ششمین کنفرانس وزیران خارجه پروسه استانبول - قلب آسیا رسیدگی به چالش‌ها و دستیابی به رفاه

پروسه استانبول- قلب آسیا، به‌عنوان یک چارچوب جهت همکاری‌های مشترک منطقه‌ای در عرصه‌های مبارزه با تروریسم، مبارزه با مواد مخدر، تعلیم و تربیه، مدیریت حوادث، انکشاف تجارت و فرصت‌های سرمایه‌گذاری و زیربناهای منطقه‌ای که تدابیر اعتمادسازی این پروسه محسوب می‌شوند، در سال ۲۰۱۱ به ابتکار دولت افغانستان و حمایت کشورهای منطقه تأسیس شد و نخستین کنفرانس وزیران خارجه آن در ۲ نوامبر سال ۲۰۱۱ در شهر استانبول- ترکیه تدویر یافت.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۸ قوس ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۴۹
ششمین کنفرانس وزیران خارجه پروسه استانبول - قلب آسیا رسیدگی به چالش‌ها و دستیابی به رفاه
پروسه استانبول- قلب آسیا، به‌عنوان یک چارچوب جهت همکاری‌های مشترک منطقه‌ای در عرصه‌های مبارزه با تروریسم، مبارزه با مواد مخدر، تعلیم و تربیه، مدیریت حوادث، انکشاف تجارت و فرصت‌های سرمایه‌گذاری و زیربناهای منطقه‌ای که تدابیر اعتمادسازی این پروسه محسوب می‌شوند، در سال ۲۰۱۱ به ابتکار دولت افغانستان و حمایت کشورهای منطقه تأسیس شد و نخستین کنفرانس وزیران خارجه آن در ۲ نوامبر سال ۲۰۱۱ در شهر استانبول- ترکیه تدویر یافت.
ظرفیت‌ها و فرصت‌های عدیده‌ای در منطقه موجود است که استفاده بهینه از آن کمک مؤثر به صلح، امنیت، توسعه و شکوفایی در منطقه می‌کند اما مشکلات دوجانبه، چندجانبه و تسلط فضای بی‌اعتمادی منطقه‌ای، سبب شده است تا دولت‌های منطقه، اراده ضعیف سیاسی مبنی بر استفاده از فرصت‌ها و حل دشواری‌های منطقه‌ای نشان دهند.
این منطقه به لحاظ سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی در وابستگی متقابل قرار دارد و هرگونه آسیب‌پذیری و مشکل، سبب کندشدن روندها و پیامدهای آن می‌شود. پیشرفت‌های چشمگیری در عرصه احداث زیربناها و اتصالات منطقه‌ای، جهت گسترش همکاری‌های منطقه‌ای در عرصه‌های تجارتی، ترانزیتی و سرمایه‌گذاری صورت گرفته است و آینده امنیت و توسعه در این منطقه، وابسته به چگونگی تعریف منافع مشترک و مبارزه جدی با چالش‌های منطقه‌ای می‌باشد.
نیاز است تا افغانستان روی‌کرد همکاری‌های منطقه‌ای خویش را با توجه به پالیسی‌ها، واقعیت‌ها و روندهای متغیر منطقه‌ای مبنی بر اتخاد همکاری‌های منطقه‌ای بالا به پایین یا پایین به بالا یا تلفیق هر دو روی‌کرد را در روابط با دولت‌ها، سازمان‌ها و پروسه‌های منطقه‌ای تیوریزه کند تا بتواند در محیط پیچیده منطقه‌ای تعامل مثبت و سازنده داشته باشد.
روی‌کرد منطقه‌گرایی بالا به پایین، شامل پرداختن به مسایل حساس استراتژیک مانند تنش‌زدایی، مبارزه با تروریسم و پیچیدگی‌های ناشی از رقابت قدرت در منطقه می‌باشد، در حالی‌که تیوری منطقه‌گرایی پایین به بالا متمرکز است بر توسعه و تعمیق روابط فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، تعاملات نهادهای مدنی و مردم با مردم می‌باشد تا از طریق آن راه‌کارهای مؤثر جهت اعتمادسازی و همکاری‌های سازنده جستجو شده، تفاوت میان افکار عامه و دیدگاه سیاسیون کشورها به‌وجود آمده، افکار عامه، پالیسی دولت‌ها را در مسیر همکاری‌های معنادار سوق دهد. ملت‌های منطقه هیچ‌گونه بدبینی و اختلاف میان یکدیگر ندارند اما سیاسیون، اراده ملت‌ها را به گروگان گرفته، به‌جای تعامل و گفتگو، تنش و تقابل را در پیش می‌گیرند.
پروسه استانبول یک رشته تدابیر اعتمادسازی را به‌عنوان محورهای اساسی همکاری مشترک اولویت‌بندی کرده است که از مبارزه با تروریسم و مواد مخدر به‌عنوان چالش عمده جهانی و منطقه‌ای، تا تلاش‌های معطوف به همکاری‌های آموزشی و تعاملات فرهنگی و مدیریت حوادث طبیعی که منطقه در برابر آن آسیب‌پذیر است، می‌باشد که نوعی تلفیق دو روی‌کرد متذکره می‌باشد. اما از آن‌جا که رسیدگی به مسایل حساس مانند مبارزه با تروریسم و مواد مخدر پیوند مستقیم و غیر مستقیم به منافع استراتژیک یا تاکتیکی برخی کشورها دارد، این امر همکاری‌های اقتصادی و فرهنگی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
بی‌اعتمادی سیاسی، سیاست عدم همکاری و عدم جداسازی مسیر همکاری‌های اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی از مسایل سیاسی سبب شده است تا سازمان‌ها و چارچوب‌های منطقه‌ای در منطقه‌ای آسیای مرکزی و جنوب آسیا، یک سلسله تدابیر اعتمادسازی را به عنوان محور همکاری‌های مشترک مورد توجه قرار دهند. در حالی‌که در منطقه‌گرایی سایر مناطق جهان، بحث بر سر همکاری‌های نظام مند به‌منظور تعمیق همگرایی‌ها و توسعه مشترکات در عرصه‌های مختلف می‌باشد.
پروسه استانبول-قلب آسیا، به‌عنوان یک چارچوب سیاسی تلاش می‌کند تا از طریق گفتگوها و مشورت‌های منظم سیاسی، فضای اعتماد و همکاری بیشتر خلق کند. این پروسه یک اصطلاح محض جغرافیایی نبوده بلکه به دولت‌هایی اطلاق می‌شود که ازمناطق مختلف به‌منظور تأمین و پیگیری اهداف و منافع مشترک سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی، گرد هم آمده‌اند.
کشورهایی مانند، افغانستان، پاکستان، روسیه، تاجیکستان، قرغزستان، قزاقستان، آذربایجان، ترکمنستان، هند، ترکیه، امارات متحده عربی، عربستان، ایران کشورهای شامل پروسه استانبول یا کشورهای عضواند.
کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا، آلمان، انگلستان، ایتالیا، پولند، فنلند، سویدن، دنمارک، لیتوانیا، اسپانیا، فرانسه، جاپان، کانادا، استرالیا، عراق، مصر کشورهای حامی پروسه استانبول می‌باشند.
سازمان‌های متعدد بین‌المللی و منطقه‌ای مانند ملل متحد، اتحادیه اروپا، ناتو، سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی، سازمان شانگ‌های، ایکو، سارک، کریک، کنفرانس سیکا، سازمان پیمان امنیت دسته‌جمعی، سازمان امنیت و همکاری اروپا، سازمان‌های حامی پروسه استانبول می‌باشند و کشورها و سازمان‌های زیادی علاقه‌مند به‌پیوستن به پروسه استانبول- قلب آسیا می‌باشند.
پروسه استانبول-قلب آسیا، سه ساختار تصمیم‌گیری‌های سیاسی (کنفرانس وزیران خارجه، جلسه مقامات ارشد، جلسه سفیران) و یک سطح تصمیم‌گیری‌های تخنیکی دارد. کنفرانس وزیران خارجه پروسه استانبول- قلب آسیا، عالی‌ترین سطح تصمیم‌گیری پروسه بوده، سالانه به میزبانی مشترک افغانستان و یکی از کشورهای قلب آسیا تدویر می‌یابد. کنفرانس وزیران خارجه این پروسه از سال ۲۰۱۱ تا کنون در شهرهای استانبول، الماتی، کابل، بیجینگ، اسلام‌آباد دایر شده و ششمین کنفرانس وزیران خارجه بتاریخ ۴ دسامبر ۲۰۱۶ در شهر امریتسر، جمهوری هند دایر می‌شود.
در این کنفرانس اعلامیه‌ای صادر می‌شود که در آن بر اصول، مبانی، اهداف مشترک و تجدید تعهد کشورها مبنی بر مشارکت بیشتر در چارچوب پروسه استانبول-قلب آسیا تأکید می‌شود.
گروه داعش، لشکر طیبه، جیش محمد، حرکت اسلامی ترکستان شرقی، گروه طالبان، شبکه حقانی و سایر گروه‌های خشونت‌طلب، تهدیدهای جدی فراراه ثبات و امنیت منطقه‌ای‌اند که موانع جدی را در برابر توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه ایجاد کرده‌اند، اما همکاری‌های امنیتی در منطقه قلب آسیا به دلیل حمایت‌های استراتیژیک پاکستان از گروه‌های تروریستی، سیاست ضد و نقیض دولت‌ها در برابر این گروه‌ها و عدم دستیابی به یک اجماع مؤثر و کارا جهت تعریف و چگونگی رسیدگی به گروه‌های مخل امنیت، چشم‌انداز روشن ندارد.
دولت افغانستان با تمام کشورهای عضو پروسه استانبول- قلب آسیا مناسبات دوجانبه تاریخی دارد و در دیپلوماسی چند جانبه مانند سازمان سارک، ایکو، شانگ‌های، سیکا، گفتمان همکاری آسیا نیز همکاری می‌کند اما پروسه استانبول- قلب آسیا نخستین تجربه در دیپلوماسی منطقه‌ای است که تمام کشورها علی‌رغم اختلافات سیاسی میان یکدیگر در آن عضویت دارند.
در دیپلوماسی چند جانبه، هر دولت تلاش می‌کند تا منافع سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی خویش را به کرسی بنشاند و مسلماً اختلاف در دیدگاه‌ها، منافع و پالیسی‌های کشورها یک امر مسلم بوده و تعین آجندا، پی‌گیری تصامیم و دست‌یابی به اجماع و وحدت نظر در چنین چارچوب‌ها دشوار به‌نظر می‌رسد. کشورهای منطقه خواسته یا ناخواسته تلاش می‌نمایند تا پیچیده‌گی‌ها و تنش‌ها در روابط دوجانبه‌شان به چارچوب‌های دیپلوماسی چند جانبه راه باز کند تا در آن به یارگیری‌ها و لابی‌گری‌ها، جهت اثبات مواضع و منافع خویش دست بزنند.
نظام‌های سیاسی اقتدارگرا در برخی از کشورهای عضو پروسه استانبول-قلب آسیا که در عین حال اعضای سایر سازمان‌های منطقه‌ای می‌باشند، روند تحکیم و توسعه مناسبات و همکاری‌ها را به‌شدت پیچیده و بروکراتیک ساخته و موجب بروز اراده ضعیف سیاسی در این کشورها شده است.
بحث‌ها و نظرخواهی از کشورهای قلب آسیا، جهت تدوین و تصویب یک استراتژی منطقه‌ای مبارزه با تروریزم در چارچوب پروسه استانبول- قلب آسیا در روشنایی اسناد مبارزه با تروریسم سازمان ملل متحد آغاز شده است و قرار است در سال ۲۰۱۷ نهایی گردیده و مورد تصویب مقامات ارشد کشورهای عضو قرار گیرد.
با توجه به چالش‌ها فراراه همکاری‌های امنیتی در منطقه قلب آسیا و عدم تعریف دقیق گروه‌های تروریستی، تدابیر مبارزه با تروریسم را که این استراتژی پیشنهاد می‌نماید، ممکن است نتواند به‌گونه استراتژیک و بنیادی به معضل تروریزم و ابعاد پیچیدهٔ آن در منطقه بپردازد.
دولت‌های عضو پروسه استانبول قلب آسیا، هم‌چنان روی طرح ایجاد یک پورتال جامع انترنیتی به هدف انکشاف تجارت و سرمایه‌گذاری از طریق شریک‌سازی فرصت‌ها، قوانین و طرزالعمل‌های تجارت و سرمایه‌گذاری در منطقه کار می‌کنند که این مسئله به عنوان نرم‌افزار همکاری‌های منطقه، نقش عمده در توسعه تجارت و سرمایه‌گذاری ایفا خواهد کرد.
با گذشت بیشتر از سی سال از تشکیل انجمن همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا (سارک) تنش‌ها در روابط هند و پاکستان و تأثیر آن بر فعالیت‌های سازمان سارک و بالاخره عدم تدویر نشست سران سازمان سارک، به دلیل تحریم کشورهای عضو، نشان از فراز و نشیب‌های زیادی در منطقه‌گرایی این منطقه دارد که برای موثریت، سازنده‌گی و آینده همکاری در چارچوب این سازمان‌ها، راه دراز در پیش است و باید مفاهیم، تیوری‌ها و ساختارهای منطقه‌ای بازتعریف گردند. پروسه استانبول- قلب آسیا به‌عنوان یک پلاتفورم سیاسی که پنج سال از عمر آن می‌گذرد و به لحاظ ساختار، اهداف و محورهای همکاری، شبیه یک سازمان منطقه‌ای عمل می‌کند، چنین فضا و جغرافیایی، تپش قلب را متأثر می‌سازد، اما هر قدر سازمان‌ها و چارچوب‌های منطقه‌ای شکل گیرد، به‌همان میزان نوعی ایجابات و الزامات سیاسی-حقوقی به‌وجود آمده و دولت‌ها در چارچوب آن به گسترش مناسبات و تعاملات می‌پردازند.
آینده پروسه استانبول-قلب آسیا، مستلزم کار مستمر و مداوم، پی‌گیری منظم اهداف و تصامیم و اراده قوی سیاسی کشورها در راستای رسیدن به اجماع و تعهد در اجرای فعالیت‌های تدابیر اعتمادسازی شش‌گانه آن می‌باشد.
- سیداکرم بارز
کد مطلب: 60294
مرجع : 8am.af
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل