تداوم خشکسالی در افغانستان و مرگ خاموش یک کشور

تداوم بحران خشکسالی در افغانستان در حالی است که زندگی 75 درصد مردم کشور با زراعت و مالداری پیوند خورده است.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۹ سرطان ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۵۵
بحران خشکسالی در افغانستان چند سالی است که به ده ها مشکل داخلی کشور اضافه شده و زندگی مردم را دستخوش تحولات ناشی از این مساله قرار داده است. کمبود آب و خشکسالی نه تنها افغانستان، بلکه دیگر کشورهای منطقه را متاثر کرده است اما وقوع این رویداد طبیعی در سرزمینی مانند افغانستان که پهنه وسیعی از آن را کوه های بلند و پوشیده از برف پوشانده است مایه تاسف و تعجب است.

در نگاه اول اینگونه به نظر می رسد که کشوری مانند افغانستان که کوه های سر به فلک کشیده هندوکش را به طول 600 و به عرض 100 کیلیومتر در دل خود جای داده است و از شمال شرق کشور به سوی غرب و جنوب غربی امتداد یافته و همچنین پهنه وسیعی از شمال کشور را دامنه های بلند کوهستانی فرا گرفته است، نباید با بحران خشکسالی مواجه گردد، اما تغییرات اقلیمی و نبود دولتی کارآمد سبب شده است که این موقعیت ویژه جغرافیایی نیز اسیر این تحولات محیط زیستی شود.

در ده های گذشته ارتفاعات افغانستان حتی در تابستان نیز مملو از قله های برفی و یخچال های طبیعی بود اما مدتی است که سالانه این مشاهدات کمرنگ شده و اکنون کار به جایی رسیده است که در برخی مناطق، کشاورزی و مالداری شهروندان به دلیل نبود آب با اختلال جدی مواجه گردیده است.

در این میان، تغییرات اقلیمی نقش پر رنگی در بروز این بحران داشته است. افغانستان در حالی یکی از متضررترین کشورها از تغییرات آب و هوایی و گازهای گلخانه ای است که کمترین نقش را در به وجود آمدن تغییرات اقلیمی داشته است. نهاد دیدبان آلمان، یکی از مراکزی است که تغییرات اقلیمی در سرتاسر دنیا را رصد می کند؛ بر اساس گزارشی که این نهاد از داده های سال های 1994 تا 2014 تنظیم کرده است، افغانستان پانزدهمین کشوری است که از تغییرات آب و هوایی بیشترین خسارت را دیده است. این در حالی است که زندگی 75 درصد مردم کشور با زراعت و مالداری پیوند خورده است و امرار معاش قشر وسیعی از جامعه از این طریق انجام می شود. با این وصف، می توان عمق خسارت افغانستان از بحران خشکسالی را دریافت کرد.

طبیعی است که خشکسالی در هر کشوری ضربه ای مهلک به اقتصاد آن کشور نیز وارد می کند. میوه و برخی محصولات زراعتی مانند زغفران، یکی از معدود اقلامی است که افغانستان آن را به خارج از کشور صادر می کند که پیشرفت بحران خشکسالی، هر سال صادرات افغانستان از این اقلام را به عدد کمتری خواهد رسانید. اقتصاد افغانستان کاملا وابسته به کشاورزی است؛ افغانستان سالانه به 6 میلیون تن گندم نیاز دارد که 5/4 میلیون تن آن در داخل کشور تامین می شود؛ با این وصف سکتور کشاورزی که در حال حاضر شاهرگ امرار معاش مردم افغانستان است و اقتصاد کشور را می گرداند دستخوش تغییرات منفی است و باید فکری جدی به حال آن کرد.

بر اساس گزارشی که صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد منتشر کرده است، 22 ولایت در افغانستان از بحران خشکسالی متثر شده است که ولایت های بادغیس، بامیان، دایکندی، غور، هلمند، قندهار، جوزجان، ننگرهار، نیمروز، نورستان، تخار و ارزگان بیشترین خسارت را از این بابت دیده اند. این گزارش افزوده است که تغییرات آب و هوایی زندگی دو میلیون شهروند افغانستان را با تهدید مواجه خواهد کرد.

اداره محیط زیست افغانستان نیز اخیرا اعلام کرده است که طرح مبارزه با تغییرات اقلیمی نیازمند 17 میلیارد دالر بودجه تا سال 2020 است که با توجه به مبلغ کل بودجه کشور (5 میلیارد دالر در سال 1397) می توان کاملا از عدم اجرای این طرح اطمینان داشت! این اداره پیش از این گفته بود که وجود کارخانه های بافندگی و کوره های آجر پزی، که تنها 1200 کوره در کابل فعال است یکی از مهمترین عوامل گرم شدن هوا و کمبود بارندگی است.

برخی تحقیقات نشان می دهد که ظرفیت حوزه آبی کابل که در سال های گذشته 21 میلیارد متر مکعب در سال بود، در سال 2014 به 16 میلیارد متر مکعب آب کاهش یافته است. با این حساب، از سال‌های 1970 تا سال 2014، 5 میلیارد متر مکعب آب تنها در میانگین حوزه آبی کابل کاهش یافته است که با احتساب دیگر حوزه های آبی افغانستان و برآورد میزان کاهش آب در آن حوزه ها، می توان میزان خسارتی که افغانستان طی سال های گذشته متحمل شده و پس از این به افغانستان تحمیل خواهد شد را دریافت کرد.

بررسی تمام ارقام و آمار نشان می دهد که بحران خشکسالی و تغییرات اقلیمی، امری آنی و لحظه ای نیست بلکه به مرور زمان اتفاق می افتد و در صورت تدبیر قابل کنترل می باشد. اکنون اما با دورنمایی که از آینده افغانستان مشاهده می شود بعید به نظر می رسد دولت حتی وقت فکر کردن به این مسائل را داشته باشد زیرا حل و فصل منازعات داخلی و درگیری های سیاسی و قومی تمام وقت دولت را پر کرده است و حال آنکه به صورت طبیعی باید اصلاح الگو برای مصرف آب و منابع طبیعی یکی از اولویت های مهم دولت در حال حاضر باشد.

با این وجود، حقیقت مساله این است که بحران خشکسالی و تغییرات اقلیمی دیگر یک مشکل محلی نیست بلکه به یک معضل فراملی و بین المللی تبدیل شده است و شاید وقت آن فرارسیده باشد که کشورهای منطقه و درگیر با این بحران برای مبارزه با این پدیده طبیعی دست از نشست های محلی برداشته و در قالب سازمان هایی منطقه ای و جهانی با این شرایط مواجه شوند.
 
کد مطلب: 81828
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/ieSkTp
مولف : سید مصطفی موسوی مبلغ
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل