​جنگ مسعود و خلیلزاد در کاخ سفید/هارون امیرزاده

خلیلزاد بیش از هر کس دیگر تشنه خون مسعود بود. هر چند اسنادی در دست نیست که نشان بدهد خلیلزاد مستقیما نقش در ترور مسعود داشته باشد، ولی خلیلزاد پس از سقوط حکومت نجیب در اکثریت توطئه ها، جنگ ها و مقاومت مسعود علیه پاکستان و شبکه جهانی ضد تروریزم در کنار آی اس آی، گلبدین، طالبان و شبکه القاعده نقش محوری بازی کرد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۹ سنبله ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۴
​جنگ مسعود و خلیلزاد در کاخ سفید/هارون امیرزاده
۱۷ سال قبل احمد شاه مسعود در اوج جنگ با تروریزم جهانی در کوه پایه های هندوکش در یک توطئه جهانی ترور شد. مسوولیت این ترور قرن را بدوش شبکه القاعده به رهبری اسامه بن لادن انداختند، ولی لادن هیچگاه مسوولیت این ترور را رسما بدوش نگرفت. زیرا این ترور محصول یک توطیه جهانی بود، که بیش از این مقاومت مسعود علیه تروریزم جهانی را در کوه پایه های هندوکش به نفع بازی های جیوپلتیک، تباری و یا سازمانی خود نمی دیدند. به بیان دیگر دشمنان افغانستان نتوانستند مسعود را در میدان جنگ شکست بدهند، در نتیجه دست به روش های نامردانه و بزدلانه زدند و در نهایت او را از صحنه بازی خارج کردند. خروج او از صحنه بازی معادلات جیوپلتیک و داخلی را نیز تغییر دادند و در نتیجه بیش از 40 کشور افغانستان را اشغال کردند و یک حکومت فاشیستی را در همدستی با ترویزم به سر نوشت مردم حاکم ساختند. 
پرویز مشرف که نقش اساسی در توطئه جهانی ترور مسعود دارد و هم چنان نقش کلیدی در ترور های هدفمند پسا مسعود و سقوط تاجیکان از محور قدرت دارد، با بسیار شجاعت کینه و نفرت خود را از مسعود، مردم پنجشیر و تاجیکان در ۱۷ سال اخیر در سطح رسانه های جهانی پنهان نه نموده است. اما دیگر دشمنان سوگند خورده و پنهان مسعود تا حال خاموش اند. یکی ازین افراد زلمی خلیلزاد است. 
خلیلزاد بیش از هر کس دیگر تشنه خون مسعود بود. هر چند اسنادی در دست نیست که نشان بدهد خلیلزاد مستقیما نقش در ترور مسعود داشته باشد، ولی خلیلزاد پس از سقوط حکومت نجیب در اکثریت توطئه ها، جنگ ها و مقاومت مسعود علیه پاکستان و شبکه جهانی ضد تروریزم در کنار آی اس آی، گلبدین، طالبان و شبکه القاعده نقش محوری بازی کرد. چنانچه او نقش کلیدی در کنار آی اس آی و سیا و شرکت یونیکال در ساختن و بقدرت رساندن طالبان در جنگ علیه مسعود بازی کرد. خلیلزاد هیچ گاه جرات و قدرت مقابله با مسعود را در کوه پایه های هندوکش نداشت، ولی او در عرصه لابینگ، دپلوماسی و توطئه های استخباراتی و ترور های سیاسی یک عنصر خیلی فعال بود.
او با مسعود رو برو نشد، ولی با مارشال قسیم فهیم پس از مرگ مسعود مقابل شد و انتقام سقوط طالبان را از فهیم و هم رزمان او در زیر حمایت مالی، نظامی و سیاسی آمریکا گرفت. معادله قدرت سنتی را که مسعود با قهرمانی و شجاعت خود تغییر داده بود، خلیلزاد بزور امریکا دوباره احیا کرد.
چگونه خلیلزاد توانست توسط کانون های توطئه استخبارات خارجی از عقب به نبرد تاریخی مسعود خنجر بزند و چگونه در محور امریکا با فهیم رو برو شد و چگونه فهیم بگونه مرموز در اوج انتخابات ۲۰۱۴ چشم از جهان پوشید مضمون اساسی این مقاله را در پیشواز هفته شهید تشکیل می دهد.
*******
زوال مسعود و ظهور خلیلزاد
زمانیکه احمد شاه مسعود و مارشال محمد قسیم فهیم در سر خط اخبار جهان در نبرد تاریخ ساز در کوه پایه های هندوکش با ابر قدرت شوروی سابق، لشکر جهالت طالبانیزم و تروریزم جهانی قرار داشتند، کمتر کسی از نام خلیلزاد شنیده بود. اما در پی ترور مسعود و اشغال افغانستان توسط نیروهای آمریکایی در میان ده ها مهره استخبارات امریکا خلیلزاد پیشتاز ترین چهره آمریکایی تحت نام تکنوکرات و دپلومات وارد بازی شد. او نه تنها یک فرصت طلایی را که بعد از سقوط طالبان نصیب افغانستان شده بود به نفع تمامیت خواهی قبیلوی برباد کرد، بلکه دست به یک سلسه ترور های هدفمند نیز زد.
در زماینکه مسعود سرگرم نبرد با شوروی سابق در اوج جهاد بود، شغل خلیلزاد بحیث اجنت سیا و ترجمان در امور مجاهدان بود. اما او بزودی خود بحیث یکی از تیوریسن های مطرح پشتونیزم در دستگاه های استخباراتی و دپلوماتیک امریکا تبدیل شد.
خلیلزاد با دو کارت بازی آمریکایی و افغان الاصل توانست سیاست های آمریکایی افغانستان را مدیریت کند و با گمراه ساختن واشنگتن منابع، قدرت و سیاست آمریکا را در محور پشتون گرایی استفاده کرد.
خلیلزاد در زمان جهاد یکی از هوا خواهان گلبدین بود و او را وارث قدرت پشتون ها بعد از حکومت نجیب می دید و روابط خیلی نزدیک با آی اس آی برقرار نموده بود. او در کتاب خود فرستاده می نویسد در تمام مذاکرات بین المللی آی اس آی نام حکمتیار را وقت و ناوقت به سر میز می انداخت.
مسعود برای آزادی، اسلام اعتدالی، سربلندی و وحدت ملی افغانستان می رزمید، ولی خلیلزاد بحیث اجنت سیا برای منافع جیوپلیتیک واشنگتن و منافع توتالیتاریزم قبیلوی تا هنوز می رزمد.
مسعود در کوه پایه های هندوکش در نبرد با بزرگترین ابرقدرت زمان، تروریزم جهانی و سیاه ترین لشکر جهل و جانیان قرن رزمید. اما خلیلزاد در کانون شیطنت های استخباراتی تربیت شد.
خلیلزاد هیچگاه جسارت روبرو شدن با مسعود را نداشت، و از راه دور از طریق کانون های توطئه جهانی بر او خنجر می زد، ولی بعد از مرگ مسعود با جانشین او مارشال قسیم فهیم در سایه قدرت سیاسی، نظامی و مالی آمریکا با تکبر امریکایی- قبیلوی وارد بازی شد.
زمانیکه حکومت نجیب سقوط کرد و آی اس آی نتوانست گلبدین را بر تخت اقتدار پاکستان در کابل بنشاند،نه تنها پاکستانی ها ، بلکه خلیلزاد و همفکران او شوکه شدند. چنانچه انور الحق احدی، رهبر افغان ملت این شکست استراتیژیک را بنام زوال پشتونها نامید. اما تمامیت خواهان به زودی با دست پروردگان آی اس آی در تحت رهبری خلیلزاد جنبش احیای توتالیتاریزم قبیلوی را در واشنگتن تشکیل دادند، که هدف آنان احیای حاکمیت پشتون محور به کمک آی اس آی و سیا در افغانستان بود.
*****
خلیلزاد بحیث لابیست طالبانیزم در کاخ سفید
ظهور طالبان در محور آی اس آی و همدستی امریکا، سعودی و انگلیس، یک فرصت طلایی برای قبیله سالاران در تحت رهبری خلیلزاد مساعد ساخت.چنانچه خلیلزاد، کرزی، احدی، غنی و یک تعداد دیگر بحیث لابیست ها برای طالبان در واشنگتن فعالیت می کردند. خلیلزاد عملا در کنار آی اس آی و بحیث مامور شرکت نفتی یونیکال امریکا در جبهه جنگ روانی و دپلوماتیک علیه مسعود در کانون های سیاست و استخبارات جهانی قرار گرفت.
اشغال کابل و سقوط حکومت مجاهدین توسط طالبان در 1996 یک دست آورد بزرگ برای پاکستان و قبیله سالاران نظیر خلیلزاد، احدی، غنی، کرزی و صد ها تن دیگر بود. اما مسعود دست از مقاومت نکشید. چنانچه خانم رافائل، معاون وزارت خارجه آمریکا در جنوب آسیا مسعود را در پایگاه بگرام تهدید کرده بود، که قدرت را به پشتونها به محوریت طالبان تسلیم کند و یا کشته خواهد شد. اما مسعود گفته بود، که" تا به اندازه یک کلا هم جای برای مقاومت داشته باشم دست از نبرد نخواهم کشید. برای من مرگ صد مرتبه شرافتمندانه تر است که وطن خود را به چند تا طالب بی فرهنگ و اجیر پاکستانی و آمریکایی تسلیم کنم"
****
خلیلزاد در جستجوی جانشین ملا عمر
زمانیکه روابط آمریکا با طالبان بخاطر بن لادن شریک قدرت امارت طالبان و دست داشتن در حملاتی تروریستی در سفارت های تانزانیا و کینیا در 1998 برهم خورد، واشنگتن دست به حملات راکت های کروز به خوست، به پایگاه القاعده زد و رژیم طالبان در لست سیاه تحریم های سازمان ملل قرار گرفت. در نتیجه لابینگ خلیلزاد و شرکت یونیکال به نفع رژیم طالبان نیز رو بزوال رفت و واشنگتن در جستجوی بدیل طالبان شد.
زلمی خلیلزاد و همفکران او با عجله دست به پالیدن جانشین ملا عمر در میان پشتونها بر آمد و در نتیجه قوماندان عبدالحق برادر حاجی قدیر را به واشنگتن معرفی نمود.
به گفته یکی از نزدیکان مسعود تا زمانیکه مسعود زیر خاک نرفته بود، خلیلزاد آرامش نداشت، یک پایش نزد سیا بود و پای دیگرش پیش آی اس آی، ترکی فیصل رییس استخبارات سعودی و یا لندن در رفت آمد بود.
خلیلزاد از طریق مار های آستین مسعود مثل داکتر عبدالله که در میان جبهه مسعود و امریکا در رفت و آمد بود، از نزدیک در جریان مبارزه او قرار داشت. پس از بازگشت مسعود از پارلمان اروپا مارهای آستین مسعود با کمیته ترور مسعود در زیر نظر پاکستان، انگلیس، امریکا و سعودی بیشتر فعال شدند. بازشدن پای مسعود در سطح جهانی و پیام های صریح او بر ضد پاکستان، شبکه های تروریزم جهانی و بازی مشکوک لندن و واشنگتن با طالبان و تروریزم جهانی باعث خشتم دشمنان مقاومت مسعود علیه تروریزم جهانی شد.
روزیکه مسعود در یک توطئه جهانی و خیانت اطرافیان او ترور شد، خلیلزاد و حلقه همفکران او با پاکستانی ها جشن پیروزی بر پا کرده بودند. اما زمانیکه در پی حوادث یازدهم سپتامبر واشنگتن تصمیم گرفت، که با حمایت جبهه مقاومت ضد طالبان به جنگ تروریزم و سقوط امارت طالبان میرود، خواب از چشمان خلیلزاد و پاکستانی ها پرید.
طرفداران طالبان به هر در می دویدند که جلو سقوط حکومت طالبان را بگیرند ولی نتوانستند. زیرا برای واشنگتن سقوط حکومت طالبان و سرکوب شبکه تروریستی بن لادن بحیث غرور آمریکا مبدل شده بود و هیچ قدرتی مانع آن شده نمی توانست.
خلیلزاد با عجله توسط واشنگتن فرمانده عبدالحق و کرزی را به جبهه جنوب دیسانت نمودند که قبل از جبهه شمال خود را به کابل برسانند، ولی فرمانده عبدالحق بدست طالبان در لوگر دستگیر و جابجا کشه شد و کرزی از ارزگان به کویته نزد آی اس آی فرار کرد.
جنرال مشرف رییس جمهور پاکستان تلاش کرد، که جورج بوش را متقاعد بسازد، که جلو تسخیر کابل توسط نیرو های مقاومت ضد طالبان را بگیرد. به باور مشرف و خلیلزاد کابل سمبول قدرت پشتونها است. اما نیروهای مقاومت ضد طالبان به این تقاضای بوش گوش نکردند و ارگ را به رهبری استاد ربانی، رییس جمهور رسمی دولت اسلامی و مارشال فهیم تسخیر کردند.
اما حوادث بعدی نشان داد، که مشرف حمایت خود از جنگ واشنگتن علیه تروریزم در افغانستان را مشروط به حذف رهبران مقاومت ملی از قدرت کابل نمود. این سیاست پاکستان امید تازه برای احیای قبیله سالاران داد.
++++
نبرد قدرت میان فهیم و خلیلزاد در ارگ کابل
با سقوط حکومت طالبان و شکست تروریزم جهانی معادله قدرت از محور طالبان به محور جبهه مقاومت ضد طالبان درتحت رهبری مارشال قسیم فهیم انتقال کرد و صفحه جدیدی در تاریخ کشور گشوده شد و در واقع خراسان نوین تولد یافت.
اجلاس بن 2001 یک توطئه سیاسی علیه حاکمان جدید در کابل برگزار گردید، که در آن سناریو و نقشه راه انتقال قدرت از نیروهای ضد طالبان به تیوریسن ها و هواه خواهان طالبان تحت پوشش دموکرات و تکنوکرات وارد بازی شد. یکی از مهمترین معماران این نقشه راه خلیلزاد بود. مطابق به این نقشه راه سلسله مراتب قدرت مجددا در محور رهبر پشتون تبار از طریق غیر دموکراتیک بر هیات نیروهای مقاومت ضد طالبان تحمیل گردید. حوادث بعدی نشان داد که مطابق به نقشه راه بن نیروهای مقاومت سابق طالبان نه تنها خلع سلاح و مورد ترور های هدف مند قرار گرفتند، بلکه از متن قدرت به حاشیه رانده شدند.
******
فهیم از دگرگونی تا سرنگونی
فهیم یک مجاهد ساده اندیش و عیار بود و تمام جوانی اش را در کنار مسعود در کوه پایه های هندوکش در جهاد ضد شوروی، و مقاومت ضد تروریزم و طالبان سپری کرده بود، با بازی های سیاسی، جنگ های استخباراتی، توطیه های سیاسی و جنگ های روانی کمتر آشنایی داشت. خلیلزاد و همفکران او در کانون توطیه های جهانی تربیت شده بودند. در آغاز خلیلزاد، کرزی، اشرف غنی، احدی، اتمر، جلالی، شاه سابق و ده هان تن دیگر با مظلوم نمایی ترحم و اعتماد فرماندهان پیروز مند حاکم را بدست آوردند، ولی در خفا در جستجوی فرصت انتقام طالبان از آنها بودند. خلیلزاد قبل از دیگران با مظلوم نمایی و چاپلوسی نزد مارشال فهیم، استاد ربانی، قانونی و عبدالله رفت و آمد میکرد. این وضعیت تا تصویب قانون اساسی در 2004 دوام کرد. اما لویه جرگه قانون اساسی و تحمیل قانون اساسی پشتون محور و نظام متمرکز ریاستی و دست کاری در قانون اساسی توازن قدرت بگونه دراماتیک از دست نیروهای ضد طالبان به طالب پرستان انتقال کرد و ترور های زنجیره های آغاز یافت. فهیم از معاونیت اول کنار زده شده، خلیلزاد فرزند اسمعیل خان را کشت و خودش را از هرات اخراج کرد، جنرال دوستم را با بمب صوتی ترساند و استاد عطا و دیگران را بدون قید و شرط خلع سلاح کردند. بدین ترتیب نقشه راه بن به بسیار آسانی یکی بعد از دیگری عملی شد.
بدین ترتیب خلیلزاد جنگی استخباراتی و دپلوماتیکی که علیه مسعود در کانون های توطئه جهانی به نفع پاکستان، آمریکا و تمامیت خواهی قبیلوی از سالهای هشتاد شروع کرده بود، بعد از ترور مسعود نوبت فهیم جانشین او، سایر هم سنگران و رهروان او رسید. 
در مقاله ایکه در مورد جنگ قدرت میان فهیم و خلیلزاد در ۲۰۰۴ تحت نام: " فهیم از دگرگونی تا سرنگونی" نوشتم و در روزنامه آرمان ملی به چاپ رسید، عقده شکست و انتقام طالبان را خلیلزاد، کرزی و غنی از فهیم و همسنگران او گرفت. چنانچه در ۲۰۰۶ هنگامیکه فهیم خانه نشین بود با او در منزلش در کابل ملاقات کردم وی در مورد تهدید و فشار های خلیلزاد چنین گفت:" اگر نمی خواهید بحیث جانشین مسعود به سر نوشت تراژیک مسعود گرفتارشوید، هیچ وقت ادعای رهبری قدرت از دست پشتونها را نکنید. این بی ۵۲ که امروز طالبان را نابود کرد، می تواند به سراغ شما هم بیاید. مقام شما در سلسله مراتب قدرت معاونیت اول است نه بیشتر".
مارشال فهیم بعد ها در آستانه انتخابات ۲۰۱۴ عقده خود را کفاند و گفت: " تا من زنده باشم خلیلزاد آمریکایی نمی تواند خود را کاندید ریاست جمهوری افغانستان کند..."
اما خلیلزاد در پاسخ به او گفت، که خدا صحت مارشال صاحب را خوب کند. دیری نگذشت فهیم در اوج انتخابات بگونه مرموزی چشم از جهان پوشید. حالا فهیم زیر خاک خوابیده است، ولی خلیلزاد باری دیگر وارد بازی این بار در رکاب ترامپ شده است.
در 17 سال اخیر سه مرد بزرگ تاریخ ساز، احمد شاه مسعود، استاد ربانی ومارشال قسیم فهیم و دها فرمانده برجسته تاجیک تبار یکی بعد از دیگری از بین برده شدند، ولی قاتلان شان هنوز بر سر مزار شان قدرت نمایی می کنند.
تاجیکان هر سال در سوگ هزاران عزیز شان شهید پروری می کنند، ولی قاتلان شان جشن و اتن می کنند. پرسش اساسی اینست، که این بازی تا چوقت ادامه خواهد یافت؟
*****
به نقل از صفحه هارون امیرزاده
لندن
9 سپتمبر 2018
کد مطلب: 83839
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/UF4SYe
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل