​نسل‌کشی در ارزگان و سکوت معنادار حکومت

گفته می‌شود حدود ۲۵۰ فامیل از خانه‌های شان آواره شده و به نقاط مرزی ولسوالی جاغوری و مالستان پناه برده‌اند.
تاریخ انتشار : جمعه ۱۱ عقرب ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۲۷
نزدیک به یک هفته از جنگ خونین ارزگان می‌گذرد و در این مدت ده‌ها از تن مردم بی‌گناه ولسوالی "خاص ارزگان" کشته‌شده‌اند. براساس گزارش یکتن از باشندگان این محل که اکنون به ولسوالی جاغوری متواری شده ۴۰ تن از باشندگان ولسوالی خاص درنتیجه تهاجم گسترده طالبان بالای مناطق شیعه‌نشین جان باخته‌اند. 
محمد علی در ادامه می‌گوید که طالبان مسلح و بی‌رحم بالای روستاهای کوندلان و حسینی حمله‌ور شده، خانه‌های مردم را به آتش کشیده و مردم را از محل متواری ساخته‌اند. 
گفته می‌شود حدود ۲۵۰ فامیل از خانه‌های شان آواره شده و به نقاط مرزی ولسوالی جاغوری و مالستان پناه برده‌اند. 
جنگ در ارزگان اما با پهلوهای پیدا و پنهان بسیاری همراه است. برخی بدین‌باورند که طالبان مسلح از مجاری گوناگون داخلی و خارجی حمایت می‌شوند و مامور به ناامن‌سازی مناطق شیعه‌نشین هستند. آنها طی سالیان اخیر، جنایت‌های زیادی را مرتکب شدند و به‌عناوین مختلف، بخشی از مردم را سلاخی کردند. سال گذشته طالبان مسلح منطقه میرزاولنگ ولایت سرپل را به خاک و خون کشاندند و امسال هم بخش‌هایی از نقاط مرکزی را هدف قرار داده‌اند. جنگ ارزگان پرسش‌های زیادی پشت سر دارد. پرسش‌هایی از این قبیل که چرا حکومت افغانستان که وظیفه تامین امنیت مردم را به عهده دارد دست به کار نمی‌شود و مانع از بروز چنین نسل‌کشی نمی‌شود؟ چرا دولت‌مردان و بویژه نهادهای دفاعی و امنیتی برای پس‌زدن حمله دشمن اقدامی نمی‌کنند؟ گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که طالبان در ارزگان با چراغ سبز حکومت به پیش می‌تازند و طبق برنامه‌ی از پیش‌تعیین‌شده دست به ناامن‌سازی این مناطق می‌زنند. این پیشامد باعث شده که مردم، نیروهای متجاوز را "طالبان حکومتی" بخوانند. بر این اساس، حکومت خود دستی به کار دارد و طالب نیز وسیله و ابزاری‌ست که داخل صحنه می‌جنگد. این نکته زمانی برجسته‌تر می‌شود که موضع‌گیری برخی از سران حکومتی را نیز از نظر بگذرانیم. روز گذشته سرور دانش، معاون ریاست جمهوری از مردم ارزگان خاص خواست که قدرتمندانه در برابر تحاوز متجاوزان از خود دفاع کنند. آقای دانش همچنان گفت که "حکومت محلی و حکومت مرکزی برای دفاع از مردم کاری نکرده‌اند و دردآورتر آن که برخی از سخن‌گویان نهادهای امنیتی اظهار بی‌اطلاعی کرده است."
این موضع‌گیری آقای دانش هرچند نشانگر ضعف حکومت در تامین امنیت باشندگان ارزگان خاص است، اما حکایت از دو دسته‌گی در بدنه‌ی حکومت آقای غنی هم دارد. این‌که بعضی‌ها در برابر موج کشتار مردم در ارزگان ساکت مانده‌اند و جمعی دیگر، دادخواهی می‌کنند، این مسئله را روشن می‌کند که در فاجعه‌ی خونین بدخشان، تفاوت‌های نظر در حکومت وجود دارد و جمعی از پیشامد این فاجعه، تا حدی احساس رضایت دارند. 
واقعیت اینست که در ارزگان از سال‌ها پیش مردم از سوی گروه‌های هراس‌افکن طالب مورد تهدید واقع شده و هرازگاهی شاهد حمله و زورگویی‌های این گروه بوده‌اند و این در حالی بود که حکومت توان برقراری امنیت را در این مناطق نداشتند و اگر هم داشتند، مذایقه کردند. بروز چنین وضعیتی سبب شد که مردم خود به فکر تامین امنیت شان بیفتند و از عبدالحکیم شجاعی(فرمانده نیروی خیزش مردمی) حمایت کنند. شجاعی از چند سال بدین‌سو در بخش‌های ازین ولایت جنگ‌های سختی را با طالبان تجربه کند. این باعث شده که حکومت در پی بهانه‌جویی باشد و به مقاومت ظلم‌ستیزانه مردم، رنگ و بوی قومی و مذهبی بدهند؛ در حالی که جنگ میان مردم و دشمنان مردم و حکومت، جریان دارد...
 امروزها اما در ارزگان مردمان بی‌گناه به‌گونه بی‌رحمانه قربانی و سلاخی می‌شوند؛ این بخش از این روایت دردناک است اما دردناک‌تر و نگران‌کننده اینکه حکومت در برابر فاجعه انسانی ارزگان خاموشی اختیار کرده و هیچ‌گونه احساس مسئولیتی در تامین امنیت مردم و سرکوب دشمنان، ندارد؛ گویا طالبان به اساس یک پروژه حکومتی مامور به قتل عام، کوچ اجباری و ناامن‌سازی بخشی از مردم در مناطق شیعه‌نشین هستند. 
ضیا موسوی
کد مطلب: 85562
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/SVaP2d
مولف : سید ضیاء موسوی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل