۱
 

کاهش شانس دستیابی به صلح پایدار

زمان زیادی از بازگشت رهبران دوات وحدت ملی از آمریکا نگذشته بود که طالبان اعلام کردند که دیگر با دولت مذاکره نخواهند کرد. اشرف غنی و داکتر عبدالله عبدالله اوایل سال جدید به واشنگتن سفر کردند و در این سفر در خصوص عدم کاهش نظامیان آمریکایی از افغانستان با مقامات این کشور به توافق رسیدند. قرار بر این شد که حدود ده هزار نیروی آمریکایی در افغانستان باقی بمانند؛ همین تصمیم، طالبان را به واکنش وا داشت و منجر به مسدود شدن مسیر مذاکرات گردید.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۶ حمل ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۲۱
کاهش شانس دستیابی به صلح پایدار
زمان زیادی از بازگشت رهبران دوات وحدت ملی از آمریکا نگذشته بود که طالبان اعلام کردند که دیگر با دولت مذاکره نخواهند کرد. اشرف غنی و داکتر عبدالله عبدالله اوایل سال جدید به واشنگتن سفر کردند و در این سفر در خصوص عدم کاهش نظامیان آمریکایی از افغانستان با مقامات این کشور به توافق رسیدند. قرار بر این شد که حدود ده هزار نیروی آمریکایی در افغانستان باقی بمانند؛ همین تصمیم، طالبان را به واکنش وا داشت و منجر به مسدود شدن مسیر مذاکرات گردید.

طالبان ادامه حضور نیروهای خارجی و نیز برقراری مذاکرات صلح را با هم سازگار نمی دانند و می‌گویند کما فی السابق به جهاد علیه اشغالگری ادامه خواهند داد. پیش از این نیز بارها این مسأله از سوی طالبان عنوان شده بود که خروج نیروهای خارجی از خاک افغانستان را به عنوان پیش شرطی برای شروع مذاکرات می‌دانند و هرگز حضور نیروهای خارجی و برقراری مذاکرات صلح را قابل جمع نمی دانند.

از ابتدای استقرار دولت وحدت ملی به رهبری اشرف غنی، امیدواری‌ها برای برقراری صلحی پایدار در افغانستان قوت گرفته بود و دولت بیش از هر زمان دیگری به رسیدن توافق با طالبان نزدیک شده بود؛ اما برخی سیاست‌های متناقض رهبران دولت، سبب شد که اکنون تمام امیدواری‌ها کمرنگ شده و صلح را حداقل تا زمان خروج نظامیان آمریکایی امری دست نیافتنی بدانیم.

شورای عالی صلح نیز از این تصمیم انتقاد کرده و اعلام کردند باقی ماندن نظامیان آمریکایی شانس دستیابی به صلح را تا حد زیادی کاهش داده است. چند روز پیش «مولوی شهزاده شاهد» سخنگوی شورای عالی صلح اعلام کرد: نهایی شدن تصمیم درباره ادامه حضور نظامیان آمریکایی در افغانستان به فرصت‌های موجود برای پایان یافتن جنگ در کشور آسیب می‌زند.

حقیقت مسأله این است که در این خصوص باید انگشت انتقاد را به سوی رهبران دولت دراز کرد تا طالبان. جنب و جوش رهبران طالبان نشان می‌داد آنها نیز به برقراری صلح و مذاکره با دولت تمایل دارند و مصمم به حل و فصل این جنگ طاقت فرسا هستند. سفر برخی رهبران طالبان به قطر و پاکستان برای

مشورت و هماهنگی درباره مواضع این گروه در مذاکرات صلح، موید این مسأله است که طالبان عزمی جدی برای آغاز گتفگو با دولت داشتند، اما دولتمردان رفتاری عجیب و متناقض از خود نشان داده و در واقع همه رشته‌های خود را دوباره پنبه کردند.

تکاپوی اشرف غنی برای برقراری مذاکرات صلح از طرفی، و اصرار و تمایل بر ادامه حضور نظامیان آمریکا از سوی دیگر، نشان دهنده ضعف ایدئولوژی و نداشتن برنامه‌ای شفاف و واضح برای آینده است. اشرف غنی، کمک برای برقراری امنیت را دلیل ادامه حضور نیروهای خارجی عنوان کرد و حال آنکه در صدد مذاکره با طالبان برای صلح بود. این در حالی است که همه اعضای دولت می‌دانستند ادامه حضور خارجی‌ها در افغانستان با گفتگوهای صلح همخوانی ندارد و قادر به دستیابی هر دوی اینها نیستند.

در حقیقت اشرف غنی باید میان مذاکره با طالبان و برقراری صلح در افغانستان و باقی ماندن نیروهای خارجی یکی را انتخاب می‌کرد که متأسفانه گزینه دوم محقق شد و این نشان می‌دهد انتظارها برای صلح دائمی در کشور باید همچنان ادامه داشته باشد.

از سوی دیگر برخی کشورها، از جمله چین تلاش‌های زیادی برای آغاز این گفتگوها انجام داد و حتی ترکمنستان پیشنهاد میزبانی این مذاکرات را نیز ارائه کرد. پاکستان نیز علی الظاهر متمایل به برقراری این گفتگوها بود و شورای علمای این کشور نیز از این مذاکرات استقبال کرد. مهم تر از همه این موارد اینکه یکی از محورهای اصلی سفر اشرف غنی به ریاض و دیدار با پادشاه عربستان، رایزنی درباره آغاز این مذاکرات بود و عربستان نیز به عنوان پدر معنوی طالبان مستعد کمک برای برقراری روند صلح بود.

همه اینها نشان می‌داد که آغاز گفتگوهای صلح میان دولت و طالبان، امری غیر ممکن و دست نیافتنی نیست اما تصمیم جدید مقامات کاخ سفید مبنی بر عدم کاهش نیروهای خود در افغانستان، مذاکرات را با چالش جدی و بسیار مخرب مواجه کرد. همین امر سبب شد تا مسأله عذر خواهی از طالبان مطرح شود تا فضا را کمی آرام و قابل کنترل نمایند و روند مذاکرات را حفظ کنند.

نکته جالب اینجاست که این سیاست‌های متناقض هیچگاه با واکنش جدی و انقاد مؤثر از سوی نهادهای تأثیر گذار مواجه نمی‌شود. معلوم نیست که تا چه زمانی باید شاهد رفتارهای سلیقه‌ای در دولت باشیم. تصمیماتی که بدون هیچ پشتوانه منطقی گرفته می‌شود و هر روز کشور را دچار التهاب و نگرانی می‌کند.

سیاست‌های عجولانه و بدون برنامه ریزی، به حل بحران‌های کشور کمکی نخواهد کرد. متأسفانه اعضای دولت به گونه‌ای عمل می‌کنند که هنوز مشکلی را حل نکرده مشکلی دیگر می‌آفرینند. اکنون نیز پیوستن کشورمان به ائتلاف ضد یمنی، بحران و چالشی دیگر را ایجاد خواهد کرد و انبار شدن همه این مشکلات، منجر به طاقت فرسا شدن اوضاع کشور خواهد شد و البته اولین کسانی که از این تصمیمات متناقض، عجولانه و اشتباه ضرر می‌کنند «مردم» خواهند بود.

-سید مصطفی موسوی مبلغ
کد مطلب: 32360
مولف : سید مصطفی موسوی مبلغ
 


 
ذکی هستم
Afghanistan
۱۳۹۷-۰۵-۱۱ ۰۶:۲۲:۰۷
برایم اگر لطف کنید همین کتاب پس ازنزوا روان کنید خوب میشود (18450)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل