افغانستان، همگرایی منطقه‌ای؛ ضرورت و اهمیت

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۰ قوس ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۰۸
افغانستان، همگرایی منطقه‌ای؛ ضرورت و اهمیت
سیاست های خارجی افغانستان طی بیش از یک دهه گذشته فعال و نسبت به کارکرد داخلی آن، به مراتب موفق تر بوده است. تعامل مبتنی بر منافع دو جانبه با اکثریت قریب به اتفاق کشورهای عضو سازمان ملل، به شمول قدرت های بزرگ جهانی،امری ساده وکم اهمیت نیست؛ هرچند که ظرفیت محدود و پایین در عرصه داخلی ،باعث شد که دولت قادر به استفاده بهتر و بیشتر از این روابط در بازسازی و پیشرفت افغانستان نباشد.
در این میان، استقلال سیاست خارجی افغانستان برای داشتن روابط حسنه و نزدیک با کشورهای منطقه بخصوص کشورهای همسایه بسیار برجسته می باشد که علی رغم فشاربرخی از کشورهای قدرتمند،این اصل به قوت و قدرت قابل توجه محقق شده است. ایجاد و تقویت روابط خوب و دوستانه با کشورهای قدرتمند منطقه‌ای مانند چین، روسیه و هند در کنار برخورداری از روابط فعال دپیلوماتیک با کشورهای غرب از جمله ایالات متحده آمریکا، کار ساده‌ای نیست و با توجه به تحولات پویا و متغییر نظام بین الملل، حفظ آن امر بسی دشوار به نظر می رسد، اما افغانستان به خوبی توانسته تضادها و تناقضات سیاسی در عرصه جهانی را جمع کرده و روابط هوشمندانه‌ای با جهان بر قرار سازد. تاکید بر سیاست حسن همجواری، تاکید بر منافع مشترک و تقویت همگرایی منطقه‌ای از اصول پررنگ و عملیاتی در سیاست خارجی دولت آقای کرزی طی سالهای حکومتش به حساب می رود که موفقیت زیادی را نیز در نجات افغانستان از تهدیدات بیشتر داشته است.
امروزه افغانستان با کشورهای ایران،پاکستان،تاجیکستان و دیگر کشورهای همجوارش روابط دوستانه دارد و حتی علی رغم نقض مکرر امنیت افغانستان از داخل خاک پاکستان، افغانستان هرگز تسلیم گرایشات احساساتی در اعمال سیاست خارجی خود نشده است و همچنان روابط نزدیک و دوستانه با این کشور دارد.
اهمیت و ضرورت همگرایی منطقه‌ای
با توجه به موقعیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی افغانستان، همگرایی و داشتن روابط مبتنی بر اصول چون رعایت منافع متقابل وسیاست حسن همجواری از حیاتی ترین و کلیدی ترین محورهای سیاست خارجی افغانستان به حساب می رود؛ زیرا ساختار جغرافیایی و سیاسی این کشور به گونه‌ای رقم خورده است که بخش اعظم منافع و سرنوشت ما به همکاری و همگرایی با کشورهای منطقه بخصوص کشورهای همسایه گره خورده و تحولات اقتصادی و سیاسی آنان مستقیما بر تغییر مثبت و منفی اوضاع در افغانستان اثر می گزارد. از همه مهمتر، اینکه هم اکنون مصایب و مشکلات که دامنگیر افغانستان می باشند، در واقع تهدیدات مشترکی هستند که کیان و منافع کشورهای منطقه و همجوار ما را نیز تهدید می کنند و مبارزه با آنها نیز تنها در توان یک یا چند کشور نیست بلکه نیاز است تا با تهدیدات از طریق سازمان های منطقه‌ای و همگرایی توام با اعتماد و صداقت تمام کشورهای منطقه و بخصوص همسایگان افغانستان مبارزه شود. تروریسم، مواد مخدر، فقر و تهدیدات ناشی از جهانی شدن اقتصاد، زمانی در این منطقه محو و خنثی می گردند که میان کشورهای منطقه به صورت عموم و افغانستان و همسایه گانش به شکل خاص، اعتماد و سیاست کاملا دوستانه، شفاف و توام با احترام دوجانبه به منافع متقابل همدیگر وجود داشته باشد.
از سوی دیگر، حضور کشورهای فرا منطقه‌ای هرگز نمی تواند سود ناشی از همگرایی های منطقه‌ای را برای افغانستان جبران کند؛ زیرا تاریخ اتحادها و روابط خارجی کشورها نشان داده است که در جهان سرشار از تحولات پویایی سیاسی، نمی توان به دوستی ها و اتحادهای فرا منطقه‌ای به صورت دوام دار دل بست و یا احیانا روی آنها حساب باز کرد. شکل گیری، تشدید و تقویت تشکل های منطقه‌ای دلیل متقن بر این مدعاست و بیان میدارد که هزینه های مالی، افکار عمومی در معرض تغییر داییم، اصل دوستی روابط مبتنی بر منافع موقت و اقتضای بودن منافع و... همواره به عنوان خطرها و تهدیدهای عمده ی اتحاد های فرا منطقه‌ای به حساب می روند و طی زمان نه چندان طولانی، باعث گسست و فروپاشی این گونه روابط خواهد شد.
عمق و پایداری روابط منطقه‌ای از دیگر امتیازهای اساسی در تعامل سیاست خارجی کشورهاست؛ روابط با کشورهای منطقه و همسایه بیشتر بر نیازهای دایمی و مشترک شکل می گیرد و روابط با کشورهای فرا منطقه‌ای بر اساس منافع و مصالح موقت. پیوندهای اجتماعی و انسانی میان ملت های کشورهای منطقه و همسایه، وجود فرهنگ و نگرش های همسان، عقاید و ارزشهای نزدیک بهم و حتی در بسیاری از موارد تاریخ و گذشته مشترک باعث تقویت و شفافیت روابط سیاسی کشورهای همسایه و هم منطقه‌ای می شود و در نتیجه علاوه بر پایداری روابط مبتنی بر اعتماد و اهداف مشترک میان این کشورها و دولت هایشان را تقویت و تضمین می نمایید.

ضیا دانش
کد مطلب: 25497
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل