راهبردهاوپیشنهادات درمورداصلاح امور-بخش اول

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۳ سرطان ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۲۷
راهبردهاوپیشنهادات درمورداصلاح امور-بخش اول
 مصلحی
مقدمه
افغانستان, امروزدرمرحله ای نوینی ازتاریخ خودقرادارد.این کشور که سه دهه جنگ راتجربه نموده دچارمشکلات فراوانی گردیده است که همچنان ادامه دارد.سرنگونی رژیم اقتدارگرای طالبان وشکل گیری دولت جدید براساس همکاری تمام نیروهای داخلی جهت رسیدن به وحدت ملی باهمکاری های دولت های بین المللی فرصت جدیدی است برای این کشورتادرپرتواین تحول جدید سیاستگذاران افغانستان بتوانند برمشکلات فرا روی خودفایق شده وازاین زمینه بهره برداری لازم را به انجام رسانند. درافغانستان فعلی انبوه ازمشکلات وجودداردکه نه تنهابا به وجودآمدن دولت جدید ازمیان برداشته نشد بلکه درمواردی گسترش وفزونی نیزیافته است؛ضعیف شدن روزبه روزدولت درمقابله بانیروهای طالبان والقاعده برای همگان بوضوح قابل مشاهده است.
دولت حامدکرزی درسال های پیشین بیشتر از امروز درمناطق مختلف افغانستان نظارت داشت ولی این نفوذبه طورچشمگیری روبه افول پیش رفت به گونه ای که هم اکنون دولت برای عبوردادن وسایط نقلیه باربری مجبوراست باجمع کردن چندین عراده ماشین وگماردن گاردهای محافظتی آنان رادرمسیر همراهی نماید کاری که قبلا دولت کمونیست کابل انجام می داد.فساداداری در ادارات افغانستان به یک پدیده معمولی وهنجاراجتماعی تبدیل شده است وهیچ کاری رانمی توان بدون دادن رشوه به ماموران دولتی از مجاری قانونی به انجام رسانید.این پدیده بیش ازهمه در دو ارگان؛وزارت کشور(داخله)ونهادهای مربوط به قوه قضائیه گسترش یافته که از بد حادثه بیشترین مراجعه کنندگان مردمی رادارند.کاشت وبرداشت محصولات موادمخدر به پیمانه ای بسیار وسیعی گسترش یافته است. این میزان تولیدات موادمخدردرافغانستان درتاریخ خودبی سابقه است واین درحالی است که ده هاسازمان دولتی وبین المللی فعال دراین ارتباط مشغول مبارزه باموادمخدرهستند.دردرون دولت تبعیض های ملیتی فراوان مشاهده می شود چنانکه تعامل قوای حکومت درحدنازلی قراردارد. پارلمان افغانستان به سمت سیاست های اپوزیسیونی پیش می رود وطبعاً چنین ناهماهنگی میان قوای یک کشورعواقب زیانباری رابرای افغانستان درپی خواهدداشت.ازسوی دیگر خودسری های نیروها خارجی درعملیات ضدتروریسم نیز خشم مردم افغانستان رابرانگیخته است. مردمی که چندسال پیش به این نیروها به عنوان ناجی می نگریستندامروزکمتر روزی راپشت سرمی گذرانندکه درآن ازخودسری های نیروهای خارجی خبری نشنوند.مسایل آمده دربالا ومشکلات فراوان اقتصادی واجتماعی دیگر اموری هستند که مردم افغانستان درمیان آن زندگی می نمایند. این مقاله بادرک این مصایب می کوشد راهکارهای رادربرون رفت ازوضعیت موجودپیشنهادنماید تامردم افغانستان درپرتو فرصت بوجودآمده مرحله ای نوین اززندگی سیاسی واجتماعی خودراآغازنمایند. ۱.مبارزه بافساداداری
پس ازبرقراری دولت مرکزی براساس موافقتنامه بن فصل جدیدی درتاریخ سیاسی کشور گشوده شد.دولت مرکزی کابل بر ویرانه های حکومت پیشین سکنی گزید ولباس مندرس آنرا برتن نمود. رویه های حکومتی که سالیان متمادی برافغانستان حکومت می کرد دردولت نوگرای حامدکرزی نیز همچنان خودراحفظ کرد. یکی ازاین رویه های دولتی فساداداری است که پس از استقراردولت مرکزی غول آسا دولت را دراختیارگرفته و روز به روزگسترده ترگردید.کرزی هنگام عهده داری ریاست دولت موقت, ایجادیک اداره سالم رابه مردم افغانستان وعده نمود و ازکارمندان دولت خواست به این مهم توجه نمایند:«اداره سالم درکشورمستلزم تقوی است.برای نیل به این هدف همه اعمال خلاف قانون وسوءاستفاده ازاموال دولت وبیت المال شایسته اخلاق اسلامی وافغانی نیست بناءتوجه جدی همه کادرهای دولتی رابدین نکته معطوف داشته تقاضا می شود ازاخذرشوت وسایرمواردکه حکم قانون رامنتفی می نماید جداًجلوگیری به عمل آید.» {حامدعلمی,راه من راه افغانستان(مجموعه سخنرانیهاومصاحبه های حامدکرزی ),کابل:دفترسخنگوی ریاست دولت انتقالی اسلامی افغانستان,۱۳۸۳,ص۸.} اما رویدادهای بعدی نشان دادکه این خواست رئیس دولت برآورده نگردید.
 هم اکنون فساداداری یکی ازمهم ترین ناکامی های دولت افغانستان است که تاثیرات دوجانبه خودرادردولت ومردم افغانستان بجاگذارده است؛اریک طرف این پدیده موجب شده است که دولت نتواندازنیروهای متخصص کشوراستفاده نماید؛چه اینکه بسیاری ازدولتمردان وکارمندان دولت ازهمین کانال فاسد, پست های دولتی را دراختیارگرفته اندو طبیعی است که فرصت اندک وکوچکی رادراختیارنیروهای متخصص گذارده اند. همه می دانیم دربخش های از بدنه دولت اشخاص که هیچ بهره علمی وعملی (تجربه)درپست های تحت اختیارشان راندارند مشغول به کارشده اند. وجمعی کثیری ازافرادخبره ومسلکی به ناچارتحت ریاست این گونه افراد, فرصت هایی شغلی را در اختیارگرفته اند.ازطرف دیگرگسترده گی فساد درادارات دولتی به میزان زیادی ازکارایی دولت کاسته وکارای آن را نزد مردم افغانستان زیرسوال برده است . بهترین تاکتیک برای مردم افغانستان دروضعیت موجود آن بوده که به هرنحو ممکن درادارات دولتی نزدیک نشوندتاازشرباج گیری دولتمردان درامان باشند.شیوع پدیده به حدی است که رشوه ستانی ازمردم تحت عناوین مختلف(شیرینی,پول چای و..) رسمیت یافته واین خودنوعی تراژدی سیاسی درکشوراست که بایدبرای آن فکری نمود.برای رهایی دولت ازچنگ این غول باشاخ ودُم می توان ازراهکارهای زیربهره گرفت:
۱-۱.عزم ملی
اولین مرحله ازمبارزه بافساداداری رابایددراین مساله عنوان کرد که دردولت افغانستان ضرورت برخورد باوضعیت موجوداحساس شده باشد.پس ازچندسال ناکامی دولت درخدمت رسانی شایسته به شهروندانش این عزم سیاسی باید به وجودآمده باشد.اقدامات اندک دولت دراین خصوص می تواندشاهدشکل گیری چنین تصمیمی باشد. افزون برآن کانال های که ازطریق آن مردم می تواننددریک دولت دموکراتیک, حکومت رابه برآورده ساختن خواسته های خودمتعهدنمایند نیز انگیزه مبارزه بافساد اداری دردولت رابه وجودآورد دراین میان نقش شورای ملی ازهمه مهمتراست؛ نمایندگان مردم وظیفه دارند که به هرنحوممکن جلوباج گیران دولتی راگرفته وبااهرم های قانونی (استیضاح,استجواب,و...) که دراختیار دارند دولت رامجبورنمایندکه دربرابرخواست شهروندان گردن نهد.
۲-۱.رسیدگی به معیشت کارمندان
مشکل اصلی درمورد فساد اداری راباید دروضعیت معیشتی کارمندان دولت جستجو نمود.درکشوری که هزینه حداقل زندگی, دوتا سه برابر حقوق رسمی دولت است نباید ازکارمندان دولت تقوای اداری راتوقع داشت. آنان همانندبسیاری ازشهروندان ناگزیرند مخارج معیشتی خودراتامین نمایند والبته که حقوق زاهدانه دولت نمی تواند مخارج آنان راتامین نماید ازاینرو کارمندان دولت به رشوه ستانی ازمردم رومی آورند. دراین خصوص باید توجه داشت که عذردولت دراینکه منابع اقتصادی چندانی ندارد پذیرفته نیست چه آنکه بارمالی سنگین فساد راتنها مردم بردوش نمی کشندبلکه بخشی وسیعی ازامکانات دولتی رانیزباج گیران به انحا مختلف به جیب می زنند. دولت بانجات دادن این امکانات وسرازیر نمودن آن به خزانه دولتی, می تواند بادست گشاده تری ازکارمندان خوداستقبال نماید.نکته دیگر اینکه اگرفکرکنیم که باتامین معیشت کارمندان این معضله خاتمه می یابد دچاراشتباه شده ایم درآمدبرخی ازمدیران دولتی دروضعیت موجودبه گونه ای است که باهیچ حقوق دولتی نمی توان آنرا تامین نمود طبیعی است که این گونه مدیران تاجاییکه بتوانند به اعمال خودادامه میدهندوافزایش نسبی دستمزدها نمی تواندآنان را اقناع نماید.
۳-۱.تشکیل نهادهایی موثر
پس ازآنکه تصمیم مبازه بافساداداری به وجودآمددولت نهادهای را ایجادنمایدکه این خواسته ملی راجامه عمل بپوشاند.نهادهای مبارزه بافساددرابتدابکوشندکه خودبه این سرطان اداری گرفتارنشوندوبعدازآن راههای مبارزه بافسادرا بررسی نموده وتاکتیک های موثردراین خصوص راشناسایی نمایند.رئیس جمهورکرزی بابالا گرفتن اعتراضات دردولت انتقالی, کمیسیون مبارزه بافساداداری را ایجاد نمود و در راس آن آقای عزیزلودین راگماشت تا با این پدیده برخوردنمایداویک باردیگردرزمان عهده داری دولت انتقالی بطورموکدوعده دادکه جلوفساد را می گیرد: «جلو فساد,رشوه کاستی وگرایش های منفی دراداره راخواهم گرفت وانشاءالله یک اداره سالم باداشتن کارایی سازنده درخدمت کشورومردم آن قرارخواهدگرفت.»]همان,ص۴۱.[ این وعده راکرزی باایجادکمیسیون مبارزه بافسادخواست تحقق بخشد ولی این اداره کفایت خودرانتوانست به مردم نشان دهد. ازاین روبه نظرمیرسد که ایجادنهادهای موثرعلی الخصوص ازسوی پارلمان وقوه قضائیه بتواند دراین خصوص توفیق حاصل نماید ؛چه آنکه قوه مجریه دروصول به این هدف ملی ناکام مانده است.
۴-۱.نظارت
نهادهای بوجودآمده برای مبارزه بافساد بایدنظارت وکنترل دقیقی را بر ادارات دولتی اعمال نمایند .نظارت وکنترل می تواند فضای موجودرابشکند وهرکارمندی احساس نماید که تخلفات آنان ازدید دولت مخفی نمانده وجزای آنراخواهنددید.چنین نگرشی ازبعدروانی تاثیری فراوانی برکارمندان دولتی خواهدگذاشت وانتظارمیروددرهمین مرحله بسیاری ازمسایل حل شود.افزون برآنکه دولت بانظارت برکارمندان خودمیتواندکانون های فسادرا شناسایی نموده ودربرخوردبا کانون های اصلی تدابیری رااتخاذنماید.
۵-۱.جایگزینی
به نظر میرسدفضای سیاسی بوجودآمده درفوق درمقابل مفسدان, بسیاری ازآنان وادارمی کندکه دست ازاعمال خودبردارندوتعداداندکی که باقی می ماننددولت باجذب نیروهای متخصص وکارا (که هم درداخل هم اکنون ازدانشگاههافارغ می شوند و هم درخارج وجوددارند)می تواندآخرین بقایایی این شجره خبیثه راازخوددورکند. به نظرمیرسدصحیح آنست که دولت تمام تلاش خودرابکارگیردتانسل جدیدی ازدولتمردان که به تدریج دربدنه دولت جذب می شوند,نباید همانندگذشته دردرون فضای فسادحل گردندواین پدیده سیاسی همچنان خودراحفظ نماید. ۲.تقویت امنیت داخلی
امنیت ملی یکی ازعمده ترین بنیان های سیاسی جامعه محسوب میشود که دولت موظف است تحت هرشرایطی امنیت رادرکشوربرقرارنماید. امنیت در مباحث اجتماعی و سیاسی از جایگاه بالایی برخوردار است. رسیدن به مطلوبهای اجتماعی، چون جامعه مدنی، حاکمیت مردمی، شکوفایی اقتصاد و ... زمانی میسور است که امنیت در تمام ابعاد خود در کشور حاکم باشد. اما امنیت یکی از جدیترین نقاط ضعف دولت افغانستان و جامعه جهانی است.تأمین امنیت در افغانستان هنوز پس از گذشت شش سال از تشکیل دولت جدید رو به وخامت بیش رفته است. نبود امنیت باعث شده که بسیاری از مسایل ساختاری در توسعه همه جانبه کشور متروک بماند. صنعت گردشگری که در افغانستان میتواند، درآمدی خوبی را حاصل نماید، به جهت فقدان امنیت از رونق افتاده است.
نیروهای القاعده و طالبان مترصد هستند که گردشگران خارجی در کجا سفر مینمایند تا آنان را گرفتار نموده و در ازاءآزادی آنان  خواسته های خود را برآورده نمایند. به طور مثال هنگام عبور یک کاروان مسافرتی از شهروندان کره ای در منطقه ای قرباغ، آنان به دست طالبان گرفتار گردیدند و طالبان در ازاء آزادی آنان توانستند از دولت کره تعهد بگیرند که تا پایان سال۲۰۰۷ تمام نیروهای خود را از افغانستان خارج نمایند.
بدرستی درنبود امنیت, جامعه تمام دستاوردهای خویش را ازدست داده و ازرونق وشکوفایی بازمی ماند فقدان امنیت همه بسترهای فعالیت های اجتماعی را تحت تاثیر قرارمیدهد وطبیعی است که درفقدان امنیت بخش های تولیدی جامعه اعم ازفرهنگ, اقتصاد وسیاست دچاررکود گردد. امنیت ملی درافغانستان امروزبه وضعیت دشواری روبروگردیده است میتوان به جرات ادعانمود که شرایط موجودباشرایط جنگ دودهه پیش که اتحادجماهیر شوروی درافغانستان بامجاهدین افغانی درگیربودقابل مقایسه است.نیروها آموزش دیده درآنزمان که فعالیت های تخریبی راتوسط عوامل سیادرپاکستان یادگرفته اند امروز درمقابل سیاست های امریکاقرارگرفته اند.هرچه ازاستقراردولت جدید می گذرد وضعیت امنیتی رو به وخامت پیش میرود.شرایط امنیتی درسالهای اول استقراردولت کرزی به مراتب ازوضعیت موجودبهتربود ودردوسال اخیر تحرکات طالبان ونیروهای القاعده به پیمانه ای وسیعی افزایش یافته است.برای برون رفت ازوضعیت موجودراهکارهای زیر پیشنهادمیگردد:
۱-۲.ایجادی ارتش ملی نیرومند
امنیت واستقلال کشورزمانی تامین می شود که قوه مجریه درراستای وظایف قانونی خود,ازسازوکارهای لازم نظامی برخوردارباشد.درکشوری چون افغانستان که پس ازسه دهه جنگ ساختارنظامیگری برروح و روان احادملت حاکم گردیده ,تامین امنیت تنهادرسایه ارتش قوی ونیرومندامکانپذیراست.این درحالی است که ارتش افغانستان توانایی چنین کاری راندارد.ارتش افغانستان ازتجهیزات پیشرفته نظامی برخوردارنیست,درمقایسه باوضع ناآرام کشورازنیروی کافی نیز برخوردار نمی باشد. افزون برآنکه ازکادرفنی وحرفه ای نیزمحروم است.درراس این مشکلات ازوابستگی شدید این نهادملی به نیروهای خارجی یادنمودکه براین اساس ارتش بعدازبوجودآمدن نتوانست برای خودکاری انچام دهد.ازاینروبه نظرمیرسدکه دولت افغانستان ابتدااردوی ملی(ارتش)را خودتحت کنترل درآورده وبرای تقویت آن بکوشدوسپس حوزه نفوذارتش راگسترده نماید تادرضمن برخوردقاطع باعوامل ناامنی به مرورزمان وظیفه تامین امنیت مردم راازنیروهای خارجی سلب نموده دراختیارخودقراردهد.
۲-۲.جمع آوری تسلیحات
جمع آوری تسلیحات ازمردم یکی ازمولفه های مهم درتامین امنیت به شمارمیرود. حاکمیت سالها جنگ درافغانستان به پخش بی رویه سلاح انجامیده است . درزمان جهاداسلحه به عنوان کالای تجاری بطورعلنی دربازارها مورد دادوستد قرار می گرفت وطبیعی است که درچنین وضعی بسیاری ازمردم سلاح های نظامی رادرخانه های خودنگهداری نمایند. علاوه برآن وضعیت نامناسب امنیت نیزمردم افغانستان رامجبورنمودکه درنبود یک نیروی نظامی ملی که امنیت مردم راتامین نماید,آنان خودبه انجام این کاربایدمبادرت نمایند. قاعده« هرکس مسئول جان خوداست» که یکی ازویژگی های دوره جهاد به شمارمیرود موجب شد که به تعدادخانواده های افغانی وچه بسا چند برابرآن سلاح وتجهیزات نظامی میان مردم توزیع گردد.کاری که امروزیکی ازمعضلات اساسی دولت مرکزی به شمارمیرود. دولت درمواجهه بااین پدیده برنامه خلع سلاحddr))را به اجراگذاشت که دربعضی ازنواحی کشور موفقیت های رابهمراه داشت.این برنامه که دردولت موقت وانتقالی اجراگردید عمدتادرنواحی شمال ومرکز موفق بود ونتوانست درنواحی غرب, جنوب وشرق کشور توفیقاتی راکسب نماید ازاینرو برای رسیدن به صلح وفراگیرشدن امنیت درکشوراجراشدن برنامه خلع سلاح ملی یکی ازوجایب اساسی دولت میباشد.
 ۳-۲.خاتمه بخشی به فعالیت های نظامی جنگ سالاران
منظورازجنگ سالاران فرماندهان نظامی است که به ناامنی وایجادهرج ومرج اجتماعی به عنوان یک فرصت شغلی نگاه می نمایند این طبقه دردوران جهاد رشد نمودوبه زودی درپرتوی فضای آنارشیستی جهاد به عنوان نیروی نظامی تثبیت گردید.جنگ سالاران به نظامیگری به عنوان یک شغل نگاه می نمایندودرتامین خواسته های خودازهیچ قانونی پیروی نمی کنند.آنان درهرشرایط بادورانداختن لباس های کهنه, جامه نوبرتن نموده,باحفظ موقعیت خودبه هرسازی میرقصند.درشرایط موجودقریب به اتفاق این نیروها دربدنه کادرنظامی وبعضا اداری دولت درآمده وهم چنان به حیات خودادامه داده اند.دولت زمانی می تواند دروصول به  امنیت ملی موفق باشد که باقاطعیت باین گونه افرادبرخوردنماید .جنگ سالاران بابه تن نمودن ردای دولت جدید کمافی السابق مشغول زورگویی وتاراج اموال مردم میباشند چنانکه درقالب کادرهای دولتی ازنیروی نظامی وتجهیزات نظامی نیزبرخوردارند.ازاینروجدانمودن جنگ سالاران ازمجاهدان وبرخوردجدی باطایفه نخست باید دراولویت کاری دولت افغانستان قرارگیرد تاهمه مردم افغانستان ازشراین نیروی فاسدراحت گردند.
۴-۲. برخورجدی بانیروهای طالبان والقاعده
اساسی ترین عامل ناامنی درافغانستان مربوط به طالبان وگروههای تروریسم بین المللی است که درراس آن القاعده قراردارد. ]میرصاحب کاروال,درسهای تلخ وعبرت انگیزافغانستان,کابل:میوند,۱۳۸۴,ص۱۸۲.[ ازمنظر این گروه کسانی که بادولت موجودهمکاری نمایندبه هرنحوممکن باید ازمیان برداشته شوند.ازاینرو کسانیکه با دولت مرکزی همکاری میکنند و یا کارمند دولت هستند، در عبور و مرور خود از مناطق پشتون نشین دچار مشکل هستند. در برخی از موارد که طالبان توانسته اند مدارکی را از اشخاص به دست آورند که حاکی از همکاری آنان با دولت مرکزی بوده، مبادرت به قتل افراد نموده اند.دربرخوردباطالبان وگروههای تروریستی به این نکات باید توجه نمود:
نخست اینکه طالبان نیروی برخاسته ازدرون جامعه افغانی نیست وخاستگاه سیاسی وعقیدتی این گروه رادرخارج ازمرزهای افغانستان باید جستجونمود براین اساس دربرخوردبانیروهای طالبان باید برای کانون های خارجی این گروه فکری کرد.میتوان بااعمال فشارازسوی مجامع بین المللی برپاکستان وعربستان سعودی دراین خصوص موفقیت های راکسب نمود.
نکته دوم اینکه میان گروههای تروریسم بین المللی وطالب های محلی باید فرق گذاشت واین وظیفه دولت افغانستان است که بانفوذدرمیان این گروه واتخاذسیاست های کارشناسی شده میان آن دوجدایی انداخته وطالبان محلی را که اکثرابه جهت امکانات مادی با القاعده همسو شده اند, بسوی دولت جذب نمود.
سومین نکته دراین است که باگروههای تروریستی که هیچ گونه سرسازش بادولت افغانستان ندارند باقاطعیت بیشتری برخورد نمودکاری که دراین چندسال انجام نگردید.یکی ازعمده ترین دلایل نیرومندشدن طالبان نیزدرخط مشی مسامحه آمیزدولت افغانستان بااین گروه است که دولت تلاش می نمودباپرهیز ازراهکارهای نظامی وانجام مذاکرات سیاسی موافقت طالبان را بدست آورد اماگذشت چندسال نشان دادکه برخوردبانیروهای تروریستی با قاطعیت بیشتری نیازمنداست. ادامه دارد...
کد مطلب: 7944
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل