جنگ افغانستان و معادله چند مجهولی!

آیا کلید معمای صلح افغانستان در دستان چین است؟

پیام آفتاب: در اینکه ختم جنگ در افغانستان یک معادله چند مجهولی است کسی شک ندارد اما اینکه چین بعد از سال ها بی طرفی و عدم مداخله یا مشارکت در حل مشکلات جدی افغانستان اینک با عزم به ظاهر راسخ وارد گود مذاکرات صلح دولت وحدت ملی با طالبان شده است، سوالی است که گذشت زمان جواب منفی یا مثبت آن را خواهد داد.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۳ دلو ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۰۱
آیا کلید معمای صلح افغانستان در دستان چین است؟
در اینکه ختم جنگ در افغانستان یک معادله چند مجهولی است کسی شک ندارد اما اینکه چین بعد از سال ها بی طرفی و عدم مداخله یا مشارکت در حل مشکلات جدی افغانستان اینک با عزم به ظاهر راسخ وارد گود مذاکرات صلح دولت وحدت ملی با طالبان شده است، سوالی است که گذشت زمان جواب منفی یا مثبت آن را خواهد داد؛ طالبان و تاکید بر خواسته های همیشگی خویش، عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان، خط لوله گاز تاپی، وارد شدن داعش در افغانستان، تجارت هروئین سی آی ای در هلمند، خواسته های جدید دولت افغانستان، ماندن نیروهای امریکایی در افغانستان و موضع حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار تنها مجهولات کلان معادله پیچیده پایان دادن به جنگ در افغانستان از طریق مذاکرات صلح در افغانستان می باشد. بدون شک حل چنین فرمولی ذکاوت و نیروی فراوانی لازم دارد.
در اوایل ماه جنوری وقتی گفتگو های صلح دولت افغانستان با طالبان این بار با میانجیگری چین و امریکا بعد از رکود نسبتا طولانی ناشی از مرگ ملا محمد عمر، رهبر طالبان، از سر گرفته شد، بسیاری بر این باور بودند که دم مسیحایی چین و امریکا قرار است به یکباره مرده ای را زنده کند اما دو دور از گفتگوهای چهار جانبه بدون نتیجه ملموسی به پایان رسید: شرکت کنندگان مذاکرات چهار جانبه صلح بر گفتگوی مستقیم نمایندگان دولت وحدت ملی و نمایندگان طالبان تاکید کردند و دولت افغانستان نیز اعلام کرد که مذاکرات صلح در صورتی مورد پذیرش است که اتحاد، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان را زیر سوال نبرد. 
به عنوان گام های بعدی دو تن از مقامات طالبان که در قطر هستند قرار است با نمایندگان عالی رتبه چین و پاکستان و بدون حضور و دخالت امریکا به صورت چهره به چهره دیدار و گفتگو کنند؛ این عمل با استراتژی سازمان همکاری های شانگهای به رهبری چین و روسیه که می گوید معمای افغانستان به عنوان یک مساله آسیایی می بایست توسط خود کشورهای این قاره حل شود، مطابقت دارد. چین در این میان با توجه به نقش افغانستان در جاده ابریشم جدید بدون شک به دنبال یک راه حل سریع می گردد.
از حمله تروریستی 11 سمپامبر سال 2001 که زمینه حمله نظامی امریکا به افغانستان به بهانه ریشه کن کردن تروریزم را فراهم کرد تاکنون هیچ کس برنده نشده است: جنگ در افغانستان چهارده سال طول کشیده است، مذاکرات صلح بعد از اعلام مرگ ملا محمد عمر متوقف شد و طالبان علی رغم انشعابات اخیر خیلی ضعیف تر از گذشته به نظر نمی رسند.
 
پاکستان و "عمق استراتژیک"
پاکستان و ایده عمق استراتژیک این کشور نسبت به افغانستان هنوز در فعل و انفعالات سیاسی کابل و اسلام آباد مشکل ساز است؛ داکتر عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی دولت وحدت ملی، از یک سو در سفر به تهران تاکید می کند که تروریزم برای هر دو کشور افغانستان و ایران یک تهدید به شمار می رود و از سوی دیگر در گفتگو با مقامات پاکستان بر پیش برد مذاکرات صلح ابراز امیدواری می کند. 
نواز شریف، نخست وزیر پاکستان، هنوز در عملی ساختن تعهدش مبنی بر به فرجام رساندن مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان و نیز توسعه اقتصادی افغانستان حتی یک گام هم بر نداشته است؛ زمانیکه گفتگوهای صلح به طور غیر رسمی در دوحه قطر در سال 2012 با حضور هشت تن از مقامات طالبان و نمایندگان از افغانستان شروع شد، طالبان از اینکه افغانستان مذاکرات با پاکستان را به گفتگوی مستقیم با طالبان ترجیح می دهد عصبانی بودند: طالبان معتقد اند که از بعد سیاسی و تسلیحاتی هیچ وابستگی به پاکستان ندارند.
این در حالی است که مردم افغانستان به روشنی نمی دانند مذاکرات صلح سرانجام به چه نقطه ای ختم می شود؛ شهروندان افغانستان اما از عواقب شوم دوستی با پاکستان نگران هستند و نمی خواهند نیروهای نظامی  افغان در پاکستان آموزش ببینند.
پاکستان نوعی بازی اهرمی را به پیش می برد: از یک طرف به شبکه حقانی که توسط واشنگتن در لیست گروه های تروریستی قرار داده شده، کمک می کند و از طرفی سعی دارد نشان دهد که طالبان را به پای میز مذاکره با دولت وحدت ملی می کشاند. این در حالی است که پاکستان روی طالبانی که دور ملا اختر منصور جمع شده اند تسلط قوی دارد: رابطه استراتژیک طالبان و ای اس آی هرگز قطع شدنی نیست. تمام طالبانی که در دوحه قطر حضور دارند از سوی سازمان استخباراتی پاکستان رصد می شود.
به نظر می رسد بین مقامات ارتش پاکستان و سازمان استخباراتی این کشور نوعی تغییر دیدگاه و عملکرد ایجاد شده باشد؛ سازمان استخباراتی پاکستان تمام آنچه باید بداند را می داند و در تمام رویدادهای مربوط به طالبان همدست است اما مقامات ارتش پاکستان به پیش برد مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان راغب ترند: آی اس آی پاکستان به افغانستان به عنوان عمق استراتژیک یا کشور تحت سلطه خود نگاه می کند اما مقامات ارتش پاکستان این دیدگاه را ندارند و سفر تک و تنهای ماه گذشته راحل شریف، لوی درستیز ارتش پاکستان، به کابل در همین راستا قابل توجیه است.
 
حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و مذاکرات صلح!
در مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان نباید حزب اسلامی گلبدین حکمتیار را نادیده گرفت: این حزب اگرچه توسط امریکا در لیست ده گروه اول گروه های تروریستی قرار دارد اما در مذاکرات صلح با طالبان نقش کلیدی دارد. حزب اسلامی معتقد است که گفتگوهای صلح باید با محوریت و مدیریت خود افغانستانیها و به دور از مداخله پاکستان صورت گیرد. گلبدین حکمتیار نقش مهمی برای خود در آینده متصور است.
 
داعش
این در حالی است که وقتی به مساله داعش می رسیم، داستان جنگ و صلح در افغانستان پیچیده تر می شود؛ برخی از حلقات نزدیک به حامد کرزی به شمول شهردار سابق کابل بر این باورند که داعش محصول سیاست خارجی اسلام آباد است تا به آسیای میانه سرشار از انرژی، چین و روسیه دست یابد اگرچه در عمل این کار کمی غیر ممکن به نظر می رسد.
 
لوله تاپی
خط لوله گاز تاپی به طول 1800 کیلومتر که از چهار کشور ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند عبور می کند، 10 میلیارد دالر امریکایی ارزش دارد و قرار است تا ماه دسامبر سال 2018 به پایان برسد پروژه مهمی است و افغانستان قرار است برای محافظت از این خط لوله یک نیروی 7000 نفری ایجاد کند. در خوشبینانه ترین حالت قرار است کار مین پاکی مسیر عبور لوله تاپی در ماه آپریل شروع شود.
رئیس جمهور ترکمنستان، قربانقلی بردی محمدوف، قبلا به شرکت های ترکمنستانی "ترکمن گاز" و "ترکمن گاز نفت ستروی" دستور داده است تا 214 کیلومتر از مسیر لوله گاز تاپی را در خاک این کشور اعمار کنند.
لوله انتقال گاز تاپی 773 کیلومتر در خاک افغانستان و 827 کیلومتر در خاک پاکستان را در بر می گیرد و سپس وارد هند می شود؛ اینکه تا سال 2018 چند درصد از این پروژه کلان عملی می شود را گذشت زمان نشان می دهد.
 
خروج نیروهای امریکایی از افغانستان به تاخیر افتاده است!
مایکل مورل، رئیس پیشین سی آ ای، می گوید موضوع تعداد نیروهای نظامی امریکایی که باید در افغانستان نگه داشته شوند دوباره روی میز مقامات امریکایی قرار گرفته است؛ پنتاگون اعلام کرده است که 10000 هزار نیروی نظامی امریکایی را در افغانستان نگه می دارد در حالیکه جنرال جان کمپل، فرمانده نیروهای ناتو در افغانستان، می گوید:"به نظر من هرچه تعداد نیروهای خارجی بیشتری در افغانستان به مدت طولانی تر بمانند بهتر است چراکه علی رغم هزینه 60 میلیارد دالری امریکا روی نیروهای امنیتی افغانستان از سال 2002 تاکنون، این نیروها نمی توانند به تنهایی با طالبان و دیگر گروه های تروریستی بجنگند؛ پنتاگون در آخرین گزارش خود از بدتر شدن اوضاع امنیتی در افغانستان به ویژه در هلمند خبر داده است.
درست چند روز قبل از آغاز مذاکرات چهار جانبه در اسلام آباد نیروهای امنیتی افغانستان درگیر جنگ شدیدی با طالبان در هلمند شدند؛ پیتر کوک، منشی مطبوعات پنتاگون، از کمک نیروهای امریکایی به نیروهای امنیتی افغانستان در این درگیری خبر داد اما نام از به کار بدن کلمه جنگ خود داری کرد و افزود نیروهای امریکایی تنها در آموزش، مشورت دهی و کمک به نیروهای امنیتی افغانستان وارد میدان شده اند.
این در حالی است که طالبان بیش از هر زمان دیگری از سال 2001 تاکنون بر بخش های بیشتری از خاک افغانستان از جمله چهار منطقه از هلمند مسلط شده اند و هواپیما های جنگی امریکایی و نیروهای ویژه این کشور عمل خاصی انجام نمی دهند.
 
سی آی ای و تجارت هروئین در هلمند!
اینکه چرا هلمند امریکایی ها دوباره به هلمند بازگشتند سوالی کلان است: کارشناسان امر بر این باورند که سی آی ای در ولایت هلمند در تجارت هروئین دست دارد و نمی خواهد به راحتی این کار پر درآمد را از دست بدهد.
بنابراین می توان گفت که اکنون با فاز  تازه ای از پروژه گاز و تجارت تریاک در "اوراسیا" روبرو هستیم؛ طالبان جدای از اینکه منشعب شده اند یا نه بر خط قرمز خود که همان گفتگوی مستقیم با امریکاست تاکید می کنند: از نظر طالبان مذاکره با دولت افغانستان معنایی ندارد.
برای طالبان فرقی نمی کند که پروژه تاپی سبب ایجاد یک "پایپلاینستان" با مشارکت ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هندوستان شود یا هلمند در تجارت هروئین سی آی ای بسوزد، طالبان سهم خود را می خواهند، داستانی که از زمان دولت کلینتون تاکنون مطرح بوده است.
اصرار بر حفظ دفتر قطر که به نوعی نمایندگی دولت امارت اسلامی طالبان به شمار می رود، عنوانی که طالبان از سال 1996 تا 2001 در افغانستان با آن حکومت می کردند، خارج شدن از لیست سیاه سازمان ملل اگر نگوییم امریکا و آزادی تمامی زندانیان طالب از دیگر خواسته های طالبان می باشد.
با در نظر داشت این شرایط آیا چین می تواند یک سناریوی برد-برد را در مذاکرات چهار جانبه صلح دولت وحدت ملی با طالبان به پیش ببرد و جنگ را در افغانستان خاتمه دهد. 
باید منتظر ماند و دید!
نویسنده: حفیظ الله رجبی 
کد مطلب: 47525
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل