۱
 

فروش معادن کشور خنجری در سینۀ ملت / پروفیسور عبدالصبور فروزان

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۸ حوت ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۲۴
فروش معادن کشور خنجری در سینۀ ملت / پروفیسور عبدالصبور فروزان
در مصاحبه‌ی با محترم پروفیسور عبدالصبور فروزان استاد سابق دانشگاه کابل و فعلآ پروفیسور بر حال در یکی کالیج‌‌های شهر نیوجرسی ایالات متحده امریکا داشتم. موصوف در رابطه به ارزش معادن و نقش آن در اقتصاد آینده‌ی کشور مفصلآ صحبت نمودند که متن آن صحبت را در قالب یک مقاله علمی و تحلیلی حضور خوانندگان محترم پیش کش می‌دارم.

سوال (امان معاشر):استاد محترم! در رابطه به ارزش‌های معادن و نقش آن در آیندۀ اقتصاد کشور ما افغانستان معلومات بدهید.
جواب (پروفیسور عبدالصبور فروزان): فروش معادن کشور خنجری است در سینه ملت
خدا آن کشوری را سروری داد که تقدیرش بدست خویش بنوشت
بدان ملت سرو کاری ندارد که دهـقانش برای دیگری کشت
باز خیانت دیگری انجام شد و معاهدۀ ننگین به ننگینی معاهدۀ دیورند توسط دستگاه بد نام حامد کرزی به امضآ رسید. این بار معدن حاجیگک بامیان را که اساس صنعتی شدن افغانستان را در آینده تشکیل می‌داد برای کشور هندوستان بفروش رسانیدند و امکانات صنعتی شدن افغانستان را برای ابد از بین بردند. سه سال قبل در یک زدو بند خاینانه دولت حامد کرزی معدن مس عینک لوگر را که یکی از بزرگ‌ترین معادن مس در جهان کنونی شناخته می‌شود بدون ارزیابی مفاد آن برای چینایی‌ها بفروش رسانید. دراین معامله ننگین وزیرسابق معادن حامد کرزی اقای ابراهیم عادل متهم است که در یک مجلس رشوه ستانی که بین او و چینایی‌ها در دوبی منعقد گردید سی میلیون دالر کمایی نمود. اینکه خود حامد کرزی چه مقدار پولی را در این معامله از چینایی‌ها اخذ نموده است تا اکنون معلوم نیست. ولی یک مسأله واضح است که قبل از امضا و بفروش رسانیدن این معدن حامد کرزی به صورت سری و بدون اجازه امریکایی‌ها به چین سفر می‌کند که حتی سفارت امریکا در کابل از این سفر آگاه نمی‌شود و اسباب آزردگی مقامات امریکایی را بوجود می‌آورد.
وقتی ابراهیم عادل رسوا شد حامد کرزی برای جلو گیری از رسوا شدن خودش و دیگران در این معامله او را از سمت وزارت معادن برکنار نمود و وحیدالله شهرانی را به عنوان کاندید وزیر به شورای ملی معرفی نمود موصوف بعد از رای اعتماد شورای ملی به عنوان وزیر معادن افغانستان وارد کابینه حامد کرزی گردید.
 وحیدالله شهرانی که در رشته معدن تحصیل ننموده و رشته موصوف مسایل تجاری و اقتصادی می‌باشد و از یکی دانشگاه‌‌های انگلستان ماستری اخذ نموده است. آقای شهرانی به دستور شخص حامد کرزی و فیصله شورای عالی وزرا در راس یک هیات که متشکل از سه وزیر و افراد که به عنوان کارشناس امور معادن معرفی شده بودند تلاش مجدانه‌ای نمودند که هر چه عاجل‌تر معادن افغانستان را بفروش برسانند؛ و در این راستا چنان موفق استند که در طی کمتر از یک سال و نیم چهار معدن بزرگ کشور را به بیگانگان بفروش رساندند. وزیر معادن در بیانه‌ای اخیرش اظهار نمودکه او تصمیم داردتا ماه مارچ 2012 دو معدن طلا و یک معدن لیتویم را نیز بفروش رساند. تشنگی آن‌ها در این راستا چنان است که ایشان در پلان دارند تا در هر سالی شش معدن را به بیگانگان بفروش برسانند و لقب کفن کش نو را کمایی نمایندتا کفن کش سابقه یعنی ابراهیم عادل دعای خیر حاصل نماید.
وزیر معادن و همکارانش که بفروش معدن آهن حاجیگک بامیان که یکی از غنی‌ترین معادن آهن در جهان است (شصت و پنج فیصد آهن) در ماه نوامبر 2011 نایل گردید. قبلا یک معدن طلا را در بدخشان برای کمپنی (J.P.Morgan) بفروش رسانیدند و معدن مرمر و رخام هرات را که نذیر ان در تمام کره ارض دیده نشده است به سرمایداری از ایتالیا بفروش رسانیده‌اند. ایشان در اوایل دسامبر 2011 با (Jan Kulzyk) جان کلکوچگ یک ثروتمند پولندی در خارج از افغانستان ملاقات نمودند و به موصوف وعده دادند که با او معامله خواهد کرد تا یکی از معادن طلا دیگر را در بدخشان برایش بفروش برسانند. جالب این است که آقای کرزی رییس جمهور قرار بود که به لندن برود و با این ثروتمند پولندی دیدار نماید ولی نسبت حادثه دلخراش دهم محرم که توسط برادران نا راضی او (طالبان بی فرهنگ) در کابل، مزار شریف و قندهار صورت گرفت و شصت و دو تن از هموطنان ما را شهید ساخت سفر خود را به تعویق انداخت.
باید خاطر نشان نمود که آقای حامد کرزی چندی قبل پیش از بفروش رسانیدن معدن آهن حاجیگک بامیان به هندوستان سفر نمود. اینکه در این سفرها چه زد و بندها و چه معامله و معامله گری‌‌های در کار است کس از آن نمی‌داند، ولی این بر همه واضح است که آقای کرزی در تذویر و معامله گری بی نظیر است. در دسامبر 2011 اقای کرزی و وحیدالله شهرانی در یک معامله عجولانه بخشی از مناطق نفت و گاز خیز افغانستان را در شمال کشور به چینایی‌ها بفروش رسانیدند. این خبر برای ملت بیچاره ما که در سر مای کشنده‌ی زمستان به سر می‌برند و توان گرم کردن خیمه‌‌های توته و پارچه و کلبه‌‌های تاریکشان را ندارند، دل هر انسان را می شکافد که چپاول گران بی رحم و بی عاطفه در وطن جا گرفته‌اند نه شهامت دارند و نه بصیرت.
دردناک‌تر اینکه آقای وحیدالله شهرانی در این اواخر در سخنرانی‌ای که نمود و اظهار داشت که او آماده است تا بعد از تاریخ ماه مارچ 2012 زمینه‌ی بفروش رسانیدن دوحوزه بزرگ دیگر نفت و گاز خیز کشور را در شمال افغانستان مساعد می‌سازد. اگر این کار عملی گردد افغانستان برای همیشه از داشتن انرژی برای تاسیس صنایع محروم خواهد شدو وابستگی کشور برای انرژی نفت و گاز به خارج مسأله دایمی می‌شود و امکانات تولید صنایع خفیفه که از تصفیۀ نفت و گاز و مشتقات آن بوجود میاید به کلی از بین می‌رود و هموطنان ما آرزوی را که زمانی از نفت و گاز کشور خود استفاده نمایند و از وابستگی به کشور‌‌های دیگر فارغ گردند، باید به کلی از سینه‌‌های شان بیرون سازند. در همین بیانیه‌اش که گاه گاهی وحیدالله شهرانی یادآور می‌شود که در همین مقطع زمان قسمت دیگری از معادن آهن حاجیگک را نیز بفروش می‌رساند تا آرزوی صنعتی شدن کشور را برای همیشه محوه نماید. موجودیت معدن آهن و معدن نفت و گاز در یک کشور اصل اساسی برای صنعتی شدن آن کشور بشمار می‌رود. افغانستان با از دست دادن این دو اصل دیگر توان صنعتی شدن خود را برای ابد از دست خواهد داد و جای برای تولید و ایجاد صنایع ثقیله و صنایع خفیفه در آن باقی نخواهد ماند.
دولت چین و هندوستان از جمله کشور‌‌های اند که وجود فساد اداری در کشور‌‌های که دارای ذخایر غنی معدنی‌اند و زمامداران ضیف النفس و غیر مردمی در آن‌ها حاکم اند استفاده نموده با دادن رشوه و معامله گری‌‌های نا پاک با این زمامداران معادن و ذخایر طبعی ان‌ها را در اختیار خود می‌آورند. یکی از این مثال‌ها در شرایط کنونی عبارت از معامله گری است که کشور چین با رییس جمهور موزامبیک نمود و معدن مس آن کشور را در اختیار خود در آورد. قرار اطلاعات موثق از منابع بین المللی عاید سالانه این معدن سه بیلیون دالر تخمین شده است که فقط صد میلیون دالر آن درآمد سالانه کشور موزامبیک داردمیشود و متباقی آن به اساس زد وبند که صورت گرفته است به صورت مخفیانه به حساب ریس جمهور موزامبیک می‌رود که کسی حتی وزیر مالیه آن کشور از آن اگاهی نداشت. این مثال را به خاطر آن آوردم که هموطنان عزیز من بدانند که امکانات چنین زد و بندها و معامله و معامله گری‌ها میان رییس جمهور حامد کرزی و دولت چین در فروش معدن مس عینک لوگر صد فیصد موجود است. چون از یک جانب ابراهیم عادل وزیر معادن وقت او در گرفتن سی میلیون دالر رشوه از چینایی‌ها متهم شد و از جانب دیگر رییس جمهور حامد کرزی در گرفتن پول از بیگانگان تشنگی خاصی دارد. چنانکه قبلا موصوف در گرفتن شش میلیون دالر ماهانه از کشور ایران چون دزد با پشتاره با آقای عمرداودزی رییس سابق دفتر حامد کرزی و سفیر فعلی او در پاکستان در میدان هوایی کابل افشآ شد. بدا به حال ملتی که رییس جمهورش جیره خوار بیگانگان باشد.
معامله گری‌‌های که در فروش معدن افغانستان به خارجیان صورت می‌گیرد صد فیصد به نقص و زیان کشور و مردم اند. چون این معامله گری‌ها توسط دولتی صورت میگرد که در فساد اداری مقام دوم را در جهان داشته و به اساس احصاییه که توسط دوکتور مرادیان یکی از کار شناسان امور افغانستان صورت گرفته است شصت و هشت فیصد اعضای کابیه و مقامات بلند رتبه دولت افغانستان حداقل دارای دو دوسیه اختلاس و رشوه ستانی می‌باشد. پس هر تصمیمی را که چنین دولت اتخاذ می‌نماید تصمیم نادرست و عمل خاینانه و به ضد منافع ملی کشور و مردم ما است و پیامد درد ناک و الم انگیز را در آینده ببار خواهد اورد.
استفاده از مواد معدنی کشور توسط بیگانگان نه تنها سود برای مردم و کشور ما ببار نمی اورد، بلکه سبب بروز فاجعه‌‌های بشری و افزایش تشنجات سیاسی و تولد نا راحتی‌های اجتماعی و پیدایش امراض سرطانی و امراض صعب العلاج الوده شدن اب‌‌های زیر زمینی از بین رفتن زمینهای زراعتی، ملوث شدن خاکهای زراعتی، مسموم شدن حیات ابی در حوزه دریا‌‌های کشور می‌گردد. تفاله‌‌های حاصله از استخراج معادن توازن طبعی را در ان مناطق به هم زده سبب بوجود امدن شرایط کم ابی در یک منطقه و تولید خطرات سیلابهای مدهش در مناطق دیگر می‌گردد.
اقای وحیدالله شهرانی در بیانیه‌‌های خود مکررا یادآوری می‌نماید که فروش معادن کشور به بیگانگان زمینه کار و پیدا کردن نان را برای مردم میسر می‌سازد. ولی جناب عالی‌شان از این بی خبر است که انگلیس‌ها هم چنین وعده عوام فریبانه را برای هندوستانی‌ها می‌دادند که حاصل ان یک شکم نان در یک روز بوده کار ان بطرف تفاله‌‌های سوزان معدنی که سر انجام گاندی بزرگ آن ملت را بیدار ساخت.
تجربه نشان داده است که هیچ کشوری در جهان از فروش معادن به بیگانگان به تعالی و ترقی نرسیده است و مردم آن‌ها نتنها منفعتی از ان ندیده‌اند بلکه بر عکس به بدبختی‌های الم‌انگیز فاجعه‌‌های و دلخراشی را نصیب شده‌اند و تنها عده‌ای محدودی از معامله گران و سود جویان از آن منفعت برده‌اند. به طور مثال از زمانی که آل سعود امتیازات و بهره برداری نفت و گاز کشور عربی را به کمپنی‌‌های بیگانه بفروش رسانیدند چندین دهه میگذرد و تاثیر آن در زندگی مردم عربستان چنان است که به قرار چشم دید دانشمند گرامی دوکتور فرید یونس مردم ان هنوز نمی‌داند که زمین کروی است و شهزاده‌ی از آل سعود چهل میلیون دالر را برای روز تولدش در فلوریدای امریکا به مصرف می‌رساند و زنها به جرم رانندگی در آنجا مجازات می‌شوند.
مثال دیگری از این قماش معدن مس سندک در پاکستان است که سال‌ها از فروش ان به چینایی می‌گذرد ولی تاثیر اندکی در بهبود زندگی مردم ان محل وارد نکرده و در عوض استخراج این معدن آلودگی‌های محیطی و امراض صعب العلاج را در انجا ببار اورد و مزارع و باغستانهای ان مردم را از بین برده است.
در کشور نایجیر زمامداران سود جوی آن ذخایر نفت و گاز این کشور را که در دلتای دریای نایجر قرار دارد به خارجیان بفروش رسانیده‌اند. سالیان درازی از ان گذشته است و تاراج ذخایر نفت و گاز این کشور توسط اجنبی‌ها قسمت اعظم زمین‌های زراعتی و ساحات ماهیگیری مردمان آن محل را که برای ایشان آرامش و زندگی ببار می‌آورد، تخریب نموده و حاصل زمین خود را از دست داده‌اند مردم این محل را به فقربی نذیری دچار نموده است. زمانی که مردم محل درک نمودند که بیگانگان ذخایر طبعی شانرا چپاول می نمایندو مزارع شانرا آلوده با فضله‌‌های معدنی می‌کنند، دسته‌‌های فدایی را ترتیب دادند وبالای کمپنی‌‌های خارجی حمله ور شدند تا پروسه چپاول ذخایر طبیعی‌شان را مختل سازند. کمپنی‌‌های خارجی مذکور بر علاوه قتل و کشتار مردم این محل از استخدام مردم بومی آن خود داری نمودند. تا به این ترتیب ایشان را در مضیقه‌‌های اقتصادی قرار دهند و خود حاکمیت مطلق بالای معادنشان داشته باشند. به همین ترتیب سیرالیون از جمله کشور‌‌های دیگری است که مردم آن قربانی تاراج ذخایر معدنی شان توسط کمپنی‌‌های خارجی گردیده‌اند اجنبی‌ها به خاطر تاراج معادن الماس این کشور چنان خونریزی‌ها و قتل و غارت گری‌ها را در این کشور انجام داده‌اند که سیرالیونیها الماس خود را به الماس خون لقب داده‌اند.
موزامبیک کشور دیگری است که تاراج ذخایر مس و طلای آن مصیبت‌های دلخراشی را بالای ساکنین آن ببار اورده است و کشمکشهای خونین، فساد و جنایات تکان دهنده بشری را در ان کشور فروان ساخته است.
در کانگو سالانه به ارزش یک بیلیون دالر طلا استخراج و تاراج می‌شود که تنها سی و هفت هزار دالر ان در سال به بودجه ملی این کشوروارد می‌شود و بقیه آن به کیسه بیگانگان می‌ریزد. فقر و فاقه به این کشور به حدی است که در روی زمین نظیر ان دیده نمیشودو کمپنی‌‌های اجنبی از ریختن خون انسانهای بیگناه و پامال حرمت ایشان باکی نمی‌نمایند.
با در نظر داشت این تجارب تلخ و تراژیدی‌‌های دلخراش در کشور‌‌های نامبرده به یقین می‌توان گفت که فروش معادن کشور توسط حامد کرزی و همدستان او برای بیگانگان آغاز بدبختی‌های جدیدی برای مردم افغانستان بوده و کشور را وارد یک مرحله جدید تشنج و خونریزی و فقر و فاقه بیشتر می‌کشاند.
دولت حامد کرزی با تلاش بی مانند وزارت معادن افغانستان را که کانون پژوهشگر‌‌های علمی و مرکز بزرگ تحقیقاتی در کشور بود به وزارت معادن فروشی تبدیل نموده است و باید بدانند که استفاده از ذخایر معدنی کشور زمانی به منفعت وطن و مردم ما تمام می‌شود که این معادن توسط خود مردم افغانستان استخراج شود و ما مواد معدنی خود را بکشور‌‌های دیگر بفروش رسانیم نه معادن خود را. حامد کرزی و تیم همکارش به خطا رفته‌اند و آنها به عوض مساعد ساختن زمینه‌‌های فروش مواد معدنی که عبارت از استخراج آن توسط خود مردم ما است به فروش خود معادن کشور اقدام نموده‌اند.

امان معاشر، خبرنگار آزاد

کد مطلب: 17651
 


 
حقجو
۱۳۹۰-۱۲-۱۸ ۱۳:۲۴:۰۰
جناب معاشر صاحب سلام به واقعت مطلب علمی و تحقیقی را به نشر گذاشته اید خدا کند مسوولیت در رابطه تجدید نظر نمایند
میم (2860)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل