۱
 

جنبش روشنایی و عبور از رهبران سنتی؟!

پیام آفتاب: مسئله عبور از رهبران سنتی گفتمانی است که در بیرون از جنبش شکل گرفته و بیشتر علیه جنبش و تقلیل جنبش به یک درگیری داخلی هزارگی استفاده شده است. جنبش روشنایی هرگز برای عبور از رهبران سنتی برنامه‌ای نداشته است. من اطمینان دارم که هرکسی که مطالبات مردم را فریاد کند، از طرف مردم حمایت خواهد شد.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۸ سنبله ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۰۱
جنبش روشنایی و عبور از رهبران سنتی؟!
یکی از موضوعات مهمی که دربارهٔ جنبش روشنایی به تکرار گفته شده است مسئله عبور از رهبران سنتی هزارگی است.
تعدادی از هواداران جنبش علاقمند عبور هستند و تعداد دیگر نگران این مسئله و تعدادی هم مخالف. اول بعضی واقعیت‌ها را با شما شریک می‌سازم:
۱. وقتی که به عنوان یک فرد عادی این جامعه و صرف از این جهت که به مردم مناطق مرکزی ظلمی روا داشته شده برطرف گردد همراه با تعدادی از دوستان دیگر مسئله لین برق ۵۰۰ کیلوولت را شروع کردیم، از رهبران سنتی آغاز کردیم. معاونان دوم رئیس جمهور و ریاست اجرائیه را دیدیم و همین‌طور جناب خلیلی و مدبر و اکبری و دیگران را. دست به دامن این رهبران شدیم تا مسئله را حل کنند. انصافاً هم همه شان با درک اهمیت موضوع در حد قدرت و توانایی شان تلاش کردند. اینکه در نهایت نتوانستند مسئله جداگانه است.
۲. برای این که لین از مسیر بامیان عبور کند، جمع دوستانه ما که بعداً به تیم تخنیکی مشهور گردید، بارها پرس کنفرانس گرفت که با هماهنگی کامل با رهبران سنتی بود. به عنوان مثال یادم هست که بعد از این که رسانه‌ها را برای یک پرس کنفرانس قبل از فیصله یازده ثور خواستیم، بین خود نشستیم که چه کسانی باید در پرس کنفرانس صحبت کنند و حضور داشته باشند و چه بگویند. تصمیم بر این شد که وکلای مناطق مرکزی باشد با حفظ توازن رهبران سنتی متعدد موجود. خودم به نماینده یکی از شیوخ (ق ع) شب زنگ زدم که فردا پرس کنفرانس است و نماینده حزب شما مهم است که حضور داشته باشد. ایشان هم بعد از مشوره معرفی کرد و نمایند محترم حضور پیدا کرد. یعنی از همان آغاز با این که تجربه عملی در سیاست را نداشتیم ولی این حساسیت‌ها برای ما قابل درک بود و کوشش می‌کردیم که تعادل برقرار باشد تا مبادا رهبری از ما آزرده گردد.
۳. در آن زمان که به سراغ وکلا می‌رفتیم اکثراً با وجود اظهار علاقه و این که این مسئله مهم است، اکثراً اظهار می‌داشت که کاری از دست ما برآمده نمی‌تواند چون صلاحیت کار دولتی و تصمیم‌گیری ندارند و صرفاً می‌توانند اعتراض کنند. توصیه شان این بود که به رهبران سنتی و دو معاون دوم صحبت کنید. البته تعدادی از وکلا هم بی اعتنایی می‌کردند.
۴. ساختار شورای عالی مردمی در جلسه‌ای با حضور تعداد قابل توجهی از رهبران پیر و جوان در دفتر حزب وحدت تصمیم‌گیری شده و همان روز در مسجد باقرالعلوم ایجاد گردید که شامل همه (وکلای شورای ملی، احزاب، مردم تحت چتر ۱۲ کمیته، و دوستان ما به نام کمیته تخنیکی) گردید.
۵. بیشترین شور و هیجان اولیه و حساس کردن مردم به موضوع لین برق با سخنرانی‌ها و کارهای رهبران سنتی ایجاد شد. گفتند که ما دولت را ترک می‌کنیم؛ روی خاک نشستند، در تلویزیون‌های شان اعلان کردند. در این مدت تقریباً شورای عالی مردمی با ساز این بزرگان می‌رقصیدند و چشم دوخته بودند که با حمایت از این بزرگان شاید بتوانند دولت را مجبور کنند که به خواست مردم تن در دهند؛ ولی در عین زمان بیشترین توطیه دولت علیه این رهبران سنتی و علیه شورای عالی مردم جنبش روشنایی هم در همین زمان‌ها بود. "فیسبوک چلونکی"‌ها و مقامات دولتی رسماً همه را متهم به این می‌کردند که شما می‌خواهید با این کار مانع برق رسانی به دیگر مناطق افغانستان شوید و بنا براین خواست شما قومی است. دروغ بزرگ اشرف غنی در لندن و حرکت هواداران جنبش در کنفرانس خبری اشرف غنی در لندن نقطه اوج تقابل شورا با دولت وحدت ملی در آن زمان بود.
۶. حالا اما رهبران کهنه کار ما همه راه شان را از شورا جدا کرده‌اند و اعضای شورا را متهم به افراطی گری و تند روی کرده‌اند. یکی از این اتهمات هم همین مسئله عبور از رهبران سنتی است.
نظر من این است که مسئله عبور از رهبران سنتی بیشتر یک ترفند است تا یک واقعیت:
۱. اولین باری که مسئله عبور از رهبران سنتی را شنیدم، احساس کردم که این مسئله را دولت وحدت ملی و به احتمال زیاد طرفداران اشرف غنی در گفتگو با مقامات خارجی مطرح کرده‌اند تا مسئله دادخواهی جنبش را یک مسئله داخل هزارگی نشان بدهند. یعنی اشرف غنی به جامعه بین‌المللی بفهماند که جنبش روشنایی یک مشکل هزارگی و تقابل بین نسل جوان و پیر است و حتی مخاطب جنبش روشنایی دولت وحدت ملی نیست چه رسد به مجامع بین‌المللی. وقتی که با یک مقام حمایت قاطع دربارهٔ جنبش روشنایی صحبت می‌کردم هم یکی از سؤال‌های مهم اش این بود که این مسئله آیا داخلی هزارگی و مسئله رهبران جوان و سنتی نیست؟ که البته من رد کردم؛ ولی می‌خواهم تأکید کنم که اصل مطرح کردن این مسئله از طرف حکومت به منظور سرپوش گذاشتن به حرکت مدنی و عدالتخواهان مردم و تقلیل دادن آن به یک مسئله داخلی هزارگی است؛ که البته اگر دولت موفق می‌شد این مسئله را با شواهد زیاد با خارجی‌ها مطرح می‌کرد، می‌توانست بر مطالبه برحق جنبش روشنایی سرپوش بگذارد؛ ولی تا حدی زیادی این توطیه خنثی شده است.
۲. در حال حاضر هم احساس می‌کنم این مسئله بیشتر توسط هواداران رهبران سنتی ما مطرح می‌شود و بیشتر جنبه اظهار نگرانی شان را دارند. یعنی می‌خواهند به مردم پیام بدهند که مثلاً آیا شما حاضر هستید که این رهبران کهنه کار در سیاست را رها کرده بروید به دنبال چند چهره جوان که هنوز در میدان‌های سخت امتحان پس نداد اند و تجربه عملی در سیاست را کمتر تجربه کرده‌اند. با این گفتمان شان می‌خواهند اعلان کنند که مجبوریم همه یکبار دیگر اطراف رهبران سنتی جمع شویم و یا حد اقل آنها را به اندازه کافی شان و عزت و احترام قایل شویم. یعنی عبور از رهبران سنتی چون ممکن نیست و حد اقل همراه با مخاطره است، مجبوریم رهبری شان را همچنان قبول کنیم.
۳. بر همین اساس تعدادی از مردم که اکثراً به نوعی طرفداران این بزرگان حساب می‌شوند، کمپینی را راه انداخته بودند که "شرایط سیاسی و امنیتی کشور در وضعیت حساسی است و ما مجبور هستیم که همه یکجا وحدت کنیم و از ایجاد تفرقه و دوئیت بین مردم پرهیز کنیم". بعداً هم با نامهای دیگر گفتمان شان را ادامه داده‌اند. نهایت نظر این عزیزان این است که رهبران سنتی همچنان رهبر سنتی باشند و دیگر مسایل مانند عبور لین برق ۵۰۰ کیلوولت از بامیان و مبارزه با تبعیض یک مسئله درجه دوم است.
۴. از طرف دیگر، شورای عالی مردمی جنبش روشنایی تا حالا در موضع رسمی خود هیچگاهی علیه این رهبران سنتی موضع گیری نکرده‌اند که البته دلایل متعدد دارد ولی یکی از دلیل‌ها نیافتادن در چاله‌ای است که فرا راه حرکت عدالت خواهانه جنبش آگاهانه یا نا آگانه قرارداده شده است. یعنی شورای عالی مردمی جنبش روشنایی یگانه تمرکز اش پیگیری مطالبه شان یعنی عبور لین برق ۵۰۰ کیلوولت از مسیر بامیان بوده است. اگر هم‌زمانی دو معاون دوم محترم خطاب قرارداده شده است، به عنوان اعضای حکومت بوده نه شخصی و هزارگی. در اجندای شورای عالی هیچگاهی مسئله عبور از رهبران مطرح نبوده است. بلکه بارها کوشش کرده است که تا حد ممکن انعطاف نشان بدهند و نمایندگان این رهبران را در شورا حفظ کنند. یکی از بارزترین نمونه این کوشش‌ها وقتی بود که یکی از اعضای شورای در گذشته از آقای سعادتی سؤال کرده بود که چرا با این که استاد خلیلی با جنبش هست، ولی استاد دانش از طرح بدیل حمایت می‌کند. این سؤال سبب برافروخته شدن سعادتی و فصیحی شد و ما ادامه جلسه را به این موضوع اختصاص دادیم تا این رنجیدگی ترمیم گردد.
۵. به طور غیررسمی همیشه اعلان شده است که برای ما گذشته فرد مهم نیست، سن و قیافه و سنتی و تجدد خواه بودن شرط نیست، هرکس در هر مقطع زمانی که از داعیه این جنبش یعنی عبور لین برق ۵۰۰ کیلو ولت از مسیر بامیان حمایت کند و در این راه مبارزه کند ما دست بوسش هستیم.
۶. این مسئله را هم باید پذیرفت که حالا جامعه ما با جامعه ده سال قبل بسیار تفاوت کرده است. بعد از این مردم به داشتن یک معاون رئیس جمهور دل خوش نخواهد کرد. بلکه بیشتر عملکرد کسانی را که به نمایندگی از مردم و با هزینه مردم در هر مقامی حکومتی و غیر حکومتی باشد، مورد بازخواست قرار خواهد داد و کارکردهایش را بررسی خواهد کرد. مسئله رهبران سنتی هم همین‌طور است. یعنی محیط تغییر کرده است و بنا بر این شرایط برای رهبری مردم هم تغییر کرده است. اگر رهبران سنتی ما بخواهند که همچنان رهبر باقی بمانند مجبور هستند که خود را با شرایط جدید تطبیق بدهند، همانطوری که هرکسی که بخواهد ادعای رهبری تجدد گرای جامعه را داشته باشد، باید خود را با شرایط جدید تطبیق بدهد. جامعه ده سال بعد هم بسیار متفاوت تر از جامعه امروز خواهد بود.
نتیجه:
مسئله عبور از رهبران سنتی گفتمانی است که در بیرون از جنبش شکل گرفته و بیشتر علیه جنبش و تقلیل جنبش به یک درگیری داخلی هزارگی استفاده شده است. جنبش روشنایی هرگز برای عبور از رهبران سنتی برنامه‌ای نداشته است. من اطمینان دارم که هرکسی که مطالبات مردم را فریاد کند، از طرف مردم حمایت خواهد شد.
نویسنده: تقی امینی
کد مطلب: 55848
 


 
حسن شریفی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۶-۲۹ ۰۰:۱۱:۲۶
آقای امینی تعجب آور است که شما مصاحبه های برخی رهبران جنبش روشنایی مانند عزیز رویش و جعفر مهدوی، بهزاد و .... را با تلویزیون ها نشنیده اید که به صراحت اعلام کردند که هدف آنها از جنبش روشنایی تغییر رهبری سنتی به رهبری جوان و روشنفکران است. روشنفکرانی سکولار و ضد مذهبی که برخلاف رهبران سنتی و برخلاف مصالح مردم جوانان هزاره را قربان امیال شیطانی خود کردند. این ها همان روشنفکران چپی بودند که با تحریکات شیطانی شهید مزاری را وادار به ایجاد فاجعه 23 سنبله 1373 کردند و سر انجام خودشان فرار نموده و استاد مزاری را قربانی کردند و اینبار همان فاجعه را در دهمزنگ به شکل دیگری سامالن دادند و ده ها جوان تحصیل یافته و متدین هزاره را به خون کشیدند. (17166)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل