۷
 

پیام حکمتیار/ عبقری

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۶ جدی ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۱۵
پیام حکمتیار/ عبقری
مژده ای همو طن برای شما
خصم گر دیده آشنای شما
گلبدین در غم وطن گشته
یار و محبوب جان و تن گشته
او که می‌ریخت بهر تان تیزاب
راکت‌اش می‌رسید به‌موقع خواب
او که می‌سو خت شهر و بازارت
شده اکنون ز جان و دل یارت
ریشش اکنون سفید می‌بینم
لرزه اش مثل بید می‌بینم
ترس از هیبت عدو دارد
از سر ترس گفتگو دارد
طالبان‌اش به انشعاب شده
جانش از ترس در عذاب شده
خط نو شته به‌یار خود «سیاف»
که به‌قربان ریشت ای نداف
پخته‌ی ریش من سفید ببین
تو مرا زار و نا امید ببین
روی داری مرا بکن استاد
که گلو یت( گلبدین) ز عرش کین افتاد
پول های جهاد بسیار است
عمر کم گشته مرگ بیدار است
همگی عیش چور کابل کرد
آرزوی‌ای مرا به‌دل گل کرد
که به مانند دیگری حضرات
بگذارم درین وطن اثرات
کنم اعمار خانه‌های قشنگ
که فراموش شود حوادث جنگ
من‌که بودم امیر قتل و قتال
بی خبر بوده‌ام ز ما ضی و حال
چرخ دوران مرا سبق آمو خت
در همه کار ها نسق آموخت
با هزاره برادری خواهم
تا جکان را به یاوری خواهم
ازبک هم نور دیدگان منست
حال؛ هرکس عزیز و جان منست
گر زدم راکتی هزارهزار
بود دستور حضرت بادار
کشته‌ام مر دمان؛ نه دسته‌جمعی
کرده‌ام من درین قتال کمی
دختران را ز درس ترساندم
در ره‌ی مکتبش بمی ماندم
دختر مکتبی چکار آید؟
خدمتی مادرش کند باید
بی حجاب مثل کافران باشد
سوی مکتب چرا روان باشد
مکتب و درس بهر مردان است
مرد ها آورنده‌ی نان است
زن به منزل به‌کار خانه شود
نه که بازار ها روانه شود
زن به دفتر نمی پذیرم من
همه دانند چسان شریرم من
آشتی خواهم ای عزیزانم
گر چه از چشم های تان دانم
که ندارید میل دیدارم
من هم امروز آرزو دارم
که نمایش دهم توانم را
ثروت و منصب و نشانم را
که منم گلبدین حکمتیار
جنگجوی و شریرو جنگ سالار
گر چه دارم میان تان یک چند
دوستانی براه  خود پابند
شهنواز در وطن وکیل منست
یار همرزم و بی‌بدیل منست
گر چه او بود سا بقا کافر
غسل کردست و توبه‌ی وافر
ریش مانده کنون بسان خودم
هست هم‌کیش و هم‌زبان خودم
نوشته عبقري
کد مطلب: 13261
 


 
سید حبیب الله صوفیان
۱۳۸۹-۱۰-۲۶ ۰۹:۱۵:۰۰
السلام و علیکم و رحمت الله
واقعا درست است خداوند غضب بیشتر به قا تلان و ظا لمان کند و این شداد تاریخ را که اسلام عزیز ما را بد نام کرده یعنی گلبدین شیطان یار را که خود را نا خود آگاه حکمتیار تو صیف میکند به غضب دنیوی و اخروی گر فتار کند
مع السلام سید حبیب الله صو فیان (1505)
 
جاوید از کابل
۱۳۸۹-۱۰-۲۶ ۰۹:۱۵:۰۰
(جواب به شعر بی سر و پای عبقری) جناب عبقری، وقتی همت شعر نویسی و دروغگو پراگنی را به اساس عقده های غلط خود کردی، باید همت نشر نام تان را نیز میکردید. اسفا! به حال چنان شخصی چون شما که اولاً نشر این سروده تان چه ربطی با این حال و احوال داشت؟ ثانیاً شما یا کاملاً از شخصیت جناب عالیقدر حکمتیار بی خبرید، یا تجاهل کرده اید و یا هم عناد کور شما واداشت تا چنین چرندیات را به شکل شعر نه بلکه به شکل مهر بسرائید. ترا به الله قسم که گاهی هم برادر حکمتیار را علاقمند به کاخ نشینی و درباری بودن دیده اید، (شما چی که همکیشان تان هم ندیده اند) اگر وی و یا اعضای حزب اسلامی در فکر قدرت و منصب میبودند و اسلام و نظام اسلامی که برای آن این حزب بزرگ بوجود آمده است برای شان مطرح نمی بود، پس هرکز حضور گروهک های دیگر را در کنار خود تحمل نمیکرد و قبل ازانکه ملاقات با ریگان رئیس جمهور وقت امریکا را رد می نمود، با نیروهای روسی و رژیم های مزدور وقت کابل کنار می آمد و اصلاَ موضوع احزاب و گروهک های دیگر را بزودی پایان می بخشید. اما واه! چی جالب که پذیرفتید که شما و همکیشان تان مصروف چور و چپاول و رقابت در قصر سازی ها در کشور و بیرون کشورید(که در حقیقت عامل عمده فساد اداری در حکومت هستید). ولی لطف نموده یک ساختمان مجلل را که مربوط به اعضای حزب اسلامی باشد، نشان دهید. بازهم ممنون که پذیرفته اید که حزب اسلامی خانه هر افغان مسلمان اعم از ازبک، هزاره ، پشتون وتاجک و دیگر اقوام بوده و یگانه حزب نیرومند ملی در کشور محسوب میگردد و هر نوع تبعیض حرام را نمی پذیرد. اگر شما از اهالی واقعی شهر کابل که در زمان جنگهای در کابل حضور داشتند بپرسید، آنها واقعیت را برای تان خواهند گفت که چی کسانی خانهای شان را ویران، و خانواده های شانرا با توپ بستند؟ آری! اماکنی راکت باران گردید که دیگر مفسدان دران توان مقابله را از دست داده بودند، و آن ساحات در تسلط نیروهای حزب قرار داشت، مثل چهلستون، دار الامان، کارته نو، شاه شهید، مکرویان های کهنه، هود خیل و غیره ولی برعکس مناطق چون مکرویانهای سه و چهار و وزیر اکبر خان ده افغانان و حومه های آنها که از از تپه نادرخان فاصله چندانی نداشتند، چرا مورد هدف نیروهای حزب قرار نگرفتند و تخریب نشدند؟؟!! این حزب از مردم و در بین مردم است هرگز در تلاش تخریب مردم خود نخواهد بود، ولی این رسانه های دولتی در خدمت یک گروهک به شمول بی بی سی و صدای امریکا بودند که به نفع همین مزدور تبلیغات داشتند و همیشه در تلاش زدودن حزب اسلامی بودند، مصمم شدند تا میله تفنگ یک گروهک خاص و همپیمانانش را به شمول حمایت کامل روسیه، ایران، پاکستان و امریکا متوجه حزب اسلامی نموده و تبلیغات رسانه های غربی و بیرونی را نیز با آن همصدا سازند. و چون این مقابله با حزب اسلامی ناکافی بود، ناچار گروهک دیگری را که از کاسه آی اس آی پاکستان آب میخورد و میخورد بنام طالب در قندهار علیه حزب اسلامی به جنگ آماده سازند که حاکمان ناکام کابل از آنها بنام فرشته گان نجات نام میبردند و برای تقویت حاکمیت آنها مراکز حزب را تا غزنی و میدان وردگ بمباران نمودند. جناب عقبری دروغگو! لطف نموده به تاریخ چند سال قبل مراجعه کنید و ببینید که حزب اسلامی سازمانی اسلامی را در پاکستان برای زنان ایجاد نموده و فعالیت های زیادی را این سازمان برای تنظیم، تعلیم و رشد فکری زنان انجام داده است و مکاتب زیادی برای دختران در داخل و هم در دیار هجرت(که سلسله آن هنوز هم ادامه دارد) تأسیس کرد و اگر همین حالا شما به مکاتب و پوهنتون های دولتی و شخصی افغانستان مراجعه کنید، اکثر استادان تعلیمات اسلامی از طبقه اناث را کسانی تشکیل میدهند که در دامن نهاد های تعلیمی حزب اسلامی تحصیل نموده اند. باید عرض کرد که ما جنگجو نه بلکه مجاهد هستیم، و جهاد را چون روزه ونماز بر خود فرض میدانیم، و تا زمانیکه حکم جهاد باقی باشد تفنگ خویش را هرگز از شانه پائین نخواهیم کرد، اگر دیروز به یمن پروردگار و حمایت مردم مسلمان افغانستان حزب اسلامی توانست روسها را بزانو در آورد، انشاء الله دور نیست که سایه سیاه امریکائیها را نیز عنقریب به یمن الله بی همتا از سرزمین خویش دور خواهیم ساخت و یا شهادت که آرزوی دیرینه هر مجاهد است نصیب مان خواهد شد که مشتاقانه در انتظار آنیم. ما مسلمانیم و وقتی عهدی بیستیم بران استوار خواهیم بود، گروهای که بنام مجاهد در کنار حزب اسلامی در پاکستان فعالیت داشتند همه عهد بستند که هرکسی که از بدنه رژیم مزدور نجیب دور شود ویا با ضربه کاری به دولت نجیب وارد کند و به مجاهدین بپیوندد، مجاهدین از آنها استقبال میکند، که این کار را شهنواز تنی کرد و به مجاهدید تسلیم شد. به امید آنکه مورد هدایت الله متعال قرار گیرید. (1677)
 
ahmad
۱۳۸۹-۱۰-۲۶ ۰۹:۱۵:۰۰
بسم الله الر حمن الرحیم

السلام و علیکم و رحمت الله و بر کات
خواننده گان مسلمان و امتان رسول مقبول !
آقای از لابلای سنگلاخ های پاکستان ملحد و افغان کش با مغز .. بر استاد عبقری حمله ای تروریستی نو شتاری نموده که از ... قبیله سا لار و جنگسا لار حکمتیار آدم کش است.
ای قا تلین مردم افغانستان و بخصوص کا بل سوخته !
مرگ همه بندگان یزدان نصیب تان باد ؛ شما هنوز جرءات میکنید روی صحنه سخن بیا یید ؟ چون اسلامیت در شان تان ... بخود جرات میدهید شما ها بد ترین مخلو قات روی زمین استید و رهبر شما که دستانش الی ارنج بخون ملت رنگین است .
چه فجایع را که شما نکردید ؛ هرکه در کابل بیاید مستقبل دارد غیر شما و رهبر شما .
اگر شما اعضای حزب به اصطلاح اسلامی اسلامیت میداشتید با دیگر مجا هدین عزیز همسنگر میبودید و مانند شان یکجا داخل کا بل میشدید ؛ شما فرزندان پاکستانی ها .....
آیا تمام مردم کابل کمو نیست بود هیچکس در زمان نجیب گاو کلمه نمی خواند که شما راکت قیر می کردید ؟
شما انشا الله هر چه زود تر به غضب خدا گر فتار می شوید و جهنم منتظر تان است اگر کلام الله مجید را از کسی شنیده باشید جای شما
پته آخر دوزخ است که با کمو نیست ها یکجا خواهید سوخت.
از همین قلم خجا لت بکشید و زبان تانرا ببندید. لعنت اله علی القوم الظالمین . (1696)
 
داکتر شاهد
۱۳۸۹-۱۰-۲۶ ۰۹:۱۵:۰۰
سلام خدمت احمد خان!
جناب تو گمانم از جنت خط آوردی که اینقدر راحت فتوای دوزخ رفتن را صادر میکنی ویا هم بادارت اوباما این امر را داده است
اول مجاهدینیکه خودت یاد کردی همین ها بودند که بادار های خود را به دست خود به کابل داخل کردند
مجاهد او است که سابق هم در سنگر بود وحالا هم تو شاید همو وقت هم کدام ملی بودی وحالی هم تو از کدام عقده یی شخصی ای حرفها را میزنی درغیر حقیقت به مثل آفتاب روشن است .
تو گفتی که شما چطور جرئت حرف زدن را کردید
الحمد لله در حزب اسلامی از اول نهضت تا بحال کدر هایی موجود بود وهست که در تمامی احزاب دیگر وجود ندارد ولی وای بر حال شما که نمیدانم از کدام کثافت دانی بلند شده وین چرنیات را نوشتی (1697)
 
Masoud saly
۱۳۸۹-۱۰-۲۶ ۰۹:۱۵:۰۰
سلام
مناظره خوبی است من هم بخود اجازه میتم که کمی صحبت کنم:
همو برادریکه از گلبدین (...) دفاع میکند اگر جرات دارد با هر یک از کا بلیان صحبت کند تا پس از صحبت و دفاع نزد داکتر دندان مراجعه خواهد کرد.هی بیادر نوشته که عالیقدر حکمتیار قصر نشین و کاخ نشین نبود ؛ واقعا همینطور اس چون لیاقت قصر را ندارد یک ... هیچوقت در قصر کار ندارد کار ... در بین مردم اس ؛ لالا جان امروز که ما در خارج آمدیم و مسافر شدیم همه از جنگهای گلبدین جان بود ؛ امروز که اولاد ما تر بیه خارجی میشود همه عصیان بگردن امیر حزب اسلامی است این امیر تباه کن افغانستان بود ؛ است و خواهد بود.
من چندان به بیت نه می فا مم مگم همو شاعر که خود را عبقری میگه درست گفته اگه غلط میگفت به ربانی و محسنی و مجددی و دیگران نیز همین قسم بیت نو شته میکرد باز گذشته ازین تمام تلو یزیون ها و کمپیو تر ها امیر را ملامت گفته اند و میگویند تو که از او دفاع میکنی ایمانت را بر باد مید هی .
خدا یار تان
مسعود (1699)
 
nabi@yahoo.de
۱۳۸۹-۱۰-۲۶ ۰۹:۱۵:۰۰
ﺎن ــ ﺁﮔﺴﺖ ١٩٩٧م

ﺑﺎز ﺣﮑﻤﺘﻴﺎر!!!
ﻣﻄﺎﻟﻌﮥ ﺷﻌﺮ ﺁﻗﺎﯼ ﻋﺒﻘﺮﯼ اﻧﺘﺸﺎرﻳﺎﻓﺘﮥ ١٤ﺟﻨﻮرﯼ ٢٠١١ در ﺳﺎﻳﺖ ﻣﺤﺒﻮب "اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن ﺁزاد ــ
ﺁزاد اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن" ﺑﻨﺎم «ﭘﻴﺎم ﺣﮑﻤﺘﻴﺎر»، ﻣﺮا ﺑﻪ ﻳﺎد ﺗﻌﺪادﯼ از اﺷﻌﺎرم اﻧﺪاﺧﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ هﻤﻴﻦ
ﺁدرس در ﻣﻘﺎﻃﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ زﻣﺎﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ، اﻣﺎ ﺑﻪ دﻻﻳﻠﯽ «اﮔﺮ ﺑﮕﻮﺋﻴﺪ از ﺗﺮس، درﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪ
ﺁﻳﺪ» ﺑﻪ ﻧﺸﺮ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ اﺳﺖ، اﻣﺎ ازاﻧﺠﺎ ﮐﻪ اﻳﻦ ﺳﺮﻣﮥ ﺁزﻣﻮدﻩ، ﻣﯽ رود ﺧﻮد را دوﺑﺎرﻩ در دﻳﺪﻩ هﺎ
ﺑﺰﻧﺪ، ﻣﻦ ﻧﻴﺰ ﭘﻨﺎﻩ ﺧﺪا ﮔﻔﺘﻪ ﻳﮑﯽ از هﻤﺎن اﺷﻌﺎر را ﺗﻘﺪﻳﻢ دوﺳﺘﺪاران ﺷﻌﺮ و ادب ﻣﯽ ﮐﻨﻢ :

هﻤﯽ ﮔﻮﻳﻨﺪ، اﻳﻨﮏ ﺑــــــﺎز ﺣﮑﻤﺘﻴﺎر ﻣﯽ ﺁﻳﺪ اﮔــــــــﺮ ﺁﻳﺪ، ﭼﻪ ﻧﺎﻣﻴﻤﻮن و ﻧﮑﺒﺘﺒﺎر ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ﺑﻪ رﻓﻊ درد ﻣﺎ هﺮﮔـــــــﺰ ﻧﻤﯽ ﺁﻳﺪ، اﮔﺮ ﺁﻳﺪ ﭘــــــﯽِ ﺁزار ﻣﯽ ﺁﻳﺪ، ﭘِــــﯽِ ﮐﺸﺘﺎر ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ز ﮔﻠﺰار وﻃﻦ ﺑﺮﭼﻴﺪ ﺧــﺮﻣﻦ ﺧــﺮﻣﻦ ﮔﻞ را ﭼﻮ ﺧـــــﺎر راﻩ ﻣﺮدم ﺑﺎز در ﮔﻠﺰار ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ز ﭘﺎﮐﺴﺘﺎن و اﻳـــــــﺮان، ﻣﻨﺸﺄ وﻳﺮاﻧﯽ ﻣﻴﻬﻦ ازاﻧﺠﺎ ﮔــﺮگ ﻣﻴﺨﻴﺰد، از ﻳﻨﺠﺎ ﻣﺎر ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ﮐﻪ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﮐﻪ اﻳﻦ ﻇﺎﻟﻢ ﭼﻪ ﺑﺎزﯼ در ﻧﻈﺮدارد ﮐﻪ ﭼﻮن ﻣﮑﺎرﮔﺎن هـــﺮدم ﺳﺮ ﺑﺎزار ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ﺑﻪ ﺑﻨﺪ و ﺑﺴﺖ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎن و ﺑــﺎ اﻳﺮان ﺧــﺪا ﻧﺎﮐﺮدﻩ ﮔﺮ ﺁﻳﺪ، ﺑﺴﯽ ﺧﻮﻧﺨﻮار ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ﻧﻤﻴﺪاﻧﺪ ﮐﻪ زﺧﻢ ﺟـﺎن ﻣﻴﻬﻦ ﺳﺨﺖ ﺧﻮﻧﻴﻨﺴﺖ ﮐﻪ دﻳﺪم ﺳﻴﻞ ﺧﻮن از ﭘﻴﮑﺮش ﺧﻮﻧﺒﺎر ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ﺑﻪ ﺧــــــﺎﮎ ﻧﻴﺴﺘﯽ ﮐﺮدﻩ ﺑﺮاﺑﺮ ﺷﻬﺮ ﮐﺎﺑﻞ را «ﭘﯽ ﺗﻌﻤﻴﺮاﻳﻦ وﻳﺮان» ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻌــﻤﺎر ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ز ﺳﻮز و ﺁﻩ ﺁﺗﺸﺒﺎر ﻣﺮدم ﺗــــﺮس ﮐﯽ دارد ﺣـــــــــﺬر اﯼ دردﻣﻨﺪان، ﺑﺎز ﺁﺗﺸﺒﺎر ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ﻓﺮﻳﺐ وﻋﺪﻩ هﺎﯼ ﺑﯽ اﺳﺎس او ﻣﺨـﻮر اﯼ دل ﮐﻪ ﻗـﺎﺗﻞ ﺑﺎ هﻤﺎن رﻳﺶ و هﻤﺎن دﺳﺘﺎر ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ﺑﻐﻴﺮ از ﻗﺘﻞ و ﻏﺎرت، ﺧﺎﻧﻪ وﻳﺮاﻧﯽ ﻧﻤﻴﺪاﻧﺪ ازﻳﻦ ﺗﺎرﻳﮑــــﺪل ﮐﺎرﯼ هﻤﻴﻦ ﻣﻘﺪار ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
ﻣﺮا از ﮔﻔﺘﻦ ﺷﻌـــــــﺮﯼ ﻣﻼﻣﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ اﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺑﻴﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔـــﻮﻳﻨﺪ ﺣﮑﻤﺘﻴﺎر ﻣﯽ ﺁﻳﺪ
"اﺳﻴﺮ" اﻳﻦ ﮔﻔﺘﻪ را ﺳﻔﺘﯽ ﺑﺮو ﭘﻨﻬﺎن ﺷﻮ از ﭼﺸﻤﺶ
وﮔـــــــــــﺮﻧﻪ ﺑﺮ ﺳﺮت ﺑﺎ ﺗﻮر و ﺑﺎ ﺗﻠﻮار ﻣﯽ ﺁﻳ (1701)
 
faqir kapisa
۱۳۸۹-۱۰-۲۶ ۰۹:۱۵:۰۰
zenda bad hekmatyar
mordah bad komonist
marg bar kasanike bar zed hekmatyar mujahed rahe din sohbat mikonand (1704)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل