ریشه‌ها و انگیزه‌های محور عربی- غربی در تجاوز به یمن / علی محمدی

پس از پیروزی جنبش مردمی انصار الله یمن و متحدانش بر حکومت مورد حمایت محور عربی-غربی و فرار منصور هادی از این کشور، حملات هوایی کشورهای غربی-عربی به محوریت و پرچمداری عربستان سعودی، علیه کشور یمن آغاز شده است و این حملات با حمایت گسترده غرب، کشورهای عربی و سکوت معنی سازمان‌های حقوق بشر غربی همراه می‌باشد.
تاریخ انتشار : شنبه ۸ حمل ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۰۵
ریشه‌ها و انگیزه‌های محور عربی- غربی در تجاوز به یمن / علی محمدی
پس از پیروزی جنبش مردمی انصار الله یمن و متحدانش بر حکومت مورد حمایت محور عربی-غربی و فرار منصور هادی از این کشور، حملات هوایی کشورهای غربی-عربی به محوریت و پرچمداری عربستان سعودی، علیه کشور یمن آغاز شده است و این حملات با حمایت گسترده غرب، کشورهای عربی و سکوت معنی سازمان‌های حقوق بشر غربی همراه می‌باشد. هرچند سرمنشی سازمان ملل، کشور چین، روسیه و ایران مخالفت خود را با این حمله ابراز داشته‌اند اما به نظر می‌رسد تهدیدهای احتمالی ناشی از پیروزی جنبش انصارالله و متحدانش علیه منافع عربی و غربی سبب شده است که این کشورها بدون پایبندی به موازین و قوانین بین‌المللی و رعایت حریم یمن و نیز بدون تواجه به عواقب فاجعه بار این حملات، تصمیم عجولانهٔ بگیرند و آتشی را در منطقه شعله‌ور کنند که احتمالاً پیامدهای جبران نا پذیری بر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورهای اسلامی به جای خواهد گذاشت.

انگیزه کشورهای عربی از حمله به یمن

کشورهای عربی منطقه بخصوص عربستان سعودی همواره در امور یمن مداخله کرده و پیش از سال ۲۰۰۰ روابط یمن با این کشور به شدت متشنج بود. پس از موافقتنامه تحمیلی که در سال ۲۰۰۰ میان یمن و عربستان امضاء شد، روابط هردو کشور به سمت بهبود یافتن و دوستی درحرکت بود و عربستان نقش فعالی در تعیین اوضاع سیاسی یمن داشت. آغاز انقلاب بهار عربی از تونس، سرانجام دامن علی عبدالله صالح رییس جمهور مورد حمایت عربستان سعودی را نیز گرفت و منجربه سرنگونی حکومت وی شد. هرچند ترفندها و حمایت‌های بی‌دریغ عربستان تا اواسط هفته قبلی باعث حفظ حکومت بقایای رژیم مورد حمایت آل سعودی شد اما سرانجام منصور هادی ضمن درخواست حمله به یمن از سوی کشورهای عربی و شورای امنیت سازمان ملل، ناگزیز به فرار از این کشور شد. سقوط منصور هادی خطرات گستردهٔ را متوجه کشورهای عربی بخصوص عربستان سعودی ساخت که به برخی از آنها کوتاه اشاره می‌شود:

۱-اختلافات ارضی: در جنگ سال ۱۹۳۴ بین عربستان و یمن، سرانجام بخشی از خاک یمن به اشغال عربستان درآمد و ضمیمه خاک این کشور شد. در سال ۲۰۰۰ عربستان با استفاده از ابزارهای مختلف فشار، یمن را ناگزیر به امضای موافقت نامهٔ ساخت که هم غرامت جنگی را باید پرداخت می‌کرد و هم از بخش اشغال شده کشورش چشم می‌پوشید. هرچند حکومت دیکتاتورانه علی عبدالله صالح این موافقتنامه را امضاء کرد اما مردم یمن مخالف این موافقتنامه هستند واین نگرانی برای سعودی‌ها همچنان وجود دارد که با شکل گیری حکومت مردمی در یمن، یمنی‌ها دوباره خواهان استراد بخش‌های اشغال شده سرزمین شان گردند.

۲-جلوگیری از گسترش اعتراضات در کشورهای همجوار: انقلاب بهار عربی در بسیاری از کشورهای عربی هرچند منجر به پیروزی نشد ولی نظام‌های بسیاری را سرنگون ساخت. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و متحدان دیگرش تلاش کردند که این خیزش بی نظیر مردمی را در کشورهای خودشان سرکوب کنند و از گسترش و سرایت آن در کشور خودشان جلوگیری نمایند. دخالت فعال کشورهای عربستان، امارات، کویت و... در سرکوب مردم در مصر، سوریه، تونس و لیبی امر کاملاً آشکار است. پیروزی سریع جنبش انصار الله در یمن که مرز طولانی و مشترک با برخی از این کشورها دارد، موجب تشدید و تقویت نگرانی این کشورها شده و از این رو، چارهٔ جز مداخله نظامی برای سرکوب قیام یمن ندیدند.

۳-انگیزه‌های فرقه ی: پیروزی انقلاب یمن به پرچمداری شیعیان حوثی برای رژیم آل سعودی قابل پذیرش نیست. زیرا جنبش حزب الله در لبنان، سهم گیری شیعیان عراق در قدرت، استمرار اعتراضات شیعیان در بحرین، افزایش قدرت کشور ایران از نگرانی‌های فرقهٔ رژیم آل سعود به حساب می‌رود.

۴-رقابت منطقه ی: مقاومت و پایداری مردم سوریه در برابر دخالت محور غربی- عربی، شکست عربستان وغرب در لبنان، شکست عربستان و برخی دیگر از متحدان عربی و غربیش در عراق، تقویت روزافزون ایران در منطقه و... از دیگر عوامل نگرانی و دلیل حمله عربستان با حمایت کشورهای غربی و عربی به یمن تلقی می‌شود.

منافع غرب در یمن

کشورهای غربی نیز منافع مشترک و کلانی در یمن دارند و به علاوه اینکه تلاش می‌کنند به منافع و نگرانی شریکای عربی شان نیز اهمیت دهند و به همین دلایل، با تمام توان، موازین بین‌المللی را نقض و از این حملات حمایت کرده‌اند.

در کل، کشور یمن دارای موقعیت استراتیژیک در جهان بحساب می‌رود و تسلط یک حکومت مستقل و مردمی می‌تواند منافع کلان غرب در این کشور را با مخاطره مواجه سازد؛ به عنوان مثال، باب المندب به دلیل موقعیت استراتژیکش می‌تواند عبور و مرور کشتی‌های حامل نفت به مقصد غرب را تهدید کند، به علاوه اینکه خود کشور یمن نیز یکی از کشورهای صادر کننده نفت به غرب می‌باشد. از طرف دیگر، قیام کنندگان علیه رژیم پشین وابسته به کشورهای غربی- عربی، شعارهای تند و تیزی علیه آمریکا و اسراییل سر می‌دادند که نشان می‌دهد استعمار ستیزی و کسب استقلال از محورهای عمده و اساسی انقلاب مردم یمن به حساب می‌رود.

همچنین، گسترش و سرایت دامنه اعتراضات یمن به مردم و ملت‌های دربنده کشیده کشورهای چون عربستان سعودی، منجربه سقوط رژیم‌ها و خاندان‌های مورد حمایت و وابسته به غرب می‌گردد و به این طریق، منافع کشورهای غربی بخصوص ایالات متحده آمریکا بشدت با خطر و تهدید روبر می‌گردد.

به این دلایل، کشورهای غربی همچنان که در سرکوب مردم توسط رژیم بحرین و آل سعود چشم بستند، اکنون از حمله به یمن نیز حمایت می‌کنند و برای خاطر تأمین منافع خود، هیچ‌کدام از معیارهای جهانی وحقوق بشری را حرمت نمی‌گذارند.

- علی محمدی
کد مطلب: 32289
مولف : علی محمدی
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل