهیخته خواهد داشت!!! بقیه را بطور عموم (علیرغم جنبه های مثبت) جامعه ایران در چهره هایی چون شیوع، ممنوعه و بدتر از آنها ترسیم خواهند کرد!!
طوریکه مرقوم شد، موقف دادن هر یک از چهره‌های هموطن برایمان باعث خوشنودی است ولی این نوع بولدنمایی و عدم توازن‌های رسانه‌ای که می‌توانم رانت فرهنگی ـ رسانه‌ای برایش لقب بدهم که برخی فرصت‌های انحصاری و حلقوی رسانه‌ای دیگر را نیز به انحاء مختلف تحت اثر برده‌اند و بصورت زنجیره‌ای مانع از نقش سایرین می‌شوند (نمونه هایش نزدم ثابت است) خیلی دلچسب، جامع و منصفانه نیست این روش بنظر همه کسانی که دقیق و عمیق می‌سنجند معدودسازی توان سایر نخبگان مهاجر و انحصار خبری غیرمتوازن است که علاوه بر نخبه کشی و شائبه قحط الرجالی در میان مهاجرین و مردم افغانستان؛ میتواند دلسردی دیگر مجموعه ها،  تخصص ها و اشخاص تاثیرگذار افغانستانی را بدنبال داشته و مانع از هم افزایی و تبارز سایر استعدادها و مهارت ها یا فرار مغزها و رویارویی ها گردد.
برای گفته خود مصداق هم داریم و نمونه اش سیدجمال الدین موسوی و ناجیه غلامی که بدلیل بازپس خوردنش در فضای فرهنگی آن دوره ایران به بی بی سی و مجریان آن شبکه ختم گردید و جبهه گیری شاه حسین مرتضوی در دولت کابل و افرادی مشابه و بسیاری نخبه ورزشکار، تحصیلکرده، قلم بدست، متفکر و ایده پرداز دیگر مهاجر که احتمالا یکی از نقایص شان مجموعه شعری نداشتن بود! ولی امروزه برخی شان با توان و استعدادهایی که در سطح جامعه داشتند سناریونویس و ایده پرداز مخالفان یا رقبای ایران، انقلاب اسلامی و اسلام سیاسی شده اند و...!!
علاوه بر همه اینها بی توجهی و انفعال رسانه ای در خصوص چهره های موثر، مستعد و نخبه مهاجر باعث تضعیف نقش و جایگاه مجموعه ای از کارشناسان، صاحب نظران و مجربان رشته های مختلف در آینده ی سیاست و فرهنگ و اجتماع افغانستان خواهد شد و این در حالی است که این تعداد نه در رده های رسمی و فرهنگی یا تخصصی ایران چانس تبارز دارند و نه در آینده افغانستان از این منظر و فرصت (پوشش رسانه ای و تبارز) مطرح  خواهند شد و این خواسته نخواسته به معنی فرصت سوزی نخبگانی جامعه مهاجر افغانستانی در آینده افغانستان و محرومیت نسبی در ایفای نقش در صحنه های مختلف تبارز و موقعیت قلمداد خواهد شد.
امیدواریم با نمونه آماری که از  این گروه نخبگانی ضمن تایید و هم آوایی شان در این مقوله بصورت کامنت و نظر دریافت نمودیم؛ دوستان تصمیم گیرنده ایرانی و رسانه های مرتبط با مهاجرین در بازنگری و بروزسازی رویکردشان نسبت به جامعه نخبگانی مهاجرین همت گمارند.
 
کد مطلب: 89526
مولف : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل