آشپز که دو تا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک؛

مذاکرات صلح، قربانی سیاست‌های متضاد دولت‌های غنی و کرزی!

پیام آفتاب: بعد از گذشت بیش از دو سال از عمر دولت وحدت ملی مردم افغانستان به کمترین خواسته خود که صلح سراسری است نه تنها نرسیده‌اند که شاهد جنگ‌های روزافزون خرد و بزرگ می‌باشند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۴ حوت ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۱۴
مذاکرات صلح، قربانی سیاست‌های متضاد دولت‌های غنی و کرزی!
بن‌بست انتخاباتی انتخابات ریاست جمهوری گذشته و به دنبال آن تبلیغات زهر آگین رسانه‌های غرب و برخی شرکای داخلی آن مبنی بر شروع یک جنگ داخلی دیگر آنقدر مردم ستمدیده افغانستان را ترسانده بود که مردم چاره‌ای جز پذیرش حکومت وحدت ملی که با فشار بیرونی و با پاشنه‌های آشیل زیادی تشکیل شده بود، نداشتند. شهروندان کشور از میان بد و بدتر بد را انتخاب کردند و نه تنها جرات پیگیری آرای خود را نداشتند که از ترس کشته شدن لب باز نکردند.

اکنون بعد از گذشت بیش از دو سال از عمر دولت وحدت ملی مردم افغانستان به کمترین خواسته خود که صلح سراسری است نه تنها نرسیده‌اند که شاهد جنگ‌های روزافزون خرد و بزرگ می‌باشند. صلح به عنوان حلقه گم شده مردم افغانستان در حالی دور از انتظار می‌رسد که می‌شد با یک درایت خاص و ایجاد یک اجماع ملی این خواسته دیرین شهروندان کشور را جامه عمل پوشاند؛ ناآرامی‌های کنونی و عدم ایجاد صلح در افغانستان می‌تواند معلول سیاست‌های متضاد دولت‌های پیشین و کنونی و مصداق بارز ضرب‌المثل «آشپز که دو تا شد آش یا شور می‌شود یا بی نمک» باشد.

پر واضح است که پس از خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان از آنجایی که آمریکا و غرب هرگز نمی‌خواستند یک حکومت اسلامی در افغانستان تأسیس شود، در یک چرخش ناگهانی از مجاهدین حمایت‌های دیپلماتیک نکردند؛ پاکستان چون در زمان مبارزه مجاهدین با ارتش سرخ با کمک‌های مالی و تسلیحاتی هنگفتی که از آمریکا دریافت می‌کرد در خاک خود مجاهدین را آموزش می‌داد و مشاوران جنگی این کشور حتی در خاک افغانستان در کنار مجاهدین بودند به تمام زوایای کار در افغانستان آشنا شده بودند. با روی کار آمدن طالبان در افغانستان، پاکستان بیش از پیش برای تسلط بر افغانستان دندان تیز کرد و کار تا جایی پیش رفت که در ذهن به افغانستان به عنوان یکی از ولایات پاکستان نگاه می‌شد. با سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ پاکستان هرگز دست از سر افغانستان بر نداشت و با استفاده از طالبان به نوعی جنگ نیابتی را در افغانستان به پیش برد؛ در چنین شرایطی کرزی به خوبی می‌دانست که اگر قرار است صلحی در افغانستان بر قرار شود بدون جلب نظر یا فشار روی پاکستان امکان‌پذیر نیست. کرزی اما علی رغم سفرهای متعدد به پاکستان در دل هرگز با این کشور همراه نبود و تمایل زیادی به هند که رقیب دیرینه پاکستان بود داشت.

محمد عمر داود زی، وزیر پیشین وزارت امور داخله، در این مورد می‌گوید پاکستان تروریستان را خلق، تمویل و از آنها استفاده ابزاری می‌کند. ما بعد از هشت سال تلاش و زحمت برای مذاکره با طالبان هنوز در نقطه صفر قرار داریم.

وی معتقد است که هرگز نباید از پاکستان توقع داشت در مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان صادقانه میانجیگری کند؛ اگر طالبان را افغان می‌دانیم، باید با آنان صلح کنیم و اما اگر طالبان و تروریستان خارجی در افغانستان می‌جنگند، باید با آنها مقابله به مثل کرد و از تفنگ استفاده نمود.

وزیر پیشین دولت کرزی می‌گوید خواسته‌های پاکستان را نه دولت قبلی و نه دولت کنونی و نه دولت‌های آینده می‌پذیرند.

محمد عمر داود زی گفت: «مذاکرات صلح یک نسخه آزمایش شده است؛ به حکومت قبلی گفتم در این راه نروید که به ترکستان می‌رود، بعد حرف خود را کمی تغییر دادم و گفتم در این راه نروید که به گورستان می‌رود و اکنون نیز می‌گویم در این راه نروید که به ... می‌رود.»

نکته دیگر رابطه نزدیک آمریکا با پاکستان است؛ کرزی در سالهای آخر حکومت خود با آمریکا بر سر مسائل زیادی از جمله کشتار غیر نظامیان در حملات نیروهای بین‌المللی به چالش خورد. این چالش مانع از جلب کمک‌های نظامی بیشتر آمریکا برای توسعه اردوی ملی و نیز رشد اقتصادی گردید.

دولت وحدت ملی با یک تغییر رویکرد اکنون نه تنها با آمریکا رابطه تنگاتنگی ایجاد کرده و به نوعی غلام حلقه به گوش این کشور به حساب می‌آید که به پاکستان نیز نزدیک شده است. رئیس جمهور غنی بر خلاف کرزی پای آمریکا و پاکستان را به مذاکرات صلح باز کرده و به نتیجه کار در حالی خوشبین است که چهار دور از مذاکرات چهار جانبه صلح برگزار شده و نتیجه ملموسی به دست نیامده است.

به نظر نمی‌رسد دولت وحدت ملی نیز از مذاکرات صلح حتی با حضور آمریکا، چین و پاکستان به نقطه دلخواه خود که همان پایان جنگ در افغانستان است برسد؛ اینکه پاکستان در لحظاتی که مذاکرات صلح به نقطه حساس خود می‌رسد راکت پراکنی و معامله گری در این طرف خط دیورند را آغاز می‌کند نشان دهنده این واقعیت است که این کشور با افغانستان یک مشکل کلان دارد و تا زمانیکه این مشکل بزرگ حل نشود، نباید به صلح در افغانستان امیدوار بود.

از طرفی تصور اینکه قدرت‌هایی مثل چین و آمریکا تنها به خاطر افغانستان به اشتراک منافع برسند حداقل در کوتاه مدت بعید به نظر می‌رسد.

رئیس حزب عدالت و توسعه در این مورد می‌گوید وعده‌های رنگی دولت وحدت ملی در مورد مذاکرات صلح نوعی بازی با افکار عمومی است.

سید جواد حسینی تأکید می‌کند برگزاری مذاکرات صلح با این هیاهو تنها طالبان را جسورتر و نیروهای امنیتی افغانستان را تضعیف می‌کند.

نویسنده: حفیظ الله رجبی
کد مطلب: 49456
مولف : حفیظ‌الله رجبی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل