کودتای هفت ثور و پیامدهای آن (۲) / سید محمدباقر مصباح‌زاده

پیام آفتاب: گرچه در سال‌های اخیر سلطنت ظاهر شاه که روابط افغانستان با پاکستان و ایران بهبود یافت و این کشور متوجه جذب کمک‌های غرب و متحدین آن در منطقه گردید و از نظر سیاست داخلی نیز گروه‌های وابسته به مسکو اندکی تحت فشار قرار گرفتند، روس‌ها احساس خطر می‌کردند، اما روی آوردن داوود خان به غرب مهمترین عامل تهدید کنندهٔ اهداف و منافع آن‌ها در افغانستان به شمار می‌رفت.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۵ ثور ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۰۹
کودتای هفت ثور و پیامدهای آن (۲) / سید محمدباقر مصباح‌زاده
عوامل تهدید کنندهٔ منافع روس‌ها در افغانستان
گرچه در سال‌های اخیر سلطنت ظاهر شاه که روابط افغانستان با پاکستان و ایران بهبود یافت و این کشور متوجه جذب کمک‌های غرب و متحدین آن در منطقه گردید و از نظر سیاست داخلی نیز گروه‌های وابسته به مسکو اندکی تحت فشار قرار گرفتند، روس‌ها احساس خطر می‌کردند، اما روی آوردن داوود خان به غرب مهمترین عامل تهدید کنندهٔ اهداف و منافع آن‌ها در افغانستان به شمار می‌رفت.
عوامل مختلف از جمله نفرت مردم از کمونیست‌ها و شخص داوود خان به دلیل روش استبدادی و همکاری او با کمونیست‌ها، رشد نهضت اسلامی، عدم توفیق دولت در حل مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و اعمال فشار از سوی شوروی و غیره سبب شد که داوود خان از شوروی مستلزم یک سلسله اقدامات بود که روی دست گرفته شد و در نخستین گام در سال ۱۳۵۳ پرچمی‌ها از کابینه و مقامات بلندپایهٔ دولتی تصفیه گردیدند. در سال ۱۳۵۶ تصفیهٔ عناصر چپ از قوای مسلح هم آغاز شده بود اما با موفقیت همراه نبود چرا که افسران خلقی و وابسته به مسکو در مراکز حساس نظامی نفوذ کرده بودند و شناسایی و تصفیهٔ آن‌ها به زمان بیشتری نیاز داشت. جهت رهایی از فشار اقتصادی و سیاسی شوروی مناسبات افغانستان با پاکستان و ایران و کشورهای عربی متحد غرب در خاورمیانه تقاضای کمک‌های اقتصادی نمود که با استقبال آن‌ها رو به رو گردید.

گرایش داوود به غرب
در سند شمارهٔ ۲ «اسناد لانهٔ جاسوسی شمارهٔ ۲۹، افغانستان» آنچنان انعکاس یافته که رضایت و خرسندی آمریکا را از داوود خان نشان می‌دهد. (۱) آن طوری که از مطالعهٔ سند مذکور بر می‌آید، داوود خان تا حدی به روس‌ها پشت نموده بود که در سال ۱۹۸۷ میلادی خواستار اخراج کوبا، متحد نزدیک شوروی سابق از سازمان کنفرانس کشورهای غیرمتعهد گردید. میر محمد صدیق فرهنگ از قول صمد غوث می‌نویسد که داوود در آخرین سفرش به شوروی در تاریخ ۲۳ حمل ۱۳۵۶ در جریان مذاکره با برژنف از انتقاد برژنف در مورد فعالیت کارشناسان کشورهای غربی در شمال افغانستان برآشفته و جلسه را ترک کرد و با ناراحتی گفت که به احدی اجازه نمی‌دهد به او بگوید چگونه کشورش را اداره نماید. (۲)
مسلماً چنین برخوردی برای روس‌ها با آن خواب و خیالی که در مورد افغانستان داشتند و با آن همه سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی که در ربع اخیر قرن بیستم در این کشور نموده بودند، غیرقابل تحمل بود. روس‌ها تا آن زمان درحدود یک میلیارد دالر وام و سلاح‌های جدیدی چون راکت‌های زمین به زمین و زمین به هوا در اختیار دولت افغانستان قرارد داده بودند و نیز با فعالیت‌های گستردهٔ فرهنگی و سیاسی، گروه‌های وابسته به مسکو را سازماندهی کرده بودند. با توجه به تلاش‌های مذکور نزدیک شدن افغانستان به غرب دست روس‌ها را از این کشور قطع می‌کرد و برنامه‌ریزی‌های شصت سالهٔ آنان را نقش بر آب می‌ساخت.
از سوی دیگر اوج‌گیری انقلاب اسلامی در ایران و متزلزل شدن پایه‌های رژیم سلطنتی در این کشور یکی از عوامل مهم تهدید کنندهٔ منافع روس‌ها در منطقه و حتی جهان به خصوص از نظر ایدئولوژیک به شمار می‌رفت. روس‌ها با در نظر داشت جاذبهٔ انقلاب اسلامی برای مسلمانان پیش بینی می‌کردند که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها مارکسیسم در کشورهای اسلامی و جهان سوم رنگ خواهد باخت بلکه جمهوری‌های تحت اشغال آسیای مرکزی و قفقاز در آن زمان نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت؛ بنابراین، در پی آن شدند که از ابتدا جلو گسترش انقلاب اسلامی را در منطقه سد کنند که یکی از راه‌های این کار دخالت در افغانستان بود که مردم آن همواره حاکمیت اسلامی را می‌خواستند و نهضت اسلامی در آن کشور رو به گسترش بود. بعدها یکی از مقامات بلندپایهٔ شوروی سابق اعتراف کرد که هدف آن‌ها از لشکر کشی به افغانستان، جلوگیری از پیشروی انقلاب اسلامی بوده است.
عوامل تهدید کنندهٔ فوق‌الذکر روس‌ها را بر آن داشت که جهت حفظ منافع شان در افغانستان و مقابله با خطرات احتمالی هرچه سریع تر از فرصت استفاده نمایند. فرصتی که ایران، مهمترین کشور همسایهٔ افغانستان در تب انقلاب اسلامی می‌سوخت، آمریکا و غرب که دامن منافع شان در ایران آتش گرفته بود با سراسیمگی در پی خاموش ساختن این آتش بودند و نمی‌خواستند درگیر بحرانی که روس‌ها برای افغانستان ایجاد می‌کردند شوند، به خصوص که منافع چندانی هم در این کشور نداشتند. در چنین شرایطی که روس‌ها زمان کودتا را مساعد می‌یافتند، دستگیری رهبران هر دو جناح حزب دموکراتیک خلق توسط داوود خان مزیدی بر علت شد و روس‌ها و عمال شان را بر آن داشت که برای نجات رهبران حزب هم که شده کودتای ۷ ثور را به راه اندازند. گرچه احتمال داشت که کودتا زمان دیگری صورت بگیرد و در این رابطه اختلافی هم بین دو جناح خلق و پرچم وجود داشت، چنانچه ببرک کارمل رهبر جناح پرچم در اوایل، کودتای مذکور را زودرس قلمداد کرد. زمینه سازی برای کودتای هفتم ثور علی رغم عجله‌ای که روس‌ها در سرنگونی رژیم محمد داوود خان داشتند، کودتای هفت ثور به طور ناگهانی و بدون طرح قبلی صورت نگرفت. چنانچه نور محمد تره کی یک هفته بعد از کودتا در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که آن‌ها سه سال قبل توان کودتا را داشتند اما می‌خواستند که به قول او اشراف آن‌ها را در حکومت سهمی بدهند. (۳)
روس‌ها بعد از این که مطمئن شدند داوود خان از چنگ کرملین فرار می‌کند، با خونسردی در راستای برنامه‌های اصلی شان زمینهٔ سرنگونی او را فراهم ساختند. آن‌ها در اولین اقدام به تاریخ ۱۸ قوس ۱۳۵۴ «پادگورنی» صدر هیئت رئیسهٔ شورای عای وزیران اتحاد شوروی را به کابل فرستادند تا با تمدید معاهدهٔ بیطرفی و عدم تجاوز میان دو کشور برای مدت ده سال دیگر داوود خان را اغفال نمایند. از این تاریخ به بعد روس‌ها اقدامات براندازی شان را مرحله به مرحله انجام دادند که به هر یک از آن‌ها به طور مختصر اشاره می‌شود.
۱- متحد ساختن دو جناح حزب دموکراتیک خلق. پرچمی‌ها و خلقی‌ها بعد از این که داوودخان در اثر مخالفت قشرها مختلف مردم و عملیات مسلحانه‌ای که علیه او در سال ۱۳۵۴ صورت گرفت، تغییر موضع داد و به کشورهای اسلامی و از جمله ایران نزدیک شد و تبلیغات خصمانه علیه پاکستان را کاهش داد، احساس خطر نمودند. هر دو جناح مذکور که تا آن زمان یکدیگر را به مزدوری سازمان جاسوسی سیا و صدها جنایات دیگر متهم می‌کردند ناگهان اختلافات را کنار گذاشته با پخش اعلامیه‌ای در سرطان ۱۳۵۶ (=جنوری ۱۹۷۷) اتحاد شان را اعلام کردند. در این اتحاد تره کی به عنوان دبیرکلی حزب و ببرک کارمل معاون وی معرفی شدند.
۲- به تعلیق درآوردن قراردادها و موافقتنامه‌های اقتصادی میان افغانستان و شوروی به منظور تحت فشار قرار دادن داوود از نظر اقتصادی، در حالی که از نظر سیاسی در داخل تحت فشار جناح‌های خلق و پرچم قرار داشت.
۳- ترور علی احمد خرّم وزیر پلان دولت داوود. علی احمد خرّم وزیر پلان که از طرفداران غرب در کابینهٔ داوود به شمار می‌رفت، بعد از ظهر ۲۵ عقرب ۱۳۵۶ ترور شد. دولت عوامل ارتجاع سیاه را مقصر خوانده و شخصی را به نام مرجان دستگیر و محاکمه کرد. دلیل محکمی وجود ندارد که قاتل خرّم را مرجان ثابت کند، به خصوص که مرجان را با تفنگ شکاری دستگیر کردند در حالی که خرّم با تفنگچه به قتل رسیده بود. از سوی دیگر مسلمانان مبارز که دولت داوود آن‌ها را عوامل ارتجاع می‌نامید، دلیلی برای کشتن خرّم نداشتند و اگر قرار بود که آن‌ها کسی را ترور کنند، باید عوامل شوروی را ترور می‌کردند. بعضی‌ها عوامل روس‌ها را در قتل خرّم دخیل می‌دانند و دکتر حق‌شناس حتی مرجان را وابسته به جناح خلق از حزب دموکراتیک خلق معرفی می‌کند که اگر چنین باشد و مرجان هم قاتل، تردیدی در مورد دخالت روس‌ها باقی نمی‌ماند.
اگر بپذیریم که در قتل وزیر پلان روس‌ها دست داشته‌اند در آن صورت هدف آن‌ها از این کار مورد توجه قرار می‌گیرد. احتمال می‌رود که روس‌ها از ترور خرّم دو هدف داشته‌اند: یکی اغفال داوود و دیگری از بین بردن مخالفین شوروی و ترساندن داوود خان.
روس‌ها با بهره‌گیری از توطئهٔ قتل خرّم قصد داشتند که داوود را از طرف عمال خودشان خاطر جمع ساخته و خطر اصلی برای رژیم او را نهضت اسلامی و طرفداران غرب معرفی کنند تا بتوانند نقشه‌های مداخله گرانهٔ شان را عملی سازند و داوود را هم مشغول قتل و کشتار نیروهای اسلامی نمایند.
از سوی دیگر اگر توطئهٔ روس‌ها برای قتل خرّم افشا می‌شد، در آن صورت امیدوار بودند که از این طریق به داوود خان بفهمانند که مخالفت با شوروی خطرناک است و او نمی‌تواند از نفوذ آن‌ها در افغانستان جلوگیری کند. این تهدید غیر مستقیم از آن جا قابل درک است که حدود هفت ماه بعد از سفر داوود خان به مسکو و برخورد تند و آزاد منشانهٔ او با برژنف، صورت می‌گرفت.
به هر حال، این توطئه که گفته می‌شود بعداً برملا گردید، سبب ناراحتی بیشتر داوود خان از روس‌ها گردید و او را وادار نمود که برای رهایی ازچنگال مسکو تلاش نماید. اما این تلاش زمانی صورت می‌گرفت که پنجه‌های روس‌ها در قلب ارتش و نیروهای امنیتی افغانستان فرورفته بود و این کشور با مقروض بودن چهارصد میلیون دالر از شوروی، چهارمین کشور بدهکار روس‌ها در جهان شناخته می‌شد. آن هم در حالی که چهل فیصد صادرات افغانستان به شوروی اختصاص یافته بود.
۴- هم آهنگ نمودن افسران مزدور با حزب دموکراتیک خلق. روس‌ها برای این که فرصت چاره اندیشی و مقاومت را از داوود سلب کنند به نظامیان ناشناختهٔ مزدور کرملین در ارتش افغانستان دستور آماده باش صادر کرده و آن‌ها را با حفیظ الله امین هماهنگ ساختند. قابل ذکر است که روس‌ها در دوران سلطنت ظاهرشاه و صدارت محمد داوود خان از سال ۱۳۳۹ ه. ش (= ۱۹۶۰ میلادی) عملیات، نفوذی در ارتش افغانستان را آغاز نموده بودند. اما فعالیت سازمانی کمونیست‌ها در ارتش از سال ۱۳۴۹ شروع شد و در سال ۱۳۵۲حفیظ الله امین از سوی حزب خلق مأمور شد که در ارتش به کار حزبی بپردازد. امین در سال ۱۳۵۵ به حزب خلق به رهبری تره کی اعلام کرد که نیروهای وابسته به حزب در ارتش می‌توانند حکومت داوود را سرنگون سازند اما حزب و شاید روس‌ها مصلحت ندیدند.
۵- ترور میر اکبر خیبر. داوود خان با توجه به ناراحتی شدیدی که از روس‌ها داشت در راستای هدف رهایی از چنگ آن‌ها به تاریخ ۱۳ حمل ۱۳۵۷ (= اپریل ۱۹۷۸) در رأس هیأتی عازم عربستان سعودی گردید و از آن جا به کویت و مصر رفت. او در مذاکراتش با سران این کشورها خواستار مساعدت‌های مالی و سیاسی آن‌ها برای نجات افغانستان از چنگال روس‌ها گردید. کشورهای مذکور و به ویژه عربستان سعودی و ایران به ندای داوود لبیک گفته و کمک‌های مالی زیادی را وعده دادند.
هنوز از داغ سفر داوود به کشورهای عربی، دل روس‌ها می‌سوخت که به تاریخ ۲۱ حمل (= دهم اپریل) همان سال موافقتنامهٔ مرحلهٔ دوم پروژهٔ آبیاری قندز_خان آباد، میان نمایندگان بانک جهانی و سفیر افغانستان در واشنگتن امضا شد و روس‌ها را بیشتر از پیش ناراحت ساخت.
چون محمد خان جلالر یکی از مزدوران کا.گ. ب در سفر مذکور داوود را همراهی می‌کرد، تمام طرح‌ها و نظریات داوود و اعلام همکاری کشورهای عربی با او به اطلاع روس‌ها رسانده شد. روس‌ها که خطر را جدی دیدند، قبل از آن که داوود وارد عمل شده و به سرکوبی و تصفیهٔ عوامل آن‌ها در افغانستان بپردازد، احتمالاً تصمیم به راه اندازی کودتا گرفتند. آن‌ها که از قبل مقدمات کودتا را فراهم کرده بودند، دنبال بهانه‌ای جهت انجام آن بودند. قتل میر اکبر خیبر نظریه‌پرداز جناح پرچم در شام ۲۷ حمل ۱۳۵۷ (= ۱۷ اپریل ۱۹۷۸) چنین بهانه‌ای را به وجود آورد، چرا که پرچمی‌ها و خلقی‌ها این قتل را به دولت داوود خان نسبت دادند.
اسناد و مدارکی مبنی بر دخالت داوود در قتل میر اکبر خیبر تاکنون وجود ندارد، اما از دست داشتن عوامل روس‌ها در این قتل شواهدی در دست است. یکی از این شواهد اعتراف دکتر آناهیتا راتب زاد را می‌توان به حساب آورد. راتب زاد که یکی از اعضای بلندپایهٔ جناح پرچم بود، در مراسم تجلیل از پانزدهمین سالگرد تأسیس حزب دموکراتیک خلق گفت: «همچنان شواهدی در دست است که شادروان میر اکبر خیبر عضو کمیتهٔ مرکزی حزب ما، در تبانی با ارتجاع به وسیلهٔ باند آدمکش و تروریست‌های وحشی وی (حفیظ الله امین) به شهادت رسیده است.» (۴)
هدف عوامل روس‌ها از ترور خیبر می‌تواند دو چیز باشد: یکی این که او مخالف تره کی و امین بود و اتحاد با جناح خلق را نمی‌پذیرفت، در حالی که اتحاد جناح‌های خلق و پرچم در آن شرایط حساس برای روس‌ها خیلی مهم و ضروری بود، به همین دلیل خیبر را به عنوان مانع از میان برداشتند. هدف دیگر آن‌ها از کشتن خیبر ایجاد اغتشاش و فراهم ساختن زمینه و بهانه برای آغاز کودتا بود.
بعد از کشته شدن خیبر، خلقی‌ها و پرچمی‌ها جنازهٔ او را به تاریخ ۲۸ حمل به بهانهٔ تشییع با یک راهپیمایی معترضانه از مقابل کاخ ریاست جمهوری عبور دادند. رهبران خلق و پرچم در مراسم تدفین خیبر در سخنرانی‌ها شان به دولت داوود اخطار داده و از انتقام سخن گفتند.
در رابطه با قتل میر اکبر خیبر آنچه که ظن دست داشتن عوامل روس‌ها را تقویت می‌نماید، متهم ساختن دولت و موضع گیری خصمانهٔ کمونیست‌ها علیه داوود خان است که بیانگر بهانه گیری آن‌ها می‌باشد. اما با وجود شواهد و قراینی که در رابطه با دست داشتن عوامل روس‌ها در ترور خیبر مطرح شد، قراین دیگری حاکی از دخالت نیروهای اسلامی در این قضیه می‌باشد. چنانچه در پیشگفتار جزوهٔ «مشت‌ها باز می‌شوند چهره‌های عریان» که در رابطه با اختلافات جمعیت اسلامی و حزب اسلامی در سال ۱۳۶۸ در پاکستان منتشر گردید آمده است: «... از طرف دیگر نظر بر آن بود که نخست به اختطاف سرکردگان احزاب چپی باید دست یازید تا لانه‌های پخش افکار کمونیزم نابود گردد.»
آقای حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان اعتراف می‌کند که افراد حزب او در قتل خیبر دست داشته‌اند. وی در این رابطه می‌گوید: «... افراد ما یکی از متفکّرین بزرگ کمونیست را به عنوان اکبر خیبر ترورو کردند. برای روز جنازهٔ اکبر خیبر یکی از گروپ‌های ما که در شهر فعالیت داشت تصمیم داشتند که باید این مظاهره را منفجر کنند. متأسفانه مسؤول فعالیت‌های شهری کابل به آن‌ها اجازه نداد و این یک اشتباه بزرگ بود». (۵)
اظهارات آقای حکمتیار را زودرس خواندن کودتا از سوی کمونیست‌ها تا حدی توجیه می‌نماید چرا که کمونیست‌ها در نظر داشتند دولت داوود خان توسط نیروهای دیگر سرنگون گردد و آن‌ها بلافاصله وارد عمل شده و قدرت را در دست گیرند. اما دستگیری رهبران کمونیست‌ها توسط داوود خان آن‌ها را مجبور ساخت که اقدام به کودتا نمایند.
به هر حال، خیبر، چه توسط حزب اسلامی کشته شده باشد و چه توسط عوامل روس‌ها در هر صورت نتیجه یکی است و آن این که زمینهٔ کودتای هفتم ثور ۱۳۵۷ و سرنگونی دولت داوود خان فراهم گردید.

پی‌نوشت‌ها
۱- اسناد لانهٔ جاسوسی شمارهٔ ۲۹، ص ۳۵ – ۴۲.
۲- افغانستان در پنج قرن اخیر، ص ۴۴.
۳- د افغانستان کالنی (سالنامهٔ افغانستان) ۷ ثور ۱۳۵۷ – ۱۳۵۸، شمارهٔ ۴۴، ریاست نشرات وزارت اطلاعات و کلتور، ص ۵۹.
۴- د افغانستان کالنی شمارهٔ ۴۵ – ۴۹، ۶ جدی سال ۱۳۵۸، الی اخیر حوت ۱۳۵۹، ریاست نشرات وزارت اطلاعات و کلتور، مطبعه دولتی، ص ۵۷۱.
۵- اَلبدر، ارگان نشراتی دفاعتر تبلیغاتی مجاهدین افغانستان بخش اروپا شمارهٔ سوم، سال سوم میزان ۱۳۶۷.

نویسنده: سید محمدباقر مصباح‌زاده
کد مطلب: 2623
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/vAy74s
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل