سخنرانی حجت‌الاسلام دعایی در همایش تجلیل از قیام سوم حوت کابل؛

مبنای معرفتی، راهبردها و راهکارهای قیام‌های الهی / حجت‌الاسلام دعایی

پیام آفتاب: اگر بخواهیم نتایج قیام‌های امثال قیام سوم حوت را به منصهٔ ظهور و ثمر نزدیک کنیم این است که باید نسل جوان را با برنامه‌های صحیح فرهنگی و برنامه‌های درست تربیتی بازسازی فکری و معنوی کنیم تا آن‌ها بتوانند این مسیر صعب العبورمبارزه با تهاجم گستردهٔ فرهنگی دشمنان امت اسلام را انشاءالله بپیمایند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ حوت ۱۳۸۶ ساعت ۰۶:۱۴
مبنای معرفتی، راهبردها و راهکارهای قیام‌های الهی / حجت‌الاسلام دعایی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم- بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا وحبیب قلوبنا ابی القاسم مصطفی محمد وعلی اهل بیته الطیبین الطاهرین. لاسیما بقیةالله فی الارضین عجل الله تعالی فرجه الشریف و جعلنا من خیراعوانه و انصاره و لعن الدائم علی اعدائهم اجمعین. قال الله العظیم فی محکم کتابه: ان الله لا یغیرما بقومٍ حتی یغییروا ما بانفسهم.
بودن دراین جمع فرهیخته با این موضوع بسیار مهم و زیبا [قیام سوم حوت کابل]، برای بنده جای بسی افتخار و سرافرازی است. بحثی را که دراین فرصت محدود می‌خواهم بیان کنم در سه لایهٔ نگرش سازی، راهبردسازی و راهکارسازی است.
در بحث اول، به تناسب موضوع این همایش پرفیض و نورانی یک بحث جامعه شناختی از دیدگاه قرآن تقدیم حضورتان می‌کنم تا مبنای معرفتی یک چنین قیام‌های الهی و مستندی به آموزه‌های وحیانی برای ما بیشتر تبیین شود و بعد از این که نگرش ما بر اساس آنچه که از کلام خدا به دست می‌آید بازسازی شد، باید به راهبرد اساسی دراین گونه قیام‌ها توجه کنیم.
این قیام‌ها به دنبال چه هستند و نقطهٔ مقصد و آرمانی که امثال این قیام‌ها برای رسیدن به آن شکل می‌گیرند، چیست؟
بحث سوم، بحث‌های عملیاتی و راهکاری است. چگونه باید ازحاصل این قیام‌ها استفاده کنیم و آفت‌های آن‌ها را شناسایی کنیم وبرای رسیدن به آن آمال و آرمانها تلاش بهتری داشته باشیم.
در بخش اول دو آیه از قرآن مطرح می‌کنم و فقط به اشاراتی دربارهٔ آن بسنده می‌کنم. در سوره مبارکه رعد و سوره مبارکه انفال واژه «تغییر» در مورد یک بحث جامعه شناختی مطرح شده است. در سوره مبارکه رعد از آیات ۸ تا ۱۱ در یک بستر کاملاً توحیدی این مسئله مورد توجه خدای متعال و قرآن قرار گرفته است. خدای متعال می‌فرماید «الله یعلم ما تحمل کلُ اُنثی و ما تغیض الارحام و ما تزداد و کل شیءٍ عنده بمقدار». ما مسلمانیم، خاصیت و ویژگی مسلمانی این است که اصل اساسی دینمان که توحید است آن را باور کنیم، آن را ذوب کنیم. به تعبیر بسیارزیبای دکتر معصومی درآن ذوب شویم. ببینید که قرآن چگونه آموزهٔ توحید را مطرح می‌کند «الله یعلم ما تحمل کل انثی» آنچه که حمل یک مؤنث است. آنچه که در بستر حمل موجود است، خدامی داند. این چنین نیست که علم خدا فقط بر حمل‌های انسانی تعلق بگیرد، جهان آفرینش باردار حوادث است، خدای متعال همه این حوادث را می‌داند، نه تنها اصل حمل را می‌داند، قبص وبسط، فروکاهش و ازدیاد این حمل و کیفیت تحول و شدن آن را هم می‌داند؛ و بعد یک قاعده کلی را بیان می‌کند «و کل شیء عنده بمقدار» همه چیز قدر دارد در عالم هستی، چرا؟ چون خدا علیم و حکیم است، هندسهٔ عالم به دست اوست، همه چیز را درست و حکیمانه تنظیم کرده و بعد این علم بازگو می‌شود در «عالم الغیب و الشهاده الکبیر المتعال». می‌فرماید که شما متوجه باشید، این کروفرها، جست و خیزها، رفت و آمدها و آنچه که درصحنه‌های ظاهری وعملیاتی و اجتماعی داریم، این‌ها از علم الهی مخفی نیستند. «سواءٌ منکم مَن اَسَرَالقولَ و مَن جَهَرَبه». چه می‌شد اگر قرآن درصحنهٔ زندگی ما پیاده می‌شد و به عنوان کتاب زندگی و درس‌های اجتماعی و حیات طیب ازآن استفاده می‌کردیم.
خداوند می‌فرماید که این اسرار قول و اخفاء عمل برای خدا مساوی است، چرا؟ «له معقبات من بینَ یدیه و من خلفه یَحفَظونه من امرِالله ان الله لا یغیرما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم». جهان هستی صحنهٔ علم خداست، پس، علم الهی جهان گستر است. این علم الهی با اراده انسان چه دربُعد ارادهٔ فردی و چه جمعی ارتباط و تناسبش چیست؟ قضایایی که در بستر زندگی انسان تحقق پیدا کند، همان علم کار را تمام می‌کند؟ آموزه جبر، آن چیزی که سلطنت منحوس اموی در ادبیات و فرهنگ اسلامی منتسب به آن سلطنت دمید و لایزال جامعه اسلامی را از پویش و پویایی و تصمیم به عقب نگه داشت، آیا این چنین است؟ اینجاست که خدا می‌فرماید ما آن علم را داریم، مدیریت آن حمل و زایش آن به دست ماست. اما یک شرط دارد، و شرط آن این است که انسان باید فرماندار این مدیریت باشد. «ان الله لا یغییر ما بقوم حتی یغییروا ما بانفسهم و اذا آراد الله بقوم سوأً». در سنت قطعی الهی محال است که بر اساس این نگرش جامعه شناسانهٔ قرآن، یک امتی از وضعیت موجودش به وضعیت جدیدی تغییر جایگاه و هویت درست بدهد، مگر با ارادهٔ خود ش؛ و بعد می‌فرماید «اذا آراد الله بقوم سوأً فلا مَرَدَ لَه». البته حاکمیت ارادهٔ الهی قطعی است، منتهی این حاکمیت ازمجرای اراده و انتخاب انسان می‌گذرد. «و ما لَهم من دونه من وال» باید بپذیریم که ولایت مطلقه از آن خداست. این بحث درسوره مبارکه رعد مطرح شده و در سوره مبارکه انفال هم آنجا دارد که «ذلک بانَ الله لم یَک مغیراً نعمَه انعَمَها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم» و اگر خدا نعمتی داد سنتش این نیست که آن را تغییربدهد، مگراین که خودتان بخواهید.
در بحث اول مشخص شد هر گونه تغییر در صحنه‌های اجتماعی، چون موضوع آیه تغییر امت است و نعمت است - «نعمة انعمها علی قوم»، هر گونه تغییر اجتماعی از دیدگاه قرآن منوط به خدا و ارادهٔ جمعی انسانی است؛ بنابراین، هرگونه بحثی که صورت می‌گیرد و نگاه‌هایی که درتحلیل مسائل اجتماعی در صحنه‌های مختلف القا می‌شود، [مانند این که] فقط از دست ما که کاری برنمی آید، ماچه کاری می‌توانیم بکنیم؟ ناتو آمده، ارتش سرخ آمده و... مبتنی بر این آیات و معتقدین براین آیات و تجربه‌های اساسی که در طول تاریخ اسلام داشتیم و الآن یکی از آن‌ها را داریم بحث می‌کنیم و سرسفرهٔ این تحلیل زیبا و نورانی نشستیم و استفاده می‌کنیم، به ما این مطلب را اثبات می‌کند وباید به آن ایمان بیاوریم که اگر دربخش‌های مربوط به تغییرات کلان اجتماعی روی خواست مردم کار کردیم، موفق خواهیم شد.
مسئله دوم، بحث‌های راهبردسازی است، مبحث اول نگرش سازی بود. دررابطه با بحث راهبرد سازی فقط من به استناد بسیارزیبایی روایی گزارش تقدیم می‌کنم و خواهش می‌کنم که شما تعقیب بفرمایید و حتماً این استناد را به دقت مطالعه کنیم که همان نسخهٔ اساسی وضعیت کنونی جوامع اسلامی ما و جامعهٔ اسلامی افغانستان عزیزمان همین است. این نسخهٔ شفابخش، فرمایشات آن دردانهٔ عالم هستی حضرت سید الشهداء (ع) است که سال‌ها قبل از قیام شان در زمان معاویه، حضرت فراخوانی داشتند، بیش ازهزارنفرازصحابه و تابعین را در «منی» درزیرخیمه خودشان جمع می‌کنند و خطبه‌ای می‌خوانند که سند این خطبه در اوج اتقان است و محتوای آن خطبه نسخهٔ شفابخش تحولات سیاسی واجتماعی تمام جوامع اسلامی است. خطبه سه بخش دارد و در کتابی که به همین عنوان «خطبه حضرت در منی» درنجف توسط یکی ازمحققین و فضلای برجسته، آیت الله نجمی طراحی و تدوین شده به شکل مبسوط آمده است. من به گوشه‌هایی از آن به عنوان راهبردهای اساسی قیام‌های اجتماعی اشاره می‌کنم.
حضرت در بخش دوم فرمایشات شان به جمعی که درحضورشان هستند خطاب می‌کنند واین در حالی بوده است که سلطه اموی جهان اسلام را در چنگال خودش فشارمی داده که هیچ‌کس جرأت بیان حقیقتی ازحقایق قرآنی و نبوی را درآن زمان نداشته است. اما حضرت درمنی خطبه می‌خوانند و می‌فرمایند: «ای گروه حاضر! شما گروهی هستید که به علم و دانش شهرت دارید و از شما به نیکی یاد می‌شود و به خیرخواهی و اندرزگویی و به راهنمایی معروف شده‌اید و به خاطرخدا در دل مردم شکوه و مهابت دارید. آیا این چنین نیست که همهٔ این احترام‌ها و قدرت‌ها ازآن جهت به شما نائل شده که به شما امید می‌رود تا به اجرای قانون خدا کمرببندید، اگرچه در بیشتری قوانین خدا کوتاهی کردید؟. چرا نخبگان، عالمان، فرزانگان و رهبران در جامعه احترام دارند، چون از آن‌ها انتظار می‌رود که دین خدا را پیاده کنند.»
حضرت می‌فرماید: «بیشتری حقوق الهی را که به عهده دارید، فروگذاشته‌اید، حق ملت را خواروخفیف کرده‌اید، حق افراد ناتوان را ضایع کرده‌اید، اما درهمان حال به دنبال آنچه که حق خویش می‌پندارید برخاسته‌اید، خودگراشدید، نه پولی خرج کرده‌اید و نه جانی را در راه آن به خطر انداخته‌اید. شما آرزو دارید و حق خود می‌دانید که خداوند بهشت وهمنشینی با پیامبرش و ایمنی ازعذابش را برشما ارزانی دارد. ای کسانی که این چنین انتظاراتی ازخدا دارید، من ازاین بیمناکم که نفرت و خشمش برشما فرود آید، زیرا درسایهٔ عظمت وعزت خدا به منزلت بلند رسیده‌اید ولی خداشناسانی را که مبلغ خداشناسی هستند احترام نمی‌کنید.»
حضرت می‌فرماید: «شما به چشم خود می‌بینید قراردادهای اجتماعی و مناسبات و نظامات جامعهٔ اسلامی زیر پا نهاده می‌شود «فلا تبصرون» اما هیچ نگران نیستید. در حالی که به خاطر پاره‌ای ازتعهدات پدرانتان آشفته می‌شوید. گرایش‌های قومی و فامیلی اصل هستند، اما گرایشات اسلامی بسیار کمرنگ؛ و اینک تعهداتی که در برابر پیامبر انجام گرفته مورد بی اعتنایی است. نابینایان، اشخاص کرولال، زمینگیر و ناتوان درهمه شهرها بی سرپرست مانده‌اند.»
لحظه‌ای برویم زیرخیمه حسینی، ۱۴۰۰ سال قبل آقا دارد سخن می‌گویند، این سخن‌ها مال امروز هست یا نیست؟. و این است نشانهٔ جاودانه بودن منطق وحی. حضرت به سخنانش ادامه داده و می‌فرماید: «نه مطابق شأن و منزلت تان عمل می‌کنید و نه به کسی که به این سان عمل می‌کند و به ارتقای شأن شما می‌کوشد، مدد می‌رسانید. با چرب‌زبانی و چاپلوسی و سازش با ستمکاران خود را در برابر قدرت ستمکاران حاکم ایمن می‌گردانید. فقط تلاش دارید که به نظام سلطه نزدیک شوید، تمام آن‌ها دستورات خداوند است به صورت نهی یا تناهی که شما از آن غفلت می‌ورزید. بدانید مصیبت شما از مصایب همه مردم سهمگین تر است و یا منزلت و مقام علمایی را از شما بازگرفتند، چون درحقیقت امورادارهٔ کشور و صدوراحکام و تصویب برنامه‌ها باید به دست شما دانشمندان روحانی که امین حقوق الهی و دانای حلال و حرام همه امورهستید، اجرا شود. اما اینک مقامتان را از شما بازگرفته و ربوده‌اند و این که چنین مقامی را از دست داده‌اید، هیچ علتی ندارد جز این که از پیرامون حق پراکندید.»
حضرت بعد از این که تبیین می‌کنند نقطهٔ اساسی آرمان حرکت اسلام که اقامهٔ دولت کریمه و دولت عدل و بسط احکام الهی است، به آسیب‌شناسی مربوط به این یعنی کوتاهی علما ونخبگان جامعه و تأثیر گذاران برجامعه اشاره می‌کند و راهکارش را اشاعه می‌فرماید. حضرت می‌فرماید: «شما اگر مردانی بودید که بر شکنجه و ناراحتی شکیبا می‌بودید و در راه خدا حاضر به تحمل ناگواری می‌شدید، آن وقت مقررات برای تصویب پیش شما آورده می‌شد و به دست شما تصویب وصادرمی شد و شما مرجع کارها قرار می‌گرفتید. اما شما به ستمکاران مجال دادید تا این مقام را از شما بستانند و اجازه دادید حکومت به دست ایشان بیافتد تا بر اساس سست حدس و گمان به حکومت بپردازد و طریقه خودکامگی و اغناء شهوت پیشه سازد.»
این بیانات نورانی امام ادامه دارد و در پایاین حضرت خطابش را ازمخاطبین به سمت خدای متعال عدول می‌دهد و می‌فرماید: «خدایا! تو می دانی که ما نه برای قدرت و نه ثروت، بلکه برای تحقق دین تو و اصلاح واقعی بلاد تو و آوردن امنیت برای مظلومین عبادت و عمل به فرایض واحکامت قیام کردیم.»
بخش سوم، براساس آنچه که به شکل یقینیً می‌شود فتوا صادر کرد اولویت کارهای فرهنگی است. تردید نباید کرد که براساس نگاه صحیح در بررسی نهادهای اجتماعی، نهاد فرهنگ مبنایی‌ترین و زیربنایی‌ترین نهادهاست. در زمانی که ارتش سرخ با لشکر جرار، دژخیم وخون آشامش پارهٔ تن امت اسلام را اشغال کرده بود، جهاد، جهادی با تیر و تفنگ و مبارزهٔ آنچنانی بود، اما در حالی که ناتوی فرهنگی با ابزارهای فکری وعقیدتی و سرریز کردن مدل‌های ضد دین به جوامع ما هجوم آورده‌اند، راه مبارزه با آن چیست؟
آیا راهکاری جز تقویت بنیان‌های فکری نسل جوان می‌توانیم داشته باشیم؟ آیا جز با بصیرت و مدیریت یک نهضت فرهنگی اصیل و صحیح که تمام این مشکلات را در درون خودش حل کند و آنچه که به عنوان بزرگترین آفات درونی و بیرونی یک امت مطرح است، آن‌ها راپوشش بدهد و جبران کند و نسل جدیدی که دل‌های آماده مشغول به فراگیری است آن را به سمت تربیت متعالی اسلامی با آموزه‌های ملی صحیح سوق دهد، راه دیگری داریم؟
اگر بخواهیم نتایج قیام‌های امثال قیام سوم حوت را به منصهٔ ظهور و ثمر نزدیک کنیم این است که باید نسل جوان را با برنامه‌های صحیح فرهنگی و برنامه‌های درست تربیتی بازسازی فکری و معنوی کنیم تا آن‌ها بتوانند این مسیر صعب العبورمبارزه با تهاجم گستردهٔ فرهنگی دشمنان امت اسلام را انشاءالله بپیمایند و مبتنی براین می‌خواهم عرض کنم که عزیزان! چرا این همایش و من و شما اینجا هستیم، کشورعزیزافغانستان برای حضور ثانیه‌ای ما و شما استنصار می‌کند. ندای هل من ناصر ملت مظلوم افغانستان برای حضور سربازان رشید فرهنگی اش به آسمان بلند است. هرکسی که توانایی رزمیدن دراین سنگرنورانی جهاد فرهنگی را دارد، باید به این عمل و رهنمون سید الشهدا (ع) در صحنه واقعی بصیرت بخشی و استفادهٔ جوانان افغانستان و هرکجایی ازپاره‌های تن امت اسلام، دراین سنگرمشغول رزم و ترویج معارف صحیح باشد. از خدای متعال می‌خواهیم به ما و شما توفیق شناخت صحیح حقایق قرآن و عمل خالصانه و مجاهدانه به این آموزه‌های وحیانی را مرحمت فرماید. والسلام علیکم و رحمة الله.
-حجت‌الاسلام دعایی
کد مطلب: 2051
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل