جنبش حماس از آغاز پیدایش تاکنون(بخش دوم)

تاریخ انتشار : شنبه ۲۸ جدی ۱۳۸۷ ساعت ۰۴:۱۸
جنبش حماس از آغاز پیدایش تاکنون(بخش دوم)
درگیری با صهیونیست ها در اندیشه "حماس"
جنبش “حماس” بر این باور است که درگیری با صهیونیست‌ها در فلسطین مسأله هست و نیست بوده و یک درگیری سرنوشت ساز تمدنی می‌باشد و پایان آن تنها بواسطه زدودن و محو علّت که همانا حضور زورمدارانه و نامشروع صهیونیستی در فلسطین، غصب زمین فلسطین و اخراج و طرد اهالی و ساکنان آن است، امکان پذیر خواهد بود.
جنبش “حماس”رژیم صهیونیستی را نه یک کیان(موجودیت) با مطامع محلی که یک پروژه خصمانة جهانی می‌بیند. حماس این طرح را مکمل توسعه طلبی‌های نیروهای استعمار نوین می داند که درصدد است با ایجاد تفرقه، تجزیه و انتزاع ریشه‌های تمدن و تثبیت هیمنه اقتصادی، سیاسی، نظامی و حتی فکری ضمن جلوگیری از شکل گیری هرگونه جبهه پیشرو، بر مقدرات و منابع و ثروتهای امت چنگ بیندازد.
رژیم صهیونیستی ابزاری کارا برای شکستن خط ارتباطی و پیوند جغرافی میان کشورهای محور عربی و راهکاری جهت فرسایش و تحلیل بردن امکانات، منابع و تلاش‌های امت بوده و سرنیزه و نوک پیکان نشانه رفته بسوی هر طرح بیدارگرانه‌ای بشمار می‌رود.
گرچه فلسطین به عنوان پایگاه و نقطه شروع طرح صهیونیستی، عرصه و میدان اصلی رویارویی با این طرح شوم گشت ولی دامنه خطرات و تهدیدهای این پروژه صهیونیستی گسترش خواهد یافت تا همه کشورهای اسلامی را شامل شود. جنبش “حماس” معتقد است که خطر صهیونیستی از بدو شکل گیری‌اش تهدیدی برای کل کشورهای عربی و عمق استراتژی (کشورهای اسلامی)‌ آن بوده است امّا سال های دهة نود تحولات و دگرگونی های بزرگی به خود دید و این خطر بالقوه و بی حد و مرز را به خوبی نمایاند.
“حماس” بر این باور است که بهترین شیوه و راهکار برای پیشبرد درگیری و کشمکش با دشمن صهیونیستی، بسیج توانمندی‌های ملت فلسطین برای برافراشتن پرچم جهاد و مبارزه بر ضد حضور نامشروع صهیونیستی در فلسطین به هر وسیله ممکن می‌باشد و اینکه تا زمان تکمیل شدن شرایط تعیین سرنوشت نبرد با دشمن صهیونیستی بواسطه بیداری امت عربی و اسلامی، فراهم شدن ساز وکار اقتدار و بسیج امکانات وحدت اراده و تصمیم گیری سیاسی، شعله مبارزه روشن بماند.
با ایمان به قداست فلسطین و جایگاه اسلامی آن و درک ابعاد و خطرات پروژه صهیونیستی در فلسطین حماس بر این اعتقاد است، تحت هیچ شرایطی نمی‌توان ذره‌ای از خاک فلسطین را نادیده انگاشت و یا اشغال آن از سوی صهیونیسم را برسمیت شناخت، که مردم فلسطین و هر عرب و مسلمانی باید خود را برای پیکار با صهیونیست‌ها تجهیز نمایند تا همانگونه که به آن مهاجرت کردند از آن خارج شوند.
فعالیت نظامی در خط مشی "حماس"
رژیم صهیونیستی بمثابه یک طرح ضد خیزش عربی و اسلامی است و اگر ضعف و ناتوانی امت اسلام نبود،‌ بی شک صهیونیست‌ها نمی توانستند به رؤیای برپائی دولت خود بر روی خاک فلسطین جامه عمل بپوشانند. و این حقیقتی است که صهیونیست ها بدان واقف بوده و مخالفت خود را با هرگونه برنامه‌ای که بر توانمندی های عربی و اسلامی می افزاید، بالقوه و بالفعل به نمایش می گذارند.
چرا که صهیونیست ها بر این باورند که هر تلاش در جهت بیداری و پیشرفت عربی و اسلامی، خطری راهبردی برای اسرائیل محسوب می شود. صهیونیست‌ها همچنین معتقدند که وحدت توان عربی و یا اتحاد آن بر مبنای طرح خیزشی جامع می تواند خطری بنیادین برای دولت عبری باشد و همین اعتقاد و باور، رهبران دولت صهیونیستی را از بدو شکل گیری بر آن داشت تا با استفاده از سلاح اقتصاد خود را از کیان و موجودیتی بیگانه و ناموزون در فضای عربی ـ اسلامی به بخشی از آن تبدیل کند. و این موضوع بخوبی نشان می دهد که چگونه هواداران سازش زیر بار مسایل اقتصادی بر ترویج طرحهایی اینچنینی پافشاری دارند.
از همین جا می توان نقش فعالیت نظامی در سیاستگذاری جنبش "حماس" را دریافت. فعالیت نظامی ابزار راهبردی جنبش در رویارویی و مقابله با پروژه صهیونیسم محسوب می شود، این ابزار ـ با توجه به نبود طرح جامع عربی ـ اسلامی برای آزاد سازی و رهایی ـ همچنین یگانه ضمانت تداوم درگیری و سرگرم سازی دشمن صهیونیستی و بازداری او از توسعه فرا مرزی خواهد بود. کما اینکه بعد راهبردی فعالیت نظامی، راهکار بنیادین ملت فلسطین برای شعله ور نگاهداشتن درگیری در فلسطین اشغالی و جلوگیری از تلاش های مذبوحانه اسرائیل برای انتقال کانون بحران و تشنج به سایر نقاط جهان عربی ـ اسلامی بحساب می آید. همچنین فعالیت نظامی بمثابه ابزاری بازدارنده جهت بازداشتن صهیونیست ها از استمرار در هدف قرار دادن امنیت ملت فلسطین می‌باشد. عملیاتی که جنبش در پاسخ به جنایت باروخ گلدشتاین تروریست ( کشتار نمازگزاران حرم ابراهیمی ) انجام داد، بخوبی کارایی این ابزار به اثبات رسید. همچنین تداوم این مشی و حتی گسترش آن می تواند صهیونیست‌ها را تحت فشار قرار داده و مجبورشان سازد به اینکه اقدامات خصمانة خود علیه منافع و حقوق شهروندانمان در کرانه باختری و نوار غزه را پایان دهند.
جنبش “حماس” بر این باور است که ادغام شدن اسرائیل در منطقه عربی ـ اسلامی به تأخیر در هر طرح بیدارگرانه و خیزشی امت انجامد، چه اسرائیل برخوردار از حمایت‌های بیدریغ آمریکا و منظومه فرهنگی آن در پی آنست تا از ضعف امت عربی در برابر خود بهره‌برداری کرده و در خدمت اجرای پروژه سازش درآورد و از خلال آن اقتصاد کشورهای عربی و امکانات گوناگون آنها را در منظومه جدیدی به محوریت اسرائیل پیوند زند.
مقاومت جنبش “حماس” در برابر اشغالگران متوجه یهود به عنوان دین نبوده بلکه علیه اشغالگری،‌ حضور نامشروع و اقدامات سرکوبگرانه آن می باشد. این مقاومت آنگونه که اسرائیل و طرفداران سازش سیاسی مبتنی بر اصل برهم خوردن موازنه قوا مدعی‌اند، به فرآیند سازش مرتبط نیست، چرا که مقاومت قبل از انعقاد قرار داد مادرید آغاز شده بود. و از طرفی جنبش با هیچ یک از طرف‌های بین المللی هیچ گونه خصومت و یا جنگی نداشته و اصولاً حمله به منافع و تأسیسات دیگر کشورها در سیاست آن نیست، زیرا قلمرو مقاومت ضد اشغالگری صهیونیستی خود را در داخل اراضی اشغالی فلسطین محصور می داند و حتی زمانیکه صهیونیست‌ها تهدید کردند نبرد با “حماس” را به خارج از مرز سرزمین‌های اشغالی انتقال خواهند داد. جنبش “حماس” مقام‌های صهیونیستی را نسبت به عواقب چنین اقدامی برحذر داشتند و این خود علاقمندی شدید جنبش به عدم توسعه دایره و دامنه درگیری را نشان می دهد.
جنبش "حماس" در مقاومت ضد اشغالگری خود پیوسته بر اهداف نظامی تأکید داشته و تلاش می‌کند حتی الامکان در جریان مقاومت و پایداری‌اش به غیر نظامیان آسیبی نرسد و حتی در برخی موارد که غیر نظامیان در خلال عملیات مقاومت آسیب دیده‌اند در وضعیت دفاع از خود و یا مقابله به مثل و در پاسخ به کشتارهای بی رحمانه‌ای که علیه غیر نظامیان و مردم بی گناه فلسطین بمورد اجرا در آمده بود از خود واکنش نشان نداده است، نظیر کشتاری که حرم ابراهیمی شهر الخلیل اتفاق افتاد و طی آن جمعی از فلسطینیان که در حال ادای نماز در داخل مسجد بودند بدست شهرک نشینان و نیروهای اشغالگر به قتل رسیدند. “حماس” برای اظهار علاقمندی شدید خود مبنی بر عدم تعرض به غیر نظامیان طرفین بارها و بارها پیشنهادات انسان دوستانه را مطرح ساخت که ناظر بر این مطلب بود، از هدف قرار دادن غیر نظامیان خودداری شود و اینکه آنان خارج از دایره درگیری قرار بگیرند. ولی صهیونیست‌ها این پیشنهادات را رد کرده و نادیده انگاشتند و با این عمل خود بر ماهیت تروریستی و بی مبالاتی آنان نسبت به حفظ خون‌های مردم بی گناه فلسطین صحه گذاشت.
جنبش "حماس" سخت مقید است که در فعالیت های مقاومت خود بر ضد اشغالگر اسرائیلی موازین و تعالیم عالیه اسلامی و نیز مبانی حقوقی بشر و قانون بین‌المللی را مراعات کند.
مقاومت مشروع حماس بر خلاف عملکرد صهیونیست ها برخاسته از تمایل به قتل و خونریزی نمی باشد.
 موضع جنبش "حماس" در قبال سازش سیاسی:
جنبش “حماس” بارها و بارها تاکید کرده است، نه تنها مخالف اصل صلح نبوده که خواهان و داعی صلح بوده و درجهت تحقق آن تلاش می‌کند و نسبت به اهمیت جهان شمولی صلح با تمامی کشورهای جهان اتفاق نظر دارد.
اما خواهان صلحی عادلانه است که حقوق ملت فلسطین در آن مورد توجه قرار گیرد، بنحویکه بتواند از حق آزادی، بازگشت، استقلال و تعیین سرنوشت برخوردار گردد. حماس بر این باور است موافقتنامه‌هایی که تا کنون حاصل شده‌اند، پاسخگوی آرمان های ملت فلسطین نبوده و حتی حداقل انتظارات او را بر نمی آورد این موافقت‌نامه‌ها ناعادلانه بوده و به ملت (فلسطین) آسیب و زیان می رساند و از طرفی متجاوز را بخاطر تعدی، پاداش داده و حقی را که از دیگران سلب و غصب کرده،‌ برسمیت می شناسد و به عبارتی این موافقتنامه‌ها تلاشی در جهت تحمیل شرایط طرف پیروز و انتظار از طرف مظلوم به دست کشیدن از حقوق حقه‌اش می‌باشد. بنابراین چنین صلح ظالمانه‌ای با این شاخصه های ستمکارانه نمی‌تواند به موفقیت بینجامد و یا عمری طولانی داشته باشد. اصل سازش سیاسی با هر مصدری و با هر مفادی در راستای این مطلب خواهد بود که برای دشمن صهیونیستی حق وجود در بخش عمده سرزمین فلسطین قائل می‌شود و صد البته تبعات آن، محروم شدن میلیون‌ها تن از فرزندان ملت فلسطین از حق بازگشت، تعیین سرنوشت و ایجاد دولت مستقل بر سرتاسر قلمرو فلسطین و برپائی نهادهای ملی دنبال خواهد داشت.
این موضوع نه تنها با ارزش‌ها، منشور و عرف بین‌المللی و انساندوستانه منافات دارد که در دایره محرمات فقه اسلامی قرار گرفته و پذیرش آن جایز نمی‌باشد. سرزمین فلسطین، زمین مبارک اسلامی است که صهیونیست‌ها با زور و تزویر غصب کرده و مسلمانان موظفند برای بازپس‌گیری آن و اخراج اشغالگر جهاد کنند.
بر همین اساس، جنبش طرح شولدز - بیکر، طرح‌های مبارک، برنامه شایر و فرآیند مادرید ـ واشنگتن را رد کرده است. حماس معتقد است خطرناک‌ترین طرح های سازشی که تاکنون مطرح شده‌اند، دردرجه اول قرار داد غزه ـ اریحا است که در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۳ م میان رژیم صهیونیستی و رهبریت ساف در واشنگتن به امضاء رسید و همچنین سند اعتراف متقابل میان طرفین و موافقت نامه‌های بعدی که نام‌هایی چون قاهره، طابا و غیره برخود داشتند. خطر و تهدید این موافقت‌نامه تنها از مضمون آن که حاکیست صهیونیست‌ها بر سرتاسر فلسطین را برسمیت می شناسد و روابط عربی ـ صهیونیستی را عادی جلوه می‌دهد و دست برتر و سلطه گر صهیونیستی را در منطقه باز می‌گذارد، نشأت نمی گیرد، بلکه خطر در موافقت طرف فلسطینی نهفته است، گرچه هم نماینده واقعی مردم فلسطین نباشد زیرا چنین اتفاقی بمنزله بستن پرونده فلسطین و محرومیت ملت فلسطین از پی‌گیری مطالبات و حقوق مشروعش و یا بکارگیری ابزارهای مشروع برای دستیابی به حقوق حقه‌اش خواهد بود و علاوه بر این موجب آن خواهد شد تا اغلب مردم فلسطین از حق زندگی در زمین و میهن خویش محروم شوند و طبیعی است که پیامدهایی بدنبال خواهد داشت و چه بسا نتایج آن از محدوده ملت فلسطین فراتر رفته تا ملت‌های عربی و اسلامی را شامل شود.
* نظر به خطرات بالقوه سازش که اینک مطرح شده است،‌ جنبش موضع‌گیری کرده و این موضع بر موارد ذیل استوار است:
۱ـ آگاه سازی مردم فلسطین نسبت به عواقب خطرناک سازش و قرار دادهای ناشی از آن.
۲ـ تلاش در جهت سازماندهی و ایجاد ائتلاف میان گروه‌های معارض روند سازش و تراوشات آن و نیز بیان و اظهار موضع خود در میادین فلسطینی، عربی و بین‌المللی.
۳ـ در خواست از رهبران ساف به خروج از مذاکرات با رژیم صهیونیستی و لغو قرار داد غزه ـ‌ اریحا که تهدیدگر موجودیت ملتمان چه در فلسطین و چه خارج از آن در حال و آینده می باشد.
۴ـ برقراری ارتباط با کشورهای عربی و اسلامی ذیربط و درخواست از آنها به عقب نشینی از مذاکرات، عدم پاسخگویی به توطئه عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی و همیاری با ما در مقابله دشمن صهیونیستی و طرح های شوم او.
 موضع جنبش در قبال گروه ها و سازمان های فلسطینی
۱) جنبش حماس بر این باور است که عرصه فعالیت ملی فلسطینی گنجایش همه نگرش‌ها و اجتهادات را در دایره مقاومت و پایداری مقابل پروژه صهیونیستی دارا بوده و وحدت و یکپارچگی فعالیت ملی فلسطینی هدف عالی است که همة نیروها و گروهها و فعالیت‌های فلسطینی برای دستیبابی به آن تلاش کنند.
۲) حماس می کوشد با هدف سنگین کردن کفه مشترکات و حوزه اتفاق نظرها بر نقاط اختلاف، با همه گروه ها، نیروها و فعالیت های عمومی در این راستا همکاری و هماهنگی داشته باشد.
۳) حماس در راه تحکیم فعالیت مشترک ملی گام برمی دارد و بر این باور است که در راهکار و فعالیت مشترک ملی فلسطینی بایستی بر اصل پایبندی به تلاش همه گیر برای آزادی فلسطین، عدم پذیرش دشمن صهیونیستی و یا قائل نشدن حقی برای حضور دشمن بر ذره ای از خاک فلسطین استوار باشد.
۴)‌ حماس معتقد است در عرصه تلاش ملی دامنه اختلاف در دیدگاه‌ها و اجتهادها هر چه باشد، هیچ کس و تحت هر شرایطی حق ندارد برای تسویه درگیری‌ها و حل چالش‌ها و یا تحمیل نظریات و دیدگاه‌های خود در درون قلمرو فلسطین خشونت و سلاح را بکار گیرد.
۵) حماس بدون هیچ تبعیضی و بدون توجه به دین، عرق و طایفه از مسایل ملت فلسطین پاسداری و دفاع می‌کند و این باور را دارد که ملت فلسطین چه مسلمان و چه مسیحی ملت واحدی بوده و حق دفاع از سرزمین و آزادی میهن را برای همه گروه ها و طوایف قائل می باشد.
کد مطلب: 6028
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل